وَ مِزاجُهُ مِن تَسنيم؛عَيناًيَشرَبُ بِهااَلمُقَرَّبون..........................اِنّااَعطَيناکَ الکَوثَر تسنیم کوثر
» مفتی سابق مصر: علی (ع)ظهور داعش را پیش بینی کرده بود
» تاسوعا و عاشورای حسینی تسلیت باد
» ساپورت‌پوشان و آغاز ریشه دواندن عریان‌گری
» آیا می دانید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
» شهادت جانسوز امام علی(ع) تسلیت باد
» فضیلت های شب قدر
» حلول ماه مبارک رمضان مبارک باد .
» میلاد مهدی موعود مبارکباد
» اعیاد شعبانیه مبارک باد . . .
» رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد
درباره ما

این وبلاگ درمورد حجاب و جایگاه حجاب در اسلام و سایر ادیان و نیز دیگر ارزشهای اسلامی ، به منظور آشنایی بیشتر خوانندگان ایجاد شده است که امیدوارم با عنایت پروردگار به هدفمان که ارزش نهادن به حجاب و دیگر ارزشهای اسلامی است ، دست پیدا کنیم.
نويسندگان
پيوندهاي وبگاه
» سایت جامع دفاع مقدّس
» منتظران مهدی بخشایش
» پرتال آگهی استخدام
» منتظران یوسف زهرا
» کاردستی های من
» لبیک یا خامنه ای
» از خاک تا افلاک
» وبسایت جان آقا
» ارزش گمشده
» خبرگزاری آران
» نرم افزار ایثار
» این سایبریون
» مهدیه آبسرد
» شهد شهادت
» دختر چادری
» مقر موعود
» علم الهدی
» دیار شهریار
» آوای یاس
» عطر جنّت
» گلشن راز
» راز نماز
» سلامت
» حیات
» تلنگر
» حجاب
» زحل
» تکیه
» مبارز
» منجی
» حرف تو
» دفتر غم
» مدل پالتو
» نگین لفور
» نهال امید
» تبریز بیدار
» تولید ایرانی
» عینک ریبن
» بانک تست
» مدیر بازرگانی
» تسنیم - تبریز
» کسب درآمد
» پاتوق دختران
» فراتر از واقعیت
» آذربایجان بیدار
» امام زمان(عج)
» آتشكده ي سرد
» خرید پد کینوکی
» مهدی خواهد آمد
» اسلام از منظر الله
» خداوند(قرآن)انسانها
» جانم فدای امام نقی(ع)
» پژوهشکده عفاف و حجاب
» موسسه فرهنگی عادیات
» بسیجی مظهر صبر و بصیرت
» مرکز فرهنگی ، مذهبی علویون
» مهندسی معکوس 2سیّده تاخدا
» پایگاه اطّلاع رسانی سپاه عاشورا
» اولین روزنامه جهانی شهرستان شبستر
» حجاب محدودیت است برای چشمهای شیطانی
» حرفی برای گفتن
مطالب قرآنی


به تسنيم ، کوثر خوش اومدين لطفا دلنوشته بذارين .ممنون


  • آرشيو مطالب
    موضوعات مطالب
    » 1 اسفند(۱)
    » 10 محرم(۱)
    » 12 آذر(۱)
    » 12 اردیبهشت(۱)
    » 13 آبان(۱)
    » 13 رجب(۱)
    » 14 خرداد(۱)
    » 2012(۱)
    » 22 بهمن(٢)
    » آب(۱)
    » آتش سوزی پیرانشهر(۱)
    » آدم خواری(۱)
    » آزادی(۱)
    » آیا می دانستید(۱)
    » آیین(۱)
    » آیین الهی(۱)
    » اباعبدالله(۱)
    » اجبار(۱)
    » اجتماعی(۱)
    » احادیث(۱)
    » احادیثی در مورد رمضان(۱)
    » اربعین امام حسین(٢)
    » ارزش(۱)
    » ارزش چادر(۱)
    » اس ام اس روز پدر(۱)
    » استقبال از رمضان(۱)
    » استکبار(۱)
    » اسلام(٢)
    » اعمال روز اربعین(۱)
    » اعمال شب اربعین(۱)
    » اعمال ماه رجب(۱)
    » اعیاد شعبانیه(۱)
    » افتخار به کار(۱)
    » امام حسن مجتبی(۱)
    » امام حسین(۱)
    » امام حسین(ع)(٦)
    » امام خامنه ای(۱)
    » امام خمینی(ره)(٥)
    » امام خمینی و حجاب(۱)
    » امام زمان(۱)
    » امام علی(۱)
    » امام علی (ع)(٢)
    » امام علی النقی(۱)
    » امام موسی کاظم(۱)
    » امام هادی(ع)(۱)
    » انتخابات(۱)
    » انقلاب اسلامی(۱)
    » اهر(۱)
    » اول مدرسه(۱)
    » ایام فاطمیه(۱)
    » ایام فاطمییه(۱)
    » با حجاب(۱)
    » بد حجابی(٢)
    » بدحجابی(۱)
    » برهنگی(۱)
    » بسیج(۱)
    » بعثت(۱)
    » بهداشت تغذیه روزه داری(۱)
    » بهداشت تغذیه ماه رمضان(۱)
    » پایان دنیا(۱)
    » پایان رمضان(۱)
    » پوشش(۱)
    » پیامک روز پدر(۱)
    » پیروزی انقلاب اسلامی(۱)
    » پیش بینی امام علی (ع) درمورد داعش(۱)
    » تاریخچه(۱)
    » تاریخچه بد حجابی(۱)
    » تاریخچه حجاب(۱)
    » تاریخچه شب یلدا(۱)
    » تاسوعا و عاشورا(۱)
    » تبریک روز پدر(۱)
    » تسلیت(۱)
    » تسنیم(۱)
    » تغذیه ماه رمضان(۱)
    » توهین به پیامبر(٢)
    » توهین به مقدسات(٢)
    » جمعه(۱)
    » جمهوری آذزبایجان(۱)
    » جنگ تحمیلی(۱)
    » چادر(٢)
    » چادر مشکی(۱)
    » چادر ملی(۱)
    » چرا امام حسین قیام کرد؟(۱)
    » چرا چادر(۱)
    » چرا حجاب(٢)
    » حافظ قرآن(۱)
    » حجاب(٢٩)
    » حجاب اسلامی(۱)
    » حجاب در اسلام(۱)
    » حجر بن عدی(۱)
    » حضرت زینب(٢)
    » حضرت فاطمه(٤)
    » حضرت مهدی(۳)
    » حقیقت شب قدر(٢)
    » حلول مله شعبان(۱)
    » خیرین مدرسه ساز(۱)
    » دادگاه(۱)
    » داعش(۱)
    » داعش در کلام امام علی(۱)
    » دختر پیرانشهری(۱)
    » درد دل(۱)
    » دسامبر(۱)
    » دعا(۱)
    » دفاع مقدس(۱)
    » دلایل حجاب(۱)
    » دلیل حجاب(۱)
    » دهم محرم(۱)
    » دهه فجر(۳)
    » دین اسلام(۱)
    » دیوار(۱)
    » رایتل(۱)
    » رجب المرجب(۱)
    » رحلت امام خمینی(٢)
    » رمز زیبایی(۱)
    » رهبر(٢)
    » روایات ماه رجب(۱)
    » روز اول مدرسه(۱)
    » روز پاسدار(۱)
    » روز پدر(۱)
    » روز جانباز(۱)
    » روز جهانی(۱)
    » روز جهانی معلولین(۱)
    » روز جوان(۱)
    » روز دانش آموز(۱)
    » روز دانشجو(۱)
    » روز زن(۱)
    » روز عرفه(۱)
    » روز مادر(۱)
    » روز معلم(۱)
    » زرتشت(۱)
    » زلزله اهر(۱)
    » زن(۱)
    » زن با حجاب(۱)
    » زن مسلمان(۱)
    » زنان آخر الزمان(۱)
    » زنان ونوسی مردان مریخی و حجاب(۱)
    » زیارت عاشورا(۱)
    » ساپورت(۱)
    » سال نو(۱)
    » سوپ نوزاد(۱)
    » سوره احزاب(۱)
    » سوم خرداد(۱)
    » سیده طاهره هاشمی(۱)
    » سیس(۱)
    » سیم خاردار(۱)
    » سیمای حقیقی(۱)
    » شب قدر(۳)
    » شب یلدا(۱)
    » شبهات(۱)
    » شعر اربعین(٢)
    » شعر شهادت موسی کاظم(۱)
    » شعر مدرسه(۱)
    » شعر مهدویّت(۱)
    » شگفتی قرآن(۱)
    » شهادت(٧)
    » شهادت آب(۱)
    » شهادت امام علی (ع)(۱)
    » شهادت امام موسی کاظم(۱)
    » شهادت شهید مطهری(۱)
    » شهدا(۱)
    » شهید(۱)
    » شهیده(٢)
    » شیشه عطر(۱)
    » شیطان پرستی(۱)
    » صحابی پیامبر(۱)
    » صدف(۱)
    » طبیعت(۱)
    » طرح ختم(۱)
    » عاشورای حسینی(۱)
    » عبد الرحمن(۱)
    » عروسک(۱)
    » عریان گری(۱)
    » عزا(۱)
    » علایم ظهور(۱)
    » علم قرآن(۱)
    » عید غدیرخم(۱)
    » عید فطر(۱)
    » عید مبعث(۱)
    » عید نوروز(٢)
    » عید نوروز در اسلام(٢)
    » غدیرخم(۱)
    » فاطمه زهرا(۱)
    » فتح خرمشهر(۱)
    » فراموش شده(۱)
    » فضایل ماه رمضان(۱)
    » فضیایل ماه شعبان(۱)
    » فضیلت شب قدر(۱)
    » فطر(۱)
    » فن آوری روز(۱)
    » فیلم موهن(٢)
    » قبر هابیل(۱)
    » قیام امام حسین(۱)
    » قیامت(۱)
    » گروهک تروریستی تکفیری داعش(۱)
    » گوهر(۱)
    » ماه رجب(۱)
    » ماه رمضان(٥)
    » ماه شعبان(٢)
    » ماه شوال(۱)
    » ماه مهر(٢)
    » مجلس نهم(۱)
    » محرم(۳)
    » محکوم کردن(۱)
    » مردم ژاپن(۱)
    » مسئولین(۱)
    » مسلمان شدن(۱)
    » مسیحی(۱)
    » مسیحی تازه مسلمان(۱)
    » مطهری(۱)
    » معلولان(۱)
    » معلولین(٢)
    » مقنعه(۱)
    » مهدی(۱)
    » مهر ماه(٢)
    » موهن(۱)
    » مکارم شیرازی(۱)
    » میلاد(۱)
    » میلاد امام حسن(۱)
    » میلاد امام حسین (ع)(۱)
    » میلاد امام زین العابدین(ع)(۱)
    » میلاد امام سجاد(ع)(۱)
    » میلاد امام علی(ع)(۱)
    » میلاد حضرت مهدی(۱)
    » میلاد علی اکبر(۱)
    » ناهید فاتحی کرجو(۱)
    » نبش قبر(۱)
    » نسل بشر(۱)
    » نقش رسانه(۱)
    » نگاه آلوده(۱)
    » نماز(۱)
    » نوروز(۱)
    » نیمه شعبان(٢)
    » هابیل و قابیل(۱)
    » هریس(۱)
    » هفته دفاع مقدس(۱)
    » هفته معلم(۱)
    » همسفر(۱)
    » همقطاری(۱)
    » هوس(۱)
    » ورزقان(۱)
    » ورود آقایان ممنوع(۱)
    » وفات امام خمینی (ره)(۱)
    » وفات حضرت زینب(س)(۱)
    » ولادت(۱)
    » ولادت امام حسن عسکری(۱)
    » ولادت امام زمان(عج)(٢)
    » ولادت امام صادق (ع)(۱)
    » ولادت امام علی(ع)(۱)
    » ولادت پیامبر اکرم (ص)(۱)
    » ولادت حضرت ابوالفضل(۱)
    » ولادت حضرت عباس(۱)
    » کار(۱)
    » کفر تا این حد(۱)
    » کم سن وسالترین حافظ(۱)
    » کمال دین(۱)
    » یا مهدی(۱)
    » یلدا(۱)
    » یوسف زهرا(۱)
    پرسش و پاسخ ها در مورد حجاب
    + نويسنده مدير در |

    آرایش بانوان در اسلام چه حکمی دارد؟

    -------------------------------------------------------------------------------

    اگر زینت محسوب شود باید از نامحرم پوشیده شود.

    از نظر اسلام زن فقط میتواند برای شوهر و محارمش زینت کرده و خود را آرایش دهد؛ اما در هنگام بیرون رفتن از منزل و بین نامحرمان این کار جایز نیست و باید خود را کاملاً بپوشاند و اگر عمدا برای نامحرم باشد کار حرام مرتکب شده و گناه بزرگی کرده است. در بعضی از روایات آمده است «اگر زن هنگام رفتن بیرون خودش را معطر کند و بوی بدنش به مشام نامحرم برسد، مورد لعن و نفرین خدا و ملائکه واقع میشود و باید بعد از برگشتن توبه نماید». و مستحب است قبل از توبه غسل هم بکند و بین اقسام و موارد آرایش فرقی نیست؛ چه برای چشم باشد و چه ابرو و....

    در این حکم بین دوشیزگان و بانوان تفاوتی نیست.

     

     

    آیا آیه حجاب برای همة زنان مسلمان است‌؟

    -------------------------------------------------------------------------------

    درست است که همسران پیامبر9 به خاطر انتساب به پیامبر، و قرار گرفتن در کانون وحی الهی‌، داری موقیت خاصی بودند و نسبت به حجاب و دوری از نامحرم مورد تأکید بیشتری قرار داشتند، ولی آیات حجاب فقط در مورد آنان نمی‌باشد زیرا:

    اولاً: موردخطاب واقع شدن زنان پیامبر در آیات 32ـ33 سوره احزاب جهت تأکید است‌، نه اختصاص داشتن حکم به آنان چرا که در این آیات دستوراتی آمده است که اختصاص به زنان پیامبر ندارد مانند: بپاداشتن نماز، پرداختن زکات‌، اطاعت از خدا و رسول و...

    بنابراین حکم حجاب و دوری از نامحرام نیز(که دراین آیات آمده‌) اختصاص به آنان ندارد، بلکه همانند نماز و زکات و... مشترک بین آنان و دیگران می‌باشد.(ر.ک‌: المیزان‌، علامه طباطبایی‌;، ج‌، ص‌، جماعة المدرسین / تفسیر نمونه‌، آیة‌الله مکارم شیرازی‌، ج‌، ص‌ـ292، دارالکتب الاسلامیة‌.)

    ثانیاً: در آیات دیگر مربوط به حجاب همة زنان مسلمان مورد خطاب واقع شده‌اند نه فقط زنان پیامبر، چنان که قرآن کریم می‌فرماید: "وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَـَت‌ِ یَغْضُضْن‌َ مِن‌ْ أَبْصَـَرِهِن‌َّ وَیَحْفَظْن‌َ فُرُوجَهُن‌َّ وَ لاَ یُبْدِین‌َ زِینَتَهُن‌َّ إِلآ مَا ظَهَرَ مِنْهَا... (نور،31); به زنان با ایمان بگو چشم‌های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند. و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را ـ جز آن مقدار که نمایان است ـ آشکار ننمایند و (اطراف‌) روسری‌های خود را بر سینة خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان‌، یا پدرانشان‌، یا..."

    اصل حجاب‌، از احکام صریح و از ضروریات دین است و مخالفت آن عقاب الهی را در پی دارد. حجاب داشتن زن بر اساس حکمت و مصلحت فرد و جامعه است‌; خداوند متعال می‌فرماید: "وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَـَت‌ِ یَغْضُضْن‌َ مِن‌ْ أَبْصَـَرِهِن‌َّ وَیَحْفَظْن‌َ فُرُوجَهُن‌َّ وَ لاَ یُبْدِین‌َ زِینَتَهُن‌َّ إِلآ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْن‌َ بِخُمُرِهِن‌َّ عَلَی‌َ جُیُوبِهِن‌َّ وَ لاَ یُبْدِین‌َ زِینَتَهُن‌َّ إِلآ لِبُعُولَتِهِن‌َّ أَوْ ءَابَآئِهِن‌َّ ...; (نور، 31) و به زنان با ایمان بگو: چشم‌های خود را ]از نگاه هوس آلود[ فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است‌، آشکار ننمایند و ]اطراف‌[ روسری‌های خود را بر سینة خود افکنند ]تا گردن و سینه با آن پوشانده شود[ و زینت خود را آشکار نسازند، مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان و ...". اگر چه مهم‌، رعایت حجاب است و پوشیدن چادر، الزامی ندارد، ولی چادر، بهترین نوع حجاب و نشانة ملی زنان جامعه ایرانی است‌. مانتو و مانند آن‌، اگر چه با شرایطی مناسب است‌، اما چون سبب نمایان شدن اندام و برجستگی‌های بدن زن می‌شود، ممکن است منشأ تحریک و فساد باشد. عقل انسان بین خوب و خوب‌تر، قطعاً خوب‌تر را انتخاب می‌کند.

    آن‌چه بر زن واجب است‌، پوشش همة اعضای بدن (به جز صورت و دست‌ها تا مچ‌) آشکار نکردن زینت‌هایش و حفظ برآمدگی‌های بدنش است‌; امّا نوع پوشش در جوامع مختلف‌، متفاوت است‌.

    از دیدگاه اسلام آنچه مهم و واجب است‌، حفظ دقیق حجاب می‌باشد و چگونگی آن برعهدة مردم گذاشته شده است‌، ولی برای حجاب برتر که وظیفة محفوظ کردن زن را به شکل بهتر و با اطمینان بیشتری انجام دهد، ارزش بیشتری قائل است‌. چادر یا مانتو و روسری تنها در شکل کامل آن مورد بحث و بررسی است‌; چرا که متأسفانه‌، بسیاری از خانم‌هایی که با روسری و مانتو ظاهر می‌شوند، نه تنها حجاب شرعی را رعایت نمی‌کنند که بدن‌نمایی و حرکت‌های نامناسب نیز از آن‌ها سر می‌زند و این جرمش سنگین‌تر است‌. برخی از چادری‌ها نیز متأسفانه آن‌چنان‌که باید مقید نیستند و از لباس‌های نامناسب‌، زیر چادر استفاده می‌کنند و در کنترل چادر نیز دقت ندارند که این‌گونه افراد شاید به مراتب بدتر از سایرین باشند; بنابراین‌، سخن دربارة کسانی است که اگر چادری هستند، لباس مناسب (مانند مانتو و مقنعه و مانند آن‌) زیر چادر می‌پوشند و اگر مانتویی هستند، از مانتویی که بدن‌نما باشد و جلب توجه می‌کند، استفاده نمی‌کنند; حال در مقایسة این دو، کدام بهتر است‌؟

    به نظر می‌رسد، چادر که حجاب سنتی ما نیز هست‌، به مراتب بر مانتو ترجیح داده می‌شود; زیرا:

    اولاً: در جامعة ما، چادر نماد حجاب برتر و تدین بیشتر است و این ارزش والا و پربهاست که صرف نظر از آن شایسته نیست‌;

    ثانیاً: چادر در شرایط مختلف‌، در حفظ زیبایی‌های طبیعی بدن‌، توانایی بیشتری دارد، به ویژه اگر به رنگ سیاه باشد که به طور طبیعی از تحریک انسان‌های ناپاک و طمع‌کار بازمی‌دارد، به‌خلاف مانتو که معمولاً از این ویژگی‌ها بی‌بهره است‌.

    در مورد مشکلی که از چادر پوشیدن احساس می‌کنند، باید دانست که حداقل قسمتی از آن از جانب "تلقین‌" است و تلقین نقش مهمی در خو گرفتن انسان با شرایط دارد; تلقین‌ِ "خستگی‌"، خستگی‌آور و روح‌آزار است و ارمغانی جز دل‌زدگی ندارد; از این گذشته‌، اعتراف بسیاری از زنان چادری که به هیچ وجه حاضر نیستند، حتی یک دقیقه بی‌چادر در مکان‌های عمومی ظاهر شوند و این کار را به هیچ روی با روحیه خویش همخوان نمی‌بینند، گواه خوبی بر گفتة ماست و ما به ویژه پس از پیروزی انقلاب نمونه‌های متعددی از این‌گونه بانوان را، در مسؤولیت‌های اجرایی و نمایندگی مجلس شورای اسلامی شاهد بوده‌ایم‌. در هر صورت‌، بر فرض که پوشیدن چادر زحمتی داشته باشد، باز دلیل نمی‌شود که از آن اجتناب شود; دین‌داشتن نیز زحمت و دشواری دارد، غیبت نکردن دشوار است‌، ظلم نکردن سخت است و بسیاری مسائل دیگر.

    از سوی دیگر، در شرع مقدس "زحمت و دشواری‌" مؤلفة کارآمدی در میزان اجر و ثواب است‌، کسی که به جهت بیماری با زحمت و دشواری به نماز می‌ایستد و نماز می‌خواند و کسی که به راحتی این کار را انجام می‌دهد، آیا "از این جهت‌" برابرند؟ از آیات و روایات فراوانی نابرابری این دو استفاده می‌شود; برای مثال‌، خدای متعال در توصیف کسانی که در دوران سختی انفاق و جهاد می‌کردند در مقایسه با افرادی که بعد از فتح‌(براساس تفسیری‌، مقصود فتح مکه در سال هشتم هجرت و زمان قدرت گرفتن مسلمانان است‌.) این کارها را انجام می‌دادند، می‌فرماید: "لایستوی منکم من أنفق من قبل الفتح و قـَتل‌" (حدید، 10); آن‌هایی که قبل از پیروزی انفاق کردند و پیکار نمودند با کسانی‌که بعد از فتح این کار را انجام دادند، مساوی نیستند." همچنین در روایت مشهوری از پیامبر گرامی‌می‌خوانیم‌: "أفضل الأعمال احمزها";(بحارالأنوار، علامه مجلسی‌، ج 70، ص 191.) یعنی عبادتی که با دشواری و زحمت و دشواری همراه است‌، از ارزش و اجر بیشتری برخوردار می‌باشد. در روایت دیگری آمده است‌; حضرت عیسی‌غ‌، پس از رحلت مادر گرامیش‌، او را در عالم رؤیا دید و پرسید: مادر! آیا هیچ آرزویی داری‌؟ مادر پاسخ داد: "آری‌! آرزویم این است که در دنیا می‌بودم و شب‌های سرد زمستانی را با مناجات و عبادت در درگاه خدا به بامداد می‌رساندم و روزهای گرم تابستان را روزه می‌گرفتم‌."(قصه‌های قرآن‌، محمد محمدی‌اشتهاردی‌، ص 452، مؤسسه انتشارات نبوی‌.)

     

    آیا بهتر نیست حجاب در کشور ما ختیاری باشد نه اجباری؟

    -------------------------------------------------------------------------------

    برخى از دستورات را- ولو از روى اجبار هم شده- باید به اجرا گذاشت و نمى‏توان تنها به عقیده و میل مردم اکتفا کرد. اگر چنین باشد شما لحظه‏اى فکر کنید چقدر از مردم حاضرند با میل و رغبت و از روى اعتقاد از رشوه‏گرفتن و اختلاس اجتناب کنند؟ چقدر حاضرند از شراب و زنا با میل و رغبت احتراز نمایند؟ چقدر ازمردم حاضرند حتى با میل و رغبت به جلسات سخنرانى بیایند و در زمینه این گناهان و تبعات سوء آن توجیه شوند؟ تا سپس آنها را آزاد گذاشت تا در عمل هم با میل و رغبت وظایف خویش را اجرا کنند. این موضوع منحصر به کشور ما نیست. در هر کشورى یک سلسله دستوراتى است که به اجبار آنها را به اجرا مى‏گذارند. شما ملاحظه کنید در کشورى مثل فرانسه- که خود را مهد آزادى مى‏شمارند- چگونه به اجبار زن‏ها را وادار به بى‏حجابى مى‏کنند تا به دانشگاه راه یابند از این بگذریم سایر وظایف و قوانین را با جریمه‏هاى سنگین و مجازات سخت، به اجرا مى‏گذارند. شاید مطلع باشید که «تجاوز به عنف» در اروپا مجازات سخت و شدیدى به همراه دارد و به جا هم هست. بنابراین نمى‏توان همه وظایف را انتظار داشت که مردم با میل و رغبت خویش انجام دهند. در خاتمه از اینکه سؤالاتى را مطرح کرده‏اید

     

     

    آیا پوشیدن مانتو، شلوار و مقنعه برایزن بهتر نیست؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    هدف از حجاب و پوشش حفظ حرمت، عفت و وقار زن مسلمان و نگهداریاو از آزار و اذیت آزمندان بیماردل است چنان که خداوند در قرآن کریم می فرماید:

     

    "یا اَیُّها النَّبیقُلْ لاَِزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِسأِ المُؤمِنینَ یُدْنین عَلَیْهِنَّ مِن جَلابیبِهنَّ ذلکَ أدنیأنْ یُعرَفْنَ فَلایُؤَذیْنَ"

     

    «ایپیامبر، به همسران و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر بپوشند که این کار برایآن است که (به عفت و حریت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوسرانان) آزار نکشند.»

     

    در آیه دیگر هدف از پوشش را پرهیز از تبرج و جلوهگریخانمها معرفیفرموده است، زیرا خودآراییو جلوهگریزنان موجب فساد و تباهیجامعه می شود.

     

    "وَ لاتَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الجاهِلیَّهِ الأولی "

     

    «مانند دوران جاهلیت پیشین خودآراییو آرایش نکنید.»

     

    درباره همسران پیامبر(صلیالله علیه وآله وسلم) دستور داده است که هرگاه از همسران پیامبر متاعیرا درخواست می کنید از پس پرده طلب نمایید زیرا حجاب برایآن است که دلهایشما و آنان پاکیزه بماند و این بهتر است/

     

    "فَاسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَرأِ حِجاب ذلِکُمْ أطْهَرُ لِقُلُوبِکُم وَ قُلُوبِهِنَّ"

     

    از این آیات به دست می آید که هدف از حجاب پاکیدلها، جامعه و مصونیت زن و جلوگیریاز کامیابیرایگان مرد از هر زنیاست/

     

    سخن در این است که برایرسیدن به این اهداف و ارزشهایمقدس از چه نوع پوششیاستفاده شود. به طور کلیدو نوع پوشش وجود دارد:

     

    1- استفاده از مانتو شلوار؛

     

    2- استفاده از چادر/

     

    اما مانتو و شلوار وقتیمی تواند به عنوان حجاب اسلامیشناخته شود که از ویژگیهایزیر برخوردار باشد/

     

    1 - گشاد و بلند باشد به گونهایکه تمام برجستگیهایبدن را بپوشاند؛

     

    2 - تمام بدن به جز دستها تا مچ را دربر گیرد؛

     

    3 - رنگ و دوخت آن به گونهاینباشد که گمراه کننده باشد؛

     

    4 - مقنعه یا روسریبه گونهایباشد که سر و گردن و سینه را به طور کامل به جز صورت بپوشاند/

     

    اگر پوشیدن مانتو و مقنعه با رعایت کامل این شرایط همراه باشد و هدف از آن آسانیو سهولت در کار و یا رفت و آمد باشد و مقدمه برایبدحجابینباشد، از نظر اسلام حجاب شرعیاست/

     

    اما چادر:

     

    و چون حجاب ارزشهایفراوانیبرایفرد و جامعه دارد و به عنوان سمبل عفت و پاکدامنیو مبارزه با بی بندوباریشناخته می شود برایدستیابیبه این اهداف چادر که شکل تکامل یافته حجاب است بلکه زیباترین مدل پوشش اسلامیو نشانه سنت ملی ، ایرانیاست، باید برگزیده شود/

     

    خاص از پوشش آمیزهایاز دین باوریژرف و ذوق و هنر لطیف ایرانیاست و در طول مبارزات استکبار ستیزیملت ایران نقش فراوانیداشته است؛ از این رو چادر مورد خشم غربیها و غربپرستان واقع شده است و تلاش می کنند آن را تحقیر نموده و به عنوان واپسگراییمعرفینمایند/

     

    ه ایجاد می شود نظیر استفاده از جوراب بدن نما یا خود آراییو نشان دادن زیورآلات. بنابراین ویژگیهاییکه چادر دارد می تواند آن را به عنوان حجابیبرتر معرفینماید و بر زن مسلمان لازم است که در محیطهایکاریکه زن و مرد مخلوط می باشند حجاب کامل را رعایت نمایند/

     

     

    سوال :  آیا چادر و روپوش خانم‏ها حتماً باید سیاه باشد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    پوشیدن لباس سیاه واجب نیست. ملاک آن است که رنگ و شکل لباس خانم‏ها باعث جلب توجه نامحرم نشود.

     

     

    آیا حجاب و پوشش از ابتدا در دین اسلام وجودداشته است؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    پیش از نزول آیه 31 نور، اگر چه حجاب در میان زنان مسلمان وجود داشت، اما به صورت یک امر واجب نبود و حدود اندازه حجاب نیز معیّن نبود. اما پس از نزول آیات حجاب ، این مسئله هم به صورت وجوب درآمد و هم حد و اندازه آن مشخص شد.

    جهت توضیح بیشتر در مورد فلسفه حجاب و رد برخی از اشکالاتی که در زمینه آن مطرح شده (با استفاده از آیات و روایات) مطالبی به پیوست ضمیمه شده است.

    چنانچه زوایای بیشتری از این موضوع را خواسته باشید در مکاتبات بعدی برای ما بنویسید تا بدان‌ها پاسخ داده‌شود.

     

     

    آیا دختر و زنی که با آرایش از خانه بیرون می آید، با این کار ارزش خود را پایین نمی آورد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    از نظر اسلام گناهان، با کرامت و شرافت انسانی سازگاری ندارد و شأن و ارزش آدمی را پایین می آورد.

    دختری که با آرایش از خانه بیرون می رود، خدا را معصیت کرده، از این رو ارزش خود را پایین آورده است.

    اسلام، حجاب را برای متنانت و حفظ بزرگی و ارزش زن قرار داده و از این که به عنوان کالای جنسی بدو نگاه شود، برحذر داشته است. آرایش کردن و خود را در منظر دیگران قرار دادن ، به معنای آن خواهد بود که دیگران شخصیت او را با توجه به ظاهر آرایش کرده نگاه کنند. از این طریق شخصیت و ارزش انسانی خود را نادیده گرفته و آن را پایین آورده است.

    سؤال2: با همسایة فاسد چگونه باید رفتار کرد؟ آیا ممکن است همسایة فاسد همسایه اش را فاسد کند؟

    پاسخ: انسان ها موجود اجتماعی اند و باید در جامعه در کنار مردم زندگی کنند و نیازها و خواسته های خود را در کنار انسان های دیگر و به کمک آنها برآورده نمایند. وجود همسایه در این نوع زندگی، یکی از لوازم آن است. به همین جهت در روایات ، داشتن همسایه خوب را نعمت و همسایة بد را نقمت و سبب دردسر برشمرده اند. چون انسان در طول زندگی دچار تعامل و برخورد با همسایه می شود، از این رو از اثرات نیک آن بهره مند و از زحماتش در امان نخواهد بود.

    رسول خدا (ص) فرمود: "از همسایة بد در دنیا به خدا پناه می برم. چشمانش تو را می بیند (یعنی کارهایت را تعقیب می کند) و دلش مراقب توست. اگر تو را در خوشی ببیند، ناراحت می شود و اگر تو را در بدی ببیند، خوشحال می گردد".(1)

    در مقابل همسایة فاسد چه رفتاری باید نشان داد؟

    گناه همسایه به خودش مربوط است، خصوصاً اگر سعی دارد گناه را بدون بروز و افشای آن انجام دهد.

    وظیفة همسایگان برخورد صحیح همراه با آداب اسلامی است تا ایشان از رفتار صحیح همسایگان الگو بردارد و به راه راست هدایت شود. اگر همسایة فاسد سعی در افشای گناه و سرایت آن به خارج از منزل را دارد، مثلاً شئون اسلامی و مذهبی را رعایت نمی کند و به طور علنی تظاهر به گناه می کند، در ابتدا باید از شیوة اسلامی امر به معروف و نهی از منکر به شکل نصیحت زبانی کمک گرفت. اگر آن شیوه تأثیر نکرد، باید با اقدامات عملی تحت ظابطة قانونی و شرعی برخورد نمود .

    ارتباط و رفت و آمد با همسایة فاسد، موجب تأثیر پذیری خواهد شد خصوصاً اگر ارتباط جنبة صمیمیت و خودمانی به خود بگیرد خُلق و خوی فاسد آنان به مرور زمان اثر خود را خواهد گذارد، مگر آنکه بتوان در آنها تأثیر مثبت گذاشت و آثار منفی آنها دامنگیر انسان نشود.

    پیامبر گرامی اسلام (ص) به ابوذر غفاری سفارش فرمود: "ای اباذر! با همنشین خوب بودن بهتر از تنها بودن است. تنها بودن بهتر از همنشین بد داشتن است... رفاقت نکن مگر با مؤمن و با تو جز اهل تقوا هم غذا نشوند".(2)

    پی نوشت ها :

    1 - اصول کافی، ج4، ص 493، حدیث 16.

    2 - اعلام الدین، ص 198، باب وصیت پیامبر به ابوذر.

    سؤال3: اگر کسی بداند کارش درست است، آیا باید براساس اسلام حرکت کند یا براساس حرف مردم؟ چرا قدیمی ها تابع حرف مردم هستند؟

    پاسخ: اگر کسی بداند کارش درست است و رفتار و گفتارش مطابق با دستور الهی و اسلامی می باشد ، نباید به حرف مردم توجه کند. ترسیدن از مردم و دست کشیدن از اصول و عقاید به خاطر همرنگی با اجتماع ، به معنای ناامیدی از فضل و رحمت الهی و مدد گرفتن از شیطان است. کسی که رأی مستقلی نداشته باشد و همواره پیرو نظر مردم باشد، قدرت تصمیم گیری ندارد.

    امام کاظم (ع) در مورد استقلال عقل و فکر می فرماید: "اگر گردویی داشته باشی و دیگران به تو گویند: چه مرواریدی داری، وقتی می دانی آن چه در دستت است گردو است، نباید این سخن در تو اثر داشته باشد اما اگر مرواریدی در دست داشته باشی و به تو گویند این گردوها را از کجا آورده ای، نباید ترتیب اثر دهی. این سخن نباید به تو آسیب برساند، در حالی که می دانی مروارید در اختیار داری".(1)

    اگر بعضی از قدیمی ها به حرف مردم توجه می کنند، به خاطر فرهنگ غلط گذشته است که می گویند: خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو! این ایده ، باطل و نادرست است.

     

    پی نوشت ها :

    1 . بحارالانوار، ج1، ص 136.

    سؤال4: علت این که بعضی خواب بلند می بینند و در خواب حرف می زنند چیست؟

    پاسخ: علم با همة پیشرفت هایی که داشته، هنوز نتوانسته است از اسرار عالم خواب پرده بردارد.

    عالم خواب با عالم مرگ به هم مربوطند و همان گونه که علم نمی تواند از عالم مرگ و اسرار آن پرده بردارد، از عالم خواب ( که برادر مرگ است) نیز نمی تواند پرده بردارد.

     

     

    آیا در ادله موجود جهت استنباط احکام پوشش زن در برابر نامحرم به رنگ پوشش تصریح یا اشاره شده است؟ اگر هست، خواهشمندیم جهت آشنایی خواهران بیان فرمایید.؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    پوشش زن رنگ خاصّی ندارد و الان هم در میان مسلمان‏هایی که مقید به حجاب هستند در بلاد مختلف، رنگ‏های مختلفی معمول شده است؛ ولی شک نیست پوشش زن باید طوری باشد که رنگ آن مایه تحریک دیگران نشود و همان طور که مردان غالباً در لباس‏ها و پوشش خود رنگ‏های سنگین انتخاب و از رنگ‏های جلف پرهیز میکنند و آن را به بچه‏ها واگذار میکنند، زنان هم در صحنه اجتماع که ظاهر میشوند، باید مثل مردان از رنگ‏های سنگین استفاده کنند که منشأ مفاسد نشود.

     

     

    آیا در عصر پیامبر(ص ) و علی (ع ) نیز جلوی بی حجابی گرفته می شده با اینکه در آن زمان زنان یهودی و مشرک نیز وجود داشتند؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    آنچه مسلم است چه در عصر نبی اکرم(ص) و چه در عصر حضرت علی(ع)، مسأله امر به معروف ونهی از منکراجرا میگشته و در حد امکان جلوی بیحجابی و بدحجابی گرفته میشد. اینکه تا چه حد ممکن بوده، بستگی بهمیزان قدرت اجرایی آن بزرگواران داشته است. چه بسا امروزه، قدرت اجرائیمان بیشتر باشد و ابزار، امکانات،وسایل و نیروی انسانی بیشتری در اختیار داشته باشیم

     

     

    آیا در قرآن یا حدیث از چادر به عنوان حجاب برتر نام برده شده است؟ آیا مانتو و روسری نمی تواند پوشش کامل باشد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    قرآن مجید خطاب به پیامبرش فرمود: "به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که: خویشتن را با "جلباب" بپوشند که این کار برای این که به عفت شناخته میشوند و از تعرض محفوظ میمانند، برای آنان بهتر است".(1) بعضی از مفسّران جلباب را پوششی فراگیر معنا کرده‏اند که از بالای سر تا پایین پا را میپوشاند و چیزی در حدود اندازه چادر است.(2) البته دیدگاه دیگر جلباب را پوشش تا زانو(3) و دیدگاه سوم جلباب را مقنعه میداند.(4) بر اساس دیدگاه اوّل میتوان گفت: قرآن از چادر یا چیزی مانند آن که تمام بدن را بپوشاند، به عنوان حجاب برتر نام برده است. علاوه بر این: درباره پوشش حضرت فاطمه(ع) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد برای دفاع از فدک، همین پوشش نقل شده است.

    حضرت فاطمه(ع) مقنعه خویش را بر سر و جلباب بر تن کردند؛(5) یعنی پوششی که تمام تن را از سر تا قدم فرا میگرفته است.

    علاوه بر این عقل نیز بر برتر بودن چادر حکم میکند، چون اندام بدن با چادر بهتر محفوظ میماند. شاید با استفاده از این موارد و احادیث دیگر، فقهای بزرگوار بر حجاب برتر بودن چادر تصریح نموده‏اند.

    البته پوشش کامل با مانتو و روسری نیز میتواند مورد استفاده قرار گیرد، ولی حجاب برتر نیست، زیرا هر چند با مانتو و روسری پوشش صورت میگیرد، ولی باز حجم بدن مشخص است. با مقایسه با چادر، قطعاً چادر برتری دارد.

    آنچه مهم است، مراقبت زن از خود و حجاب و عفت خویش به جهت ایجاد جامعه سالم است. آن چه که بهتر بتواند این هدف را تأمین کند، برتر است، در عین حال در صورت لزوم زن باید با حفظ عفت و حجاب، نقش اجتماعی خود را به خوبی انجام دهد. البته شیک پوشی و تمیز و مرتب بودن از خصلت زنان است و خصلت بسیار خوبی است که خدا در وجود زنان قرار داده تا بر جذابیت آنان افزوده شود، لیکن باید در کوچه و خیابان و در منظر مردان نامحرم طوری رفت و آمد کنند که همراه با متانت و عفت بوده و باعث گناه و معصیت الهی نشوند یا طمع در دل های بیمار ایجاد کند.

     

     

    آیا در قران به صورت مستقیم به چادر به عنوان حجاب اشاره شده است؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    در سوره نور، آیه 31 در مورد حجاب خداوند مى‏فرماید: «و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ماظهر منها ولیضربن بخمرهن على جیوبهن و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمى‏] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که از آن پیداست و باید روسرى خود را بر گردن خویش [فرو [اندازند». (این آیه در چند بخش به وظیفه زنان در زمینه نگاه، پوشش و پرداخته است).

    1- آیه درباره احکام نگاه کردن بانوان به مردان است.

    2- آیه: [ولا یبدین زینتهن الا ماظهر منها] درباره احکام حفظ و رعایت حجاب شرعى در مقابل نامحرم است.

    واژه «ابداء» که در آیه شریفه آمده است به معناى اظهار و آشکار نمودن است و مراد از «زینت» در آیه شریفه مواضع و جایگاه‏هاى زینت است مانند: محل زینت‏هاى گوناگون از بدن که ابداء و آشکار نمودن آنها جایز نیست مگر مواردى که استثناء شده است مانند: محل انگشترى (که انگشتان دست و خود دست است) و محل سرمه کشیدن (که چشمان است).

    واژه «خمر» که در آیه شریفه وارد شده است لباس و جامه‏اى است که بانوان با آن سر خود را مى‏پوشانند و بر سینه خود آویزان مى‏نمایند و معناى این قسمت از آیه چنین است که با اطراف خمر و مقنعه خود سرها و موها و شانه و سینه خود را بپوشانند.

    براى آگاهى بیشتر ر. ک: المیزان، ج 15، ص 111 و 112.

    دانشمندان و فقیهان نیز در بحث از آیه شریفه، روایات وارده را متذکر شده و مورد بحث قرار داده‏اند از جمله مرحوم آیت‏اللّه‏حکیم در ج 14 کتاب فقهى مشهور «مستمسک العروةالوثقى»، ص 27 مى‏گوید: در روایت صحیحه فضیل از امام صادق (ع) مى‏گوید: «از حضرت درباره نگاه به ساق دست زنان پرسیدم که آیا از جمله زینتى است که خداى سبحان در قرآن مى‏فرماید: «ولا یبدین زینتهن الا لبعولتهن»؟ حضرت فرمود: «آرى آنچه به زیر خمار و مقنعه است زینت است و آنچه زیر دستبند است زینت است». (به نقل از وسائل‏الشیعه، کتاب نکاح، ابواب مقدمات نکاح، باب 109، ح 1 (مقصود این است که صورت و دو کف جزء زینتى که باید پوشیده شود نیست و سر و گردن و ساق جزو زینتى است که باید پوشیده شود (خلاصه فرمایش آقاى حکیم) در روایت موثقه زرارة از امام صادق (ع) در آیه شریفه که فرمود: «الا ما ظهر منها» مى‏فرماید: «زینت ظاهر و آشکار سرمه و انگشترى است» (به نقل از همان منبع حدیث 3 (و این دو در صورت و در کف مى‏باشند (و هم‏چنین به حدیث 4 و 5 باب نیز که مضمون مشابه دارند استدلال نموده است)

    نتیجه:

    بیشتر فقها از این بخش آیه استفاده کرده‏اند که پوشش براى زن به جز صورت و کفین در صورتى که باز بودن منشأ فساد و انحراف نشود در مقابل نامحرم واجب است.

    3- ولا یبدین زینتهن الا لبعولتهن حکم مواردى را که زنان مى‏توانند در آنجا حجاب خود را برگیرند و زینت پنهان خود را آشکار سازند بیان کرده است.

    4- ولایضربن بارجلهن براى حفظ عفت عمومى و دور نگه‏داشتن افراد جامعه از عوامل شهوت‏زا، به زنان دستور داده شده است حتى از رساندن صداى خلخالى را که در پاى دارند به گوش مردان بیگانه خوددارى کنند. مى‏دانید که تصریح به خلخال پا، تخصیص را نمى‏رساند بلکه هر چیزى را که سبب شعله‏ور شدن آتش شهوت است شامل مى‏شود. پس آنچه در قرآن و روایات به آن پرداخته شده اصل پوشش است و تصریحى به چادر یا مانتو نشده. هر پوششى که موجب جلب نظر نامحرم و مفسده نباشد از نظر اسلام پذیرفته است و معلوم است که پوشش هاى جائز همه در یک سطح نیستند و بعضى بهتر مى باشند و آنها که چادر را معرفى مى کنند از جهت بهتر بودن آن نسبت به بقیه پوشش ها است.

    براى آگاهى بیشتر:

    1- المیزان، ج 16، ص 339

    2- تفسیر نمونه، ج 14، ص 454- 434

    3- مسأله حجاب، شهید مطهرى

     

     

    آیا رعایت حجاب اقلیت‏های دینی در زمان پیامبر اجباری بود؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    مذهبى که در قلمرو حکومت اسلامى زندگى مى‏کند موظفند مقررات و قوانین کشور اسلامى را رعایت کنند از جمله مواردى که اقلیت‏هاى مذهبى در جامعه اسلامى باید رعایت کنند عبارتند از:

    1- رعایت کلیه مقررات و قوانین اسلامى، کشورهاى محل اقامت

    2- احترام به مقررات و شعائر دینى

    3- عدم تظاهر به منکرات،(1). اقلیت‏هاى مذهبى نمى‏توانند سنت‏هاى حاکم بر جامعه اسلامى را بشکنند طبق قراردادشان با حکومت اسلامى نباید به حدود و احکام اسلامى تجاوز کنند.

    ج) حجاب زنان، از سنن قدیمى تمدن‏هاى بشرى بوده است و در ادیان الهى دین به خصوص زرتشت، یهود و مسیحیت مسئله حجاب و رعایت آن مطرح بوده است در بعضى از ادیان مثل دین یهود، مسئله حجاب سخت‏تر از حجابى است که اسلام مى‏گوید.

    براى آگاهى بیشتر ر. ک: محمد محمدى آشنانى، حجاب در ادیان الهى استاد شهید مطهرى، مسأله حجاب.

    پى‏نوشت‏

     (1)) جواهر الکلام ج 21 کتاب جهاد صفحه 271 و 270 و 269 و 268 شیخ محمد حسن نجفى) ره (انتشارات دارالکتاب الاسلامیه

     

     

    آیا زن خوب است که با چادر باشد یا با مانتو؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    ابتدا باید معیارهای یک پوشش اسلامی را با هم بررسی نماییم.

    پوشش زن در غیر از نماز و در مقابل نامحرم، باید دارای شرایط زیر باشد :

    1-تمام بدن زن را (به جز دستها تا مچ و گردی صورت) بپوشاند. البته اگر دستها و گردی صورت، بدون آرایش و زینت باشند.

    2- لباس باید نازک و بدن نما نباشد. امیرالمؤمنین علی( می فرمایند : "برشما باد که [در برابر نامحرم] از لباس ضخیم استفاده کنید؛ زیرا کسی که لباسش [در برابر نامحرم] نازک شود، دینش نیز سُست می شود."

    3- غصبی نباشد.

    4- لباس شهرت نباشد. لباس شهرت آن است که از جهت جنس، یا رنگ، یا نوع دوخت ‌و یا کیفیّت پوشیدن، خلاف عرف جامعه باشد، و باعث جلب توجّه دیگران شود.

    5- مرد لباس زن، و زن لباس مرد را نپوشد. شرط حرام بودن این نوع پوشش، در این است که آن را به عنوان یک لباس برای خود انتخاب کند.

    با بررسی معیارهای پوشش، اگر لباسی باشد که این شرایط را داشته باشد، از آن می توان به عنوان حجاب استفاده کرد. مانند : مانتوهای گشاد و ساده ای که بدن را کاملاً می پوشاند. اما توجه به این نکته نیز ضروری است، که چادر به عنوان یک حجاب ملّی، برای ما وقار و کمالی دارد، که در سایر پوششها نیست.

    در پایان به یاد داستانی افتادم که در مدینة طیّبه اتفاق افتاده بود.آقای موسوی همدانی در کتاب پاسخ به پرسشهای دینی، ج2، ص222، اینچنین نقل کرده اند :

    در مدینة طیّبه چند نفر فلسطینی و تونسی و مراکشی با من رفیق شدند، و عصرها در جلوی مهمانخانه ای که منزل کرده بودیم، جمع می شدند، و از هر دری محبت می کردند. یک روز بحث آنها دربارة بهترین زیِّ زنان دنیا شد، که کدام زیّ و قیافه ای برای زنان سنگین‌تر و با وقارتر است. همة آنها متفقاً گفتند : "هیچ لباسی با وقارتر از چادر زنان ایرانی نیست، و ما وقتی زنان ایرانی را با چادر می بینیم،‌احساس احترام و وقار در آنان می کنیم."

     

     

    آیا زن در انتخاب پوشش باید مطیع همسر خود باشد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    انتخاب نوع پوشش و لباس زن اگر مزاحم با حق شوهر نباشد و مفسده دیگری نداشته باشد اشکال ندارد. واضحاست که توافق زن و شوهر در مورد پوشش زن موجب الفت بیشتر میگردد. البته نه مرد میتوان زن را مجبور به پوششغیرشرعی نماید و نه زن مجاز به پوشش غیرشرعی است

     

     

     

     

    آیا زن مسلمان می تواند بی حجاب باشد ولی چون خود را قلبا مسلمان می بیند نیازی به این کار نبیند.آیا ایمان تنها به خدا کافی است؟یکی از مسایل مهم، که از دیرباز، مورد بحث واقع شده این است که آیا هر یک از ایمان و عمل صالح، عامل مستقلی برای سعادت ابدی است یا مجموع آنها موجب سعادت است؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    گروهى به نام «مرجئه» در همان قرن اول ظهور اسلام بر آن بودند که وجود ایمان، براى سعادت ابدى کافى است و ارتکاب گناه، ضررى به سعادت مؤمن نمى زند. این عقیده به شدت از سوى گروه هاى مسلمان دیگر، رد شده است. حقیقت آن است تنها وجود ایمان براى آدمى کافى نیست و چنان نیست که با وجود ایمان، هر گناهى بخشیده شود و هیچ اثر سویى نداشته باشد.

    توضیح این نکته به تبیین ماهیت ایمان، نصاب آن و رابطه آن با اعمال دارد:

     حقیقت ایمان:

    ایمان، حالتى قلبى و روانى است که در اثر دانستن یک مفهوم و گرایش به آن، حاصل مى شود و با شدت و ضعف هر یک از این دو عامل، کمال و نقص مى پذیرد.

    این تعریف، به این نکته اشاره دارد که تنها آگاهى و اطلاع در ایمان کافى نیست بلکه افزون بر آن، گرایش به مورد آگاهى و انکار نکردن و انجام ندادن ضد آن نیز شرط است چنان که قرآن کریم

    مى فرماید: «و جحدوا بها و استیقنتها انفسهم ظلما و علوا آیات الهى را از روى ستم و برترى جویى انکار کردند در حالى که به آنها یقین پیدا کرده بودند»(1)

     نصاب ایمان:

    بر حسب آنچه از آیات شریفه و روایت ها استفاده مى شود، حداقل ایمان براى سعادت ابدى عبارت است از ایمان به خداى یگانه و پاداش و کیفر اخروى و صحت آنچه بر انبیاء (ع) نازل شده است و لازمه آن تصمیم بر عمل به دستورهاى خداى متعال است.

    بنابراین، کسى که آگاه به حقیقتى است ولى تصمیم دارد که هیچ گاه به هیچ یک از لوازم آن، عمل نکند، ایمان به آن نخواهد داشت و حتى اگر تردید داشته باشد که به آنها عمل کند یا نکند باز هم هنوز ایمان نیاورده است قرآن کریم مى فرماید: [گروهى از] اعراب [بیابانى به پیامبر اکرم‏] گفتند ما ایمان آوردیم. بگو: شما ایمان نیاورده اید ولى بگویید اسلام آوردیم و هنوز ایمان در دل هایتان وارد نشده است»(2)

    از آنچه گذشت، معلوم مى شود، ایمان قلبى بدون عمل به دستورهاى شرع در سعادت و نجات انسان، کافى نیست به ویژه افرادى که در عین آگاهى از دستور شرعى آن را به هر علتى انکار کرده انجام نمى دهند(3)

     

    آیا زنان به پیامبران و امامان محرم هستند ؟توضیح دهید.

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    ج1ـ پیامبران و امامان در زمان خود در همه احکام و تشریعات به غیر از استثناءهایی با سایر مردم برابر بوده اند و هیچ فرقی میان ایشان و سایر مردم وجود ندارد بنابراین اگر منظور زنان در حیات آنان است پاسخ معلوم است و اگر مقصود محرم بودن آنان با زنان نسلهای بعد و پس از دوران حیات دنیوی ایشان است باید پاسخ گفت: عالم پس از این جهان، عالمی نیست که در آن تشریعات جریان داشته باشد و اصلا این دنیا است که دارالتکلیف و مسئولیت و ابتلا است و در برزخ و قیامت هیچ یک از این موارد نبوده بنابراین محرم و نامحرم بودن در آنجا معنا ندارد.

     

     

    آیا زنان در بهشت حجاب دارند و زاد و ولد وجود دارد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    توجه به سه مقدمه جهت پاسخ به این سؤال ضرورى است:

    الف) در بهشت هر چه انسان درخواست کند به آن مى رسد «ولکم فیها ما تشتهى انفسکم»(1)

    ب) همه چیز آخرت اعم از بهشت و جهنم با دنیا فرق دارد. به عبارت واضح تر آن جا جهان دیگرى است با قوانین خاص خود به طورى که «ان الاخره لدار الحیوان» آخرت سراى زنده است یعنى حتى درخت در بهشت شعور دارد و وقتى شما اراده کنید از میوه آن بخورید خود درخت میوه اش را به شما عرضه مى کند.

    ج) آخرت سراى جزا است نه عمل.

    با توجه به دو مقدمه فوق مى توان گفت که فرزند دارى در بهشت ممکن است ولى با شکلى کاملا متفاوت از دنیا، هم از لحاظ نحوه به وجود آمدن و هم از لحاظ شرایط آن طفل بعد از خلقت از حیث تکلیف.

    راجع به حجاب هم از آن جا که پوشش بدن از غیر از نظر عقلى امرى ممدوح است و نوعى کمال براى انسان محسوب مى شود و بهشت محل خوبى ها است مى توان گفت که حجاب در بهشت وجود دارد ولى نحوه و حدود آن براى ما معلوم نیست قرآن در مدح حورهاى بهشتى مى فرماید: «حور مقصورات فى الخیام بهشت داراى زنان بهشتى (حورى ها) است که در سراپرده هاى خود مستورند»(2)

     

     

     

    آیا سختگیریهای نادرست در مورد حجاب خود عامل بی حجابی نیست ؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    سختگیریهای نادرست و بدون دانش و علم و محاسبه بیتأثیر نیست اما خوب است توجه داشته باشیم که تاحدی در این باره اغراق میشود. افزون بر آن به فرض اگر اندکی چنین بوده است نوجوانان و جوانان کنونی اصلاً درمعرض آن نبوده‏اند و افرادی که آن سختگیریها برایشان پیش آمده به مراتب وضع قابل قبول‏تری دارند.

    در هر صورت رعایت مقررات لازم است و البته برای گذراندن و مقرر نمودن مقررات نیز مطالعه و بررسی و تدبیر وبرنامه‏ریزی ضروری است.

     

     

    آیا کفش های پاشنه بلند خانم ها که تولید صدا می کنند با خلخال هایی که زمان پیامبر زنان به پایشان می بستند برابر نیست.

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    یکی از سفارش هایی که به زنان آیه 31 سوره نور شده ، پرهیز از حرکات و رفتارهای تهییج کننده شهو از جمله راه رفتن تحریک آمیز است. «و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن ؛ و [زنان] نباید پاهای خود را [آن گونه بر زمین] بزنند تا آن چه از زینت هایشان مخفی می کنند دانسته شود.»

    این بخش از آیه به این نکته اشاره دارد که زنان مسلمان نهایت دقت و عفت را در دوری از اموری که آتش شهوت را در دل مردان شعله ور می سازد و ممکن است آنان را از جاده عفت منحرف کند، داشته باشند.(تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 14 ، ص 441)

    از این بخش از آیه چند نکته برداشت می شود:

    1. زنان مؤمن، موظف اند به هنگام راه رفتن ، به گونه ای گام بردارند که زینت هایشان (چون خلخال) بر نامحرمان آشکار نشود.

    2. هر گونه حرکت و رفتاری که موجب آگاهی نامحرمان از زینت های زنان مؤمن شود، بر آنان حرام است.

    3. زنان مؤمن، وظیفه دارند از هرگونه رفتار تحریکت آمیز و جلب کننده توجه نامحرمان به سوی خویش پرهیز کنند.

    4. بر زنان مؤمن ، پوشاندن پا تا مچ و زینت های آن (مانند خلخال) واجب است.(تفسیر راهنما، اکبر هاشمی رفسنجانی و جمعی از محققان مرکز فرهنگ و معارف قرآن، ج 12، ص 254)

    حاصل آن که همان طور که نشان دادن خلخال جایز نیست ، راه رفتن به گونه ای که باعث تهییج مردان و جلب توجه آنان به دیدن زینت های پنهان زن می شود ، نیز جایز نیست.

    کفش های پاشنه دار با خلخال تفاوت دارند، خلخال بالای مچ پا بسته می شود و خود یک نوع زینت پنهان محسوب می شود؛ اما کفش پاشنه دار به خودی خود زینت به حساب نمی آید؛ البته چنانچه کفش پاشنه بلند، باعث تهییج و تحریک و جلب توجه مردان شود از باب مهیج بودن حرام خواهد بود.

    لذا فقیهان فتوا داده اند: «کفش پاشنه بلند اگر موجب تهییج نامحرم شود اشکال دارد.»

     

     

    آیا وضعیت منع حجاب در فرانسه و کشورهای دیگر تجاوز به حقوق فرد و حقوق جامعه مسلمان نیست ؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    حقوق بشر و منع حجاب در فرانسه

    براساس ماده 18 اعلامیه جهانى حقوق بشر، »هر کس حق دارد از آزادى فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود. این حق متضمن آزادى تغییر مذهب یا عقیده و همچنین متضمن آزادى اظهار عقیده و ایمان مى‏باشد و نیز شامل تمایلات مذهبى و اجراى مراسم دینى است. هر کس مى‏تواند از این حقوق منفردا یا مجتمعا به طور خصوصى یا به طور عمومى برخوردار باشد«.(1)

    همچنین بر اساس ماده دوم قانون اساسى 1958 فرانسه، فرانسه کشورى غیر مذهبى است ولى در عین حال به تمام اعتقادات دینى، متساویا احترام مى‏گذارد.(2)

    بنابراین از نظر حقوقى عملکرد دولت فرانسه در مبارزه با حجاب مسلمانان این کشور و ممنوعیت آن، با معیارها و موازین قانون حقوق بشر و حقوق داخلى آن مغایر مى‏باشد.

    با نگاهى دقیق و واقع بینانه مى‏توان مهم ترین عوامل منع حجاب و سخت گیرى علیه مسلمانان فرانسه در مورد ذیل است:

     یک. ترس از گسترش سریع اسلام

    دکتر اسعد حیدر کارشناس امور خاورمیانه در شبکه‏هاى تلویزیون فرانسه دربارة روند افزایش مسلمانان فرانسه مى‏گوید: »روند گرایش و بازگشت به اسلام از سال 1980 میلادى بعد از پیروزى انقلاب اسلامى ایران در فرانسه رو به گسترش نهاد و تا سال 1980 اسلام به عنوان دین دوم رسمیتى نداشت اما امروزه این یک حقیقت است که اسلام دین دوم فرانسه مى‏شود«.(3)

    روزنامة فرانسوى فیگارو مى‏نویسد: »امروز، جوانان فرانسوى بیش از پیش به اسلام روى مى‏آورند«.(4)

    ژان لین لکابن، از سرشناس ترین تحلیل گران فرانسه، در اعتراض توأم با هشدار اعلام مى‏کند: »هر سال در فرانسه پنجاه هزار نفر به آیین اسلام مى‏گروند«.(5)

    ترس از گسترش ایدئولوژى اسلامى واقعیتى است که سیاستمداران طرفدار ایدئولوژى متزلزل لیبرال دموکراسى را واداشته که به رغم تمامى ادعا و شعارهاى خود دربارة آزادى و حقوق بشر و ماهیت دیکتاتور مأبانه لیبرال دموکراسى غرب را آشکار سازند و با تمامى امکانات از گسترش ایدئولوژى نوپا و پرقدرت اسلامى و نمادها و مظاهر آن از جمله حجاب جلوگیرى کنند.

    استدلال وزیر فرهنگ آلمان در رد درخواست »لادن« معلم محجبه مسلمان این بود که: »مدارس ما به موازات آموزش دانش آموزان، پرورش هم مى‏بینند. از آنجا که وجود یک معلم زن مسلمان با حجاب، با تعالیم اساسى مسیحیت در تضاد است، نمى‏توانیم در مدارسمان پذیراى مسلمانان با حجاب باشیم. ما مى‏خواهیم فرزندانمان را براساس فرهنگ مسیحیت تربیت کنیم«.(6)

    جملة فوق نه تنها مبیّن ترس سیاستمداران اروپایى از گسترش اسلام است بلکه در واقع اعتراف به ضعف و ناکارآمدى مبانى اعتقادى و فکرى فرهنگ مسیحیت در پاسخ به نیازهاى فردى و اجتماعى بشر است به نحوى که در مواجهه با اسلام، توان مقاومت و استدلال منطقى را ندارد.

     دو. مشکلات زیربنایى و برداشت‏هاى سلیقه اى از حقوق بشر

    افزون بر اشکال عمده اى که بر اعلامیه حقوق بشر، به دلیل پذیرش مطلق آزادى مذهبى اعم از حقیقت یا خرافه بودن مذاهب و اینکه انسان را در داشتن و نداشتن مذهب آزاد گذاشته است وارد است، محدودیتى که در ماده 29 اعلامیه آمده، تعارض عمده اى با اصل آزادى مذهبى به وجود آورده است.

    توضیح آنکه: براساس ماده مذکور، استفاده از حق آزادى مذهبى، تا آنجا است که به حقوق و آزادى دیگران لطمه اى وارد نسازد. یکى از بارزترین مصادیق این محدودیت این است که دستورات مذهبى، با قوانین و نظام حقوقى حاکم بر جامعه اى ناسازگار باشد. طبعاً در چنین مواردى این تعارض به ضرر مذهب و آزادى مذهبى و به نفع نظام حقوقى حاکم حل خواهد شد.(7)

     

    از نظر اسلام زن حق حضور اجتماعی با رعایت حفظ حجاب را دارد و همچون مردان در فعالیت های جامعه اسلامی و رهبری آن مشارکت می کند. اگر چنین است ، پس چرا حضرت زهرا(س) می فرمایند بهترین چیز برای زن این است که کسی در جامعه او را نشناسد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    در ارتباط با سؤال و روایت نقل شده از فاطمه زهرا(س)، نکاتی چند به عرض می رسانیم:

    الف) این روایت در بر دارنده یک حکم شرعی قطعی نیست، و در بیان یک حکم کلی استثناءناپذیر نمی باشد. بسیاری از روایات شبیه روایت فوق (ذکر شده) وجود دارد که شاید در نگاه اول ظاهری مطلق و کلی دارند ولی با توجه به روایات و مستندات دیگر، حکم تخصیص خورده و یا مقید به قیودی می شود که یک بحث تفصیلی است.

    ب) فرمایش حضرت زهرای مرضیه(س) در روایت ذکر شده، به معنای الزام و وجوب نیست، به عبارت دیگر، در عین حال که خروج زن از منزل و حضور او در صحنه اجتماع با رعایت موازین و حدود شرعی جایز شمرده شده است، اما در مواقع غیر ضروری برای زنان بهتر آن است که از اختلاط با مردان اجتناب کنند. و این امر منافاتی با حضور علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی زنان (با حفظ شئونات و موازین اسلامی) ندارد. کما اینکه حضرت زهرا(س) خود به جبهه جنگ می رفتند و در غزوه های متعددی همراه با پیامبر(ص) شرکت می کردند و در دفاع از ولایت حضور فعال داشتند و حتی سخنرانی نمودند تا جایی که در همین راه به شهادت رسیدند.

    ج) بعضی از قیود و محدودیتهایی که در احکام و روایات در مورد زنان وارد شده است به منظور پاسداشت حریم عفاف و سلامت جامعه و از همه مهمتر حفظ کرامت و شخصیت واقعی زن متناسب با رسالت همسری و مادری می باشد. و تجربه جهان غرب در آزادیهای نامحدود برای ارتباط زنان و مردان در جامعه (به اعتراف اندیشمندان جامعه غرب) تجربه بسیار تلخی است که زمینه انحطاط خانواده و بدنبال آن سقوط جامعه در منجلاب شهوات را فراهم نمود، که از این رهگذر بیشترین ضرر و زیان نسیب زنان جامعه شد و در نتیجه کرامت و شخصیت زن به پایین ترین حد خود تنزل نمود.

     

     

    اساساً علت بی حجابی افراد جامعه باتوجه به بالابودن فرهنگ ما بالاخص با بالارفتن سطح علم و دانش در جامعه چیست ؟ لطفاً به شکل کامل توضیح فرمایید.

    -------------------------------------------------------------------------------

    عوامل متعددی می تواند منجر به این پدیده غیر اخلاقی گردد که در اینجا به اختصار ما آنها را به دو گروه عوامل دورنی وبیرونی تقسیم می نماییم ودرمورد هریک به اختصار توضیح می دهیم . یکی از عوامل مهم در بی حجابی افراد جامعه عدم معرفت دینی است چه اینکه بدحجابی تعبیر کنیم بهتر است از اصطلاح بی حجابی . از این جهت که علی رغم آنچه ادعا می شود سطح علم ودانش در جامعه بالا رفته ، باید اذعان کرد که آنچه به عنوان علم نمود پیدا کرده یک سری دانشهاو اطلاعاتی است که هیچ گاه جای معرفت دینی را نمی گیرد وعلم نمایی بیش نیست وحتی در همین جامعه دینی ما که حداقل یک ربع قرن بعد از انقلاب تبلیغ شده است هنوز عده ای از محرمات ومحرم نامحرم ها را به درستی نمی دانند وبرخی از امور را که جزء محرمات است همچون دست دادن با برخی از اقوام نامحرم ، حضور عاری از حجاب در محافل یکدیگر و000 برآنها مکشوف ومعلوم نیست وحتی برخی توصیه ها و تذکرها را دراین خصوص فقط امر حکومتی می دانند واز این که بی حجابی وبدحجابی یک حرام الهی است بی خبرند. عامل دوم را می توان در برخی افراد جستجو کرد ، عده ای از افراد بااینکه می دانند برخی از حضورها ونمایشها خود در محضر دیگران حرام است اما غفلت نموده وسهل انگاری می کنند وگهگاه دیده میشود که با وضعی نامناسب در مجامع و محافل حضور پیدا می کنند که البته این خود به عوامل دیگری همچون خلاءهای درونی افراد برمی گردد. کمبودهای عاطفی در خردسالی وحتی بزرگسالی ، هویت وشخصیت انسان را به شدت کاهش می دهد آنگاه نبود ایمان واعتقاد کافی وکمبودهای عاطفی و درونی که تحت عوامل مختلف گریبانگیر یک زن شود ، سعی می کند برای جبران آن خلاء به شیوه های گوناگونی از جمله توجه دیگران به خود و نمایاندن خود به دیگران روی می آورد. عامل چهارمی که می تواند درافزایش بدحجابی مؤثر باشد بعد روانی زنهاست که اساساً سعی در زینت و زیور و اراستگی دارند واین توجه به خود در پیرایش و آرایش هنگامی که مانعی همچون ایمان واعتقاد نباشد یا ضعیف باشد نتیجه اش آن می شود که با چهره های جذاب و جلب کننده درمحافل واجتماع ظاهر گردند تا آن تمایل درونی خویش را ارضاء نمایند.

    از جمله عوامل گسترش این پدیده ضد اخلاقی از تلاش مستمر ، آگاهانه و روافزون استعمار در زدودن پوشش اسلامی نباید غافل بود . یکی از عوامل مهم جلوگیری از فساد و شیوع آن در سطح جامعه از بین بردن مظاهر شهوت ، لذت رانی ومحرک شهوت است . استعمارگران خارجی وایادی داخلی آنها برای اینکه بتوانند در جوامع اسلامی با گسترش فساد جوانان و زنان ومردان به کامجویی وهوسرانی مشغول کنند، تمام تلاش خود را برای کشاندن زنان نیمه عریان وبزک کرده و آرایش های غلیظ و دلربا انجام می دهند وحتی برداشته شدن هر چادر از سر زن ایرانی ومسلمان را یک سنگر مهم در راستای اهداف شوم خود می دانند . حجاب یک اصل اجتماعی است ومصونیتی برای زنان از دست اهریمنان است و استعمار در جهت زدودن این دژ مستحکم از هیچ کوششی فروگذار نکرده وبلکه بودجه های سرسام آوری را که از طرق مختلف هزینه می شود صرف این راه می کند . مسأله کشف حجاب در دوره رضاخان نمونه ی این تلاشهاست.

    دگرگونی ارزشها عامل دیگری در راستای ترویج بی حجابی وبدحجابی است کوشش پی گیر استعمار وایادی فرنگی مآبش سعی در نمایش چهره ای خشن ، بیسواد ، کهنه پرست از یک زن محجبه دارد . آنان برای اینکه بتوانند ارزش یک زن محجبه را در اسلام فروریزند وحجاب که نشانه اقتدار شخصیت یک زن مسلمان است را بریزند از راههای گوناگون به هجو وتمسخر چنین شخصیتی می پردازند و آنگاه که موفق شوند یک ارزش را به ضدارزش تبدیل کنند وآنرا به مردم الغا نمایند به آرزوی خود در فتح یک سنگر مهم دست یافته اند . بدیهی است که چنانچه بیرون بودن موی سر ، خودآرایی وبزک کردن در ملاء عام یک ارزش شود زنان ودختران نیز به همان گونه ای رفتار می کنند که بدان ارزش یابند.

    آخرین عامل را در ترویج بی حجابی از الگوهای نامناسب در اجتماع می توان یاد کرد . مسأله الگو در اخلاق اسلامی و روانشناسی جایگاه مهمی دارد . از این رو بدخواهان پوشش وحجاب از هر تلاشی در راستای معرفی زن شایسته والگو باظاهری عاری از پوشش اسلامی دریغ نمی کنند واین نیز کمک مؤثر در راستای ترویج بی حجابی است . برای تحقیق بیشتر به منابع زیر مراجعه نمائید:

    1- رساله حجابیه ، رسول جعفریان

    2- مسأله حجاب ، شهید مرتضی مطهری

    3- حجاب از دیدگاه قرآن وسنت ، فتحیه فتاحی زاده

    4- فرهنگ برهنگی وبرهنگی فرهنگی ،‌غلامعلی حدادعادل

    5- زن از نظر اسلام ، فرید مصطفوی الخمینی

     

     

     

    اگر دوست شدن با یک دختری باعث شود که او با حجاب شود و دست از کارهای خود بردارد آیا شرعی است که این کار را  یک  پسر انجام‏ دهد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    از اینکه بفکر هدایت دیگران هستى جاى خوشبختى است و داشتن چنین روحیه اى بیانگر روحیه‏ء مسئولیت پذیرى و تعهد و پایبندى شما به موازین شرعى است امیدواریم که شما دانشجوى گرامى همواره در صراط مستقیم، حافظ حریم الهى و الگوى مناسب براى هدایت جوانان باشید. همان طور که مى دانید اسلام براى جلوگیرى از گناه و نشر و گسترش کارهاى شایسته راهکارهایى را ارائه مى دهد که اگر ما در طریق همان راهکارهاى معرفى شده‏ء در اسلام وارد عمل شویم هم باعث جلوگیرى از گناه مى شود و هم خودمان از آلوده شدن به گناه مصون خواهیم ماند. راهکار اسلام تحت عنوان امر به معروف و نهى از منکر وظیفه‏ء ما را مشخص نموده است و ما مجاز نیستیم از هر راهى جلو گناه دیگران را بگیریم. شما براى اینکه وظیفه خود را انجام داده باشید مى توانید آن دختر را نهى از منکر کنید. انجام چنین کارى مستلزم طى کردن مراحلى است که در زیر به آن اشاره مى شود:

    1. ابتدا با زبانى نرم و آمیخته با منطق او را متوجه عمل گناه بودن عملى که انجام مى دهد نمایید.

    2. در مرحله دوم شما مؤدبانه از او بخواهید از آن گناه اجتناب کند.

    3. در مرحله سوم اگر تأثیر نگذاشت به صورت جدى ترى به او تذکر دهید اگر دیدید برخورد مؤدبانه، منطقى و جدى شما موثر واقع نشد اگر مراجع ذى صلاح به اینگونه امور رسیدگى مى کند مسئله را به آنها تذکر دهید که آنها اقدام کنند و وظیفه‏ء شما همین مقدار است اگر مؤثر واقع شد قطعا شما نزد خداوند اجر و پاداش خواهید داشت و اگر هم هدایت نشد باز هم شما به دلیل این که وظیفه شرعى خود را انجام داده اید نزد خداوند مأجور خواهید بود.

    اما اینکه فرمودید آیا از طریق دوستى با او مى توانید جلو گناه او را بگیرید و باعث شوید که او دخترى باحجاب و سنگین شود پاسخ منفى است چه اینکه اولا اسلام دوستى با نامحرم را منع کرده است و فرموده است با زنان یا دختران دوست نشوید و ثانیا اینکه این دوست شدن مى تواند تبدیل به دامى شود براى خود شما. و ما حق نداریم با دست خودمان، خودمان را به هلاکت بیندازیم «لا تلقوا بایدیکم الى التهلکه) سوم اینکه انجام اعمال صالح باید از طریق مشروع باشد و ما اجازه نداریم از طریق غیر مشروع (دوستى با نامحرم) عمل مشروع انجام دهیم. روزى امام صادق (ع) دید مردى از مغازه اى چیزى برداشت از او پرسید چرا مرتکب این عمل (دزدى) شدى مگر نمى دانى دزدى گناه است. آن مرد در جواب امام گفت مگر قرآن نخوانده اى. در قرآن آمده است که اگر کسى یک گناه کند خداوند فقط یکبار او را عذاب مى کند ولى اگر عمل خیرى انجام دهد خداوند ده برابر به او پاداش مى دهد. من با دزدى کردن یک گناه کرده ام ولى آنچه از طریق دزدى بدست آوردم

    مى خواهم به دیگران (افراد نیازمند) صدقه بدهم و عمل دوم من چندین برابر ثواب دارد و یکى از ثواب ها را من جایگزین آن گناه میکنم و بقیه‏ء ثوابها نیز به نفع من است. امام على (ع) به او گفت بله عمل خیر مانند صدقه دادن چندین برابر ثواب دارد ولى بشرط اینکه این صدقه از راه حلال بدست آمده باشد نه از راه حرام. بنابراین دوست عزیز گر چه نیت شما خیر است ولى راهى که انتخاب کرده اید نه تنها مشروع نیست بلکه وسوسه‏ء شیطان است و شیطان مى خواهد شما را گرفتار کند منتهى چون روحیه‏ء مذهبى دارید و اهل ایمان هستید و مستقیما نمى تواند شما را بدام بیندازد مى خواهد از طریق خیرخواهى و مذهبى فریب دهد. ارتباط زن و مرد نامحرم آنقدر حساس، ظریف و در عین حال خطرناک است که از مقدس اردبیلى سوال کردند «آقا اگر شما با یک زن نامحرم در یک اتاق قرار بگیرید چه مى کنید او فرمود به خدا پناه مى برم و علیرغم این که او یکى از بزرگان اهل تقوا و معنویت بود قرار گرفتن در چنین شرایطى را براى خود خطرناک دید و فرمود به خدا پناه مى برم و علت این که اسلام حتى قرار گرفتن زیر یک سقف و در یک جاى تنها با زن نامحرم را اگر احتمال گناه داده شود حرام مى داند و اگر احتمال گناه

    نباشد مکروه، نشانگر حساسیت ارتباط بین زن و مرد نامحرم است، بنابراین به شما دوست عزیز توصیه مى شود گرچه نیت شما پاک و مقدس است اما راهى که انتخاب نموده اید خطرناک و ناصواب است پس سعى کنید فقط از طریق امر به معروف و نهى از منکر وارد شوید آن هم در صورت مؤثر واقع شدن و در غیر این صورت شما تکلیفى ندارید

     

     

    اگرخانمی از کرم ضد آفتاب استفاده کند، به طوری که پوست را روشن وسفید کند و بخواهد در جامعه حضور پیدا کند، آیا گناه است؟ استفاده از، هر نوع وسایل آرایشی چه حکمی دارد و وظیفه ما در مقابل چنین افرادی چیست؟ آیا باید نهی از منکر کنیم؟

    -------------------------------------------------------------------------------

    آرایش کردن زن اشکال ندارد، ولی اگر آرایش کرد، به گونه‏ای که زینت محسوب شود، واجب است که خود را از نامحرم بپوشاند. اگر نپوشاند، بر دیگران لازم است نهی از منکر نمایند. البته باید شرایط نهی از منکر را رعایت کنند. به طور کلی آنچه عرفاً زینت محسوب شود، باید از نامحرم پوشیده گردد.(1) البته ظاهراً کرم ضد آفتاب به عنوان وسایل آرایشی محسوب نمیشود، اما چنانچه زینت محسوب شود، باید از نامحرم پوشیده گردد.

     

     

    الف ـ آیا چادر برای زن الزامی است‌؟ و اگر چادر سر نکند چه می‌شود؟ ب ـ آیا حجاب زن با چادر و مقنعة بلند کامل است‌؟ در صورت کامل بودن‌، پس چه الزامی در پوشیدن چادر می‌باشد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    الف ـ خواهر عزیز آنچه بر زن لازم است این که در برخورد با نامحرم زمینة فساد را فراهم نکند و لباسش انگشت‌نما و لباس شهرت نباشد، حال پوشش او چادر باشد یا چیز دیگر، فرقی نمی‌کند(60) بنابراین‌; هر لباسی که دارای 3 ملاک زیر باشد مصداق حجاب اسلامی است .(61)

    1. تمام اعضای بدن‌، از فرق سر تا ناخن پا را بپوشاند. (به جز دستها تا مچ و گردی صورت اگر زینت نداشته باشند.)

    2. تمام برجستگیهای بدن زن را بپوشاند به طوری که حجم بدن او مشخص نباشد. 3. توجه نامحرم را به خود جلب نکند و تحریک‌آمیز هم نباشد.

    پس با توجه به این مطالب‌; حجاب اسلامی تنها در چادر خلاصه نمی‌شود. اما به عقیده ما چادر بهترین و کاملترین نوع حجاب است‌.

    ب‌) همان طور که در قسمت الف به آن اشاره شد; حجاب اسلامی یا مانتوی بلند و مقنعه در صورتی کامل است که‌:مانتو برجستگیهای بدن را بپوشاند، آستین آن بقدری گشاد نباشد که بالاتر از مچ را نمایان سازد. گریبان آن به گونه‌ای نباشد که زینتها و لباسهای زیر را آشکار نماید، رنگ و مدل آن توجه نامحرمان را به خود جلب نکند، مقنعه‌ای که می‌پوشد ساتر موها، تمام گردن‌، زیر چانه و سینه او باشد. علاوه بر آن جورابهایی بپوشد که رنگ پا را نمایان نکند. و نیز کفشی هم بپوشد که رنگ و صدای آن توجه نامحرم را به خود جلب کند. لذا اگر لباسهای او خصوصیات فوق را داشته باشد مصداق حجاب اسلامی است‌.(62)

     

     

    با اینکه حجاب از ضروریات دین اسلام است چرا در ردیف فروع دین قرار نگرفته است!؟ خواهشمند است مبسوط و مستدل پاسخ دهید.

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    مفهوم ضروریات دین این است که به قدرى واضح است که این آموزه از واجبات دینى است که جاى شکى براى کسى نیست مثلا نماز، کسى نمى تواند ادعا کند که نمى دانسته نماز از واجبات احکام اسلامى است. بسیارى از احکام اسلامى براى شمار فراوانى از مردم روشن نیست باید توضیح داده و اثبات شود اما روزه، نماز و حجاب از مسلمات است. از این رو چون جزء دین بودن آن واضح است پس منکر آن در واقع منکر خداى سبحان یا نبوت انبیاء است اما مع ذلک: اولا، اصول دین از مقوله اعتقادات قلبى و التزام به آنهاست نه از مقوله عمل، در حالى که حجاب از مقوله رفتار و عمل است. ثانیا، اصول دین شامل بنیادى ترین اعتقادات و پایه اى ترین آنها است یعنى توحید، نبوت و معاد و در اصل عدالت و امامت از شاخه هاى توحید و نبوت اند. اعتقاد به حجاب و سایر اعتقادات، فرع بر پذیرش این اعتقادات بنیادین است، لذا فروع دین نام گرفته اند. اگر نبوتى نباشد نه از نماز مى توان به عنوان حکم الهى سخن راند و نه از حجاب و زکات و چه اینکه این احکام توسط پیامبران از سوى خدا بر ما مقرر شد، اگر پیامبرى و نبوت را انکار کنیم جایى براى بحث از این احکام نخواهد بود

     

     

    با توجه به آیه شریفه 31 سورة نور، چه چیزی برای زن زینت محسوب می‌شود و بفرمایید حکم پای کوبی کردن‌، نزد نامحرمان و محارم زن چیست‌؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    1. در تفسیر و توضیح زینت در آیة شریفة یاد شده‌، دیدگاه‌های مختلفی میان مفسّران وجود دارد: الف ـ منظور از زینت‌، مواضع زینت‌، یعنی آشکار کردن محل آن‌ها است‌; زیرا استفادة آشکار از گوشواره و دست بند، حرام نیست‌.( تفسیر المیزان‌، علامه طباطبایی‌;، ج 15، ص 111، مؤسسة اعلمی‌. ) منظور از محل زینت‌، یعنی محل زینت‌های استفاده شده‌، مانند گوش ها، گردن‌، دست ها، بازوان و مانند آن‌ها می‌باشد.

    ب ـ مفسّران دیگر، زینت را به معنای خود زینت آلات گرفته‌اند، البته در حالی که روی بدن قرار گرفته‌، و طبیعی است که آشکار کردن چنین زینتی‌، با آشکار کردن اندامی از بدن همراه است که زینت بر آن قرار دارد.( تفسیر نمونه‌، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 14، ص 439، دارالکتب الاسلامیة‌. ) با توجه به توضیحات ارائه شده‌، آیه در بررسی این مسئله نیست که چه چیزی برای زن زینت محسوب می‌شود، آن چه آیه بدان تصریح کرده‌، آشکار نکردن زینت به وسیلة زن‌، برای نامحرمان است‌. دربارة قسمت دوم پرسش شما، باید گفت‌: سفارش آیه شریفه به خانم ها، در رعایت عفّت و دوری از اموری است که آتش شهوت را در دل مردان شعله ور می‌سازد و ممکن است سبب انحراف آنان از جاده عفت شود; از این رو، باید آن چنان دقیق و سخت گیر باشند که حتی از رساندن صدای خلخالی که در پای دارند، به گوش مردان بیگانه خود داری نمایند. با توجه به حکمت چنین دستوری‌، به نظر می‌رسد که رعایت این مسئله در حضور محارم واجب نیست‌، بلکه شامل گروه‌هایی می‌شود که در همین آیه‌، به عنوان استثناهای آشکار کردن زینت برای زنان برشمرده شده‌اند.

    آن‌چه زیر عنوان پاسخ به بخش دوّم پرسش بیان شد، با این فرض بود که مراد از پایکوبی‌، رساندن صدای زینت آلات به نامحرمان به دلیل حرکات نامتعادل و شتاب‌زده به هنگام راه رفتن‌، باشد. ولی چنان‌چه منظور شما پرسشگر محترم از پایکوبی‌، رقصیدن زن باشد، باید گفت چنین عملی از موارد لهو بوده و در روایات و رساله‌های عملیه مراجع بزرگوار تقلید، از آن نهی شده است‌. پیامبراکرم‌در حدیثی می‌فرمایند: "انهاکم عن الزفن و المزمار و عن الکوبات و الکبرات‌; شما را از رقص و وسایل لهو منع می‌کنم‌."( الفروع من الکافی‌، محمد بن یعقوب الکلینی‌، ج 6، ص 432، دارالکتب الاسلامیة‌. ) در فتاوای مراجع تقلید نیز در این باره دو دیدگاه وجود دارد. برخی آن را مطلقاً حرام دانسته‌، و برخی دیگر تنها یک فرض مجاز برای آن برشمرده‌اند، که رقصیدن زن برای شوهر خود و دور از چشم دیگران است‌. نمونه‌هایی از فتاوای مزبور یادآوری می‌شود: امام خمینی‌;: بنابر احتیاط واجب‌، رقصیدن خانم‌ها در هر کجا اعم از مجلس عقد و عروسی و یا مولودی‌ها جایز نیست‌; مگر رقصیدن زن برای همسر خود."( مسایل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، محسن محمودی‌، ج 1، ص 203، انتشارات علمی و فرهنگی صاحب‌الزمان‌(عج‌). )

     

     

    با توجه به رواج بد حجابی در جامعه علت آن چیست و روش راهنمایی این افراد در جامعه چه می باشد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    مسأله بدحجابى از معضلات کنونى جامعه ماست. این گونه رفتار ریشه در حدود نیم قرن حکومت سلسله منحوس پهلوى و نیز تبلیغات غرب دارد. از گذشته‏ها و ریشه تاریخى مسأله که بگذریم، متأسفانه خودباختگى در برابر غرب، و تقلید کورکورانه از آنها و شهوت‏پرستى مجموعاً وضعیتى را پدید آورده است که شما گوشه‏هایى از آن را ارائه کرده‏اید. البته با وجود آنچه که نوشته‏اید وضعیت عمومى جامعه ما از نظر حجاب و حفظ عفت نسبت به کشورهاى دیگر اسلامى بهتر است و تا حدود زیادى

    مراعات وجود دارد. ولى در اثر تبلیغات سنگین غرب به وسیله محصولات فرهنگى مانند فیلم‏ها و مجلات نوعى تمایل به آن گونه رفتارها در سطوحى از جامعه مشاهده مى‏گردد که باید از دو طریق به اصلاح آن اقدام کرد:

    الف) کار بنیادى فرهنگى که نتایج آن در دهه‏هاى بعد ظاهر گردد.

    ب) کار قانونى و کنترل رفتار فیزیکى.

    هر یک از این دو مقوله بدون همراهى دیگرى مفید فایده نخواهد بود و نهایتاً منجر به شکست و تأثیر وارونه خواهد شد. در زمینه‏هاى فوق اقدامات فراوانى از سوى دولت و مسئولین صورت گرفته است، ولى به دلیل تراکم تبلیغات خنثى کننده از سوى غرب، آثار آن به طور کامل بروز نکرده است. امید است با برنامه‏ریزى‏هاى دقیق و حساب شده فرهنگى و قانونى در آینده موفقیت‏هاى بیشترى در این زمینه حاصل گردد. آنچه که مربوط به شما مى‏شود در صورتى که شرائط براى امر به معروف و نهى از منکر مهیّا است لازم است نهى از منکر نمائید در صورتى که احتمال تأثیر نمى‏دهید بر شما چیزى نیست ضمنا نگاههاى اتفاقى بدون اختیار اشکال ندارد. در عین حال گاهى اوقات افراد اطلاع و شناخت کافى از اهمیت حجاب و آثار مثبت آن ندارند و از طرف دیگر عوارض سوء بدحجابى را نمى‏دانند بنابراین نسبت به این‏گونه افراد باید پنهانى و با زبان مناسب و ایجاد ارتباط عاطفى به روشنگرى پرداخت چه بسا با همین تذکرات پنهانى خود را اصلاح کنند ولى اگر علنا و بدون پرده تذکر داده شود بیشتر جرى‏تر مى‏شوند.

    مطمئن باشید اگر چندین نفر و به طور مکرر با این افراد برخورد اخلاقى مناسب صورت گیرد تحت تأثیر قرار گرفته و خود را اصلاح خواهند کرد. آرى در صورتى که فردى مى‏خواهد در یک جمع و فضاى خصوص از روى عمد و قصد مى‏خواهد با برخى رفتارهاى زشت و ضد اخلاقى، به مقدسات و ارزش‏هاى اخلاقى و باورهاى دینى مردم دهن کجى کند باید به طور علنى به او هشدار داد. ولى این گونه موارد بسیار کم اتفاق مى‏افتد. پس چه بهتر است با افراد جاهلى که اطلاع کافى در این زمینه ندارند با احترام

    و سعه صدر لازم به روشنگرى پرداخت و به طور خصوصى و انفرادى مسائل قابل طرح را گوشزد نمود.

    البته نباید غفلت شود اخلاق کارگزاران و عملکرد آنان تأثیر مثبت یا منفى در رفتار اجتماعى شهروندان دارد چنانکه فساد سیاسى، ادارى و اقتصادى مردم به ویژه جوانان را مأیوس ساخته، از شادابى، نشاط و معنویت باز مى دارد و طبیعى است که باعث بسیارى از ناهنجارى هاى اخلاقى همین سرخوردگى هاى اجتماعى است و امر به معروف و نهى از منکر به طور ریشه اى باید ضمن آن که در خصوص بد حجابى یا ناحجابى مطرح مى شود قبل از آن باید نسبت به ریشه هاى پیدایش آن صورت گیرد

     

     

    به نظر شما راه های درونی کردن حجاب در افراد چیست؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    در دو حیطه باید تلاش شود. یکى در حوزه مبانى نظرى و دیگر در حوزه عمل و رفتار: 1. در حوزه مبانى نظرى در صورتى که تاکنون درباره اهمیت حجاب و فلسفه آن و آثار مثبت آن مطالعه کافى نداشته اید و یا اگر مطالعه داشته اید ولى هنوز قانع نشده اید و یا شبهاتى در این زمینه دارید، باید به مطالعه دقیق، گسترده و عمیق این موضوع مهم همت گمارید و مبانى نظرى لزوم و ضرورت حجاب، فلسفه حجاب و آثار آن از نظرگاه هاى مختلف و از جمله از نظر دینى و اخلاقى) که مهمترین آن هم هست (مورد دقت و مطالعه قرار داده و به شناخت کافى در این زمینه دست یابید. زیرا شناخت گام نخست براى عمل و پاى بندى به آن است. البته باید این شناخت به باور قلبى منجر شود و از سطح اندیشه و تفکر به پیوند قلبى و عقد باطنى بیانجامد. زیرا بسیارى از افراد علم و آگاهى خوبى نسبت به موضوعى دارند ولى عملا پاى بند دانش خود نیستند و برخلاف آن عمل مى کنند و آن به خاطر باور نداشتن است و منتج نبودن علم به باور است. بنابراین در این زمینه مطالعات خود را عمیق تر نمایید و به خصوص از زبان قرآن و آیات و روایات به بررسى موضوع حجاب بپردازید. ضمنا مطالعه سیره ائمه اطهار) ع (و به خصوص سیره حضرت زهرا) س (و حضرت زینب) س (و یا دیگر زنان پاکدامن مى توانند نقش به سزایى در این شناخت داشته باشد چه خوب است به کتاب هایى که در زمینه فلسفه حجاب نوشته شده مثل فلسفه حجاب شهید مطهرى مراجعه کنید و مورد مطالعه دقیق قرار دهید و در صورتى که سؤالات و شبهاتى در این زمینه مطرح بوده یا هست و هنوز پاسخ قانع کننده اى براى آن نیافته اید با کارشناسان این رشته) از جمله همین مرکز (در تماس بوده و در صدد حل آنها باشید زیرا حضور ویروس شبهه در ذهن بدون یافتن پاسخ و تلاش براى حل آن باعث ورود به دیگر بخش هاى معرفتى و شناختى انسان لطمه مى زند و آنها را سست تر مى کند. پس هر چه زودتر در صدد پاسخ دهى به آنها برآیید. 2. در حوزه عمل و رفتار پس از روشن شدن مبانى نظرى و فلسفه حجاب و یا به همراه بررسى این موضوع و کسب شناخت مى توانید به موارد و راهکارهاى زیر توجه نموده و آنها را عملى سازید. الف. با افرادى که به این موضوع کم توجهى مى کنند و رفتارشان تطابقى با ملاک هاى صحیح ندارد کمتر رفت و آمد کنید مگر به قصد اینکه بخواهید و بتوانید روى آنها تأثیر مثبت بگذارید. ب. با افرادى رابطه دوستانه و صمیمانه اى داشته باشید که به موضوع حجاب به اندازه کافى و حتى بیش از خودتان توجه مى کنند و به آن اهمیت مى دهند و در رعات حجاب کوشا هستند. ج. به آثار منفى و پیامدهاى ناگوار بدحجابى به خوبى بیاندیشید و براى خودتان آنها را برجسته کنید. د. درباره آثار مثبت حجاب خوب تفکر کنید و حتى با دوستان خود در این زمینه گفتگو کنید و ارزش آن را هر روز به خود تذکر دهید. ه. در انتخاب هم اتاقى ها و هم کلاسى ها و هم درسى هاى خود دقت فرمایید مبادا با افرادى هم اتاق شوید که به این موضوع مهم بى توجهى مى کنند و بى بند بار هستند. و. با حضور در جلسات مذهبى و اخلاقى به تقویت باورهاى دینى و اخلاقى تان اقدام نمایید. ز. نمازهاى شبانه روز خود را اول وقت و حتى المقدور به جماعت بخوانید. ح. به تمسخرها و سرزنش هاى افراد بى بند و بار که حجاب را به مسخره مى گیرند و یا گوشه و کنایه مى زنند بى توجه باشید و به خداوند متعال و هستى بخش جهان متکى بوده و از او استمداد کنید و خود را وامدار ائمه اطهار و حضرت زهرا) س (بدانید. ط. هر روز به خود تلقین کنید «حجاب بهترین ارزش براى یک زن مسلمان است و چیزى است که باعث خرسندى و خوشحالى خداى متعال و اولیاى الهى و به ویژه حضرت زهرا) س (مى شود» و کسب رضایت آنان از هر چیز دیگر بهتر و شایسته تر است. امید است با بیان آنچه ذکر شد بتوانید در راه درونى کردن حجاب موفق باشید

     

     

    بی حجابی زنان در آیه 55 سوره احزاب ،تا چه حدی است ؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    شأن نزول آیه 55 سوره احزاب درباره همسران پیامبر اسلام (ص) است. و در آیه مذکور مواردى را که از رعایت کردن قانون حجاب مستثنى شده‏اند بیان مى‏کند، یعنى در این موارد زنان مى‏توانند بدون داشتن حجاب ظاهر شوند. و آن موارد عبارتند: پدران، فرزندان، و برادران، و فرزندان برادران، و فرزندان خواهران خود، و زنان مسلمان و بردگان خویش.

    درباره حدود حجاب در آیه 31 سوره نور آمده است، که زینت‏هاى خود را در برابر نامحرمان آشکار نکنند. از این رو آشکار کردن زینت‏هاى بدن براى افراد محرم که در آیه 55 سوره احزاب به آنها اشاره شده اشکالى ندارد.

    براى آگاهى بیشتر در این زمینه :

    1. تفسیر نمونه، ج 17، ص 411 و ج 14، ص 435

    2. تفسیر راهنما، ج 12، ص 052

     

     

    پوشش برای زن تا چه حد است؟ آیا پوشاندن گردی صورت است یا زیبایی؟ و آیا استفاده از پوشیه یا نقاب به دلیل جلب توجه کردن اشکال دارد یا نه؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    پوشیدن تمام بدن، حتی صورت و دستها، لازم است.(1)

    پوشیدن بدن زن، از نامحرم بالغ، غیر از صورت و دستها واجب است و اگر دریابد که صورت و دستها را نیز با قصد ریبه و تلذّذ نگاه می کند، و یا اگر دارای زینت باشد، پوشیدن آن واجب است.(2) پس اگر کسی صورت زیبائی دارد و نامحرم با قصد لذت بردن آن را نگاه می کند، باید زن بیشتر از گردی آن را بپوشاند و اگر محذوری برایش وجود ندارد، می تواند از پوشیه و یا نقاب استفاده کند و این پوشیه زدن و نقاب بستن چیزی ندارد که باعث جلب توجه دیگران شود. زیرا آنها زیبائی صورت را می پوشانند و خود این کار پسندیده است و اگر در جامعه ما رواج یابد، نیکو می باشد.

    زن بنابر احتیاط واجب، باید بدن و موی خود را از پسری که بالغ نشده، ولی خوب و بد را می فهمد و به حدّی رسیده که دارای نظر شهوانی است، بپوشاند. (بنابراین در حمام های عمومی، در برخی از روستاها، که زنها پسربچه های خود را همراه می آوردند، باید از این کار جلوگیری شده و یا پوشش لازم را رعایت کنند.)(3)

     

     

    پوشش و حجاب در محیط خانواده چگونه باید باشد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    خاطر نشان مى‏سازد که محیط خانواده، محیط پرورش است و پرورش فضایى سالم و پاک را مى‏طلبد، البته توجه دارید که پرورش تنها به پرورش تواناییهاى ذهنى و جسمى محدود نمى‏شود بلکه پرورش اجتماعى، اخلاقى و آداب و معنویت نیز در محیط خانواده فراهم مى‏گردد. روشن است که تکیه و عمل به معیارهاى الزامى دینى و تکالیف شرعى که محدود به اعمال خاصى هستند، تنها پرورش دینى و مذهبى را فراهم مى‏سازد. اخلاق دینى و آداب خانوادگى و اجتماعى غیر از تکالیف دینى است و معیار در اخلاق و ادب صرف حلال و حرام شرعى نیست. ازاین‏رو شاید از نظر شرعى با رعایت پوشش معین شده مرتکب عمل حرام نشویم، ولى نمى‏توان گفت که از این راه مى‏توان به کمال نهایى رسید و از نظر اخلاقى نیز هرگز مرتکب عمل ناپسندى نشده‏ایم. چه بسیار کارهایى که از نظر فقهى شاید حرام نباشند ولى از نظر اخلاق دینى و آداب خانوادگى و اجتماعى صددرصد مردود و ناپسند تلقى مى‏گردند. بنابراین در خصوص پوشش صحیح تنها بکارگیرى و رعایت معیارهاى تکلیفى و فقهى (حلال و حرام) اولیه کافى نیست، لذا اگر عملى و یا پوششى موجب گمراهى و ترتب مفسده‏اى باشد از نظر شرعى و تکلیفى نیز حرام مى‏باشد. خواهر عزیزم خود مى‏دانید که اگر کسى به شخصى به قصد شهوت نگاه کند، هر چند آن فرد پوشش داشته باشد و محرم نیز باشد، این نگاه حرام است (به استثناء زن و شوهر). حال اگر شما با این شکل از پوشش زمینه نگاه شهوت‏آلود را براى کسى، حتى اهل خانواده خود، فراهم سازید. بعید نیست که مرتکب حرام شده باشید. خواهر محترمه آیا از نظر شرعى جایز است زنان با لباس چسبان در حالى که تمام بدن آنها پوشیده است در جامعه ظاهر شوند؟ به یقین مى‏گویید خیر، در حالى که آنها پوشش دارند و هیچ جاى بدن آنها پیدا نیست. چون پوشش باید هدف خود را تأمین کند یعنى هدف و منظور از پوشش ایجاد فضاى پاک و سالم معنوى مى‏باشد و زمینه آلودگى را فراهم نکند. حال اگر پوشش به‏گونه‏اى باشد که زمینه‏ساز گناه است آیا مى‏توان گفت چون پوشیده است پس حرام نیست و گناه نکرده است؟ بى‏تردید خود تصدیق مى‏فرمایید که تنها پوشش کفایت نمى‏کند. افزون بر این از نظر احساس علمى و کمال‏طلبى، توجه شما را به این نکته جلب مى‏کنم که: رسیدن به کمال و تحصیل فضایل اخلاقى با اکتفا کردن به حلال و حرام هرگز بدست نمى‏آید، مهم‏تر آنکه چه بسا این گونه اعمال و پوشش‏ها، چون خود زمینه‏ساز آلودگى را فراهم مى‏نماید، حرام و گناه است و در برخى موارد پیامدهاى غیرقابل جبرانى را به همراه داشته باشد. لذا توصیه مى‏شود خود را به مرز حلال و حرام محدود نکنید بلکه براى مصونیّت خود و دیگران از لغزش‏گاه‏ها و وسوسه‏هاى شیطانى از امورى که احتمال لغزش دارد، بپرهیزید. خواهر عزیزم خوب است به این نکته نیز توجه داشته باشید که شاید بیان مادر شما و یا شیوه برخورد وى مورد پسند شما نباشد ولى تجارب او را نباید نادیده گرفت و خود را از آن محروم ساخت. شاید شکل و نحوه گفتار او مورد پسند شما نباشد، اما حقیقت و محتواى آن سخنان توصیه‏هایى است که از تجارب وى بر مى‏جوشد و در صدد است تا وجود پربها و ثمین دختر خود را مصون بدارد. مردها گرگ نیستند، بلکه خانم‏ها «خانم» هستند. هر دستى نباید جرأت لمس جواهر را به خود دهد، بلکه باید با حساسیت و ظرافت شیوه‏اى خاص که برازنده آن گوهر ارزنده است با او برخورد کرد و او خود باید این ارزش را پاس دارد. در پایان این بخش شما را به رعایت اعتدال در پوشش که آسیبى به تکالیف شرعى و حدود اخلاقى وارد نسازد، توصیه مى‏کنم تا فضاى خانواده براى همه اعضاى آن محیط پرورش سالم باشد و حتى به صورت ناخودآگاه آنها را از پرورش صحیح محروم سازد. البته جهت حسن بهره‏مندى و استفاده از ارزش‏هاى اخلاقى که هدف بعثت نبى مکرم اسلام است شما را به مطالعه کتب «قلب سلیم» و «ایمان» نوشته شهید دستغیب دعوت مى‏کنم

     

     

    پوشیدن مانتو و مقنعه در بیرون منزل چه حکمی دارد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    آنچه برزن واجب است، پوشیدن تمام بدن به جز دست‏ها از مچ تا سر انگشتان و صورت از نامحرمان است. البته اگر دست‏ها و صورت به قصد لذت و فساد دیده شود، حرام است. اگر چه لباس خاصی برای حجاب واجب نیست، ولی استفاده از چادر بهتر است و فرقی بین سایر مردم با شوهر خواهر و برادر شوهر نیست؛ یعنی آنها هم نامحرم هستند و همین طور فرقی در این جهت بین جلسات مهمانی و غیر آن نمیباشد. هم‏چنین از لباسی که نازک باشد و جلب توجه میکند نباید استفاده شود.

     

     

    پوشیه زدن زنان چه حکمی دارد

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    1. حجاب یکی از بایسته‏های مهم دینی و برای حفظ حرمت و شخصیت انسان و تلاش در جهت مصونیت بخشی به او در برابر جهان هرزه و ناپاک است. حجاب بدن زن را از دیدگان حفظ میکند و ارزش و شخصیت او را بالا میبرد؛ درست مانند یک قطعه طلا و جواهر که در پوشش‏ها و محفظه‏های امنیتی و محکم نگه داری میشود.

    2. اصل حکم حجاب از ضروریات است و منکر آن، حکم منکر ضروری را دارد و منکر ضروری محکوم به کفر است، مگر این که معلوم باشد که منکر خدا و یا رسول نیست. (استفتا از امام خمینی، به نقل از: احکام خانواده، ص 274)

    3. نکته مهم مقدار پوشش و حجاب زن در محیط و خانه و یا هنگام عبادت است. زن در مقابل نامحرم و در هنگام عبادت، باید تمام بدن حتی سر و موی خود را بپوشاند؛ ولی پوشاندن صورت به مقداری که در وضو شسته میشود و دست‏ها تا مچ و پاها تا مچ لازم نیست.

    4. اگر مردی با قصد شهوت و لذت نگاه میکند، بر زن واجب است تمام بدن - حتی صورت و دست‏ها - را بپوشاند و بین محرم و نامحرم فرقی نیست (عروة الوثقی، ج 1، ص 550)

    5. امام راحل(ره) در پاسخ به این پرسش که "پوشیدن دستکش و زدن پوشیه و روبند در چه صورتی برای بانوان مستحب یا واجب است"، میفرماید:

    "رعایت هر چه بیشتر حجاب مستحب است و در صورتی که پوشیده نبودن وجه، موجب رتبه و مفسده باشد، پوشاندن واجب است و در فرضی مضر بودن، اجتناب شود". (احکام خانواده، ص 286)

    6. پوشاندن صورت و حفظ حجاب برتر، امری پسندیده و نیک است؛ اما باید توجه گردد که این مقدار واجب نیست و شخص میتواند در صورتی که نامحرم به او نگاه میکند، صورت خود را با چادر بپوشاند و در بقیه موارد، مثل مردم عادی رفتار کند و لازم نیست خود را انگشت نما سازد و یا موجب جلب توجه دیگران گردد.

    پس شما ضمن این که حجاب کامل خود را با چادر و مقنعه حفظ میکنید، میتوانید دیگران را به این امر رهنمون شوید و فلسفه و حکمت‏های حجاب را برای آنها بیان کنید و لازم نیست با زدن پوشیه آنها را حساس سازید.

    پس بهتر است مثل مردم عادی رفتار کنید و در صورت لزوم، صورت خود را با چادر بپوشانید؛ هر چند استفاده از پوشیه نه تنها اشکالی ندارد، بلکه به احتیاط نزدیک‏تر است.

     

     

    1ـ آیا پدیده تجمل گرایی فقط مربوط به خانمها می باشد؟ 2ـ تجمل گرایی چیست؟

    -------------------------------------------------------------------------------

    تمایل آدمی به زیبایی و جمال یکی از خواهشهای فطری بشری است، و احساس لذت از مناظر زیبا، با سرشت انسان آمیخته شده. به گواهی روان شناسان حس زیبایی یکی از چهار بعد روح انسانی است که به ضمیمه حس نیکی، و حس دانایی و حس مذهبی ابعاد اصلی روان آدمی را تشکیل می دهند و معتقدند تمام زیبایی های ادبی، شعری، صنایع ظریفه و هنر به معنی واقعی همه مولد این حس است(1).

    و به همین جهت تمام طبقات مردم حتی ملل و اقوام وحشی دارای این احساس طبیعی هستند، و پاره ای از صفات در نظرشان زیبا و جمیل است و آن را میزان جمال و دلبری می دانند.

    «یک بومی استرالیایی درست مانند مهرویان پارسی همیشه همراه خود مقداری رنگهای زرد و سرخ و سفید دارد تا گاه گاه در زیبایی خود دستکاری کند، هروقت سرخاب و سفیداب وی در شرف تمام شدن باشد، به مسافرتهای خطرناک و دور و دراز می پردازد تا زاد و توشه جدیدی به چنگ آورد، در روزهای عادی این مرد بومی به آن قناعت می کند که لکه های رنگی بر دو گونه و دو شانه و سینه خود بگذارد، ولی در جشنها اگر از سر تا قدم خود را رنگین نکند، احساسی به او دست می دهد که شبیه است به احساس مردمان برهنه در نزد ما»(2).

    دوست عزیز همان گونه که ملاحظه می فرمایید میل به زیبایی و جمال یک گرایش فطری است و اختصاصی به زنان ندارد البته باید به این نکته توجه داشت که حسن جمال خود به خود پرورش نمی یابد و در ما بالقوه موجود است در بعضی اعصار و در برخی شرایط به حال خمود و کمون باقی می ماند، حتی گاهی از میان مللی که در گذشته آن را به وجه اکمل دارا بوده اند از میان می رود.(3)

    و در پاسخ به قسمت دوم سؤالتان عرض می شود تجمل گرایی به معنای گرایش به تجمل و زیباییهای مصنوعی است.

    در دنیای کنونی و بین الملل و اقوام پیشرفته مسئله زیبایی مورد کمال توجه قرار گرفته و تمام طبقات مردم به زیبایی، ابراز علاقه شدید می کنند، این حس جمال دوستی و زیبایی پسندی پیوسته رو به فزونی استو روز به روز تشدید می شود.

    زیبایی های مصنوعی و تجمل و خود آرایی نیز مانند جمال طبیعی مورد عنایت مخصوص قرآن شریف و روایات مذهبی است، و اولیاء گرامی اسلام، استفاده از آن را به پیروان خود اکیدا توصیه نموده اند. جامه زیبا پوشیدن، مسواک کردن، به سو شانه و روغن زدن، معطر بودن و خلاصه خود را آراستن در حال عبادت و در مواقع معاشرت با مردم، در مسجد یا در محیط خانواده، از مستحبات مؤکد و جزء برنامه روزانه مسلمین است.(4)

    امام صادق می فرماید: مردی به خانه رسول اکرم(ص) آمد و درخواست ملاقات داشت. موقعی که حضرت خواست از خانه خارج شود بجای آینه، جلوی ظرف آب بزرگی که در داخل اتاق بود ایستاد و سر و صورت خود را مرتب کرد، عایشه از مشاهده این کار به عجب آمد، در مراجعت عرض کرد چرا در موقع رفتن موی خود را منظم کردید؟ فرمودند: خداوند دوست دارد که وقتی مسلمانی برای دیدار برادرش می رود خود را بسازد و خویشتن را برای ملاقات او بیاراید.

    ولی باید توجه داشت که در این راه باید از زیاده روی و افراط دوری جست. توجه به خودآرایی(یا زندگی تجملی) بیش از اندازه می تواند منشأ بیماری وسواس شود و رفته رفته مایه اختلالات روحی گردد. توجه بیش از اندازه به این امر برای جلب توجه دیگران، ممکن است باعث پیدایش خوی ناپسند ریاکاری و خودپسندی شود و آدمی را منفور و مردود جامعه نماید، و بالاخره توجه بیش از اندازه به خودآرایی(یا زندگی تجملی) می تواند شخص را از فعالیت های ثمربخش زندگی باز دارد و عمر عزیز که سرمایه سعادت بشر است در راههای غیر مفید و احیاناً مضر، مصرف گردد.

    گرچه جمال و تجمل ظاهری آدمی را محبوب و دلخواه مردم می کند ولی بهترین جمال که شایسته مقام بشر است و به انسان کمال حقیقی و عزت واقعی می بخشد، جمال علم و اخلاق و زیبایی صفات حمیده و سجایای انسانی است.

    علی (ع) می فرماید:« زیور دانش برای انسان، جمالی است که پوشانده نمی شود و نسبی است که مورد جفا قرار نمی گیرد»(6)

     

     

    جایگاه حجاب از دیگاه روانشناسی چه می باشد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    هر انسانی، با هر نظام فکری، افعال اختیاریاش را به منظور رسیدن به اهدافی که آن‏ها را پسندیده و خوب تشخیص داده، انجام میدهد؛ به عبارت دیگر، تمام افعال ارادی آدمی، تابع حسن و قبحی است که تشخیص میدهد. «حجاب و بیحجابی» نیز از این چارچوب برون نیست. عده‏ای حجاب را نیک میدانند و بدان پایبندند و در مقابل، بیحجابی را زشت میشمارند و از آن بیزاری میجویند؛ چنان که گروهی بیحجابی را پسندیده، به آن اهتمام میورزند و حجاب را عملی زشت دانسته، دامن خود را از آن پاک میسازند. این نوشتار، فارغ از دلیل‏های عقلی و نقلی و مقتضیات فطری در پی بررسی آثار این دو پدیده است و خوبی و بدی و زشتی و زیبایی هر یک را مینمایاند تا هر کس با تدبیر در آثار آن دو، راه صواب پیش گیرد.

    دامنه تأثیر رفتارها

    بیتردید زندگی اجتماعی - خواه بر استدلال عقلی و خواه برخواسته فطری و خواه بر بنیان قراردادهای اجتماعی و... بنا شده باشد - از تأثیر و تأثّر متقابل افراد و عملکرد آن‏ها تهی نیست. خوبیها و زیباییها برای فرد و خانواده و جامعه مفیدند و زشتیها و بدیها نیز به همه زیان میرسانند. و تأثیر خود را بر تمام اعضا و ارکان جامعه به جا خواهند گذاشت.

    همنوایی آهنگ تکوین و تشریع‏

    مدبّر آفرینش که خواهان تداوم نسل بشر است، خود، به قلم تدبیر و تکوین، جاذبه‏های عقلی، اجتماعی، فطری و زیستی - جنسی را در آدمیان و حتّی حیوانات و گیاهان به ودیعت نهاده تا در پرتو جذب و انجذاب درونی همیشگی شعله وجودشان را بر افروخته نگهدارند. خالق هستی برای بقای دیگر موجودات تنها همین جذب و انجذاب را کافی دانسته، ولی برای بقای نسل بشر مسؤولیت سپاری را نیز از نظر دور نداشته است؛ زیرا بشر چون جانوران و گیاهان نیست که نسل وی تنها با جاذبه‏های زیستی - جنسی و عشق ورزی آزاد پایدار ماند. نوزاد انسان پس از تولّد به تغذیه، نگهداری و پرورش درست نیازمند است و بدون مراقبت‏های بهداشتی، زیستی و... فرصت حیات نمییابد. بر این اساس، معمار هستی که نهاد آدمی را آن گونه سرشت، برگنبد تشریع این گونه نوشت که ازدواج محبوب‏ترین بنیادها برای بنا نهادن کانون تولّد و مهد پرورش و رشد نوع انسان است‏1، تاهم جذب و انجذاب به محیط خانواده محدود گردد و هم نسلی سالم و متعادل پرورش یابد. چون جذب و انجذاب لجام گسیخته هرگز به بقای نسل تن نمیدهد و آن را مزاحم عشق ورزی خود میبیند؛ همان‏گونه که نسل ناسالم، پدر و مادری نمیشناسد تا آن نژاد را استمرار بخشد2. به این منظور، انتظار میرود معمار نظام تکوین و تشریع در راه نیل به خواست خود، به تدبیر و تشریع لازم دست یازد و اسباب رسیدن به آن هدف را تشریع فرماید. «حجاب» در شمار این اسباب جای دارد. اینک در این نوشتار، با پرداختن به برخی آثار تربیتی و روان شناختی این دو پدیده، سودمندی و ضرر آفرینی هر یک را هویدا میسازیم تا هر کس خود آگاهانه تصمیم گیرد.

    حجاب و رشد شخصیت‏

    شخصیت؛ مجموعه افکار، عواطف، عادت‏ها و اخلاقیات یک انسان است که به تمایز وی از دیگران میانجامد3؛ به عبارت دیگر، مجموعه صفات و ویژگیهای جسمی، روانی و رفتاری که هر انسان را از انسان‏های دیگر متمایز میسازد، شخصیت نام دارد4. بر این اساس، هر کس شخصیتی دارد که خود را با آن معرفی میکند. و دیگران نیز او را به همان ویژگیها میشناسند. در، «روان‏شناسی کمال» انسان رشد یافته که انسان خواستارِ تحققِ خود (actualizing person - The Self) معرفی میگردد، این گونه توصیف شده است: انسانی که نیازهای سطوح پایین (نیازهای جسمانی، ایمنی، تعلق، محبت و احترام) را پشت سر نهاده، در صدد استفاده از تواناییها و قابلیت‏های خود است و به دنبال به فعلیّت رساندن خویشتن و تحقق خویش است‏5. اریک فروم انسان رشد یافته را انسان بارور (Productive person) معرفی میکند و در تعریف او میگوید: وی انسانی است که نیازهای روانیاش را از راه‏های بارور و زایا و خلاق ارضا میکند6. به عقیده اریک فروم مؤثرترین عامل در رشد شخصیت انسان برآوردن معقول نیازهای روانی است که حیوانات پست این نوع نیازها را ندارند. انسان سالم نیازهای روانی - نه نیازهای جسمانی مانند گرسنگی، تشنگی، جنسی و...- خود را از راه‏های خلاّق ارضا میکند و اشخاص ناسالم از راه‏های نامعقول‏7. اکنون باید دید فرصت رشد شخصیت با رعایت حجاب بیش‏تر فراهم میگردد یا با عدم رعایت آن؟ انسانی که پیوسته نگران زیبایی خود است و بیش‏تر در جهت معرفی پیکر خود میکوشد، بهتر میتواند قابلیت‏های خود را بشناسد و به فعلیت برساند یا آن که سر در باغ اندیشه دارد؟ آیا توجّه به نیازهای جسمانی و سطحی به انسان امکان رشد میدهد یا توجّه به نیازهای عالی و مخصوص انسان‏ها؟ آیا غرق شدن در خود نمایی و جلب توجّه دیگران مسیر منتهی به یافتن خویشتن است؟ انسانی که زندگیاش تحت فرمان و اراده‏اش نیست، در حس هویّت یابی خود (of Identity A Sense) دچار شکست شده است‏8 تا چه رسد به آن که هویّتش را به کمال رساند. زیرا سلیقه و خواست دیگران در زندگیاش تأثیر میگذارد و چنان زندگی میکند که دیگران میپسندند، نه آنگونه که خود میپسندد.

    بیحجاب در اندیشه نمایش خود و زیبایی خویش است. این امر که عقده حقارت (inferority complex) انسان را مینمایاند، زمینه رشد و تعالی وی را نابود میسازد؛ در حالی که زن مانند مرد یک انسان است و باید از نظر انسانی رشد و تکامل یابد. کسی که با نمایش زیبایی خود و گزینش پوششی ویژه در اندیشه جلب نظر دیگران به سر میبرد، در حقیقت میخواهد با تکیه بر جذابیت‏های ظاهری خویش و نه اصالت‏ها و ارزش‏های متعالی خود، جایی در جامعه بیابد. در واقع او از این طریق اعلام میدارد، آنچه برایش اصل است و اهمیّت دارد، «زن بودن» او است نه انسانیت و اندیشه و لیاقت و کارآییاش. چنین فردی قبل از همه اسیر خویش است و به مغازه‏داری شبیه است که پیوسته در اندیشه تزیین ظاهر و تغییر دکور خود به سر میبرد و فرصت پرداختن به آرزوهای بزرگ‏تر را نمییابد9.

    حجاب و حرمت خود (احساس ارزشمندی)

    از نظر روان‏شناسی، قطعیترین عامل رشد انسان «میزان ارزشی» است که هر فرد برای خود قائل است‏10؛ به عبارت بهتر، نافذترین عامل رشد روانی و شخصیتیِ انسان، سطح حرمت خود (esteem - Self) او است. درجه ارزیابی فرد از خود، حرمت خود خوانده میشود و در واقع باز خوردی از مورد قبول بودن و مورد قبول نبودن به شمار میآید. این قضاوت در قالب رفتارهای کلامی و غیر کلامی بروز میکند و گستره‏ای است که فرد خود را در آن پهنه توانا، مهم، موفق و با ارزش و یا ناموفق و بیارزش میداند11.

    چنان که گذشت، «سطح حرمت خود» در سازش یافتگی هیجانی، اجتماعی و عاطفی تأثیر بسیار دارد و از عوامل تعیین کننده اساسی در شکل‏دهی الگوهای رفتاری و عاطفی است؛ به گونه‏ای که تردید افراد در ارزشمندیشان به ناتوانی در رسیدن به زندگی عاطفی موزون میانجامد. این افراد همواره از آشکار شدن ناتوانیهاشان هراسناکند و صحنه را ترک میکنند. از طرفی خلاقیت با «سطح حرمت خود» رابطه کاملاً مستقیم دارد12.

    به راستی آیا برهنه شدن و کشاندن رفتارهای جنسی به کوچه و خیابان به آدمی ارزش میدهد و انسان را از احساس ارزشمندی بهره‏مند میسازد؟ البتّه شاید احساس رضایت آنی و زود گذر پدید آورد، ولی کم‏تر کسی است که بر خورداری از این حالت و رفتار را ارزش تلقی کند و شخص برخوردار از این روحیه را ارزشمند بداند. افزون بر این، تأمین هر خواسته‏ای همیشه با احساس رضایت همراه نیست. در جامعه‏ای که برهنگی تمام شریان‏های آن را پر کرده و زن و مرد همواره در حال مقایسه داشته‏ها و نداشته‏های خویشند، انسان‏ها در تشویش مستمر و دلهره همیشگی فرو میروند؛ زیرا رقابت و مقایسه در میدانی رخ مینماید که ظرفیت رقابت ندارد و بدین سبب، آدمی به تنوع طلبی حریصانه کشیده میشود. بیتردید تا وقتی این اندیشه فضای ذهن آدمی را آکنده است، فرصتی برای بروز خلاقیت و ابتکار باقی نمیماند. ذهنِ مشغول به تصاحب دل دیگران و جلب نظر مردان و پسندیده شدن، هرگز اندیشه علمی را بر نمیتابد و نمیتواند یافته‏ای تازه عرضه کند. او در پی آن است که در وضعیت موجود پسندیده شود نه آن که وضعیت را تغییر دهد و با ابتکار و خلاقیت، طرحی نو در اندازد. از سوی دیگر، از آن‏جا که احساس بیارزش بودن تمام وجود این افراد را پر کرده است، در پی جبران این کمبود بر میآیند و چون آسان‏ترین راه رسیدن به این احساس، مقبول دیگران واقع شدن است، از طریق سکس و عرضه پیکر خود در این مسیر گام بر میدارند تا به شکلی، احساس ارزشمندیِ از کف رفته خود رإ؛ ّّ جبران کنند. در حالی که شخص بر خوردار از حجاب هرگز چنین نیازی را احساس نمیکند. در نگاه او بهترین راه جبرانِ احساسِ ارزشمندی آن است که خود را از دسترس بیگانگان دور نگهدارد و مقام و موقعیت خود را پایین نیاورد13. گویا از همین رو است که ویل دورانت میگوید: زنان دریافتند که دست و دل بازی مایه طعن و تحقیر است.

    بنابراین، چنین افرادی هم ارزشمندی را از کف داده‏اند و هم در جبران آن به بیراهه رفته‏اند. راه رسیدن به احساس ارزشمندی پایدار، رفتن در پی کسب صفات ارزشمند و پایدار است.

    انسان بر خوردار از حجاب، با دور نگهداشتن خود از دسترس دیگران، سطح ارزشمندی خود را ارتقا میبخشد تا آن‏جا که مرد، نیازمندانه به آستان وی روی میآورد. بیتردید اگر زنان این مفهوم را به طور کامل درک کنند، به پوشیده داشتن و مخفی ساختن پیکر خویش بیش‏تر گرایش نشان میدهند14 و پی خواهند برد که راه احساس ارزشمندی در دسترس و مقبول بودن لحظه به لحظه نیست. راسل میگوید: از لحاظ هنری، مایه تأسف است که بتوان به آسانی به زنان دست یافت. ویل دورانت نیز میگوید: آنچه میجوییم و نیابیم عزیز و گرانبها میگردد15.

    ویلیام جیمز به صراحت توصیه میکند: زنان عزّت و احترامشان به این است که به دنبال مردان نروند، خود را مبتذل نکنند و خود را از دسترس مردان، دور نگهدارند.

    پس حجاب احساس ارزشمندی است؛ که موقعیتی بلند مرتبه برای زنان پدید میآورد و مردان را در محدودیت فرو میبرد. اگر چه در بیان به زنان گفته میشود که پوشیده بیرون آیید؛ ولی واقعیت آن است که به مرد گفته میشود، بهره برداری جنسی در همه جا ممنوع. چون راه چشم را که نافذترین کانال حسیِ مردان است، نمیتوان سد کرد.

    حجاب و استحکام خانواده‏

    خانواده با اهمیّت‏ترین نهاد اجتماعی است. خانواده کانون عشق و امید و تحقق آرزوهای آدمی و مرکز تولّد و پرورش نسل بشر است؛ به گونه‏ای که هیچ جامعه‏ای نمیتواند بدون خانواده پایدار بماند. در معارف الاهی خانواده مهم‏ترین جایگاه پرورش انسان است. قرآن کریم همسران را «لباس» یکدیگر میداند و بدین ترتیب نقش هر یک را معیّن میکند. زن و شوهر نزدیک‏ترین افراد به یکدیگرند و چون لباس، یکدیگر را از آفات و آسیب‏های عفت سوز و ایمان برانداز حفظ میکنند16. افزون بر این، آن‏ها مانند لباس، مایه وقار و آراستگی یکدیگرند. بیتردید این نقش در پرتو تفاوت زن و شوهر شکل میگیرد. چنانچه زن و شوهر از تعهدات خانوادگی رها باشند، نمیتوانند برای یکدیگر چون لباس به شمار آیند و عفت و وقار و شخصیت هم را پاس دارند. حجاب از لوازم سامان یافتن چنین بنیادی است و بیحجابی با آن تعارض آشکار دارد؛ زیرا بیبند و باری در پوشش، بیبند و باری در تحریک و احساس نیاز را در پی دارد و تأمین نیازهای شعله‏ور بنیاد خانواده را نشانه میرود17.

    غریزه جنسی یکی از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است؛ امّا برای پایداریاش کافی نیست. بعد از ازدواج به تدریج با گذر زمان اهداف جدید شکل میگیرد؛ خواسته‏های زیستی و جنسی اندک اندک جای خود را به نیازهای روانی و امنیتی و عاطفی و شناختی میدهد و دیگر سرمایه عشق ورزی به تنهایی برای تأمین اهداف خانواده و خواسته‏ها کافی نیست. نخستین شرط دستیابی بدین اهداف و تأمین خواست‏های جدید، آن است که زن و شوهر از هویّت و خواست‏های فردی دست شویند و به سوی پی ریزی هویتی جمعی گام بردارند. چنانچه هر کس فقط خواهش خویش را پی گیرد؛ زن در جهت تجمل و خودنمایی و مورد پسند واقع شدن در اجتماع و جلب توجّه مردان گام بردارد؛ در دغدغه مقبولیت خویش فرو رود و نقش مادری را به فراموشی سپارد؛ و از آن سوی مرد در اندیشه رسیدن به تمکین‏های نوتر و پر رونق‏تر به سر برد و نقش پدری را فراموش کند، بنیان خانواده بر باد میرود. بیتردید کانون خانواده با اموری چون توجّه به لباس و بدن و روی و موی و انگشت نما شدن و مشخص‏تر معرفی کردن خود، پیوند تنگاتنگ دارد و پرداختن بدین امور و فراموش کردن اهداف خانواده و نیازهای برتر، پایه‏های خانواده را متزلزل میسازد.

    حجاب و مسؤولیت پذیری

    هر کس در برابر خود و دیگران مسؤول است. انجام موفقیت‏آمیز مسؤولیت به استعداد و برخورداری از توانمندیهای متناسب و ظرفیت‏های روان شناختی و جسمی نیاز دارد. توفیق در پاره‏ای از مسؤولیت‏ها و حتّی سپردن برخی از مسؤولیت‏ها به حجاب تکیه دارد و افرادی که بیحجابی پیشه میکنند، توان انجام آن را ندارند. این گروه ناگزیر باید به خویش پردازند و - چنان که امروزه مشاهده میکنیم - چاره‏ای ندارند جز آن که انجام آن مسؤولیت‏ها را به دیگران و حتّی مردان بسپارند18. زنانی که در پی دلربایی و جلب نظر دیگرانند و جز عرضه پیکر خود به چیزی نمیاندیشند، هرگز نمیتوانند غمخوار همنوع خود باشند؛ در برابر خانواده و اجتماع احساس مسؤولیت کنند و به معنویت خود و اعضای خانواده و جامعه بیندیشند. این افراد، افزون بر آن که خود به دلیل ناتوانی یا شانه خالی کردن از انجام دادن مسؤولیت‏های فردی باز میمانند، با روحیه و وضعیت بدنی خاص خویش محیط را آلوده و موقعیت را برای فعالیت مسؤولیت پذیرانه نامساعد میسازند. بر این اساس، بازدهی فعالیت‏های خانوادگی و اجتماعی را کاهش میدهند و حتّی دقّت عمل را دچار اختلال میکنند؛ به عبارت دیگر، این افراد خود ناتوان میمانند و دیگران را نیز از انجام دادن تعهدات و مسئولیت‏هاشان باز میدارند. تحقیقات گسترده و به ویژه پژوهش‏های میدانی، حاکی از افت تولید و کاهش سطح کیفیت در مراکز آلوده به افراد بیحجاب، بر درستی این سخن گواهی میدهد.

    اسلام که عاطل و باطل ماندن نیروهای عظیم انسانی و غیر انسانی را نمیپسندد، برای رسیدن به موفقیت در انجام تعهدات و مسؤولیت‏های فردی و اجتماعی، استعداد و شرایطی را لازم میداند که رعایت پوشش خاص یکی از آن‏ها به شمار میآید. فرد بیحجاب با رعایت نکردن این شرط در واقع از قبول مسؤولیت خودداری ورزیده، در پی خواسته‏های خود میرود و حتّی دیگران را از انجام تعهدهای پذیرفته شده باز میدارد. بنابراین، حجاب هرگز به معنای محدود کردن حوزه مسؤولیت زن نیست. حجاب شرط موفقیت در انجام دادن مسؤولیت‏ها و سپردن برخی مسؤولیت‏ها است. انسان، با انتخاب بیحجابی از قبول مسؤولیت‏های حساس و سنگین شانه خالی میکند؛ آزاد از هر تعهدی سر بار دیگران میشود و مسؤولیت‏ها را به دیگران وا میگذارد.

     

     

    چادر بهتر است یا مانتو؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    موضع‏گیریهای افراد نسبت به چادر و افراد چادری متناسب با نظام فکری و فرهنگ خودشان است و برخیممکن است با این پدیده خوشبینانه برخورد کنند و برخی بدبینانه.

    مسلما چادر امری اجباری نیست و آنچه بر یک زن لازم است پوشش و حجاب شرعی است. آنچه شرعا بر زنواجب است رعایت حجاب اسلامی است. البته چادر به عنوان حجاب برتر از ارزش والایی برخوردار است. در هرصورت هم میتوان با مانتو حجاب را حفظ کرد و هم با چادر و نیز با هر دوی آنها نیز میتوان بدحجاب بود.{

     

     

    چادر چه نقشی در حجاب دارد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    خواهر گرامی ! مسألهء حجاب در قرآن این گونه آمده است : .()

    (پـاورقی 1.نور (24 آیهء 31

    در این که زن به خاطر وضع خاصی که دارد و خداوند او را موجودی لطیف و پرجاذبه خلق کرده است , شکی نیست . و به همین جهت خداوند متعال از او خواسته است در مقابل افراد نامحرم , خودش را بپوشاند.() زن با حفظ(پـاورقی 2.همان .

    حریم خود دو کار انجام می دهد:

    1 خود را از تعرض و تجاوز بیگانه محفوظ و مصون می دارد;

    2 فرد نامحرم از چشم چرانی و حریم شکنی دست برداشته و همین مسئله برای او امتیاز مثبتی خواهد بود.

    پس زن هم خودش را حفظ کرده و هم دیگران را از حریم شکنی بر حذر داشته است . پس حق چنین زنی این است که دو ثواب برایش منظور شود.

    ما در صدد بیان این مطلب نیستیم که حجاب فقط در چادر خلاصه می شود; سخن ما دربارهء مصونیّت زن از سوءاستفاده های احتمالی است . هر چه زن خود را بیش تر بپوشاند درصد مصونیتش بالاتر خواهد رفت . در دوران صدراسلام شاید وضع جامعه به این شکل نبوده . بعضی از زنان در جامعهء امروزی به شکل زننده ای بزک کرده , در کوچه وخیابان آشکار می شوند. چنین زنانی دو گناه انجام می دهند:

    1 خودشان را نپوشانده و با اصل حجاب مخالفت کرده اند ;

    ج 2 باعث سقوط و انحراف دیگران شده اند.

    امروزه چادر نشانهء ملّی حجاب ایرانیان و بسیاری دیگر از زنان سایر کشورها است .

    زن مسلمان و متدین و باهوش سعی می کند تا آن جا که ممکن است راه سوء استفادهء اجنبی و نامحرم را بر خودببندد و چادر را برای این بر می گزینند که تمام اندامش را به شکل مساوی می پوشاند. زنی که با مانتو و روسری وشلوار به خیابان می آید, خصوصاً اگر از رنگ های روشن و تند استفاده کند, هر چند انسان مذهبی و معتقد باشد, ولی نمی تواند از تعقیب و گریزهای افراد سست ایمان به دور باشد. متأسفانه جامعهء امروزی تنوع طلب شده است .جامعه ای که لباس در آن نقش حجاب را ندارد. لباس در جامعهء امروزی وسیلهء فخر فروشی و جلب نگاه است .دختران و پسران امروزی با آرایش های غلیظ و تند در اجتماع ظاهر می شوند و هم خود و هم دیگران را به گمراهی می کشانند. مقصود از این سخن این نیست که اگر کسی با مانتو و مقنعه یا روسری به خیابان آمد, حتماً هدف ومقصودی دارد, بلکه بسیاری از دخترانِ معصوم ما به علت درک ناصحیحی که از حجاب دارند, در مقابل پدران ومادران متعصب خود مقاومت و رفتار دیگران را تقلید می کنند.

    خواهر محترم ! سخت گیری پدری نسبت به حجاب با چادر خوب است , اگر چه ایشان می توانند از راه منطقی ویا رفتاری ملایم تر, احساس خود را به شما منتقل کنند. در هر حال خوب است در این سن و سالِ حساس ـ که هرگونه حرکت مغایر با وقار, موجب تهییج شهوت افراد نابخرد می شود ـ بیش تر مواظب خود باشید و امنیت خاطربالایی برای خود فراهم کنید.

    افرادی که چادر بر سر می گذراند, ریاکار نیستند, بلکه راه سوء استفاده بر خود را می بندند. اگر چنین چیزی موجب ریا شود, پس مردم نباید به مسجد بروند, چون در نظر دیگران آدم های مؤمنی به نظر می آیند, و چون ریامی شود, نماز خواندن آن ها نیز ریایی خواهد بود و باید نماز نخوانند! این منطق صحیح و درستی نیست . انسان برای خدا زندگی می کند, برای خدا درس می خواند برای خدا عبادت می کند, چون عبادت حق او است .

    پس سخت گیری پدرتان فقط به خاطر دلسوزی و تعصب دینی است . در تاریخ زندگانی حضرت فاطمهء زهرا3ی خوانیم که صورت حضرت را هیچ اجنبی و نامحرمی ندید. پس حضرت یک گام فراتر از چادر و یا حجاب آن روز برداشته و حتی صورت خود را می پوشاندند.

    پس اکنون که جامعه طرز تلقی خاصی از حجاب دارد و در بسیاری از مردم این عقیده پای گرفته که حجاب فقطبا چادر تعریف نمی شود, بعضی با برداشتن چادر و استفاده از مانتو و مقنعه با رنگ سنگین و مات و استفاده ءفردایشان از مانتو با رنگ روشن و روسری و در روزهای بعد با این تلین که حالا اگر مانتو کمی کوتاه تر و شلوارساده تبدیل به شلوار لی شد, چه اشکالی دارد, در حالی که حجاب سرجایش هست . و بعد اگر روسری کمی به عقب برود و جوراب در پا نباشد, باز موضوع مهمی نیست و این ها را اسلام می بخشد, راه را برای ورود تهاجم فرهنگی بازمی کنند. کسی که به سادگی چادر از سر بر می دارد, به سادگی در آینده ای نه چندان دور بیش تر از خود رفع حجاب می کند. پس اگر کسی نخواهد از چادر به عنوان حجاب استفاده کند, باید از لباس مناسبی استفاده کند که مانند چادربدن را از نامحرم بپوشاند. خواهر گرامی , به هوش باشید. امروز دام های فراوانی برای جلب و سوء استفاده ازچهره های معصوم دختران و پسران در جامعه گسترده شده است . امید است از این دام ها به دور بوده و اسباب آرامش خود و خانواده را فراهم کنید و به خاطر لجاجت با پدر و یا مادر از خواندن نماز دست نکشید که نماز ستون دین است و حتی از فردی که در حال غرق شدن است , نماز ساقط نیست , هر چند با اشاره و در دل بخواند.

    امیدواریم جواب نامه را با حوصلهء فراوان چند بار بخوانید. خوب است در این زمینه بیشتر مطالعه کنید.خصوصاً از مطالعهء کتاب استاد شهید مطهری بهره جویید و مطمئن باشید پدر و مادر خیرخواه شماهستند و اگر تند صحبت می کنند, به خاطر علاقه به شما است , زیرا می ترسند انتخاب شما برای آینده تان مفید نباشد.لذا خوب است با آرامش و تأنی با آنان به صحبت بنشینید و بکوشید آن چه به مصلحت شما است , انتخاب کنید.

     

     

    چرا اسلام ارتباط بین زن و مرد را محدود کرده است ؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    زن میتواند در ضمن عقد نکاح (و یا در ضمن عقد لازم دیگری) شرط نماید که: وکیل بلاعزل از طرف شوهر خود، در طلاق دادن خود - اعم از طلاق رجعی، بائن و خلع - باشد و نیز حق خروج متعارف از منزل (برای صله رحم، دید و بازدید غیر مفسده‏انگیز، خرید، تحصیل، کار و...) را داشته باشد.

     

     

    چرا اسلام تاءکید زیادی بر رعایت حجاب بانوان دارد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    اولا: چون ما درعقاید خویش برای وحی جایگاهی ویژه قائل هستیم آنچه را که از این طریق به ما برسد با منت میپذیریم؛ زیرا میدانیم که خداوند جز به مصلحت بندگان خویش فرمان نمیراند.

    ثانیا: بسیاری از حکمت‏ها و فلسفه‏های حجاب امروزه روشن شده است:

    الف) پوشش، امری غریزی و فطری برای بشر است؛ کاوش‏های باستان شناسی نشان میدهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مساله پوشش اهتمام ورزیده است و همه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار داده‏اند.

    ب ) مستور بودن زیباییها و جذبه‏های جنسی زن و مرد آنها را از معرض دید و طمع ورزی شهوت پرستان هرزه محافظت میکند و امنیت و بهداشت روانی جسمی آنان را تامین مینماید.

    ج ) برهنگی، راهبر به سوی بیبند و باری و لجام گسیختگی جنسی است که عواقب شوم و زیانباری دارد؛ از جمله:

    1- گسترش فساد و ناهنجاریهای اجتماعی،

    2- شیوع بیماریهایی چون سفلیس، سوزاک، ایدز و...،

    3- سست شدن پیمان مقدس خانواده، گسترش آمار طلاق و بالا گرفتن عقده‏های روحی در کودکان،

    4- زیاد شدن فرزندان نامشروع.

    اینها و ده‏ها مشکل اجتماعی دیگر عواقب شومی است که جهان غرب را سخت برآشفته و ستاره تمدنش را به افول میکشاند تا آن جا که حتی فریاد متفکرین ماتریالیستی چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ کرده است. ولی مکتب گرانقدر اسلام در پرتو هدایت های نورانیاش همچون حجاب از اساس با این جریان ویرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژی استوار برای صیانت فرد و جامعه از آسیب‏های بیشمار قرار داده است. از همین روست که استعمارگران برای تخدیر جوانان، در بند کشیدن آنان و گسترش اهداف ظالمانه خویش از بی حجابی و برهنگی به عنوان ابزاری قوی سود می جویند. برای آگاهی بیشتر در این زمینه ر.ک : فلسفه حجاب , شهید مرتضی مطهری .

     

     

    چرا امامان و معصومین گفته اند که حتماً باید حجاب را رعایت کنیم و یا چادر باید در پوشش زنان قرار گیرد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    1. حجاب در قبل از اسلام هم بوده است و مختص اسلام نیست، و "حجابی که در قوم یهود معمول بوده است از حجاب اسلامی بسی سخت تر مشکلتر بوده است."(1)

    خانم خائولا ناکاتا، محقق ژاپنی پس از گرایش به اسلام، بیان می کند که حجاب راهبه های بودایی و مسیحیان کاتولیک هم مانند مسلمانان است، و سپس متعجبانه انتقاد می کند؛ "من متعجبم که چرا کسانی که پوشش یک راهب را تکریم می کنند، از حجاب یک مسلمان انتقاد می کنند، و در عوض آن را نمادی از افراط گرایی یا سرکوب قلمداد می کنند؟"(2)

    2. خانواده، هستة اصلی جامعه است. و برای محافظت این اصل، اسلام از سویی حجاب را لازم دانسته و از سویی دیگر، برای نظر کردن به دیگران محدودیتهایی قایل شده است.(3)

    بنابراین اهل بیت( که مفسران قرآن هستند، در تبیین آیات قرآن امر به حجاب می کنند. از جمله این آیات، آیة 30 و 31 سورة نور است که خطاب به زن و مرد مسلمان امر می کند؛ "مردان و زنان را بگو از نگاه به یکدیگر چشم فروبندند و دامنهای خویش را حفظ کنند و زینت خویش را جز آنچه آشکار است آشکار نکنند و باید که روپوش هایشان را بگریبان کنند (زنان) و زینت خویش نمایان نکنند، مگر برای شوهرانشان و ... "

    3. اصولاً منظور از حجاب، رعایت اعتدال در رفتار است. اسلام می خواهد زن مسلمان زندگی متعادلی داشته باشد، بنابراین از سویی از اختلاط او با مردان و بالعکس جلوگیری می کند، و از سویی مخالف محبوس شدن زن است. این یک اصل کاملاً پذیرفته شده است که در خلقت الهی، زنان دارای ویژگیی هستند که مردان را بسوی خود جذب می کنند، گرچه این جاذبه دو سویه است، اما جذبة زن به مراتب بیشتر است.(4) اسلام راه طبیعی این امر را در پوشش زن و ازدواج او مطرح می کند، تا هم کرامت و شخصیت او پایمال نشود و به عنوان کالایی بازیچة دست شهوترانان نگردد، و هم با ازدواج و در شکلی مقدس، به ارضاء نیازهای عاطفی و جسمی بپردازد.

    خانم ناکاتا در این باره می گوید : "به میزان بسیار زیادِ آزارهای جنسی نگاه کنید، ما نمی توانیم صرفاً از طریق توسل به اخلاقیات برتر مردان و کنترل آنان بر خود انتظار داشته باشیم که از این اتفاقات جلوگیری کنیم؛ راه حل شیوة اسلامی اینست که

    خود را بپوشانند و تا جایی که امکان دارد با مردان تماس نداشته باشند. همان طور که یک شخص دامن کوتاه، می گوید : "اگر می‌خواهی می توانی مرا بدست آوری" یک شخص با حجاب به وضوح تأکید می کند "من برای تو ممنوع هستم" "(5)

    4. در مورد چادر نیز باید به استفتاء مراجع، رجوع کنیم که رهبر انقلاب آن را حجاب برتر می دانند. اما استفاده از مانتو را نیز با رعایت شرایطی که ذکر کردیم جایز می دانند. پس اصل در حجاب، پوشش کامل بدن و نازک و چسبان نبودن است، و شکل آن می تواند متنوع باشد.

     

     

    چرا با تشویق جوانان به استفاده از رنگ‏های تیره، نشاط و شادی آنها را به یاس و ناامیدی تبدیل می‏کنید؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    در این سؤال، چند نکته وجود دارد؛

    1. تشویق جوانان به رنگ‏هاى تیره.

    2. رنگ‏هاى تیره، موجب افسردگى و یأس مى‏شوند.

    3. انفکاک حجاب از رنگ‏ها.

    براى پاسخ به نکات زیر توجه کنید:

    1. چه کسى، در کجا و با چه شرایطى، رنگ‏هاى تیره را پیشنهاد کرده است؟ شما در رساله چند تن از مراجع تقلید دیده‏اید که مردم و جوانان را به رنگ‏هاى تیره تشویق کرده باشند؟

    2. این که رنگ‏هاى تیره، موجب یأس و افسردگى است، در کدام آکادمى علمى ثابت شده و با کدام تحقیقات و کاوش‏هاى میدانى، نتیجه‏گیرى شده است؟ ما به طور کلى، منکر این مسئله نیستیم و در نصوص دینى نیز مى‏بینیم که به رنگ‏هاى روشن، سفارش بیش‏ترى شده است؛ اما نه نصوص دینى در این زمینه اطلاق دارند و نه تحقیقات علمى به طور مطلق، رنگ‏هاى تیره را مردود مى‏شمارند. آن چه امروزه بر سر زبان‏هاست، غالباً تبلیغات ژورنالیستى و فاقد پشتوانه علمى استعمارگران است که با تهاجم تبلیغاتى و بدون پژوهش‏هاى دقیق، جامعه را به سوى گریز از سنت‏ها فرا مى‏خوانند و خوراک تبلیغاتى خود را به جاى رهیافت‏هاى علمى نوین جا مى‏زنند و گرنه هیچ پژوهش تحقیقى و کار شناختى نشان نداده است که مثلاً زنانى که از چادر مشکى استفاده مى‏کنند، نسبت به دیگر زنان، درصد افسردگى و یأس بالاترى دارند؛ بلکه زنان داراى چادر مشکى، همواره در طول تاریخ، داراى سرور، نشاط و فعالیت و حتى قهرمانى‏هاى شگفت‏انگیزى بوده و تاریخ اسلام و انقلاب اسلامى، صحنه شکوهمندى از همین جریان است.

    3. انفکاک حجاب از رنگ به چه معناست؟

    الف) اگر حجاب صرفاً به معناى دربر داشتن نوعى پوشش با هر ویژگى تلقى شود، در این صورت، رنگ در آن نقشى ندارد.

    ب ) اما اگر حجاب معناى کامل‏ترى داشته باشد، نه تنها رنگ‏ها؛ بلکه عوامل دیگرى نیز در آن نقش دارند. براى روشن شدن این مطلب، باید دید که اساساً فلسفه حجاب چیست؟ حجاب دو فلسفه اساسى دارد که با یکدیگر ارتباط کامل دارند؛

    1. مصونیت زن در برابر طمع‏ورزى‏هاى هوس‏بازان.

    2. پیش‏گیرى از تحریکات شهوانى خارج از ضوابط و هنجارهاى الهى و تأمین سلامت و بهداشت معنوى جامعه.

    حجاب با چنین نقش و کارکرد اساسى و مهمى، پیامى قاطع و کوبنده با خود دارد و آن این است که در برابر همه مردان اجنبى، نوعى هشدار و اعلام «دور باش» مى‏دهد.

    عواملى که در رساندن این پیام و تأثیر آن نقش دارند، عبارتند از:

     

    1. حدود و میزان پوشش‏

     

    بدون شک هر اندازه بدن زن پوشیده‏تر باشد، نقش نیرومندترى در دورسازى دیدگان نظاره‏گر ایفا مى‏کند. اگر نگاه‏هاى آلوده را همچنان که در روایات آمده است، «تیرهاى زهرآلود شیطان» بدانیم، پوشش زن، همانند قوسى است که تیر از آن کمانه مى‏کند و منحرف مى‏شود و از اصابت و نفوذ در هدف باز مى‏ماند و بر عکس، هر اندازه بدن زن برهنه‏تر باشد، تیرهاى شیطانى را بیشتر متوجه خود ساخته، از آن آسیب خواهد دید. از همین روست که چادر را حجاب برتر شناخته‏اند؛ زیرا با وجود شرایط دیگر، بیشترین پوشش و مطمئن‏ترین مصونیت را ایجاد مى‏کند.

     

    2. کیفیت پوشش‏

     

    میزان ضخامت و حتى کیفیت دوخت لباس، خود بخش مهمى از حجاب را تشکیل مى‏دهد. بدون شک، لباس‏هاى نازک، تنگ و بدن‏نما، فرودگاه پیکان مسموم شیطان و موجب خیره شدن چشم‏هاى هرزه، آلوده و به فساد کشاننده جامعه است و در مقابل، لباس‏هاى غیربدن‏نما، دیده‏ها را از خود دور مى‏سازد و سلامت معنوى نفوس را تأمین مى‏کند.

     

    3. رنگ‏ها

     

    تردیدى نیست که برخى از رنگ‏ها دیده‏ها را خیره مى‏سازند و پاره‏اى دیگر نگاه‏ها را از خود دور مى‏سازند. اکنون سؤال مى‏شود که کدام‏یک از این دو، براى تأمین حجاب واقعى و مصونیت معنوى جامعه و خیره نکردن چشم‏ها و بر نیفروختن آتش شهوت، مفیدتر است؟ مگر ما در جامعه‏اى زندگى نمى‏کنیم که میلیون‏ها جوان در اوج غریزه جنسى به سر مى‏برند و در سخت‏ترین شرایط جوانى، از امکان ازدواج محرومند و کافى است که با اندک جرقه‏اى، شعله‏هاى غریزه در وجودشان برافروخته شود و به انواع گناهان و ناراحتى‏ها مبتلا گردند؟ پس چرا به هر وسیله ممکن، حتى با گزینش رنگ مناسب لباس در جامعه، به سلامت دینى و روحى و روانى آنان کمک نکنیم تا بدین وسیله از جلب توجه آنان و قرار گرفتن‏شان در دام مفاسد جلوگیرى کنیم؟ آیا این سخت‏گیرى، امل‏گرى است یا نادیده گرفتن تأثیر عوامل یاد شده؟ در عین حال، عالمان دین نسبت به خصوص رنگ‏ها، تأکید چندانى نکرده، ولى بر این مسئله پاى مى‏فشارند که لباس، نباید موجب جلب توجه و عواقب سوء ناشى از آن باشد. ازاین‏رو، در طول تاریخ، زنان مسلمان به میل خود، لباس مشکى را براى حجاب برگزیدند و این سنت حسنه، مورد تقریر و پذیرش پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله و امامان علیهم‏السلام قرار گرفت؛ زیرا آنان به این وسیله احساس امنیت و مصونیت بیشترى مى‏کردند.

     

    4. شیوه‏هاى رفتارى‏

     

    طرز صحبت و چگونگى راه رفتن و ... نیز بخشى از حجاب، به معناى وسیع کلمه است.حفظ وقار و متانت هم همان نقشى را دارد که پوشش زن دارد و عدم رعایت آن نیز برآیندى چون برهنگى در پى دارد. ازاین‏رو، قرآن مجید یکى از صفات خوب زنان مؤمن را - که در رفتار دختران شعیب بیان مى‏کند - همان «حیا» و وقار مى‏داند.

     

     

    چرا پوشاندن موهای سر فقط برای زنان سفارش شده است؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    در مورد پوشش و میزان آن در مورد مرد و زن باید گفت: اصل پوشش بدن، هم برای مرد و هم برای زن، در مورد بعضی از قسمت‏های بدن واجب است، ولی مقدار پوشش برای زنان و قسمت هایی از بدن که لازم است توسط ایشان پوشیده گردد، در اسلام بیشتر است.

    علت امر: با توجه به ویژگیهای غریزی مردان و زنان به روشنی میتوان فهمید که مردان بیشتر از زنان طلب جنس مخالف اند و با چشمان خود در تعقیب زن و زیباییهای او هستند. این نکته از نظر شخصی و درونی و با توجه به صفات زنان و مردان و به لحاظ مقایسه آماری، امری مسلم و یقینی است.

    در مقابل تمایل زن پیش از آن که متوجه جستجوی زیباییهای جنس مخالف باشد، به دنبال خودنمایی و ارائه زیباییهای خود و ربودن دل مردان است. از همین رو توصیه خدا در مرتبه و درجه اول به مردان آن است که مراقب نگاه خود باشند و در مورد زنان نیز اولویت اول حفظ پوشش است.

    در این میان از آن جا که زیباییها سر و صورت در هر انسانی اولین منظر و تابلو در مقابل دیگران و با دیدن سر و صورت گرایش و سپس انتخاب صورت میگیرد، پوشش بانوان امتیاز ویژه‏ای پیدا میکند و این برای جلوگیری از رواج فساد در جامعه است.

    به هر حال باید توجه داشت این جهان، سرای آزمون است و همان گونه که چشم پوشیدن از زیباییهای زنان برای مردان بسیار دشتوار است، خودداری از ارائه زیباییها و خودنمایی برای خانم‏ها نیز امری مشکل است و خداوند هر کس را به گونه‏ی خاص مورد امتحان و آزمایش قرار میدهد.

    حفظ و مراقبت بیشتر از یک چیز، نشانه ارزش بیشتر آن است. اگر خداوند به زنان فرمان داده که از زیباییهای خود مراقبت نمایند و دستور پوشش سر و گردن را داده است، معلوم میشود این بخش، چیزی ارزشمند است که خواهان و طالب و کشش دارد، اما میتواند مورد دستبرد رهزنان قرار گیرد و یا به صورت ابزار ناشایست برای بهره برداری و سودپرستی و کالای تبلیغاتی درآید. طبعاً دستور به پوشش، توصیه به ارزش گذاشتن زنان به خود و مراقبت از گوهری ارزشمند و ارزش دادن به زنان است.

     

     

    چرا پوشش و محدودیت پوششی تا این حد برای خانم ها است؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    برای این که فلسفة پوشش و حجاب خانم ها روشن شود و مترقی بودن این حکم اسلامی آشکار گردد، لازم است کتاب ارزشمند "مسئلة حجاب" شهید مطهری را مطالعه فرمایید.

    ایشان در این کتاب در بخشی که آرامش روانی جامعه را یکی از آثار حجاب بر می شمارد می فرماید: "اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب ها و دل ها مرد شکار است و زن شکارچی، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خود آرایی از حس شکارچی گری او ناشی می شود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباس های بدن نما و آرایش های تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود می خواهد دلبری کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگی، از انحراف های مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است".(1) به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسی و زیبایی خاص زنانه و تحریک پذیری جنس مردانه، یکی از علت های این حکم است.

    توصیه و دستور الهی به پوشش و حجاب برای زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایی از این قبیل که تنها فریب شیطانی اند نمی باشد، بلکه در واقع برای آگاهی دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزی ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشتری را می طلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار برای مطامع سودپرستان در نیاید. در واقع حجاب محدودیت برای مردان زیاده خواه و تجاوزگر است، زیرا هنگامی که با حجاب زن روبرو شوند، با مانع و سدی برخورد کرده و وارد این حریم نمی شوند، اما اگر این مانع وجود نداشته باشد، خود را در وارد شدن به حریم خصوصی و تجاوز و انجام هر کاری ازاد می بینند.

    برخی می گویند که اگر خانم ها مقیّد به حجاب نباشند مانند کشورهای غربی، حساسیت ها از بین می رود، در حالی که این سخن نادرست است، زیرا غریزة جنسی، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش تر می گردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ور تر می شود، و شهوت خواه تقاضای خود را به صورت یک عطش روحی و خواست اشباع نشدنی در می آورد.(2) وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن عده ای به همجنس بازی نشانة آشکاری از این حالت است. اگر می بینیم که در جهان غرب به ظاهر این حساسیت وجود ندارد، نه برای این است که انسان ها اشباع شده اند و دنبال غریزة جنسی و تجاوز و استفاده ابزاری از زن نمی روند، بلکه به این خاطر است که این مسایل برای آن ها عادی شده است مانند کسانی که آن قدر در فساد غوطه ورند که حساسیتشان از بین رفته است. در غرب، آمارهای تجاوز بیشتر شده است.

    بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامی توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغیان غریزة جنسی آنان نیز می گردد. گاهی نیز لذت غریزة جنسی را به واسطة زیاده روی و افراط از بین می برد و انسان را به امور دیگر می کشاند.

    پی نوشت ها:

    1. مرتضی مطهری، مجموعة آثار، ج 19، ص 436، با تلخیص.

    2. همان، ص 434.

     

     

     

    چرا حجاب فقط برای زنان تعیین شده است ؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    در این رابطه به چند نکته توجه کنید:

    الف) زن موجود حساسی است و آن قدر که وجود زن برای جنس مخالف حساسیت دارد، هرگز مردان چنین نیستند.

    ب ) حجاب به طور کلی این حساسیت را از بین نمیبرد ولی تا حدود زیادی مؤثر و بازدارنده است.

    ج ) حجاب هم برای حفظ سلامت و شخصیت خود زن است و هم برای صیانت اجتماع.

    شما ملاحظه کنید وقتی زن حجاب خود را حفظ نکند و از این رهگذر افراد بیگانه، به خصوص جوان‏ها فوق‏العاده تحریک شوند، نتیجه‏اش چه خواهد بود؟ آیا جز این است که بازار «تجاوز به عنف» داغ و شایع خواهد شد؟ حال تجاوز به عنف به صلاح کدام یک از طرفین است و اگر هم به عنف نباشد، باز فحشا رایج گشته و بنیانی برای خانواده‏ها باقی نخواهد ماند. بنابراین وضع چنین قانونی نه یک تبعیض که تفاوتی است بین وظایف زن و مرد که به ساختار وجودی هر یک از آن دو باز میگردد.

    علاوه بر آن مردان نیز باید حجاب داشته باشند و مجاز به نمایاندن بدن خود (جز مواردی که نوعا آشکار است) نیستند.

     

     

    چرا حجاب و عفت برای یک زن لازم است؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    اسلام زن را موجود گران‏مایه و ارزشمندی میداند که دارای شخصیت و احترام فراوانی است و به عنوان یک رکن تشکیل دهنده خانواده، در سلامت و سعادت جامعه نقش به‏سزایی برای او قائل است/

    اسلام معتقد است که زن میتواند با پاسداری از گوهر عفاف و رعایت پاکدامنی، کانون خانواده را مستحکم سازد، سلامت جامعه را تضمین کند و وظیفه تربیتی خویش را بهتر ایفا نماید/

    اسلام از این‏که زن به عنوان ابزار و کالایی برای شهرترانی و چشم‏چرانی افراد، و وسیله‏ای برای تبلیغات باشد مخالف است و آن را با منزلت و جایگاه زن مسلمان در تعارض میبیند/

    بر این اساس قرآن کریم زنان با ایمان را دستور به عفت و رعایت حجاب میدهد و میفرماید:

    "وَ قُلْ لِلْمُؤمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ اَبْصارِ هِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنِّ وِ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ اِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی

    جُیُوبِهِنَّ"{1}

    «و به بانوان با ایمان بگو از چشم‏چرانی پرهیز نمایند، و دامان خویش را پاک نگه دارند، و زیور خود را مگر آنچه که پیداست آشکار ننمایند و روسری و پوشش داشته باشند.»

    بنابراین به طور خلاصه میتوان برخی از فواید و برکات حجاب را بدین صورت برشمرد:

    1 - تعدیل و رام شدن غرایز/

    2 - محکم‏شدن بنیاد خانواده/

    (س) - بیشتر شدن انس و الفت بین زن و شوهر/

    4 - سلامت اجتماع از بیبندوباری

    5 - حفظ شخصیت زن و بالارفتن احترام او/

     

     

    چرا در دین اسلام حجاب وجود دارد، ولی در دین های دیگر وجود ندارد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    از برخی متون استفاده می شود "اصل حجاب" میان اقوام و ملل مختلف مطرح بوده و سابقه طولانی دارد، گرچه نحوه بهره‏گیری از حجاب، حدود و احکام آن بر حسب سنت و آداب جوامع متفاوت بوده است.(1) در

    ادیان یهود و مسیحیت به مسئله حجاب اشاره شده است.

    حجاب در شریعت موسی(ع):

    "ویل دورانت" راجع به قوم یهود و قانون تلمود می نویسد: "اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت، مثلاً بی آن که چیزی بر سر داشت، به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می ریسید یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه‏اش تکلّم می کرد، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد".(2)

    از کتاب مقدس بر می آید که در عهد سلیمان(ع) زنان علاوه بر پوشش بدن، "بُرقَعْ" (روبند) به صورت می انداختند.(3) همین سنت در زمان ابراهیم(ع) رایج بود. نامزد اسحق "رِفْقه" ابتدا که وی را دید، برقع به صورت انداخت.(4)

    حجاب در شریعت عیسی(ع):

    آن چه از حجاب در شریعت موسی(ع) بیان شد، در شریعت حضرت عیسی(ع) نیز وجود دارد، چون عیسی گفت: "فکر نکنید که من آمده‏ام تا تورات و نوشته‏های پیامبران را منسوخ کنم، بلکه آمده‏ام تا آن‏ها را به تحقق برسانم".(5)

    زن‏ها در قرن‏های اولیه مسیحیت تنها با چادر می توانستند در مراسم عبادی شرکت کنند، زیرا گیسوانشان فریبنده به شمار می رفت و می گفتند حتی فرشتگان ممکن است در موقع اجرای نماز از دیدن آن‏ها حواسشان پرت شود!(6) "پاولوس" فرمان داد زنان باید حجاب داشته و سر خود را بپوشاند.(7)

    بنابراین حجاب و پوشش زنان هم در دین یهود وجود دارد و هم در دین مسیحیت، بله در جزئیات حجاب که چه مقدار پوشش لازم است، بین ادیان و مذاهب تفاوت هایی وجود دارد.

    در مورد فلسفة حجاب زن در اسلام مطالبی به پیوست ضمیمه شده، آن ها را نیز مطالعه فرمایید.

     

    چرا در مورد معضل بدحجابی در دانشگاهها که به صورت عادت درآمده فکر واندیشه نمی‏شود؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    این معضل در دانشگاه‏ها، متأثر از وجود آن در جامعه بوده و حل آن نیز ارتباط تنگاتنگى با حل آن در جامعه دارد. ابتدا لازم است ریشه‏ها و عوامل آن را در جامعه مورد شناسایى قرار داد و با توجه به آنها اقدامات اساسى و حساب شده انجام داد. بر این اساس عوامل بدحجابى در جامعه به دو دسته تقسیم مى‏شود:

    الف) عوامل درونى: منظور از عوامل درونى، مجموعه مؤلّفه‏هایى است که به وجود آوردن این پدیده دخالت داشته و ناشى از عملکرد افراد یک جامعه و سیستم سیاسى، اجتماعى و فرهنگى حاکم بر آن است. مهم‏ترین آنها عبارت است از:

    1. از نظر انسان‏شناختى و روان‏شناختى انسان موجودى است که داراى قدرت اختیار مى‏باشد، یعنى، هم توانایى انتخاب راه درست و طى کردن مراتب کمال انسانى را دارد و هم توانایى پیروى از امیال و هواهاى نفسانى و طى کردن مدارج انحطاط و سقوط را. قرآن مى‏فرماید: إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً،(1). بر این اساس در جامعه‏اى مانند جامعه اسلامى ما- که بسیارى از احکام، ارزش‏ها و معارف اسلامى براى اداره جامعه تبیین شده و جاى هیچ گونه عذر و بهانه‏اى نیست- بعضى از احکام الهى (مانند حجاب) از سوى برخى افراد نادیده گرفته مى‏شود، به این اصل و عنصر روان‏شناختى باز مى‏گردد. به عبارت دیگر یکى از مهم‏ترین عوامل بدحجابى در جامعه، پیروى از هواهاى نفسانى است که خود ناشى از ضعف ایمان و تقوا، تزلزل شخصیت است و مى‏باشد و در مظاهرى از قبیل تجمل‏گرایى، خودنمایى در مقابل بیگانگان و نمود پیدا مى‏کند. یکى از راه‏هاى اصلاح جامعه از این معضل، مقابله با عوامل روان‏شناختى آن و تقویت ایمان و تقواى افراد جامعه و تقویت انگیزه، عزم و اراده آنان در اجراى احکام الهى و موازین و مقررات اسلامى در سطح جامعه مى‏باشد. قرآن کریم مى‏فرماید: إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ خداوند سرنوشت هیچ قومى را تغییر نمى‏دهد، مگر آن که آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند،(2).

    2. ریشه‏هاى تاریخى این مسأله که به اقدامات رژیم پهلوى براى گسترش فرهنگ برهنگى، بى‏بند و بارى و کشف حجاب بر مى‏گردد، که توانست بخشى از جامعه ما را دچار این انحراف کند و بى‏حجابى را در خانواده‏ها به صورت یک هنجار و ارزش درآورد. روند گسترش این معضل، هر چند با وقوع انقلاب اسلامى و فضاى ناشى از دوران دفاع مقدس، تا حد زیادى کنترل شد ولى به دلایل متعددى، رگه‏ها و ریشه‏هاى خود را همچنان حفظ نمود و بعد از تغییر محیط ارزشى جامعه و فاصله گرفتن از فضاى معنوى حاصل از انقلاب و دفاع مقدس، دوباره مجال ظهور و بروز پیدا کرد.

    3. کوتاهى و بى‏توجهى برخى از مسؤولان فرهنگى کشور در تثبیت ارزش‏ها و احکام اسلامى و تعمیق بخشیدن به آن، از وسایل دیگر گسترش بدحجابى است. گفتنى است که به علت وجود مشکلات ناشى از تثبیت انقلاب اسلامى، جنگ تحمیلى، فشارهاى خارجى محاصره‏هاى گوناگون اقتصادى، سیاسى و باعث شد که بیشترین وقت و انرژى مسؤولان و دستگاه‏هاى دولتى به این امور صرف شود و توجه چندانى به مسائل فرهنگى جامعه و اجراى راه‏کارها و برنامه‏هایى در جهت تثبیت و تعمیق ارزش‏ها و احکام اسلامى مبذول نگردد.

    4. بعضى از اقدامات انجام گرفته بعد از سال 1368 (از قبیل سیاست‏هاى پولى و ارزى و) که به منظور تسریع در روند توسعه و رشد اقتصادى، صنعت و انجام گرفت، ناخواسته موجب تغییر ارزش‏هاى جامعه، به سوى هنجارهاى مادى، مدرک‏گرایى، تجمل پرستى و گردید.

    5. عملکرد منفى و نامطلوب برخى از دستگاه‏هاى فرهنگى (از جمله وزارت ارشاد و مطبوعات وابسته در سال‏هاى اخیر) و میدان دادن به افراد و عناصرى که هیچ اعتقادى به نظام اسلامى ندارند و با استفاد از تسهیلات مادى و معنوى وزارت ارشاد و فضاى باز و بدون نظارت جامعه، موجبات نشر و ترویج فرهنگ فاسد منحط دوران پهلوى و ارزشهاى حاکم بر جوامع غرب را فراهم و اوضاع فرهنگى کشور را به شدت مسموم و آلوده نمودند به گونه‏اى که مقام معظم رهبرى هشدارهاى شدید به مسئولین فرهنگى داده، نارضایتى خود را از عملکرد وزارت ارشاد اعلام نمودند که در نهایت منجر به استعفاى وزیر ارشاد گردید.

    6. برخى از افراط و تفریطهایى که در سالهاى اولیه انقلاب و بعد از آن در مبارزه با بى حجابى و بد حجابى شد از قبیل استفاده روشهاى خشونت‏آمیز و فیزیکى و باعث بوجود آمدن تنفر و انزجار و بدبینى به این

    حکم الهى گردید.

    7. اجرا نشدن فریضه مهم امر به معروف و نهى از منکر یا نظارت ملى به صورت فراگیر و گسترده و نظام‏مند از طرف آحاد جامعه، که در روایات متعدد ضامن حفظ و سلامت جامعه از فساد، نا امنى و شمرده شده است.

    ب) عوامل بیرونى: مهمترین عامل بیرونى تهاجم فرهنگى گسترده و همه جانبه غرب به ارزش‏هاى اسلامى و ملّى ما، براى بى هویت نمودن نسل جوان، تضعیف باورهاى عقیدتى در مردم و در نهایت شکست نظام اسلامى در ایران با استفاده از پیشرفته‏ترین وسایل تکنولوژى- اعم از نرم‏افزارى و سخت‏افزارى، عناصر وابسته داخل در عرصه‏هاى فرهنگى و اقتصادى و در جهت حاکم نمودن فرهنگ و ارزش‏ها و مظاهر تمدن غرب. مجموعه عوامل فوق سبب گردیده که متأسفانه علیرغم گذشت بیش از دو دهه از انقلاب اسلامى، معضل بد حجابى در جامعه اسلامى ما وجود داشته باشد. اما در مورد راه‏هاى برخورد و مقابله با این پدیده زشت دو راهکار قابل پیش‏بینى مى‏باشد:

    1. راهکارهاى فیزیکى و برخورد از موضع قدرت با متخلفین البته این برخورد باید حساب شده و هنجارمند باشد.

    2. کار بنیادى فرهنگى. مسلماً برخورد با این پدیده به صورت فیزیکى و از طریق دستگاههاى دولتى، بسیار دشوار و تا حدّى ناممکن است. زیرا اگر ما در مسئله لباس و پوشش اسلامى صرفاً بخواهیم از طریق زور وارد شویم، استدلال و منطق نداشته باشیم و نتوانیم حقانیت و لزوم پوشش اسلامى، آثار مثبت و فواید و برکات اجراى این فریضه الهى در ابعاد مختلف زندگى شخصى و اجتماعى افراد و فلسفه حجاب و را با کار فرهنگى مستمر عمیق و ریشه‏اى با استفاده از دستگاههاى فرهنگى و رسانه‏هاى جمعى و مطبوعات و به زیباترین و بهترین صورت، ارائه دلیل و برهان، ثابت کنیم، متأسفانه باید منتظر رواج و گسترش بدحجابى و رواج ارزشهاى غربى به صورت گسترده در جامعه اسلامیمان باشیم. عامل مهم دیگرى که مى‏تواند ما را در مقابله با این معضل اجتماعى یارى نماید اهتمام جدى جامعه و دانشجویان به انجام فریضه امر به معروف و نهى از منکر است. بدیهى است اگر جامعه در این زمینه به صورت جدى وارد عمل شود و این فریضه الهى را منطبق با شرایط و مراتبى که در شرع مقدس معین گردیده، عملى سازد دستگاه‏هاى فرهنگى و مراکز موجود در دانشگاه‏ها نیز بهتر مى‏توانند در حل این معضل اجتماعى اقدام نمایند و ضمن تشویق و ترغیب دانشجویان به انجام شؤونات اسلامى، راه‏کارها و اقدامات بنیادى فرهنگى را در جهت گسترش ارزش‏هاى اسلامى در بین دانشجویان فراهم سازند. به امید روزى که با همکارى مسؤولین و دانشجویان شاهد محیطى سرشار از پاکى و صفا و اهتمام جدى به رعایت ارزش‏هاى اسلامى در دانشگاه‏ها باشیم، ان‏شاءالله.

    براى آگاهى بیشتر:

    1. حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى

    2. فرامرز رفیع‏پور، توسعه و تضاد

    3. على ذوعلم، انقلاب و ارزشها

    4. شهید مطهرى، مسأله حجاب.

    پى‏نوشت‏

     (1)) انسان، آیه 3)

     (2)) رعد، آیه 11

     

     

    چرا زن بیرون از خانه نباید آرایش کند، دلایل آن از نظر منطقی بیان شود و اینکه در چه منابعی حدود آن مشخص شده است؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    جذابیت زن برای اطرافیان در محیط کاری یا آموزشی یا به خاطر 1) نظم و انظباط و توانمندی در کار و رتبه درسی می باشد، 2) به جهت اخلاق ملایم در روابط مناسب می باشد، 3) به خاطر جاذبه های زیبائی صورت و خوش اندامی است.

    علاقه اطرافیان به خاطر دو ویژگی اول و دوم، کنترل شده و پسندیده است. اما علاقه به خاطر ویژگی سوم دارای پیامدهائی چه بسا ناخواسته و غیر قابل جبران است. از این رو برای زنان متأهل برای جلوگیری از اختلال عاطفی در نظام خانواده نیاز به مراقبت دارد و برای خانم های مجرد به خاطر جلوگیری از سوء استفاده دیگران و کنترل احساسات زودگذر و ناپایدار نیاز به مراقبت دارد. از این جهت در فرهنگ اسلام برای رعایت حریم ها راهکارهای مناسبی ارائه شده است. در مواردی که احتمال خطر بسیار شدید است از آن به عنوان حرام یاد شده است و در مواردی که احتمال خطر کمتر است از آن به عنوان مکروه یاد شده. آرایش خانم ها در برابر نامحرم به گونه ای که جلب توجه کند از مواردی است که احتمال لغزش در آن بسیار است لذا از آن به عنوان حرام یاد شده است. چنان که در قرآن مجید به زنان با ایمان هشدار داده است که «و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن» و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان آشکار نکنند... (سوره نور، آیه 31)

    حدود احکام آن در رساله مراجع تقلید، بخش احکام نگاه آمده است.

     

     

    چرا زنان امروزه بی‌حجاب هستند؟ برای جلوگیری از فساد و تباهی در بی‌حجابی زنان چه باید کرد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    بد حجابی موجود در جامعه امروزی‌، نوعی سنّت غلط جاهلی است که اسلام با آن مبارزه کرده و فرموده است‌:

    "وَ قَرْن‌َ فِی بُیُوتِکُن‌َّ وَ لاَ تَبَرَّجْن‌َ تَبَرُّج‌َ الْجَـَهِلِیَّة‌ِ الاْ ?ُولَی‌َ; (احزاب‌، 33) و در خانه‌های خود بمانید و همچون جاهلیت نخستین ]در میان مردم‌[ ظاهر نشوید". در عصر جاهلیت‌، زنان حجاب درستی نداشتند و دنبالة روسری‌های خود را به پشت سر می‌انداختند; به طوری که گلو و قسمتی از سینه و گردنبند و گوشواره‌های آن‌ها نمایان بود.(ر.ک‌: تفسیر نمونه‌، آیة‌الله مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 17، ص 290.)

    انحرافات اجتماعی و ترویج فساد، فحشا و بدحجابی در بین اجتماع از طرف افراد فاسد، مطلبی است که همواره از آغاز آفرینش انسان بوده و هست و انبیای عظام و اولیای الهی همیشه با این افراد درگیر بوده‌اند.

    قطعاً افراد بد حجاب و مفسد از مرام‌، فکر و خواست‌های اولیا و شهدا فرسنگ‌ها دورند. در مقطع کنونی‌، مقابله با این مظاهر فساد، کار فرهنگی و جدی و ریشه‌داری می‌طلبد که باید مردم و مسئولان به آن همت گمارند.

    برای مقابله و پیش‌گیری از بدحجابی و فساد ـ به عنوان یک وظیفه برای فرد فرد مسلمانان ـ به چند راه کار اشاره می‌شود:

    1. تقویت باورهای دینی‌: اگر کسی به این مرحلة از باور برسد که خداوند را همیشه حاضر و ناظر بر کارهایش بداند دیگر سعی می‌کند گناه نکند.

    2. احیای فرهنگ اصیل اسلامی و شناساندن حجاب به عنوان یک ارزش‌:

    3. امر به معروف و نهی از منکر:

    بهترین روش مبارزه با ضد ارزش‌ها امر به معروف و نهی از منکر است‌. قرآن درباره یاوران ]دین‌[ الهی می‌فرماید; "همان کسانی که چون در زمین به آنان توانایی دهیم‌، نماز بر پا می‌دارند و زکات می‌دهند و به کارهای پسندیده وا می‌دارند و از کارهای ناپسند باز می‌دارند و فرجام همه کارها از آن خداست‌". (حج‌، 41)

    4. شناساندن الگوهای والا:

    امروز یکی از تأسف‌های جدی این است که زن مسلمان آن چنان که بایسته و شایسته است با چهره‌های بلند تاریخ اسلام آشنا نیست‌; زندگانی حضرت زهرا3 و فرزند برومندش پیام‌آور عاشورا حضرت زینب‌و دیگر چهره‌های والای تاریخ گذشته و معاصر باید برای زن مؤمن نشان داده شود تا بنگرد چه سان با حفظ هویت‌، شخصیت‌، وقار و متانت می‌تواند در جامعه حضور پیدا کند و ایفای نقش نماید; "قل إن کنتم تُحِبُّون‌َ اللَّه‌َ فَاتَّبِعُونِی‌; (آل‌عمران‌، 31) (ای پیامبر) بگو: اگر خداوند را دوست می‌دارید، از من پیروی کنید."(ر.ک‌: حجاب از دیدگاه قرآن و سنت‌، فتحیه فتاحی زاده‌، ص 180 ـ 189، دفتر تبلیغات اسلامی‌.)

     

     

    چگونه باید دربین جوانان نسبت به اصل حجاب علاقه ایجاد کرد ؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    دررابطه با مسأله حجاب غالب بحثها دراطراف مصالح رعایت حجاب وآثار مطلوب آن دراجتماع وخانواده ومضرات رعایت نکردن آن می باشد .

    به طور کلی عوامل مؤثر علاقه مندی جوانان عبارتند از :

    1 ـ شناخت مصالح رعایت حجاب وتبعات ومضرات عدم رعایت آن ، به این صورت که اگر مصالح ومضرات این امر را ازحیث معرفتی خوب تبیین کنیم به آن سیستمی که درساختار وجودی انسانها است توجه کرده ایم زیرا ما انسانها قبل ازاینکه اقدام به عملی کنیم یاازعملی خودداری کنیم درصورت ذهنی خود آن عمل راتصور می کنیم وازتصور مصالح آن عمل ، شوقی دروجود ما برانگیخته می شود ودرانجام آن عمل میل ورغبت پیدا می کنیم یااگر بدانیم که چه عوارض بدی دارد انگیزه ترک واجتناب برای ما ایجاد می شود این شناخت ومعرفت مصالح ومضرات یکی ازراههایی است که ماباید ازآن استفاده کنیم به این صورت که تبعات داشتن حجاب خوب ومناسب وعدم رعایت آن وبازتابش رابتوانیم طوری تشریح کنیم که به صورت واقعی برای آن مستنداتی عینی وجود داشته باشد تا فرد بتواند آن راتصدیق کند.

    درمورد این عامل شهید مطهری درکتاب مسأله حجاب می فرمایند:

    " حقیقت امر این است که درمسأله پوشش ـ وبه اصطلاح عصر اخیر حجاب ـ سخن دراین نیست که آیا زن خوب است پوشیده دراجتماع ظاهر شود یاعریان ؟ روح سخن این است که آیا زن وتمتعات مرد از زن باید رایگان باشد ؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هرزنی درهر محفلی حداکثر تمتعات را به استثنا زنا ببرد یانه ؟

    اسلام که به روح مسائل می نگردجواب می دهد خیر، مردان فقط درمحیط خانوادگی ودرکادر قانون ازدواج وهمراه بایک سلسله تعهدات سنگین می توانند اززنان به عنوان همسران قانونی کامجویی کنند، اما درمحیط اجتماع استفاده اززنان بیگانه ممنوع است وزنان نیز ازاینکه مردان رادرخارج ازکانون خانوادگی کامیاب سازند به هرصورت وبه هرشکلی ممنوع می باشد .

    درست است که صورت ظاهر مسأله این است که زن چه بکند ؟ پوشیده بیرون بیاید یا عریان ؟ یعنی آنکس که مسأله به نام او عنوان می شود زن است واحیاناً مسأله با لحن دلسوزانه ای طرح می شود که آیا بهتر است زن آزاد باشد یامحکوم واسیر درحجاب ؟

    اما روح مسأله وباطن مطلب چیز دیگر است وآن اینکه آیا مردباید دربهره کشی جنسی اززن ، جز از جهت زنا ، آزادی مطلق داشته باشد یا نه ؟ یعنی آنکه دراین مسأله ذی نفع است مرد است نه زن ولااقل مرد اززن دراین مسأله ذی نفع تر است به قول ویل دورانت " دامن های کوتاه برای همه جهانیان بجز خیاطان نعمتی است " پس روح مسأله ، محدودیت کامیابی ها به محیط خانوادگی وهمسران مشروع ، یا آزاد بودن کامیابی ها وکشیده شدن آنها به محیط اجتماع است . اسلام طرفدار فرضیه اول است .

    از نظر اسلام محدودیت کامیابی ها ی جنسی به محیط خانوادگی وهمسران مشروع ، ازجنبه روانی به بهداشت روانی اجتماع کمک می کند وازجنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده وبرقراری صمیمیت کامل بین زوجین می گردد وازجنبه اجتماعی موجب حفظ واستیفاء نیروی کاروفعالیت اجتماع می گردد وازنظر وضع زن دربرابر مرد، سبب می گردد که ارزش زن دربرابر مرد بالا رود.

    فلسفه پوشش اسلامی به نظر ماچند چیز است بعضی ازآنها جنبه روانی دارد وبعضی جنبه خانه وخانوادگی وبعضی دیگر جنبه اجتماعی وبعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن وجلوگیری ازابتذال او.

    حجاب دراسلام ازیک مسأله کلی تر واساسی تری ریشه میگیرد وآن اینست که اسلام می خواهد انواع التذاذهای جنسی ، چه بصری ولمسی وچه نوع دیگر به محیط خانوادگی ودرکادر ازدواج قانونی اختصاص یابد ، اجتماع منحصراً برای کاروفعالیت باشد . برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار وفعالیت رابا لذتجویی های جنسی به هم می آمیزد اسلام می خواهد این دو محیط راکاملا ازیکدیگر تفکیک کند " 1

    همانطور که ملاحظه می کنید درعلاقه مند کردن جوانان به رعایت پوشش دریک محور به بیان مصالح ومفاسد رعایت حجاب وعدم رعایت آن پرداخته می شود البته این بحث خیلی گسترده است وجنبه های مختلفی را شامل می شود که دراینجا به تأثیرات آن ، درخانواده می پردازیم .

    یکی ازتأثیرات رعایت حجاب به محیط خانواده برمی گردد . خانواده به عنوان یک اجتماع کوچک ازاین عامل بسیار متأثر می شود به عنوان مثال یک خانم وقتی باپوشش مناسب دراجتماع ظاهر می شود رعایت این امر موجب آرامش روانی خودش وخانواده اش می گردد اما اگر خدای نکرده خلاف این امر باشد یعنی زن باعدم رعایت پوشش درجامعه ظاهر شود این تصور را برای مرد ایجاد می کند که برای غیر، زینت کرده و برای غیر ، خودش را عرضه می کند یا اگر زن نسبت به شوهرش احساس کند که او بدنبال دیگراننکته ای که دراینجا وجود دارد این است که تبعات این مسأله خیلی مهم است که این تبعات عبارتند از:

    1 ـ این حس هرچقدر تحریک شود و به آن دامن زده شود همیشه قابل امتداد است یعنی به هرحال مرد می بیند دراجتماع به هر مرتبه ای که بوالهوسی وشهوترانی اش را ادامه دهد حدوپایانی ندارد لذا آرامش درونی خود را ازدست می دهد واین ازهمه تبعات مهم تر است .

    2 ـ آرامش روانی همسرش ازبین می رود.

    3 ـ این مسأله تبعاتی نیز نسبت به فرزندانی که دراین خانواده تربیت می شوند دارد وقتی مرد وزن هردو خودشان رابرای غیر زینت کردند ودرجامعه بدنبال غیر بودند واعتنایی نسبت به هم نداشتند یکدیگر رانمی توانند تحمل کنند وبرای هم آزار دهنده می شوند واین بخاطر این است که درجامعه نمونه های مناسب تر با امتیازات عالی تر می بینند اینها همه اثرات بی تقوایی دررعایت پوشش وچشم چرانی است که آرامش روحی را به هم می زند واین عوارض را ایجاد می کند واگر درخانواده فرزندانی هم باشند نزاع پدرومادر لطمه زیادی به آنها وارد می کند.

    4 ـ ازتبعات دیگر این مسأله تبهکاری ، جنایت وکشتار است زیرا بسیاری ازآمارهای مربوط به تبهکاری ، جنایت وکشتارها به این محرکهای قوی برمی گردد که افراد رااز ماندن درحدود قانونی وشرعی خود خارج می کند وعامل ایجا د جرم وجنایت می شود خلاصه ابعاد مسأله خیلی گسترده است . به طور کلی باعدم رعایت این مسأله ازیک جهت اجتماع ازکامروایی وکامجویی سالم نمی ماند وازجهت دیگر خود انسانها دچار آشوب وبحران می شود به طوری که معنویت وراه هدایت دراین آشفتگی وبحران روحی برای آنها قابل درک نیست وفلسفه زندگی ، راه هدایت وسلوک ، تعالیم انبیاء وتعلیم وتربیتها همه اینها نقض غرض می شود یعنی کلاً معطل باقی می ماند وقابلیت جزم نسبت به این مسائل ازبین می رود .

    2 ـ عکس العمل اجتماع ومحیط درمورد مسأله حجاب ، اگر علاقه مندی درجوانها نسبت به این مسأله بخواهد زیاد شود غیر ازتبیین خوب بازتاب رعایت حجاب ویا مضرات عدم رعایتش باید به عامل اجتماع هم اشاره کنیم چگونگی برخورد جامعه عاملی است که می تواند درعلاقه مندی یا عدم علاقه مندی جوانان ا ثر بگذارد به عنوان مثال اگر خانمی باپوشش مناسب درمحیط دانشگاه یا اداره یا جاهای مختلف ببینند که به جهت داشتن حجاب مورد تحقیر قرار می گیرد ونسبت به او بی اعتنایی می شود وبرخوردهای منفی با او صورت می گیرد اینها می تواند موجب بی علاقگی این فرد به حجاب شود.

    دراین زمینه استاد یوسف غلامی درکتاب مبلغان وپدیده کم حجابی می فرمایند: " دراین مرحله ضروری ترین طرح جلب اعتماد بانوان است هرگاه آنان مطمئن شوند که جامعه ارزشهای معنوی ایشان را می شناسد وبه آن ارج می نهد شتابزده برای اثبات آن ارزشها به جلوه نمایی رو نمی کنند . " 2

    برای ایجاد علاقه مندی باید سعی کنیم که جامعه خود را از این نظر متناسب وهماهنگ باایجاد این علاقه درجوانان قرار دهیم به این صورت که ، مراکز آموزشی ومحلهایی که جوانها بیشتر درآنجا حضور دارند نسبت به پدیده حجاب وپوشش استقبال ودیده احترام3ـ عامل سوم که بسیار مهم است تربیت های خانوادگی است گاهی اوقات می بینید که درخانواده ای پدر ومادر اهتمام جدی دارند به اینکه فرزندانشان افرادی قانونمند باشند یعنی درک کنند که درمحیط کوچک خانواده هم قوانینی حاکم

    است از جمله : رعایت حقوق دیگران ، تقسیم کار ، انجام مسئولتها ووظایف و . . . .

    لذا اگر ازدوران کودکی تربیت به این صورت باشد وشخصیت کودک با این مبنا شکل بگیرد دراین صورت قبول قید وبند برای رسیدن به منافع ومصالح حجاب برایش آسان می شود اما اگر رها شود وپدر ومادر اورا به رعایت ضوابط وقوانینی که لازمه یک زندگی مشترک است مقید نکنند ، او را بی مسئولیت رهاکنند ودررعایت وعدم رعایت آداب ، رسیدگی لازم را نسبت به او انجام ندهند این فرد بی پروا وقانون شکن بار می آید وچون درمحیط خانواده قانون ورعایت حقوق دیگران را یاد نگرفته است آنچه که راحت ولذت درآن است همان را انتخاب می کند و پذیرش قیدوبند برای او خیلی مشکل می شود وبا این روحیه وساختار شخصیتی رعایت مسأله حجاب مانند همه ارزشهای دیگر چون باسختی ها ومشقتهایی همراه است برای او امر مشکل وسختی می شود لذا نسبت به پذیرش حجاب عکس العمل منفی ازخود نشان می دهد. به عنوان مثال وقتی دختری به سن تکلیف برسد وبا این حال حجابش را رعایت نکند وپدرومادرش هم اهتمامی به این امر نداشته باشند و ازآن طرف درجامعه نیز فضای مناسبی برای فرارکردن اززیر بار این مسئولیت وبی قید وبندی فراهم باشد برگرداندن چنین شخصی وعلاقه مند کردن او به مسأله حجاب امر مشکلی خواهد بود.

    غیر ازاین سه عامل مهم عنوان دیگری نیز وجود دارد که به چند مورد اشاره می شود :

    1 ـ درموارد خاص گاهی می شود که فردی به خاطر علاقه اش به فرد دیگر وتأمین رضایت او ازحجاب استقبال می کند یابرعکس حجاب راکنار می گذارد.

    2 ـ نقش یک مربی ، معلم یادوست یا افرادی که تحصیلات ویژه دارند

    3 ـ بعضی از اغراض شخصی وفردی ، مثلاً فردی به مسأله تمکن مالی خیلی اهمیت می دهد اما برای رسیدن به این تمکن مالی می بیند راهش این است که حجابش را کنار بگذارد مثلاً اقدام به ازدواجی می کند که با این ازدواج به تمکن مالی می رسد اما حجاب رامانع ازرسیدن به مقصودش می بیند به همین خاطر آنرا کنار می گذارد یابرعکس داشتن حجاب راوسیله رسیدن به این مقصود می بیند لذا آن را انتخاب می کند غیر ازاین سه مورد موارد خاص زیاد دیگری نیز وجود دارد که برسر مسأله حجاب تأثیر دارد وعوامل کلی هم که بیان شد منحصر دراین سه مورد نیست وممکن است عوامل کلی دیگری نیز وجود داشته باشد که بحث مفصلی می طلبد .

     

     

    چه راههائی برای بهبودی وضع حجاب در جامعه وجود دارد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    مسأله بدحجابی از معضلات کنونی جامعه ماست. این گونه رفتار ریشه در حدود نیم قرن حکومت سلسله منحوس پهلوی و نیز تبلیغات غرب دارد.

    از گذشته‏ها و ریشه تاریخی مسأله که بگذریم، متأسفانه خودباختگی در برابر غرب، و تقلید کورکورانه از آنها و شهوت‏پرستی مجموعاً وضعیتی را پدید آورده است که شما گوشه‏هایی از آن را ارائه کرده‏اید. البته با وجود همه آنچه که نوشته‏اید وضعیت عمومی جامعه ما از نظر حجاب و حفظ عفت نسبت به کشورهای دیگر اسلامی بهتر است و تاحدود زیادی مراعات وجود دارد. ولی در اثر تبلیغات سنگین غرب به وسیله محصولات فرهنگی مانند فیلم‏ها و مجلات نوعی تمایل به آن گونه رفتارها در سطوحی از جامعه مشاهده میگردد که باید از دو طریق به اصلاح آن اقدام کرد:

    الف) کار بنیادی فرهنگی که نتایج آن در دهه‏های بعد ظاهر گردد.

    ب) کار قانونی و کنترل رفتار فیزیکی.

    هر یک از این دو مقوله بدون همراهی دیگری مفید فایده نخواهد بود و نهایتاً منجر به شکست و تأثیر وارونه خواهد شد. در زمینه‏های فوق اقدامات فراوانی از سوی دولت و مسئولین صورت گرفته است، ولی به دلیل تراکم تبلیغات خنثی کننده از سوی غرب، آثار آن به طور کامل بروز نکرده است. امید است با برنامه‏ریزیهای دقیق وحساب شده فرهنگی و قانونی در آینده موفقیت‏های بیشتری در این زمینه حاصل گردد.

    بهبود وضعیت حجاب نیاز به برنامه ریزی وسیع فرهنگی و اجتماعی دارد. در این راستا علاوه بر تکالیف فردی، درجهت ارشاد دیگران بایستی با برنامه‏های کلان تلاش کرد.

    وظیفه شما و هر مسلمانی در صورتی که شرایط امر به معروف و نهی از منکر جمع باشد همان امر به معروف و نهی از منکر میباشد. لیکن در برخی موقعیت ها مثل وضعیت فعلی که شما اشاره فرمودید هم مشکل تر است و هم ظریف تر و دقیق تر، شناخت بیشتر روحیات جوانان از یک طرف، شگرد ارتباط و نفوذ در آنان با مطالعات روان شناختی که خیلی از آنها در احادیث اهل بیت نیز آمده است کار را آسان تر می کند، با وجود این البته در مسأله امر به معروف و نهی از منکر شایسته است جهات متعددی در نظر گرفته شود:

    الف) احکام شرعی مربوط به امر به معروف و شرایط وجوب و مراتب آن.

    امر بمعروف در مورد ترک واجبات و نهی از منکر در مورد انجام محرمات است و شرایطی دارد که بعضی از آن عبارتند از:

    1ـ آمر به معروف و ناهی از منکر واجبات و محرمات را بشناسد

    2ـ کسی که مرتکب معصیت شده قصد تکرار آن را داشته باشد

    3ـ مراحل امر به معروف و نهی از منکر از آسان به شدید رعایت شود مثلاً اگر با آرامش میتوان نهی کرد از پرخاش خودداری شود.

     

     

    چه کسی مسئول بدحجابی در جامعه است و چرا هیچ کس جلوی آنها را نمی گیرد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    مبارزه با منکرات و مفاسد اجتماعى و ناهنجارى هاى موجود در جامعه را مى توان در دو بخش انجام داد: 1. تک تک آحاد جامعه موظف اند با هر گونه منکر و مفسده اى مبارزه کنند و به افرادى که در صدد شکست حریمهاى ارزشى و احکام اسلامى مى باشند، فرصت ندهند. نکته قابل توجه در این جا این است که مبارزه ى عمومى با فساد و تباهى در جامعه شرایط و ضوابطى دارد؛ از جمله: اولا: فردى که در صدد امر به معروف و نهى از منکر است، به خوبى معروف و منکر را بشناسد. ثانیا، احتمال تائثیر امر یا نهى را بدهد. ثالثا، شخصى که مرتکب منکر یا مفسده اى شده، اصرار بر استمرار آن داشته باشد. رابعا، در امر و نهى او مفسده اى اعم از ضرر جانى یا آبروئى یا مالى قابل توجه وجود نداشته باشد. علاوه بر لزوم مراعات شرایط یاد شده در مقام امر به معروف و نهى از منکر، مراعات مراتب امر به معروف و نهى از منکر نیز لازم است و در صورت حصول مطلوب در مرتبه ى پایین تر، جایز نیست که به مرتبه ى بالاتر تعدى کند. در مرتبه ى اول ناراحتى قلبى و تنفر خود را از فعل منکر آشکار سازد (مانند عبوس کردن صورت، روى بر گرداندن و از او، ترک رابطه کردن با وى و) در مرتبه ى دوم امر و نهى زبانى، موعظه و ارشاد طرف است و در صورت فایده نداشتن، گفتار خود را غلیظ کرده در امر و تهدید و ترساندن شدت به خرج دهد. مرتبه ى سوم، مرحله ى اقدامات عملى است. اگر دو مرتبه یاد شده اثر نداشت، واجب است از اعمال قدرت استفاده کند،(1) البته این در زمانى است که حاکمیت و اقتدار حکومت اسلامى وجود نداشته باشد. اما اگر حکومت اسلامى وجود داشته باشد (مانند وضعیت فعلى ما) بر مکلفان واجب است به امر و نهى زبانى اکتفا کنند و در صورت نیاز به توسل به زور، موضوع را به مسوئولان ذى ربط در نیروى انتظامى و قوه قضائیه ارجاع دهند،(2)

    2. سازمان ها و ارگان هاى ویژه (از قبیل نیروى انتظامى، قوه قضائیه، دستگاههاى اطلاعاتى و امنیتى، ستاد احیاى امر به معروف و نهى از منکر، ستاد مبارزه با مواد مخدر و) موظف اند بر اساس وظایف و کارکردهاى مشخص شده در قانون، نسبت به انجام مسوئولیت هاى خود کوشا باشند و از اقدامات عملى و قهرى دریغ نورزند. در پایان گفتنى است که هر چند در مبارزه با منکرات و مفاسد اجتماعى استفاده از عوامل فیزیکى و نیروهاى نظامى و لازم است، ولى تکیه بر این عامل به تنهایى نمى تواند راه حل مناسب و اساسى باشد. راه حل نهایى این قبیل معضلات، مبتنى بر شناخت و ریشه یابى عوامل بروز این قبیل مفاسد و ارائه راه کارهاى منطقى و واقع بینانه و مناسب با آن است. راه کارهایى از قبیل حل مشکلات اقتصادى، اشتغال، مسکن، ازدواج، تقویت و تثبیت ارزش هاى اسلامى، اجرا شدن فریضه ى امر به معروف و نهى از منکر به صورت گسترده و فراگیر، فراهم نمودن امکانات تفریحى و ورزشى سالم براى جوانان و و در نهایت برخورد قاطع دستگاه هاى مربوطه با افراد شرور و مخل به نظم و امنیت اجتماعى و ارزش هاى اسلامى و تهدید کننده ى سلامت جامعه، مطلوب است. در مورد محیط و اطرافیان: مسلما حفظ ایمان و ارزش هاى آن در محیط نامساعد بسى دشوار است ولى ارزش افزون ترى دارد. خداوند در سوره» تحریم «آیه 11 نمونه اى را براى این گونه افراد یادآورى مى نماید. خداوند براى موئمنان آسیه همسر فرعون را مثال و نمونه مى آورد هنگامى که از شوهرش بیزارى جست و عرضه داشت: خدایا من از قصر فرعون و زیورهاى دنیوى گذشتم و تو خانه اى در بهشت براى من بنا کن و مرا از شر فرعون و کردارش و قوم ستمکار نجات بخش. حفظ ارزش ها در محیط مناسب و مساعد هنر نیست. هنر آن است که در تندباد ضد ارزش ها ارزش ها مطرح شود. بنابراین سعى کنید با اعتماد به خدا و یقین به درستى راه دین و ایمان خود را حفظ نموده و همواره آن را تقویت کنید. از مطالعه قرآن و توجه به معانى آن و همچنین کتاب هاى سودمند دیگر و شرکت در مجالس وعظ و دیگر محافل دینى غفلت نکنید. باید بدانید که خداوند قدرت و توان

    مقابله با گناه را در وجود شما قرار داده است، لیکن با عزم و همتى سترگ باید به مبارزه با گناه برخیزید و همواره کوشش کنید که براى اولین بار که میل به گناه آمد با جدیت تمام در برابر آن مقاومت کنید، آن گاه به تدریج مبارزه آسان خواهد شد.

    پى‏نوشت‏

     (1)) تحریرالوسیله، امام خمینى، ج 2، ص 513).

     (2)) استفتاآت آیت الله خامنه اى، ترجمه ى فارسى، ج 1، ص

     

     

    حجاب خواهران در جامعه و تلویزیون مورد انتقاد است نظر شماراجع به آن چیست ؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    از نظر شرعی زن تنها قرص صورت و دستها تا مچ را بدون زینت میتواند در برابر نامحرمان باز گذارد و مازاد بر اینباید پوشیده شود بنا بر این در صورت تخلف باید طبق طرق شرعی نهی از منکر شود.{J

     

     

    حجاب کامل اسلامی چه نوع حجابی است؟ آیا صرف پوشیدن چادر را میتوان حجاب اسلامی نامید؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    حجاب کامل اسلامی برای بانوان این است که به غیر از گردی صورت و دست‏ها تا مچ، بقیه بدنشان پوشیده باشد، به طوری که نامحرمی را به خود جلب و جذب نکند؛ خواه این پوشیدگی با چادر باشد و خواه با چیز دیگر، ولی باید پوشش طوری باشد که برآمدگیهای بدن جلب توجه نکند. البته پوشش با چادر بهتر است و بدن و برآمدگی آن را بهتر میپوشاند.

     

     

    سوال : حجاب و پوشش دارای چه آثار و فوایدی است؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    جواب : حجاب و پوشش، آثار و فواید فراوانى دارد که به بعضى از مهم ترین آنها اشاره مى کنیم:

    الف) ایجاد آرامش روانى در فرد

    یکى از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردى، ایجاد آرامش روانى در افراد جامعه است که یکى از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسى است; در مقابل، فقدان حجاب و آزادى معاشرت هاى بى بندوبار میان زن و مرد، هیجان ها و التهاب هاى جنسى را فزونى مى بخشد و تقاضاى سکس را به صورت عطش روحى و یک خواست اشباع نشدنى درمى آورد که مخلّ آرامش روانى افراد است. غریزه ى جنسى، غریزه اى نیرومند، عمیق و دریاصفت است و هر چه بیش تر از آن اطاعت شود بیش تر سرکش مى گردد; هم چون آتشى که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعلهورتر مى گردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بى حیایى و برهنگى، اطاعت از غریزه ى جنسى بیش تر شده است، هجوم مردم به مسئله ى سکس نیز زیادتر شده و تیراژ مجلات و کتب سکسى بالاتر رفته است. این مطلب پاسخ روشن و قاطعى است به کسانى که قایل اند همه ى گرفتارى هایى که در کشورهاى اسلامى و شرقى بر سر غریزه ى جنسى وجود دارد، ناشى از محدودیت هاست; و اگر به کلى هرگونه محدودیتى برداشته شود و روابط جنسى آزاد گردد، این حرص و ولع از بین مى رود.

    البته از این افراد باید پرسید: آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته، توانسته است حرص و ولع جنسى را بکاهد یا آن را افزایش داده است؟![1]

    پاسخ هر انسان واقع بین و منصفى به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسى در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکل هاى جدیدترى از تمتّعات و بهره بردارى هاى جنسى در آن جا رواج و رسمیت مى یابد.

    یکى از زنان غربى منصف، وضعیت جامعه ى غرب را در مواجهه با غریزه ى جنسى این گونه توصیف کرده است:

    کسانى مى گویند مسئله ى غریزه ى جنسى و مشکل زن و حجاب در جوامع غربى حل شده است; آرى، اگر از زن روى گرداندن و به بچه و سگ و یا هم جنس روى آوردن حل مسئله است، البته مدتى است این راه حل صورت گرفته است!![2]

    ب) استحکام بیشتر کانون خانواده

    یکى از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگى، اختصاص یافتن التذاذهاى جنسى به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قوى تر زن و شوهر و در نتیجه، استحکام بیش تر کانون خانواده و، برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده مى گردد. یکى از نویسندگان، تأثیر برهنگى را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:

    در جامعه اى که برهنگى بر آن حاکم است، هر زن و مردى، همواره در حال مقایسه است; مقایسه ى آنچه دارد با آنچه ندارد; و آنچه ریشه ى خانوده را مى سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن مى زند. زنى که بیست یا سى سال در کنار شوهر خود زندگى کرده و با مشکلات زندگى جنگیده و در غم و شادى او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهره اش شکفتگى خود را از دست مى دهد و روى در خزان مى گذارد. در چنین حالى که سخت محتاج عشق و مهربانى و وفادارى همسر خویش است، ناگهان زن جوان ترى از راه مى رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه اى مى دهد; و این مقدمه اى مى شود براى ویرانى اساس خانواده و بر باد رفتن امیدِ زنى که جوانى خود را نیز بر باد داده است; و همه ى خواهران جوان لابد مى دانند که هیچ جوانى نیست که به میان سالى و پیرى نرسد و لابد مى دانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت اند در فرداى بى طراوتى آنان، باز هم جوانانى هستند که بتوانند براى خانواده ى فرداى آنها، همان خطرى را ایجاد کنند که خود آنان امروز براى خانواده ها ایجاد مى کنند.[3]

    بنابراین باید گفت زنى که چادر بر سر مى گذارد، نه تنها اولین قدم را در حفظ کانون گرم خانواده برداشته، بلکه آبرو و شرافت مادرى را بدین وسیله فراهم ساخته است و خود را از آزار و اذیت ها و نگاه هایى که همچون تیر به قلب خانواده اصابت مى کند و آن را از هم مى پاشد محفوظ داشته است.

    ج) حفظ و استیفاى نیروى کار در جامعه

    یکى از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعى، حفظ و استیفاى نیروى کار در سطح جامعه است. در مقابل، بى حجابى و بدحجابى باعث کشاندن لذت هاى جنسى از محیط و کادر خانواده به اجتماع و در نتیجه، تضعیف نیروى کار افراد جامعه مى گردد. بدون تردید، مردى که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و ... همواره با قیافه هاى محرّک و مهیّج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز نیروى کارش کاهش مى یابد. برخلاف نظام ها و کشورهاى غربى، که میدان کار و فعالیت هاى اجتماعى را با لذت جویى هاى جنسى درهم مى آمیزند،[4]اسلام مى خواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از این گونه لذت ها پاک گردد و لذت هاى جنسى، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود.[5]

    پژوهش ها نشان مى دهد که زنان ایران زمین از زمان مادها داراى حجاب کاملى شامل: پیراهن بلند چین دار، شلوار تا مچ پا و چادر بر روى لباس ها بودند. برابر متون تاریخى، در همه ى آن زمان ها پوشاندن موى سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است و زنان با آن که آزادانه در محیط بیرون از خانه رفت و آمد مى کردند و همپاى مردان به کار مى پرداختند، داراى حجاب کامل بودند و از اختلاط هاى فسادانگیز شدیداً پرهیز مى کردند.

    د) فایده ى اقتصادى حجاب

    استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکى، به دلیل سادگى و ایجاد یکدستى در پوشش بانوان در بیرون منزل، مى تواند از بُعد اقتصادى نیز تأثیرى مثبت در کاهش تقاضاهاى مدپرستى بانوان داشته باشد; البته به شرط این که خود چادر مشکى دست خوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستى در چادرهاى مشکى نیز مشاهده مى گردد; به گونه اى که برخى از بانوان به جاى استفاده از چادرهاى مشکى متین و باوقار، به چادرهاى مشکى تورى، نازک و داراى طرح هاى جِلف و سبک که با هدف و فلسفه ى حجاب و پوشش تناسبى ندارند روى مى آورند.

    یکى از دانشجویان محجبه درباره ى رواج فرهنگ مدگرایى در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است:

    یادم مى آید آن وقت ها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانه ى کسى بروم، لباسى را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمى شدم فردا بپوشم! احساس مى کردم مسخره است و سعى داشتم حتى اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدى رفته باشم. این کارها واقعاً رفاه حال و راحتى را از خانم ها سلب کرده بود.[6]

    پس مى توان گفت که چادر امنیت و آرامش زن را تأمین مى کند. زنانى که با خودآرایى وارد جامعه مى شوند، همواره نگران قضاوت دیگران در مورد خود هستند و ناآرام و مضطرب اند. در صورتى که زن مى تواند با رعایت حجاب کامل و پوشیدن چادر از دغدغه ى شرکت در یک رقابت و مدپرستى نجات یابد.

    هـ) حجاب، مبارزه ى زنان با دشمنان اسلام

    حجاب کامل بانوان در جامعه ى اسلامى مبارزه اى است با سلطه گران و جنایتکاران دنیا که همیشه سعى داشته اند با ترویج بى بندوبارى و بدحجابى، ارزش هاى اسلامى را پایمال و بر ملت هاى ستمدیده سلطه پیدا کنند. مستر همفر، جاسوس انگلیسى در کشورهاى اسلامى، در بخشى از خاطرات خود، آن جا که نقاط قوت مسلمانان را برمى شمارد، به مورد حجاب اشاره مى کند و مى گوید:

    زنان مسلمان داراى حجابى محکم هستند که نفوذ فساد در میان آنها ممکن نیست; بنابراین باید آنان را فریب داد و از زیر چادر و عبا بیرون کشید. پس از آن که زنان را از چادر و عبا بیرون آوردیم، باید جوانان را تحریک کنیم که دنبال آنها بیفتند تا در میان مسلمانان فساد رواج یابد; و براى پیش برد این نقشه، لازم است اول زنان غیر مسلمان را از حجاب بیرون آوریم تا زنان مسلمان از آنان یاد بگیرند.[7]

    اگر چادر سر راه نفوذ دشمنان استعمارگر نبود، هیچ گاه یک جاسوس این اندازه براى زوال آن به فریبکارى نمى پرداخت. اگر حجاب اسلامى، به ویژه چادر، اهمیت خاصى نداشت، چه در کشورهاى اسلامى و چه در کشورهاى غربى، آن را به عنوان یک مدل لباس زنانه، در کنار صدها مدل دیگر مى پذیرفتند. اگر چادر از جایگاه حساس و ارزش بلند برخوردار نبود، هرگز استعمار غرب، رضاخان را بر آن نمى داشت که تمام حکومت خود را براى از بین بردن چادر بسیج کند. آرى چادر خیمه ى عفاف پیروان فاطمه(علیها السلام) است که با گذشت 14 قرن، نداى آزادى بخش آن حضرت هم چنان در گوش تاریخ طنین انداز است.

    علاوه بر فواید یاد شده، فواید و آثار دیگرى نیز مى توان براى حجاب و پوشش نام برد; از جمله:

    حفظ ارزش هاى انسانى در جامعه، مانند عفت، حیا و متانت و نیز کاهش مفاسد اجتماعى; هدایت، کنترل و بهره مندى صحیح و مطلوب از امیال و غرایز انسانى; تأمین و تضمین سلامت و پاکىِ افراد جامعه.[8]

    --------------------------------------------------------------------------------

    [1]. براى آگاهى از ابعاد گسترش این حرص و ولع ر.ک: جلال رفیع، یادداشت ها و ره آوردهاى سفر نیویورک، در بهشت شدّاد آمریکاى متمدن، آمریکاى متوحش.

    [2]. احمد صبورى اردوبارى، آیین بهزیستى اسلام، ج 3، ص 302.

    [3]. غلامعلى حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، ص 7069.

    [4]. براى آگاهى از گستره ى کشانده شدن لذت هاى جنسى به محیط هاى کارى و اجتماع، و اعترافات صریح بعضى از زنان کشورهاى غربى درباره ى مزاحمت هاى جنسى نسبت به زنان و کودکان، ر.ک: احمد صبورى اردوبارى، بهایِ یک نگاه; محمدتقى فلسفى، کودک از نظر وراثت و تربیت، ج 2، و روح الله حسینیان، حریم عفاف.

    [5]. سه بُعد قبل، از کتاب مسئله ى حجاب، استاد مطهرى، ص 84 - 94 (با دخل و تصرف) اقتباس شده است.

    [6]. ر.ک: احمد اردوبارى، همان، ج 3، ص 222.

    [7]. مؤسسه ى فرهنگى قدر ولایت، حکایت کشف حجاب، ص 14.

    [8]. براى آگاهى بیشتر درباره ى آثار و فواید حجاب و پوشش ر.ک: مجموعه مقالات پوشش و عفاف، دومین نمایشگاه تشخص و منزلت زن در نظام اسلامى; هم چنین درباره ى ضررهاى بدحجابى ر.ک: اسدالله محمدى نیا، آنچه باید یک زن بداند، بخش هاى 3، 4 و 5.

     

     

    حد حجاب و پوشش زن چیست ؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    حجاب برای خانم ها از ضروریات احکام نورانی اسلام است . کیفیت پوشش و حجاب عبارت است از پوشیدن تمام بدن و موی سر; یعنی بر زن واجب است بدن و موی خود را از نامحرم ببوشاند(1). ضمناً استفاده خانم ها از چادر برای پوشش خود واجب نیست , بلکه بهتر است .

     

    حدود ارتباط با زنان چیست ؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    رابطه متعارف با خانم‏ها در جامعه از قبیل احوال‏پرسی و خرید و فروش اشکال ندارد. البته نگاه به آنان فقط در حد گردی صورت و دست‏ها تا مچ - آن هم بدون آرایش و قصد ریبه و لذت - جایز است و اگر در معابر عمومی نگاه انسان به خانم‏هایی بیفتد که حجاب خود را رعایت نمیکنند، وظیفه دارد نگاه خود را برگرداند و یا آن کار را تکرار نکند. البته آن نگاه اول که اتفاقی بوده اشکال ندارد.

     

     

    حدود حجاب برای بانوان چه مقدار است؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه یکی از مسایل مهم اسلامی است. در قرآن کریم درباره این مطلب تصریح شده است. در اینکه پوشیدن وجه کفین لازم نیست ظاهراً در میان علمای اسلامی اعم از شیعه و سنی اختلافی نیست؛ فقط یک نفر از علمای اهل تسنن به نام ابوبکر بن عبدالرحمن هشام نظر مخالف دارد آن هم معلوم نیست که نظرش در مورد نماز است یا در مورد نامحرم. درباره چهره هیچ گونه اختلافی نیست، احیاناً بعضی از علما درباره دست‏ها تا مچ و یا درباره پاها تا ساق اختلاف کرده‏اند که آیا جز استثنأ هست یا نیست/

     

    در میان مسایل فقهی شاید کمتر مسأله‏ای این چنین پیدا شود که این گونه موارد اتفاق نظر میان علمای اسلام اعم از شیعه و سنی باشد. مسأله پوشش در دو جا مطرح است!/

     

    1. در باب نماز خواندن از باب اینکه در نماز واجب است ک زن تمام بدن خویش را بپوشاند، خواه نامحرمی وجود داشته باشد یا وجود نداشته باشد/

     

    2. بنابر این دو نوع مستر داریم: در باب خواستگاری در کتاب نکاح/

     

    الف) ستر صلاتی یعنی پوششی که در نماز باید به کار برده شود/

     

    ب) ستر غیر صلاتی که در مقابل مردان بیگانه باید رعایت شود.

     

    علامْ در تذکرْ الفقهأ در کتاب الصلاْ میفرماید:

     

    جمیع بدن زن عورت است، جز چهره به اجماع جمیع علما در جمیع شهرها جز ابوبکر بن عبدالرحمن بن هشام که تمام بدن زن را عورت دانسته است و سخن او به حکم اجماع، مردود است. از نظر علمای شیعه دو دست تا مچ نیز مانند چهره است و عورت نیست. مالک بن انس و شافعی و اوزرعی و سفیان ثوری در این جهت با علمای شیعه هم عقیده‏اند؛ زیرا ابن عباس در تفسیر سخن خدا (و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها) وجه کفین را تواماً جز استثنأ شمرده است، ولی به عقیده احمد حنبل و داود، ظاهر کفین باید پوشیده شود و سخن ابن عباس کافی است در رد سخن آنها. ابن رشد در بدایْ المجتهد میگوید: عقیده بیشتر علما بر این است که بدن زن جز چهره و دو دست تا مچ عورت است. ابو حنفیه معتقد است که قدمین نیز عورت شمرده نمیشود و ابوبکر بن عبدالرحمن بن هشام معتقد است که تمام بدن زن بلا استثنأ عورت است.{1}

     

    کتاب الفقه علی مذاهب الخمسه، تألیف شیخ محمد جواد مغنیه میگوید: علمای اسلام اتفاق نظر دارند که بر هر یک از زن و مرد لازم است آنچه را در حال نماز باید بپوشد در خارج نماز هم بپوشاند.{2}

     

     

    حضرت زهرا فرمودند بهترین زن کسی است که مردی او را نبیند و نه او مردی را ببیند این گفته را با جامعه فعلی چگونه بررسی می کنید؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    حضرت زهرا(س) خود به معرکه جنگ و جبهه نیز میرفتند و در غزوه‏های متعددی همراه پیامبر(ص) شرکتمیکردند. در هجرت و دیگر حرکت‏های مسلمانان نیز شرکت داشتند. همچنین در مسجد برای مردم سخنرانیمیکردند و... .

    بنابر این مقصود از این کلام، آن است که بدون جهت خود را در دید مردم قرار ندهید و حتی الامکان خود را از دیدنامحرمان پوشیده دارید.{

     

     

    حکم دقیق پوشش بانوان را ذکر فرمایید.

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    برای زنان واجب است همه بدن و موی سر را از نامحرم بپوشانند و تنها میتوانند گردی صورت و دست‏ها تا مچ را باز بگذارند؛ آن هم به شرط این که قصد ریبه و نشان دادن به نامحرم را نداشته باشند. مردها نیز اگر قصد لذت و ریبه نداشته باشند، میتوانند به دست‏ها و صورت زن نامحرم نگاه کنند و زینت کردن زن به هر کیفیّت (از قبیل برداشتن ابرو و رنگ کردن و...) برای شوهر جایز است؛ اما در مقابل نامحرم نباید با آرایش ظاهر شود.

     

     

    حکم وجوب حجاب در چه سالی و طبق کدام آیات می‏باشد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    براى پاسخ به نکاتى اشاره مى‏کنیم:

    1- به نظر مى‏رسد حکم ایجاب حجاب در سال ششم هجرت تشریع گردید. شاهد بر آن، آیات سوره نور است که داستان معروف افک در آن آمده است. در همین زمان بود که منافقین و اراذل و اوباش در صدد برآمدند با ایجاد شایعه درباره زنان پیامبر (ص) و با درست کردن مزاحمت‏هاى راهى براى زنان آزاده به بهانه کنیز انگاشتن آنها قلوب پیامبر و مسلمانان را جریحه‏دار بکنند. به دنبال این اوضاع و شرایط بود که خداوند آیات مربوط به پوشش را براى بازگویى به امت نازل فرمود.

    2- آیات مربوط به حجاب در دو سوره از قرآن(1) آمده است. سوره نور، آیه 30 و 31 کیفیت پوشش را بیان مى‏کند. ابتدا مى‏فرماید: بگو (اى پیامبر) براى مؤمنین و مؤمنات که نگاه‏هایشان را کوتاه کنند یعنى هنگام نگاه به یکدیگر به صورت خیره به هم نگاه نکنند. از نگاه به گونه وراندازى و استقلالى پرهیز کنند. آنگاه به زنان مومن خطاب کرده و مى‏فرماید:/ وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَ/ مى‏باید روسرى خود را بر روى سینه و گریبان خویش قرار دهند»،(2). هم به این مطلب اشاره دارد. در این آیه چنین آمده است: اى پیغمبر به زنان مؤمن بگو که جلباب‏هاى (روسرى) خویش را به خود نزدیک سازند. روشن است که وقتى به زن بگویند روسرى‏ات را به خود نزدیک کن مقصود این است آن را رها نکن، آن را جمع و جور کن و خود را با آن بپوشان. اطلاعات بیشتر درباره کیفیت خاص پوشش را از همان آیه 31 سوره نور که گذشت بهتر مى‏توان استنباط کرد.

    3- صاحب کشاف، وضع زنان را در پیش از نزول آیات حجاب چنین شرح مى‏دهد: زنان، گریبان‏هایشان گشاد و باز بود، گردن و سینه و اطراف سینه‏هاشان دیده مى‏شد و داخل روسرى‏ها را معمولًا از پشت سر برمى‏گرداندند (همان‏طور که الان بین مردان عرب متداول است) و قهراً قسمت‏هاى گردن و بناگوش و سینه دیده مى‏شد،(3). اما درباره حضور زنان در اجتماع، باید خاطر نشان کنیم که زنان قبل از نزول این آیات چنان نبوده است که مثل مردان با سر باز در معرض اجتماع رفت و آمد بکنند، بنابراین آنچه در جامعه رواج داشت و قرآن به مبارزه با آن برخاست، پدیده بدحجابى بود، نه بى‏حجابى.

    4- چنان که گذشت، افراد هوس‏باز و اراذل با ایجاد مزاحمت‏ها باعث دلتنگى زنان مدینه مى‏شدند. روشن است که با آمدن حکم حجاب و دستور مجازات این‏گونه افراد به طور طبیعى حضور زنان راحت‏تر و چشمگیرتر انجام مى‏شد. خداوند درباره مجازات مى‏فرماید: «اگر اینها دست از عمل زشت خود برندارند، تو را فرمان مى‏دهیم که به آنها حمله‏برى که دیگر جز اندکى در پناه تو نخواهند بود»،(4) بنابراین مى‏توان گفت تشریع حکم حجاب و به دنبال آن ایجاد امنیت براى زنان، حضور زنان را در جامعه آن روزگار تقویت نمود. 5- این که اقامه نماز و حضور زنان در مسجد چگونه انجام مى‏گرفت؟ پاسخش این است که وضع زنان در انجام این‏گونه امور به طور حتم با پوشش همراه بود، گرچه نحوه آن با آمدن آیات فوق تغییر کرد و صورت جدیدتر و کامل‏ترى به خود گرفت. ازاین‏رو نمى‏توان گفت که زنان قبل از نزول آیات فوق با هیچ پوششى نماز مى‏خواندند و یا در اماکن مقدس و معنوى با همان وضع و شرایطى که در داخل خانه حاضر مى‏شدند حضور یافته و به سخنان پیامبر (ص) در کنار مردان در مساجد گوش فرا مى‏دادند. ذکر این نکته خالى از فایده نیست که حجاب در دین‏هاى قبلى تشریع شده بود گرچه با کیفیتى خاص و انسان‏هاى مسلمان و موحد از همان اوایل بعثت مانند: على (ع) و خدیجه و با پوشش لازم و مناسب نماز به پا داشته و در محافل عمومى حاضر مى‏شدند.

     

     

    خداوند که در هر حال ناظر بر اعمال ما است، چرا به هنگام نماز خواندن باید حجاب داشته باشیم و در دیگر ساعاتی که در منزل هستیم، حجاب لازم نیست؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    فلسفة احکام دینی برای ما کاملاً مشخص و معیّن نشده است، در عین حال که می دانیم و اطمینان داریم احکام دین اسلام بر اساس مصالح واقعی است که خداوند عالَم به تمام اسرار آن ها آگاهی داشته و بر بندگان مقرر و معین کرده به مصالح واقعی احکام دست یافته و به سعادت و کمال برسند.

    همچنین احکام دین اسلام، سنجشی برای میزان تعبد و تسلیم انسان در مقابل پروردگار است که چقدر اهمیت و ارزش به رضای الهی می نهد. اگر خواستة دل بر خلاف رضای الهی باشد، چگونه عمل خواهد کرد و میزان تعبد و تسلیم او در مقابل آفریدگار جهان و عالِم به تمام اسرار هستی چگونه خواهد بود؟

    با این توضیحات در مورد حجاب در نماز می گوییم:

    اوّلاً محرم و نامحرمی که میان ما وجود دارد، در مورد خداوند صادق نیست.

    خداوند که مرد یا زن نیست تا بگوییم در ساعات دیگر ما را می بیند، پس چه لزومی دارد که تنها در نماز حجاب را رعایت کنیم.

    بنابراین برای دریافتن حکمت این حکم باید به دنبال مطالب دیگر بود.

    ثانیاً: در دین اسلام برای نماز و ایستادن در مقابل پروردگار و راز و نیاز با او، آداب و احکامی قرار داده شده تا انسان آمادگی لازم برای حضور در مقابل پروردگار را پیدا کند. از جمله طهارت قبل از نماز و وضو و رو به قبله ایستادن و ... که برخی از آن موارد آداب مستحب است، مانند لباس پاکیزه پوشیدن، استفاده از عطر و به طور کامل پوشیده بودن. مورد اخیر در مورد زنان واجب است که می تواند به دلائل مختلف باشد، از جمله این که به زنان می فهماند حجاب و پوشاندن بدن در مقابل دیگران آن قدر اهمیت دارد که خداوند آن را حتی در نماز و راز و نیاز با خود نیز خواسته است و برای زنان این گونه می پسندد. نیز می تواند تمرینی باشد برای زنان و یادآوری برای ایشان که در مقابل نامحرمان حجاب خود را محفوظ نگه دارند؛ زیرا همان اندازه که در نماز باید پوشش کنند، در مقابل نامحرمان نیز باید پوشش کنند.

    در زمینه پوشش زنان در نماز، روایات بسیاری وارد شده که اصل پوشش را بیان می کنند، بی آن که به فلسفه یا حکمت آن ها اشاره ای شده باشد.

     

     

     

    با سلام احتراماً به استحضار می‏رساند: دانشجویی 29 ساله هستم که 9 ماه است با دختر خانمی 23 ساله و خانه دار با تحصیلات دوم راهنمایی عقد بستیم. ایشان را قبلاً نمی‏شناختم؛ ولی به واسطه معرفی فردی، آشنا شدیم وازدواج کردیم. متأسفانه از روز اول عقد احساس کردم که هیچ گونه علاقه به او ندارم و از ظاهر، گفتار، کردار و شخصیت ایشان خوشم نمی‏آید. به همین خاطر از او کناره‏گیری می‏نمایم و روابط ما خیلی سرد شده است؛ البته خانمم این طور نیست و گرم می‏گیرد؛ ولی من تمایلی به ادامه این وصلت ندارم. این مسأله باعث رنجش و ناراحتی روحی من و نامزدم و خانواده شده است و ادامه این وضعیت برایمان مشکل است. می‏خواستم کارشناس محترم مشاوره مجله، ما را راهنمایی کند؛ زیرا مایل به رابطه رفت و آمد، صحبت، میهمانی و... با او نیستم و دوست ندارم این ازدواج سر بگیرد. عده‏ای می‏گویند: اگر زودتر ازدواج کنید و وارد زندگی شوید، خوب می‏شوید و عده‏ای دیگر می‏گویند که نباید وارد زندگی مشترک شوید تا مشکل حل شود. دائم به جدایی فکر می‏کنم. لطف کنید مرا راهنمایی نمایید.

    با تشکر، جواد.الف.حقوق.

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    دانشجوى گرامى! سؤال شما ما را بر آن داشت که به بیان یکى از مسائل مهم روحى انسان که تقریباً مورد اتفاق بیش‏تر روان‏شناسان، انسان‏شناسان و دانشمندان علوم رفتارى است، بپردازیم و آن این که انسان و شخصیت او و به تبع آن رفتارهاى او در صحنه‏هاى گوناگون همواره در حال تغییر است؛ به عبارت دیگر انسان موجودى تأثیرپذیر است و از عوامل گوناگون محیطى و وراثتى تأثیر مى‏پذیرد و مبناى همه صاحب‏نظران تعلیم و تربیت، همین اصل تأثیرپذیرى و به تبع آن، تغییرپذیرى انسان است. این تغییرات اگر هماهنگ با فطرت انسان و در قالب معیارهاى ارزشى و هنجارهاى دینى باشد، موجب تکامل و تعالى انسان مى‏شود و اگر تحت تأثیر آفت‏هاى درونى و بیرونى قرار گیرد، باعث یک حرکت قهقرایى و انحطاط شخصیت و به دنبال آن، بروز رفتارهاى ناهنجار مى‏شود. در این جا متناسب با سؤال شما دانشجوى محترم، به یکى از آفت هایى که سیر تکاملى انسان را تهدید مى‏کند، اشاره مى‏کنیم؛ سپس به پاسخ‏گویى سؤال شما مى‏پردازیم. هر انسانى داراى یک سلسله نیازهاست و شکوفایى او در ارضاى صحیح و به موقع این نیازهاست. یکى از این نیازها، نیاز به جنس مخالف است که در دوران نوجوانى و جوانى به اوج خود مى‏رسد و در قالب ازدواج تحقق پیدا مى‏کند. یکى از آفت هایى که در این دوره، انسان را تهدید مى‏کند، نوسانات روحى و روانى است که جوانان به آن مبتلا مى‏شوند و باعث ایجاد تردید در آن‏ها مى‏شود و به دنبال این دگرگونى، گزیش‏ها و انتخاب‏هایى را که براى تأمین نیازهاى خود انجام داده‏اند، دچار آسیب مى‏کند؛ به عبارت دیگر همواره در این اندیشه است که آیا من درست انتخاب کرده‏ام؟!

    نوسانات روحى، نوع انسان‏ها - به ویژه جوانان - داراى روحیه تنوع‏طلبى هستند. گرچه تنوع‏طلبى مى‏تواند نقش بسیار مؤثرى در رشد و شکوفایى انسان داشته باشد، اما مشکلاتى نیز مى‏تواند ایجاد کند و این هنگامى رخ مى‏دهد که تنوع‏طلبى براساس معیارهاى صحیح عقلانى و وحیانى نباشد؛ بلکه به صورت افسارگسیخته در اختیار هواهاى نفسانى و عوامل جذاب محیطى قرار گیرد. این جا است که فرد در انتخاب‏هاى قبلى خود دچار تزلزل مى‏شود و احساس مى‏کند که درست انتخاب نکرده است و باید در انتخاب خودش تجدید نظر کند. انتخاب بعدى او نیز از تیررس این آفت در امان نیست و این امر باعث توقف رشد و حتى سیر قهقرایى انسان در زندگى خواهد شد. براى مصون ماندن از این آفت، انسان باید در هر کارى متناسب با آن کار و بر اساس معیارهاى صحیح انتخاب کند تا در هنگام هجوم این آفت‏ها، دچار تزلزل نشود. قطعاً شما در انتخاب همسر، بر اساس یک سلسله معیارهایى که با نظام ارزشى مورد پذیرش شما هماهنگى داشته است، دست به انتخاب زده‏اید و اینک در انتخاب خود دچار تردید شده‏اید؛ یعنى همان آفتى که بیان شد، به سراغ شما آمده است. در این جا بر مى‏گردیم به سؤال اصلى شما و فرآیندى که شما در امر ازدواج طى نموده‏اید. شما فرمودید که من با دخترى ازدواج کرده‏ام؛ ولى بعد از مراسم عقد، احساس مى‏کنم علاقه‏اى به او ندارم و این امر موجب دلسردى شما و همسرتان شده است و باعث سرد شدن روابط شما بایکدیگر شده است. در این جا این سؤال مطرح مى‏شود که آیا بعد از معرفى آن دختر و آشنایى شما با او و جریان خواستگارى، جلسه گفت و گو با یکدیگر داشتید و او را از نزدیک دیدید و در بدو امر او را پسندید یا نه؟ اگر پاسخ شما منفى باشد، سؤال دوم مطرح مى‏شود که اگر او را از نزدیک ندیدید و با او گفت و گویى نداشتید، چگونه حاضر شدید به این ازدواج تن دهید و اگر پاسخ شما مثبت باشد؛ یعنى شما همه مراحل ازدواج را با معیارهاى صحیح طى کرده‏اید؛ یعنى ابتدا با تحقیق خانواده او را شناسایى کرده‏اید و سپس دختر را دیده، با او صحبت کرده و همدیگر راپسندیده‏اید و آن گاه اقدام به انجام مراحل بعد - یعنى مراسم عقد - نموده‏اید و در واقع شما، مسیر صحیحى را در مسأله ازدواج خود طى نموده‏اید و دلیلى ندارد که دچار تردید شوید؛ زیرا این تردید در واقع همان آفتى است که به سراغ شما آمده و مى‏خواهد انتخاب شما را دچار تزلزل کند و اگر شما با این آفت مقابله نکنید، هیچ تضمینى وجود ندارد که در انتخاب‏هاى بعدى نیز دوباره به این آفت تردید دچار نشوید. بنابراین، شما باید به صورت جدّى در صدد حل مشکل خود برآیید و طرف مقابل شما، همان طور که بیان کردید، دچار این تردید نیست. به نظر مى‏آید یک تغییر اساسى در نگرش خود نسبت به مسأله ازدواج ایجاد کنید و این امر، مستلزم آگاهى از معیارهاى انتخاب همسر و ازدواج موفق مى‏باشد. معیارهاى صحیح ازدواج به دو دسته تقسیم مى‏شوند؛ معیارهاى اصلى و معیارهاى فرعى ازدواج.

    1. معیارهاى اصلى و بنیادى عبارتند از: کفویّت زوجین از لحاظ داشتن باورهاى مشترک، اصالت خانوادگى، ایمان و اعتقاد و سلامت جسمانى و روانى.

    2. معیارهاى فرعى عبارتند از: هم سطح بودن از نظر اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى، تحصیلى، تناسب سنى و قیافه ظاهرى و... .

    از سؤال شما چنین بر مى‏آید که مشکل شما مربوط به شرایط و معیارهاى فرعى است. خوشبختانه تحقیقات نشان مى‏دهد و تجربه هم اثبات کرده است که شخصیت انسان قابل تغییر است و به تبع آن، رفتار او نیز تغییر خواهد کرد. بنابراین اگر شخصیت همسر شما و بعضى از رفتارهاى او براى شما خوشایند نیست، مى‏توان براساس اصل تأثیرپذیرى انسان، هم شخصیت او و هم رفتارهاى او را تغییر داد. این حقیقت را باید پذیرفت که انسان‏ها با یکدیگر متفاوت هستند و هنر انسان در این است که بتواند با وجود این تفاوت‏هاى شخصیتى، روابط اجتماعى خودش را با دیگران تنظیم کند. خانواده و روابط بین زن و شوهر، یکى از مصادیق روابط اجتماعى است.

    انسان‏هایى در زندگى زناشویى موفق هستند که با توجه به این تفاوت‏ها، بتوانند در کنار یکدیگر یک زندگى مشترک و مسالمت‏آمیز داشته باشند.

    نکته بعدى که در سؤال شما مبناى تردید و به دنبال آن، موجب دلسردى شما نسبت به یکدیگر شده، قیافه ظاهرى است. گر چه ما معتقدیم که در آغاز امر، یکى از معیارهاى مهم ازدواج، قیافه ظاهرى است؛ یعنى دو نفرى که مى‏خواهند با یکدیگر ازدواج کنند، باید همدیگر را از نظر ظاهرى بپسندند و مطلوب یکدیگر باشند، اما استمرار این جذابیت، بعد از ازدواج، به عوامل دیگرى نیز ارتباط پیدا مى‏کند که آن عوامل مى‏تواند این جذابیت را افزایش یا کاهش دهد .این گونه نیست که اگر همسر انسان قیافه جذابى داشت، این جذابیت تا آخر باقى بماند یا بالعکس؛ بلکه افراد زیادى بوده‏اند که مبنا و معیار اصلى را فقط همین قیافه ظاهرى قرار دادند و از معیارهاى اصلى ازدواج غفلت کردند و همین امر باعث شد که بعد از چند هفته یا چند ماه، آن جذابیت کاهش پیدا کند و حتى در بعضى از مواقع، جاى خود را به نفرت و انزجار بدهد و افراد زیادى هم بوده‏اند که فقط قیافه ظاهرى را ملاک ازدواج قرار نداده‏اند؛ بلکه معیارهاى اصلى چون ایمان، عفت و پاکدامنى، سلامت جسمانى و روانى و اصالت خانوادگى را مد نظر قرار داده‏اند و علاقه آن‏ها نسبت به یکدیگر، روز به روز بیش‏تر شده، داراى یک زندگى آرام و لذت بخش هستند. شاید شما همسران زیادى را دیده باشید که قیافه ظاهرى آن‏ها با هم متناسب نیست، اما از یک زندگى مستحکم و با ثباتى برخوردارند. بنابراین معلوم مى‏شود که جذابیت یک امر نسبى است تحت تأثیر دیگر عوامل شخصیتى و رفتارى است. بنابراین راهنمایى ما به شما دانشجوى محترم این است که اگر واقعاً همسر شما دختر عفیف، پاکدامن، داراى سلامت جسمانى و روانى و ریشه‏هاى اصیل خانوادگى و مؤمن است و علاوه بر این موارد، علاقه‏مند به شما است، در واقع همه چیز براى یک زندگى مشترک و خوب فراهم است و آن کاستى‏هایى که شما بیان کردید، قابل تغییر و جبران است با تغییر نگرش نسبت به همسرتان، مى‏توانید زندگى خوبى با یکدیگر داشته باشید. به کارگیرى راهکارهاى زیر، شما را در انجام این دو امر - تغییر رفتارهاى همسر و شخصیت او و تغییر نگرش نسبت به ایشان - کمک مى‏کند.

    1. به جنبه‏هاى مثبت همسرتان بیش‏تر از نقاط ضعف او توجه کنید.

    2. از منفى بافى نسبت به همسرتان اجتناب کنید.

    3. این حقیقت را به خود تلقین کنید که همه انسان‏ها کاستى‏ها و عیوبى دارند و جز خداوند متعال، هیچ موجود دیگرى بى‏عیب و نقص نیست.

    4. گاهى اوقات رفتار خود یاگذشته خود را مرور کنید؛ دراین صورت بدون تردید، نقص‏هایى را خواهید یافت و اگر ما بپذیریم که خودمان نیز عیوبى داریم، آن گاه توقع و انتظار بى‏جا از دیگران نخواهیم داشت.

    5. نگاه خود را کنترل کنید؛ به ویژه از نگاه کردن به نامحرم به شدت پرهیز کنید.

    6. اگر همسر شما رفتارهایى انجام مى‏دهد که از نظر منطقى و عرفى قابل قبول نیست، با برنامه‏ریزى صحیح سعى کنید زمینه تغییر رفتار او را فراهم کنید؛ مثلاً با ایجاد روابط خانوادگى با کسانى که از نظر فرهنگى وضعیت مناسب‏ترى دارند، شرایط تغییر رفتار او را از طریق مشاهده رفتارهاى مطلوب، فراهم نمایید.

    7. با کوچک‏ترین تغییرى که در او مشاهده کردید، او را مورد تشویق قرار دهید.

    8. از همسرتان بخواهید با ایجاد تغییراتى در کیفیت لباس پوشیدن و رسیدگى به وضعیت ظاهرى خود و... به جذابیت ظاهرى‏اش براى شما بیفزاید.

    9. هیچ گاه از زنان دیگر در مقابل همسرتان، تعریف نکنید.

    10. ارتباط خود را با خانواده ایشان بیش‏تر و از طرح صحبت‏ها و رفتارهاى دلسرد کننده، اجتناب کنی

     

     

    دخترانی که چادری هستند با دخترانی که پوشش دیگری جز چادر دارند، آیا از دید شماتفاوت دارند؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    در هر جامعه نوع وکیفیت لباس زنان و مردان، علاوه بر آن که پیرو اوضاع اقتصادی و اجتماعی و اقلیمی جامعه است، تابع جهان‌بینی و ارزش‌های حاکم بر فرهنگ آن می‌باشد. لباس هر انسان پرچم کشور وجود او است. پرچمی که او بر سر در خان? وجودخود نصب کرده است و با آن اعلام می کند که از کدام "فرهنگ" پیروی می کند.

    هم چنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود، اعتقاد خویش را بر هویت ملّی و سیاسی خود ابراز می‌کند. هر انسان نیز تا وقتی که به یک سلسله "ارزش ها و بینش‌ها" معتقد و دلبسته باشد، لباس متناسب با آن ارزش‌ها و بینش‌ها را از تن به در نخواهند کرد.(1)

    حد پوشش واجب در اسلام

    پوششی که اسلام برای زنان تعیین و واجب کرده، این است که زن در تماس وارتباط خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه‌گری و خودنمایی نپردازد و غیر از گردی صورت و دست‌ها تا مچ، بقی? بدن باید از دید نامحرم پوشیده باشد. قرآن کریم می‌فرماید: "به زنان با ایمان بگو چشم‌های خود را از - نگاه هوس آلود - فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت (و زیور و زیبایی‌های )خود را آشکار ننمایند. و اطراف روسری‌های خود را بر سین? خود افکنند، به گونه‌ای که گردن و سینه با آن پوشانده شود".(2)

    در سور? احزاب می‌فرماید: "ای پیامبر، به همسران و دخترانت و به زنان مؤمن بگو که "جلباب‌‌های" خویش را به خود نزدیک سازند".(3)

    این کار باعث می‌شود که به عنوان زنان نجیب و پاکدامن شناخته شوند و بیماردلان از این که به آن‌ها طمع ببندند، چشم پوشند.

    بنابر این، اگر چه با چارقدی که امروز برخی از مسلمانان به خصوص مردم مالزی و اندونزی می‌پوشند و یا با مانتو و روسری و نظایر آن، پوشش زن تحقق می‌یابد، ولی کسی که چادر را به عنوان پوشش انتخاب کرده، حجاب برتر را برگزید و بین خوب و خوب‌تر، دومی را انتخاب نموده است.

    بنابراین دختران و زنانی که همچون مروارید در صدف چادر قرار گرفته‌اند، از یک سو حجاب برتر و بهترین نوع حجاب را (که نشان دهنده هویت ملی و دینی آنان است) برگزیده‌اند؛ از دیگر سو، چادر خویش را به لباس زرم و جهاد در مبارزه با استکبار و دشمنان اسلام مبدل ساخته‌اند. روشن است چنین زنانی برتر از بانوانی‌اند که صرفاً با پوشش ساده رفع تکلیف می‌کنند.

    زنانی که حجاب برتر را انتخاب کرده‌اند، در برابر هوس‌بازی مردانِ ناپاک، خود را بهتر حفظ می‌کنند و مصونیت بیش‌تری را احساس می‌نمایند، بر این اساس باید برای پوشش کامل یعنی حجاب امتیاز قائل باشیم و این گزینه در تصمیم‌گیری‌ها و ارزش‌گذاری‌‌ها باید مورد لحاظ قرار گیرد.

    زن اگر حجاب برتر داشته باشد، حس اعتماد و اطمینان مرد بیشتر حفظ می‌شود و خاطر مردان خانواده از محفوظ ماندن آنان آسوده‌تر است، نیز فضای صمیمی‌تر با حسن اعتماد بیشتر دو کانون خانواده ایجاد می‌کند.

    از طرف دیگر حجاب‌برتر را صرفاً نباید به انگیزه‌ها و خواسته‌های زنان بدانیم. چه بسا زنان بسیاری‌اند که بدون چادرند، اما شرایط حجاب را به خوبی نگاه می‌دارند، اما کسانی این مسئله را متوجه نمی‌شوند و شاید با آن‌ها مانند زنان بی‌بند و بار برخورد نمایند و از این جهت مورد آزار هوس‌بازان قرار گیرند، به همین خاطر در آیه مذکور اشاره شده که با حفظ حجاب، زن به پاکی و پاکدامنی شناخته می‌شود و مورد آزار قرار نمی‌گیرد.

    بنابر این، اگر چه بدون چادر نیز شخص می‌تواند با حجاب بوده و حجاب خود را حفظ کند، اما چادری بودن امتیازاتی دارد که غیر آن ندارد.

    در ضمن مقصود از چادری بودن کسی است که چادر را به عنوان حجاب بهتر انتخاب کرده باشد، نه آنکه بر اثر اوضاع محیط و خانواده و .... به اجبار به آن تن داده باشد اما زیر چادر وضع نامطلوب داشته یا از نظر قلبی آن اعتقاد نداشته باشد.

     

     

     

     

    دخترانی که بدحجاب می‏باشند مورد توجه بیشتر هستند، درحالی که به افراد محجبه بی‏توجهی می‏شود، پس چگونه باید رفتار کرد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    براى شما باید روشن باشد که هر شخصى براسا نظام ارزشى و اعتقادیى که بدان اعتقاد دارد و پایبند است، عمل مى‏کند، بنابراین از دیدگاه فردى باید انتظار داشت که هر شخصى طبق نظام ارزشى خود لباس بپوشد، آرایش کند و رفتار نماید و این را شنیده‏اید که مى‏گویند رفتار و ظاهر هر فرد بیانگر طرز فکر و اندیشه او است و این سخن یک واقعیت است چرا که به هر حال وى این رفتار و ظاهر را خوب تشخیص داده است و از دیدگاه اجتماعى نیز این جامعه است که براساس نظام ارزشى جمعى و گروهى خود براى برخى جلوه‏هاى رفتارى ارزش قائل است و برخى دیگر را مردود مى‏شمارد. حال اگر بین نظام ارزشى شما به عنوان یک فرد با نظام ارزشى جمعى و گروهى جامعه نوعى ناسازگارى وجود دارد باید با تکیه بر استحکام اعتقادات و نظام ارزشى مورد قبولتان از عملکرد خود دفاع کنید و در عمل به آن چه خوب مى‏دانید سخت و شدید پایبند باشید. چرا که معیار و قانون در لباس پوشیدن، آرایش نمودن و رفتار کردن و اعتقاد و نظام ارزشى است نه در یک جماعت شدن حتى آن که در یک جماعت مى‏شود از این روست که مى‏پندارد همرنگى با جامعه ارزش است در حالى که هرگز چنین نیست، بنابراین با تکیه بر معیارهاى پذیرفته شده از طرف شما که همان آین حنیف اسلام است رفتار کنید و جامعه‏پذیرى هرگز ارزش نبوده و نیست مگر بر افرادى که دو چشم بیشتر نداشتن و الا شخص برخوردار از عقل و تدبیر به صرف مشاهده، تقلید و تکرار نمى‏کند حتى برخى حیوانات به چنین شیوه‏اى رفتارشان را تغییر نمى‏دهند تا چه رسد به موجودى به نام انسان که تنها سرمایه آن و مرز جدایى او از دیگر موجودات، عقل است. اگر عقل و تدبیر در رفتارها، عملکرد فردى و اجتماعى ما شکل لباس، آرایش و ظاهر و اثر نداشته باشد و تأثیر نگذارد پس در کجا به کار مى‏آید و کجا به درد مى‏خورد؟ براى عقل چه کارآیى سراغ دارید؟ بنابراین باید به شکل و گونه‏اى رفتار و عمل کنیم که نظام ارزشى برآمده از عقل و تدبیر آن را مى‏پسندد. در پایان به این نکته مهم توجه داشته باشید که وقار و متانت دختران خواسته اصلى و گوهر گمشده جوانان شایسته است که در موقع انتخاب براى ازدواج حتماً معیار اصلى خواهد بود و براى زندگى دائمى خود حتماً به دنبال چنین دخترانى مى‏آید و شما با اطمینان خاطر به پایبندى خودتان نسبت به حفظ حجاب و متانت ادامه دهید. ان‏شاءالله که با بهترین‏ها زندگى مشترک را آغاز مى‏کنید

     

     

    دختری 19 ساله‏ام و دانشجوی ترم اول کامپیوتر. می‏خواهم کمی صادقانه با شما حرف بزنم. دلم نمی‏خواهد فکر کنید دارم از خودم تعریف می‏کنم.

    من تا قبل از ورود به دانشگاه با هیچ پسری ارتباط نداشته‏ام. اوایل که می‏خواستم به دانشگاه بروم، از محیط آن کمی می‏ترسیدم و بعد کم کم عادت کردم. در کلاس ما بچه‏های مختلفی هستند...؛ اوایل خیلی خوب می‏گذشت و بنده هم هیچ قصدی در هیچ کدام از بچه‏ها نمی‏دیدم؛ چون خودم در اقوام و فامیل از ماجراهای دوست‏های خیابانی کاملاً خبر داشتم و همیشه مواظب بودم مبادا کاری کنم که آبروی خودم و خانواده‏ام برود.... یک ماه که از شروع کلاس‏هایمان گذشت، کم کم با بچه‏ها خو گرفتم و سلام و احوال پرسی با آن‏ها برایم عادی شد. در این بین با دختری دوست شدم که او به راحتی با پسرها سلام و علیک داشت.... مدتی بعد سلام کردن به پسرها هم شروع شد. آن‏ها هم به ما سلام می‏کردند. یک روز که با دوستم از دانشگاه بیرون می‏رفتیم، صدایی از پشت سر، مرا جلب کرد. کسی من و دوستم را صدا می‏کرد. ایستادیم؛ نزدیک آمد و گفت: خانم می‏خواهم با شما حرفی بزنم. اول کمی عقب نشینی کردم؛ ولی بعد گفتم: بفرمایید. گفت: نمی‏شود؛ باید تنها با شما حرف بزنم. کمی از دوستم فاصله گرفتم و گفتم بفرمایید.

    گفت: ببخشید؛ مدتی است شما را زیر نظر دارم و از اخلاق شما خیلی خوشم آمده است. درباره شما کمی هم تحقیق کرده‏ام. اگر لطف کنید، مدتی با هم دوست باشیم!

    حالم خیلی خراب شد. خیلی سریع با او تندی کردم و بعد از آن حدود 3 ساعت فقط گریه می‏کردم و افسوس می‏خوردم که او چرا باید این حرف را به من بزند؛ مگر من چه کار کرده بودم. دوستم در راه دلداری‏ام می‏داد و سعی می‏کرد آرامم کند. من به دوستم گفتم: برو به او بگو؛ خیلی احمقی که از این حرف‏ها می‏زنی و پس از آن تصمیم گرفتم با او حرف نزنم و قهر کنم...!

    هفته‏ها و ماه‏ها گذشت و من هنوز با او قهر بودم. ولی در تمام مدت به فکر او و آن جمله‏ای بودم که خیلی از پسرها با آن دخترها را فریب می‏دهند... دوستم چندین بار دفتر و جزوه‏هایش را به او داده بود و پیش من خیلی از او تعریف می‏کرد. کم کم حس حسادت در من به وجود آمد و حسودی می‏کردم که دوستم با او حرف می‏زند، ولی من نه!

    روزها بود که دوستم می‏گفت: «فلانی آن جا است؛ برویم به او سلام کنیم و...» من می‏گفتم: نه خودت برو، من نمی‏آیم؛ و او می‏رفت و....

    امتحانات پایان ترم تمام شد و من و او مجبور بودیم، جز وقت امتحان همدیگر را نبینیم... نمی‏دانم چگونه شد که با او سخن گفتم. این کار بغض سکوت میان ما را شکست و او شروع به حرف زدن کرد. خیلی خوشحال بودم که با او حرف زدم. چون دلم به حالش می‏سوخت و از یک نظر ناراحت بودم؛ چون ممکن بود دوباره رویش باز شود و حرف هایی که نباید بگوید، بر زبان براند.... از شما مشاور محترم سؤالاتی دارم. امیدوارم هر چه سریع‏تر جواب دهید و مرا از این بلا تکلیفی در آورید.

    1. اصلاً کار اشتباهی کردم که با بچه‏های کلاسمان ارتباط بر قرار کردم؟

    2. در مسأله‏ای که پیش آمد، اشتباهم کجا بود؟

    3. به نظر شما، خانم... می‏تواند دوست خوبی برایم باشد؟

    4. به نظر شما، باید هنوز با او قهر کنم و 4 ماه قهر کم بود؟

    5. در چنین مواقعی، چگونه باید بر خورد کنم؟

    6. آیا با او کلاً حرف نزنم؟

    7. آیا او را چون برادر دوست داشتن گناه است؟

    8. کمی مرا نصیحت و راهنمایی کنید؟

    خیلی ممنونم که به درد دلم گوش دادید. خواهشمندم در یکی از شماره‏های مجله تان جواب مرا بدهید. از شما خیلی متشکرم.

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    خواهر محترم، قبل از پرداختن به پاسخ، از حسن اعتمادتان به پرسمان تشکر مى‏کنیم. امیدواریم پاسخ ارائه شده راهگشاى مشکلاتتان باشد.

    مشکلات و پرسش‏هاى شما را مى‏توان در چهار محور زیر خلاصه کرد:

    1. ارتباط با دوستان و همکلاسى‏ها، از جمله ارتباط با جنس مخالف، چگونه است؟

    2. مشکل اصلى جریان ذکر شده در کجا ریشه دارد؟

    3. راه حل درست این مشکل و جلوگیرى از عوارض بعدى آن چیست؟

    4. براى رهایى از چنین دام‏هاى شیطانى و گرفتار نشدن مجدد در آن چه باید کرد؟

     

     

    ارتباط با دوستان و جنس مخالف‏

     

    درباره محور اول باید یادآور شد:

    الف) انسان، به ویژه جوان، به ارتباط اجتماعى نیازمند است؛ زیرا آدمى موجود اجتماعى است و ارتباط با دیگران پاسخ آن نیاز درونى به شمار مى‏آید. انتخاب همسالان و همکلاسى‏ها، مى‏تواند نشان دهنده درایت و تعقل فرد باشد و زمینه رشد فکرى و اجتماعى و علمى‏اش را فراهم آورد؛ به عبارت دیگر، ما از طریق ارتباط با دیگران و انتخاب دوست که به شکل‏گیرى شخصیت انسان مى‏انجامد، یکى از نیازهاى مهم زندگى خودرا برآورده مى‏سازیم.

    البته آنچه باید بیش از لزوم داشتن ارتباط با دیگران مورد توجه و حساسیت معقول قرار گیرد، میزان و چگونگى ارتباط با همسالان و همکلاسى‏ها و در نهایت انتخاب دوست است.

    داشتن روابط ضرورت دارد؛ ولى چگونگى آن از اهمیت بیش‏ترى برخوردار است به گونه‏اى که وقتى نحوه ارتباط به اصل مسأله آسیب رساند، براى حفظ امور مهم‏تر و حیاتى‏تر، باید از ارتباط چشم پوشید. خردمند کسى نیست که بتواند بین خیر و شرّ، خیر را تشخیص دهد و انتخاب کند بلکه خردمند کسى است که بین دو شرّ، آنچه شرش کم‏تر است برگزیند. پس باید در ارتباط با همکلاسى‏ها، به ویژه انتخاب دوست واستحکام بخشیدن به روابط دوستانه، دقت واهتمام جدى داشت. از فرد تحصیل کرده‏اى چون شما انتظار مى‏رود با اندیشه صحیح خود، دیگران رابه هدایت و پاکى دعوت کنید و از کانال دوستى بردیگران تأثیر گذار باشید نه آن که از دیگران تأثیر پذیرید.

    ب) ارتباط با جنس مخالف موضوعى مهم و حساس است. چنان که گذشت، اگر خطرها و زیان‏هاى ارتباط، اصل مسأله رابطه با دیگران را مخدوش سازد - از محدوده مجاز و صحیح ارتباط خارج شود و ارزش‏هاى اخلاقى را زیر پا گذارد - باید جداً از آن پرهیز کرد؛ زیرا شرایط و فضا و نیز محتواى این رابطه‏ها با موازین و آداب اخلاقى و مذهبى سازگار نیست و در اکثر قریب به اتفاق موارد به انتقال پیام‏هاى احساسى، عاطفى، جنسى و... که ریشه شیطانى دارد، مى‏انجامد. بنابراین، معیار داورى درباره روابط افراد، به ویژه جنس مخالف، توجه به مقررات وموازین عقلى و شرعى ارتباط است. باید در ارتباط با جنس مخالف دست کم به دو نکته اساسى توجه کافى شود:

    1. رعایت حیاو عفاف که فراتر از پوشش و حجاب است.

    2. تکبر ورزى دخترانه.

    اگر صمیمیت، رفاقت، محبت و مهرورزى... بنیاد ارتباط با جنس مخالف باشد، این رابطه آسیب‏پذیر و چراگاه شیطان است. پس دختر در ارتباط با جنس مخالف باید متکبرانه برخورد کند تا از آفت‏هاى ارتباط که هر لحظه ممکن است خرمن عفت و پاکى‏اش را به خطر اندازد، مصون ماند. هر چند اصل بر عدم ارتباط با جنس مخالف است زیرا خداوند متعال، در سوره‏هاى مائده و نساء، مردان و زنان را از ارتباط پنهانى بایکدیگر باز داشته است. امیر مؤمنان على (ع) نیز به خاطر شدت پرهیزگارى از سلام کردن به زنان اجتناب مى‏ورزید. بى تردید ما از على(ع) زاهدتر و با معنویت‏تر و مطمئن‏تر نیستیم. وقتى آن حضرت چنین احتیاط مى‏کند، وظیفه ما روشن و بى‏نیاز از توضیح است. پس، ضمن تأکید مجدد بر حفظ حرمت انسانى، شما را به رعایت مقررات دینى و اخلاقى در ارتباطها، به ویژه رابطه با جنس مخالف، توصیه مى‏کنیم. مبادا با نگاهى آلوده و کلامى خلاف موازین شرعى، سرمایه انسانى و عفاف و حیا و کرامت انسانى خود را به خطر اندازید.

     

     

    اشتباه اصلى شما

     

    ریشه مشکل واشتباه اصلى شما آن است که به رغم آگاهى از فضاى ناسالم محیطهاى اجتماعى و... در انتخاب دوست مناسب دقت کافى مبذول نداشته‏اید. شما حتى در برابر خروج دوست همکلاسى‏تان از حدود اخلاق و شرع وارتباط آسانش با جنس مخالف حساسیت نشان ندادید و او را از این عمل نهى نکردید. ممکن است بگویید به سخن شما توجه نمى‏کرد، دراین صورت باید از رابطه خویش با وى چشم مى‏پوشیدید. شما که از مشکلات فرهنگى و جریان‏هاى اخلاقى جامعه آگاه بودید و قبل از ورود به دانشگاه فطرت پاکتان شما را از ایجاد ارتباط با دوستان ناباب و جنس مخالف باز مى‏داشت، چگونه یک ماه پس از ورود به دانشگاه این مسأله را عادى پنداشتید و به تدریج در دامى که از آن مى‏گریختید، گرفتار آمدید؟ بى تردید این پدیده تأثیر تدریجى و ناخودآگاه دوستى را مى‏نمایاند. در مدتى کوتاه، آنچه فطرت پاکتان زشت مى‏شمرد، از یاد بردید و دیدگاهتان دگرگون شد. پس بى توجهى کوچک در انتخاب دوست و ارزشمند تلقى کردن برخى از ویژگى‏هاى رفتارى (داشتن دوست پسر) سبب شد در پى توجیه روابط با پسران برآیید؛ هر چند در نخستین ارتباط کلامى با آن پسر، دچار شوک شدید و گمان نمى‏کردید شما نیز مورد تهدید و خطر قرار گیرید. بى تردید وقتى آن پسر دانشجو ارتباط نزدیک و صمیمانه شما و دوستتان را مشاهده کرد، شما را همفکر او پنداشت و به خود جرأت داد که از دوستى و ارتباط عاطفى با شما سخن گوید. بنابراین، اشتباه اساسى شما - افزون بر انتخاب دوستى که هنوز از اندیشه و رفتارها و شخصیت اجتماعى و خانوادگى او آگاهى کامل نداشتید - ایجاد ارتباط با جنس مخالف و ادامه ارتباط با وى به عنوان یک ارزش اجتماعى و احساس حقارت از نداشتن این گونه روابط بود. بااین مقدمه روشن مى‏شود: آن دختر همکلاسى‏تان براى شما(که به ارزش‏هاى اخلاقى - دینى پایبند و از سابقه‏اى روشن و ارزشمند برخوردار بودید،) دوست خوبى نیست.

    در ترک ارتباط با دوست پسر، هرگز تردید نداشته باشید؛ زیرا چنین ارتباط هایى هم مورد نهى عقل و شرع است و هم مخالف عرفِ جامعه سالم. مطمئناً باید او و هر فرد دیگرى را از ذهن خود بیرون کنید. حتى اندیشیدن در این باره، مزاحم کار اصلى شما (تحصیل علم) است. مانند سال‏هاى پیش از ورود به دانشگاه، ذهن و رفتارتان را از این گونه مسائل خالى کنید که ارزش در حفظ عفاف و پاکى است.

     

     

    راه حل صحیح مشکل شما

     

    در پاسخ به این مسأله توجه به امور زیر ضرورت دارد:

    1. محورهاى اول و دوم، به ویژه ریشه اشتباه خود را به دقت بررسى کنید.

    2. شما که در ابتداى زندگى علمى و دانشگاهى به سر مى‏برید، از توانایى و استعداد کافى جهت پیشرفت تحصیلى برخوردارید و خداوند توفیق قبولى در یک رشته خوب و کارآمد و احتمالاً مورد علاقه‏تان را به شما عطا کرده است، این فرصت طلایى را قدر بدانید و به ارزش آن توجه کنید. بنابراین، در دوره کوتاه و حساس دانشجویى که مى‏تواند زمینه خوشبختى و سعادت آینده‏تان را فراهم آورد، تمام همت و تلاشتان را در تحصیل دانش قرار دهید. تنها مسؤولیت دانشجو، دانش اندوزى است. شما نیز جز درس و مطالعه و تحقیق به چیزى نیندیشید. این که با فلانى چه کنم، با زندگى تحصیلى شما و دانشجویى شما سازگار نیست. هرگز اجازه ندهید شخصى نا آشنا که تنها چند بار او را در کلاس دیده‏اید، مسیر زندگى تان را تغییر دهد. پس:

    الف) ذهن خود را به این اوهام و افکار بى ثمر آلوده نسازید.

    ب) از موقعیت‏ها و مکان هایى که آن‏ها حضور دارند یا به گونه‏اى موجب ورود اندیشه‏هاى زیانبار به ذهنتان مى‏شود، اجتناب کنید و بکوشید زندگى روزانه‏تان بر اساس یک برنامه ریزى درست و حساب شده پیش رود.

    ج) در رفتار با جنس مخالف حیا و عفاف و تکبرورزى را اساس کار قرار دهید.

    د) در زندگى و به خصوص روابط اجتماعى، جز به رضایت خداوند نیندیشید و در انتخاب دوست دقت کافى داشته باشید.

    ه) تا وقتى تصمیم به ازدواج نگرفته‏اید، اندیشه ارتباط با جنس مخالف را از ذهن بیرون سازید. البته در آن زمان نیز به شکل مناسب و به طور رسمى و تحت نظر خانواده محترمتان، عمل کنید. و از هر گونه ارتباط مستقیم، حتى براى آشنایى پیدا کردن از اوضاع و احوال فردى و خانوادگى وى جهت ازدواج، بپرهیزید.

     

     

    چند نکته‏

     

    هر چند درخواست نصیحت و شنیدن پند و اندرز و گرفتن راهنمایى از افراد با تجربه و کارشناس، از اندیشه بسیارى از مردم به خصوص جوانان، رخت بربسته؛ ولى تقاضاى شما را که نشان دهنده بیدارى وجدان و سلامت فطرت است، ارج مى‏نهم و شما را تحسین مى‏کنم. امیدوارم این نداى حق طلب و کمال جوى شما خواهر عزیز و جویاى رشد و کمال، همیشه زنده و پایدار باشد.

    1. در روایت آمده است: نگاه حرام، تیرى زهر آلود از تیرهاى شیطان است و چشم‏ها دام شیطانند. معمولاً اندیشه در پى چیزى مى‏رود که چشم دیده است. پس بهتر است انسان به کنترل نگاهش پردازد تا دچار انحراف فکر و اندیشه نشود. بنابراین، نگاه خود را کنترل کنید و بدانید شیطان در ارتباط دو نامحرم شرکت فعال دارد. او در پیشگاه خداوند سبحان سوگند یاد کرده است که جز به گمراهى انسان‏ها نیندیشد و هر گاه دو نامحرم خلوت کردند، در جمع آن‏ها شرکت جوید. پس، از خلوت کردن با جنس مخالف، هر چند به بهانه گفت و گوى دوستانه یا علمى سخت بپرهیزید. شیطان هیچ‏گاه به طور مستقیم آدمى را به خیانت و خلاف دعوت نمى‏کند. انسان نیز از آغاز در پى انحراف فکرى و عملى نیست. شیطان او را در موقعیتى قرار مى‏دهد که فرد به صورت ناخودآگاه به سوى زشتى گام بر دارد.

    2. در تقویت حیا و عفاف خود بیش‏تر بکوشید؛ زیرا رسول گرامى اسلام مى‏فرماید: اگر کسى حیا نداشته باشد، به هر کارى دست مى‏زند. حفظ پاکى و داشتن عفاف مایه زینت انسان است.

    3. در انتخاب دوست دقت کنید. دوست خوب کسى است که افزون بر وفادارى و تعهد و آگاهى و بینش و دور اندیشى، به مقررات اخلاقى و آداب اجتماعى و خانوادگى و از همه مهم‏تر قوانین و دستورات شرعى پابند باشد. بى تردید، کسى که به مفاسد اخلاقى، آلوده و با دستورهاى دینى و اخلاقى بیگانه است، شایسته دوستى نیست. کسى که از ارتباط با نامحرم و جنس مخالف نمى‏پرهیزد، معیار حیا و عفاف را زیر پا نهاده و به جاى دعوت به خوبى‏ها و پیشرفت و تعالى، انسان را به ضد ارزش‏ها دعوت مى‏کند، شایسته رفاقت و مهرورزى نیست. با کسى دوست شوید که نگاه به او شما را به یاد خدا اندازد و گفت و گو با وى سبب پیشرفت علمى و رشد معنوى شما شود.

     

     

    در مورد حجاب در قرآن راجع به موی سر اشاره‏ای نشده چه توجیهی وجود دارد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    مجتهد» کارشناس دین است و نه چیزى را از نزد خود حلال مى‏کند و نه حرام. البته این اختیار را خداوند به پیامبر (ص) و ائمه (ع) نیز نداده است:/ وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ یُوحى،(1). این آیه درباره رسول مکرم اسلام (ص) است که آن حضرت هرگز بر اساس خواسته‏هاى نفسانى خود، سخن نمى‏گوید بلکه این سخنان، وحى الهى است که به آن حضرت القا مى‏شود. نکته دیگر آن که براى دریافت احکام الهى، رجوع به قرآن کفایت نمى‏کند. این منطق غیر قابل پذیرش و محکوم است زیرا اولًا در قرآن جزئیات و تفصیل بدیهى‏ترین احکام دینى (مانند نماز و روزه) نیامده است. این که نماز چند رکعت است، چگونه باید خواند و سایر شرایط آن در کجاى قرآن بیان شده است؟ ثانیاً خداوند خواسته که علاوه بر قرآن، به مفسران آن یعنى اهل بیت پیامبر (ص) براى دریافت و فهم این مسائل نیز، رجوع شود. ثالثاً به اتفاق شیعه و سنى، پیامبر اکرم (ص)، در حدیث متواتر «ثقلین» شرط نجات از انحرافات را تمسّک به قرآن و عترت دانسته است. از این رو باید علاوه بر قرآن، به روایات نقل شده در این موضوع نیز رجوع گردد. علاوه بر آن که آیات در مورد حجاب، منحصر به آنچه که شما ذکر کردید نیست، بلکه در آیات دیگر، به ابعاد مختلف آن نیز اشاره شده است. 1. خداوند متعال در سوره «نور»، آیه 31، مى‏فرماید: «اى پیامبر به زنان با ایمان بگو روسرى‏هاى خود را بر سینه خود افکنند [تا گردن و سینه با آن پوشانده شود] (/ وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَ/). «خمر» جمع خمار است و خمار به معناى وسیله و پوششى است که با آن سر خود را مى‏پوشانند،(2). یعنى، همان روسرى و مقنعه. آیا با روسرى، بینى و یا گردن و سینه خود را مى‏پوشانند و یا موى خود را؟ بلکه همان طور که مفسران سنى و شیعه بیان کرده‏اند و شأن نزول آیات، آن را تایید مى‏کند، زنان عرب قبل از نزول آیه، اطراف روسرى خود را به شانه‏ها یا پشت سر مى‏افکندند، به طورى که گردن و کمى از سینه آنان نمایان مى‏شد. از این رو قرآن دستور مى‏دهد که به گونه‏اى روسرى را بر سر خود بیندازید که کاملًا بدن شما پوشیده باشد (تعبیر «ضرب» با «على» به معناى القا و افکندن با شدّت است و این تعبیر تأکید بر پوشش کامل است). یکى از محققان گوید: در این آیه سخن از پوشش سر نکرده است، اما این امرى طبیعى است چرا که این مسأله مسلّم و مفروغ عنه بود و کسى در آن تردیدى نداشت. زنان عرب قبل از این آیات نیز سر خود را مى‏پوشاندند و اصلًا معناى روسرى و خمار این است و لذا نیازى به بیان و توضیح نداشت،(3). 2. در روایتى که از امامان معصوم (ع) در تفسیر این آیه وارد شده است و نیز طبق بیان مفسران صدر اسلام (مانند ابن عباس و) مقصود این است که زنان باید موهاى خود را بپوشانند. علاوه بر آن که روسرى‏ها را به گونه‏اى بپوشانند که به پشت سر خود نیز نیفکنند تا گردن و سینه‏هایشان پیدا باشد و تنها مواضعى از بدن زن- که دیدن غیر گناه آلود آن براى بیگانگان (نامحرم) جایز است- پوشیده نباشد. براى مرد نگاه به صورت و دست‏هاى زنان تا مچ اشکال ندارد، البته به شرط این که به قصد تلذّذ نگاه نکند و ریبه (خوف از این که به خاطر نگاه شهوانى و تحریک‏آمیز باشد و او را به فتنه اندازد) نباشد، و گرنه هم بر مرد حرام است به این مواضع نگاه کند و هم بر زن واجب است آنها را بپوشاند،(4). 3. در آیه 60 سوره نور فقط به زنان سالمند- که از جهت مسائل نکاح و مسائل شهوانى از کار افتاده‏اند- اجازه داده شده که لباس‏هاى رویین خود را بر زمین گذارند. البته به شرط این که در برابر مردم خودآرایى نکنند، در عین حال هم از نظر مفسران و هم بر اساس روایات وارده از ائمه معصومین (ع)، مقصود جواز کشف حجاب فقط در خصوص روسرى و چادر است. پس مورد استثنا نیز بیانگر این است که در حکم اصلى، پوشش سر و گردن و سینه مورد نظر بوده است. 4. در مورد جلباب نیز، یک پوشش شبیه چادر (بلندتر، بزرگ‏تر و کامل‏تر از روسرى و خمار)، مورد نظر است. چنانکه با مراجعه به کتاب‏هاى تفسیر و لغت آشکار مى‏شود.

    براى اطلاع بیشتر: ر. ک: 1. کتاب‏هاى تفسیر قرآن مانند: مجمع البیان اثر طبرسى المیزان، اثر علامه طباطبائى نمونه اثر مکارم شیرازى و همکاران کشاف اثر زمخشرى التفسیر الکبیر، اثر فخر رازى الصافى اثر مولى محسن فیض کاشانى. 2. کتاب‏هاى لغت به ویژه لغات قرآنى مانند المفردات فى غرائب القرآن، اثر راغب اصفهانى قاموس قرآن اثر سید على اکبر قرشى. 3. مسأله حجاب، شهید مطهرى. 4. مجله پرسمان، شماره دى ماه 1380 (بحث چرایى پوشش).

     

     

    در مورد حجاب و حیا و آرایش منابع قوی معرفی کنید.

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    فلسفه حجاب : اولا: چون ما درعقاید خویش برای وحی جایگاهی ویژه قائل هستیم آنچه را که از این طریق به ما برسد با منت می پذیریم ; زیرا می دانیم که خداوند جز به مصلحت بندگان خویش فرمان نمی راند. ثانیا: بسیاری از حکمت ها و فلسفه های حجاب امروزه روشن شده است :

    الف ) پوشش , امری غریزی و فطری برای بشر است ; کاوش های باستان شناسی نشان می دهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مساله پوشش اهتمام ورزیده است و همه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار داده اند.

    ب ) مستور بودن زیباییها و جذبه های جنسی زن و مرد آنها را از معرض دید و طمع ورزی شهوت پرستان هرزه محافظت می کند و امنیت و بهداشت روانی جسمی آنان را تامین می نماید.

    ج ) برهنگی , راهبر به سوی بی بند و باری و لجام گسیختگی جنسی است که عواقب شوم و زیانباری دارد; از جمله :

    1- گسترش فساد و ناهنجاری های اجتماعی ,

    2- شیوع بیماری هایی چون سفلیس , سوزاک , ایدز و...,

    3- سست شدن پیمان مقدس خانواده , گسترش آمار طلاق و بالا گرفتن عقده های روحی در کودکان ,

    4- زیاد شدن فرزندان نامشروع .

    اینها و ده ها مشکل اجتماعی دیگر عواقب شومی است که جهان غرب را سخت برآشفته و ستاره تمدنش را به افول می کشاند تا آن جا که حتی فریاد متفکرین ماتریالیستی چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ کرده است . ولی مکتب گرانقدر اسلام در پرتو هدایت های نورانی اش همچون حجاب از اساس با این جریان ویرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژی استوار برای صیانت فرد وجامعه از آسیب های بی شمار قرار داده است . از همین روست که استعمارگران برای تخدیر جوانان , در بند کشیدن آنان و گسترش اهداف ظالمانه خویش از بی حجابی و برهنگی به عنوان ابزاری قوی سود می جویند.

    برای آگاهی بیشتر در این زمینه ر . ک :

    1- فلسفه حجاب , شهید مرتضی مطهری

    2- فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی , غلامعلی حداد عادل

    3- مجله پرسمان , دی ماه 1380 (مقاله ای درخصوص چرائی پوشش )

    4- کتاب های تفسیر قرآن در ذیل آیات 31, 32, 59 و 60 سوره نور و 32 و 33 سوره احزاب

    درباره حیا

    حیا به معنای شرم داشتن از ارتکاب محرمات و مذمومات , است که از نظر شرعی و عقلی و عرفی برای زن و مرد پسندیده است و با خجالت نیز فرق دارد زیرا خجالت اعم از آن است و گاه به امور غیر مذموم بلکه به واجبات نیز تعلق می گیرد و در این صورت به شرک خفی مبدل می شود; مانند شرم از انجام غسل جنابت و یا شرم زن در برابر شوهر. در برخی از نصوص چنین خجالتی را ((حیای احمقانه )) خوانده اند; چنان که پیامبر اکرم (ص ) فرمودند: ((الحیائ حیائ ان : حیائ عقل و حیائ حمق , فحیائ العقل هو العلم و حیائ الحمق هوالجهل )), (اصول کافی , باب حیائ). اما آن حیایی که خانم ها بیشتر به آن سفارش شده اند منظور شرم داشتن از برخورد و معاشرت با مرد نامحرم است و این مسائله به جهت جذابیت و شرایط جسمی و روحی خانم ها است تا هم مورد سوئ استفاده دیگران و استفاده ابزاری قرار نگیرند و هم ایمان و روحیه شخصی خویش را بهتر حفظ نمایند و واضح است که این مسائله گرچه برای مردان نیز ممدوح است ولی در این مسائله مردان به اهمیت خانم ها نیستند.

    برای آگاهی بیشتر ر.ک : علم اخلاق اسلامی , ج 1 - 3 (ترجمه جامع السعادات ), مولی مهدی نراقی , ترجمه : دکتر سید جلال الدین مجتبوی .

    درباره آرایش و روابط با دیگران

    زن باید تمام بدن را از نامحرم بپوشاند و فقط صورت و دست‏ها تا مچ را در صورتی که فاقد زینت باشند میتواند نپوشاند. ضمنا باید از پوشیدن لباس‏های بدن‏نما و جلب توجه کننده بپرهیزد. و در پوشش تفاوتی میان چادر، مانتو و... نیست هر چند چادر بهترین پوشش محسوب میشود.

    دوست عزیز، با توجّه به شرایط خاص دوران جوانی، طولانی بودن دوران تجرّدِ غالب دانشجویان و خطرات جدّی تمایلات آشکار و پنهان غرائز نفسانی، لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر کمّی و کیفی تحت کنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ کنند.

    پیدایش علایق و الفت‏ها - هر چند غیر اختیاری است - ولی نقطه شروع و چگونگی تداوم آن اختیاری است. بنابراین حتیالامکان باید کوشید علایقی که سرانجام معلوم و مشخصی ندارد، پدید نیاید. بنابراین، توصیه اکید ما این است که:

    اولاً، اگر ضرورتی ایجاب نمیکند حتّی الامکان چنین روابطی با نامحرم برقرار نشود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نا محرم، رفتاری متکبّرانه داشته باشند نه رفتاری صمیمانه. اینکه در احکام شرعی میفرمایند در غیر ضرورت مثلاً مکروه است مرد با زن هم صحبت شود، مخصوصا مرد و زن جوان، به این دلیل است که چه بسا همین هم صحبت شدنها، غرایز جنسی افراد را تحریک کند و یک الفت و محبت شهوانی بین مرد و زن ایجاد گردد و نقطه آغازی برای غوطه‏ور شدن در انحراف و فاسد شود. در هر حال انسان باید دقیقا درون خود را بکاود و باطنش را عمیقا مطالعه کند که مثلاً صحبت کردن با افراد نامحرم چه ضرورتی برای او دارد.

    ثانیا: در صورت ناچاری و ضرورت، روابط با نامحرم تا آنجا که به شکستن حریم احکام الهی منجر نشود، اشکالی ندارد. بنابراین، گفتگو و نگاه‏های متعارف بدون قصد لذّت و ریبه، اشکالی ندارد. امّا با این حال، حتیالامکان لازم است در کلاس‏ها به گونه‏ای باشند که کمترین اختلاط پدید آید و در برخورد و گفتگو، هنجارهای شرعی زیر باید رعایت شود:

    1ـ از گفتگوهای تحریک کننده پرهیز شود. شوخی و خنده با نامحرمان جایز نیست و اگر موجب فتنه و فساد شود قطعا حرام است.

    2ـ از نگاه‏های آلوده و شهوانی خودداری شود.

    3ـ حجاب شرعی رعایت شود.

    4ـ قصد تلذّذ و ریبه در کار نباشد.

    5ـ دو نفر نامحرم در محیط بسته، تنها نمانند. زیرا بودن آنها در مکان خلوتی که کس دیگری نمیتواند وارد شود حرام و نماز هم در آن جا بنا بر فتوای برخی مراجع اشکال دارد.

    6- در صحبت با نامحرم به او نگاه نکنید و به هیچ قسمتی از بدن او خیره نشوید و قسمت‏های باز و پوشیده برایتان کاملاً مساوی فرض شوند، این مسأله را با تکرار و تلقین باید ادامه دهید.

    7- در همه حال، خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانید و عفّت و حیا را فراموش نکنید.

    روشن است که هر فرد خود بهتر میتواند تشخیص دهد که کجا از مرز فراتر رفته است. «بل الانسان علی نفسه بصیره؛ آدمی بر نفس خود آگاه و بیناست»، (قیامت، آیه 14).

    اما در مورد آرایش: آرایش کردن زن به هر صورت برای شوهر خودش اشکال ندارد اما نشان دادن به نامحرمان حرام است فرقی بین ملایم و غیر ملایم نیست بلکه همین اندازه که عرفا" بگویند آرایش کرده اگر در معرض دید نامحرمان قرار دهد حرام است و همچنین هر کاری که موجب جلب توجه نامحرم شود بر زن جایز نیست و پوشاندن دست ها تا مچ اگر همراه زینت نباشد و قصد نشان دادن به نامحرم در کار نباشد لازم نیست . پوشاندن انگشتر از نامحرم در صورتی که صدق زینت کند لازم است .

    به کتاب احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان تألیف سید مسعود معصومی مراجعه فرمایید.

     

     

    در مورد فلسفه حجاب توضیح دهید؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    در فرهنگ و اخلاق اسلامى، پوشش و حجاب- براى عموم و به ویژه زنان- از جایگاه مهمى برخوردار است. اما به نظر مى‏رسد در سال‏هاى اخیر، به اندازه اهمیت و جایگاه پوشش در اسلام، روشنگرى نشده است و گرچه کتاب‏ها و مقالات فراوانى پیرامون آن نگاشته شده است، اما این اصل از اصول دینى، همچنان نیازمند روشنگرى و پاسخ‏هاى تازه و متنوع است. ما طرح چنین پرسشى را به فال نیک گرفته، از آن استقبال مى‏کنیم.

    فلسفه حجاب (پوشش) مى‏تواند ناشى از امور زیر باشد:

     1. حفظ تعادل جامعه از نظر امنیت و آرامش روانى.

    یکى از غرایز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غریزه جنسى است که نیرومندترین و ریشه‏دارترین غریزه آدمى است و در صورت کنترل آن، مى‏تواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنیت روانى انسان‏ها را فراهم کند.

    در قوانین اسلام، براى استفاده درست از این غریزه حیاتى، مکانیسم‏هاى گوناگونى مطرح شده است که «حجاب» و وجود حریم بین زن و مرد، یکى از راهکارهاى مهم آن است.

    بدون شک، نبودن حریم بین زن و مرد و آزادى معاشرت‏هاى تعریف نشده و بى‏بندوبار (با آرایش‏هاى گوناگون)، هیجان‏ها و التهاب‏هاى جنسى را فزونى مى‏بخشد و تقاضاى برهنگى و سکس را به صورت یک عطش روحى و یک خواست سیرى‏ناپذیر درمى‏آورد.

    اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل داشته و تدابیر زیادى براى تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم براى زنان و هم براى مردان، تکالیف خاصى معین کرده است. وظیفه مشترک زن و مرد این است که چشم خویش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوت‏آمیز بپرهیزند اما زنان- به خاطر جاذبه‏هاى بیش‏تر- وظیفه خاصى دارند و آن این که بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع با آرایش‏هاى تحریک‏آمیز، ظاهر نشوند و به جلوه‏گرى و دلربایى نپردازند تا زمینه انحراف مردان و به ویژه جوانان فراهم نشود.

    لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان نمى‏تواند به هر شکل و اندازه‏اى باشد و باید حد و ضابطه‏اى داشته باشد. بى‏بندبارى در پوشش و لباس، موجب بى‏بندبارى در تحریک غریزه جنسى است. تحقیقات علمى در فیزیولوژى و روانشناسى در باب تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد ثابت کرده است که مردان نسبت به محرک‏هاى چشمى شهوت‏انگیز، حساس‏تر از زنانند و برعکس زنان در مقابل محرک هاى لمسى حساسیت بیش‏ترى دارند.

    آستانه حس لمس و درد در زنان از همان زمان تولد پایین‏تر از مردان است در عوض مردان بینایى بهترى دارند. این مزیت‏هاى جنسى در استعداد حسى، آموخته یا اکتسابى نیست بلکه از زمان کودکى آشکار است. مردان بالغ به محرک‏هاى بینایى شهوانى حساسیت بیش‏تر مى‏داند. اصطلاح «چشم چرانى» که براى این ویژگى مردان به کار مى‏رود، زاییده حساسیت مردان نسبت به محرک‏هاى بینایى شهوانى است چون دامنه و برد حس بینایى زیاد است یعنى چشم مى‏تواند از فاصله نسبتا دور، تحت تأثیر محرکها قرار گیرد و از این گذشته وسعت زیادى از محیط در آن واحد دیده مى‏شود. از سوى دیگر، چون حس لامسه دامنه و برد زیاد ندارد و فعالیتش محدود به تماس از نزدیک است و هورمون‏هاى جنسى زن به صورتى دوره‏اى ترشح مى‏شوند و به طور متناوب عمل مى‏کند، تأثیر محرک‏هاى شهوانى بر زن، صورتى بسیار محدود دارد و از این نظر فعالیت زنان بسیار کم است به خلاف مردان که ترشح اندروژن‏ها در آن‏ها صورتى یکنواخت دارد و هیچ عامل طبیعى آن را قطع نمى‏کند. مردان به صورتى گسترده‏تر تحت تأثیر محرکهاى شهوانى قرار مى‏گیرند و از این نظر فعال‏ترند. 1

     2. حفظ و تحکیم بنیان خانواده

    بى‏تردید نهاد خانواده، یکى از مقدس‏ترین نهادهاى اجتماعى است که بشر تا به حال خود دیده است. نقش خانواده در پروسه ایجاد جامعه سالم، یک نقش بى‏بدیل است و در این میان نقش حجاب و پوشش اسلامى در سلامت و استمرار پیوند خانوادگى، غیر قابل انکار است. در مقابل، برهنگى، سمّ کشنده نظم و پیوند موجود در نهاد خانواده است.

    آمارهاى مستند نشان مى‏دهد که با افزایش برهنگى در جهان، طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشویى در دنیا همواره بالا رفته است زیرا «هر چه دیده بیند، دل کند یاد» و هر چه دل در مقوله هوس‏هاى سرکش بخواهد، به هر قیمتى باشد، به دنبال آن مى‏رود و به این ترتیب، هر روز دل به دلبرى جدید مى‏بندد و با قبلى وداع مى‏کند اما در محیطى که «حجاب» حاکم

    است و شرایط دیگر اسلامى رعایت مى‏شود، دو همسر تعلق به یکدیگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان، مخصوص یکدیگر است. در بازار آزاد برهنگى، قداست پیمان زناشویى مفهومى ندارد. خانواده‏ها به سادگى متلاشى مى‏شوند و کودکان بى‏سرپرست مى‏مانند.

    3. پیش‏گیرى از فحشا و فروپاشى نظم جامعه.

    گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناک‏ترین پیامدهاى بى‏حجابى و آزادى‏هاى بى‏حد و حصر جنسى است که در جوامع غربى و سایر جوامع مشابه، کاملا مشهود است. عامل اصلى فحشا و ازدیاد فرزندان نامشروع، منحصر به فرهنگ برهنگى و بى‏حجابى نیست بلکه یکى از عوامل اصلى و مؤثر در گسترش دامنه فحشا و جریان روبه‏رشد تولد فرزندان نامشروع، مسأله برهنگى و بى‏حجابى است. امروزه یکى از مشکلات جوامع غربى، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است. فرزندانى که داراى پدر و مادر نامشخصى هستند و از نظر حقوقى، مشکلات فراوانى را به همراه آورده، نظم اجتماعى جوامع غربى را تهدید مى‏کنند.

     4. جلوگیرى از نگاه ابزارى به زن و ابتذال وى

    یکى از مسائل مطرح پیرامون حقوق زنان و بى‏توجهى به آنان، نگاه ابزارى به زنان است. هنگامى که جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعى است روزبه‏روز تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمایى افزونتر از او دارد و هنگامى که زن را از طریق جاذبه جنسى‏اش وسیله تبلیغ کالاها و عاملى براى جلب جهان‏گردان و مانند این‏ها قرار دهد، در چنین جامعه‏اى شخصیت زن تا حد یک عروسک یا یک کالاى بى‏ارزش سقوط مى‏کند و ارزش‏هاى والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مى‏شود و به این ترتیب، زن، وسیله‏اى براى اشباع هوس‏هاى سرکش برخى مردان آلوده و فریبکار مى‏شود.

    عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعالیت‏هاى اجتماعى دور نمى‏کند، بلکه زمینه‏هاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع- به همراه حقوق اجتماعى برابر- تضمین مى‏کند و شخصیت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى دیگران، مصونیت مى‏بخشد.

     

     

    در مورد فلسفه حجاب، حدود، کیفیت و رنگ پوشش بانوان توضیح دهید

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    تردیدى نیست که حجاب و پوشش زن یکى از احکام ضرورى اسلام به شمار مى‏رود.

    قرآن مجید درباره این امر مهم مى‏فرماید:

     «یا أَیُّهَا النَّبِىُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً»(1)

    «اى پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب‏ها (روسرى‏هاى بلند) خود را بر خویش فرو افکنند. این کار براى اینکه [از کنیزان و آلودگان‏] شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است و خداوند همواره غفور و رحیم است».

    پوشش سابقه‏اى به اندازه حیات بشریت دارد و غیر از پیروان یکى از مکاتب که بر لزوم برهنه زیستى پاى مى‏فشارد همه جامعه بشریت به نوعى رعایت مى‏کنند.(2)

    درباره اهمیت و فلسفه «حجاب»، اشاره به چند نکته بسیار حائز اهمیت است:

     1. کاهش خطا و خطر مصونیت زن در برابر طمع ورزى هوس بازان از ثمرات آشکار رعایت حجاب است.

     2. حفظ احترام اگر چه رعایت حجاب، از یک سو به مردان کمک مى‏کند که به طور ناخواسته، و خارج از چارچوب‏ها، عواطف و احساسات خود را هزینه نکنند. اما بیش از آن به خانم‏ها کمک مى‏کند که به طور ناخواسته و خارج از چارچوب‏ها، وسیله لذت انگارى قرار نگیرند و شخصیت و احترام آنان خدشه دار نگردد.

     3. نشاط و رغبت احکام الهى بیش از آنکه به محدودیت لذت‏ها بیانجامد به ماندگارى لذت‏ها و پایدارى نشاط و خوشى‏ها مى‏انجامد از این رو اگر چه حجاب از یک سو براى خانم‏ها محدودیت است و موجب خستگى و زحمت مى‏باشد اما از سوى دیگر اوج احساسات را سالم نگه مى‏دارد و عاطفه‏ها و محبت‏ها را در کانون گرم خانواده متمرکز مى‏سازد و زن و مرد را از بى تفاوتى نسبت به همدیگر در نظام خانواده نجات مى‏دهد و این بحرانى است که هم اکنون دامنگیر جوامع غربى شده است، به طورى که در هنگامه برپایى کانون خانواده که بر اساس عشق و محبت باید تحکیم شود و مهم‏ترین ابزار آن میل جنسى نسبت به یکدیگر است این میل رو به افول گذاشته و بنیان خانواده‏ها را متزلزل ساخته است، بلکه عشق و عاطفه آن دو، در سال‏هاى قبل از ازدواج و بعد از ازدواج در میان افراد متعدد پخش شده است و تمرکز خود را از دست داده است.

    از این رو «حجاب و پوشش زن»، داراى مشخصه‏ها و ویژگى‏هایى است که بعضى از آنها اشاره مى‏شود:

     یک. حدود و میزان پوشش: هر اندازه بدن زن پوشیده‏تر باشد، نقش نیرومندترى در دورسازى دیدگان نظاره گر ایفا مى‏کند. اگر نگاه‏هاى آلوده را «تیرهاى زهرآلود شیطان» همچنانکه در روایات آمده است قال النبى‏صلى الله علیه وآله: النَّظر سهمٌ مسمومٌ من سهام ابلیس فمن ترکها خوفاً من اللَّه اعطاه اللَّه ایماناً یجد حلاوته فى قلبه.(3) بدانیم پوشش زن همانند قوسى است که تیرها را کمانه مى‏کند و از اصابت آنها به هدف باز مى‏دارد. هر اندازه حجاب کمتر رعایت شود، تیرهاى شیطانى بیشتر متوجه او مى‏گردد و از آن آسیب مى‏بیند. با توجه به این امر، چادر حجاب برتر است زیرا با وجود شرایط دیگر، بیشترین پوشش و مطمئن‏ترین مصونیت ر ا به همراه دارد.

     دو. کیفیت پوشش: پوشندگى لباس و کیفیت دوخت، بخش مهمى از حجاب را تشکیل مى‏دهد. لباس‏هاى نازک و تنگ و بدن نما، آماج پیکان مسموم شیطان و موجب خیره شدن چشم‏هاى هرزه و آلوده است در مقابل لباس‏هاى مناسب و کاملًا پوشیده، مانع این نگاه‏هاى هوس‏آلود است.

     سه. رنگ‏ها: برخى از رنگ‏ها دیدگان را خیره مى‏سازد و باعث جلب توجه مى‏شود. و علماى دین هر چند نسبت به اصل رنگ لباس‏ها، تأکید چندانى ندارند ولى بر این مسأله پاى مى‏فشارند که لباس نباید موجب جلب توجه شود و عواقب سوئى داشته باشد. از این رو در طول تاریخ، زنان مسلمان به میل خود، لباس مشکى را براى حجاب برگزیدند و بدین وسیله احساس امنیت و مصونیت بیشترى مى‏کر دند. این سنت حسنه، مورد نظر و پذیرش پیامبر (ص) و امامان (ع) نیز قرار گرفت. گفتنى است که عبا و چادر مشکى جزء لباس‏هاى مکروه به شمار نمى‏رود و از آن مستثنا شده است.

     چهار. شیوه گفت‏وگو و حرکت: حفظ وقار و متانت، همان نقشى را دارد که پوشش زن ایفا مى‏کند و عدم رعایت آن، عواقب شومى در پى دارد. قرآن مجید یکى از صفات خوب زنان مؤمن را- که در رفتار دختران شعیب جلوه‏گر است- حیا و وقار مى‏داند.(4)

    باید دانست که پیدایش فحشا و فرزندان نامشروع، افزایش طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشویى و نا آرامى درونى و هیجان جنسى مستمر برخاسته از برهنگى و عشوه گرى زنان، همه آثار شوم بى‏حجابى و بى‏بندوبارى است و این حجاب است که مى‏تواند به خوبى مصونیت‏بخش باشد.

    برخى به نادرستى ادّعا مى‏کنند: حجاب به معناى مقابله با برهنگى را قبول داریم ولى در هیج جاى قرآن از پوشش مو سخن به میان نیامده است در پاسخ گفتنى است که زنان حتّى قبل از نزول آیه حجاب موهاى خود را مى‏پوشاندند و مشکل تنها آشکار بودن گردن، گوش، زیر گلو و گردن آنان بود.

    همان طور که مفسران بزرگ (مانند شیخ طوسى و طبرسى) فرموده‏اند، در گذشته دو نوع روسرى براى زنان معمول بود: روسرى‏هاى کوچک که آنها را «خمار» یا «مقنعه» مى‏نامیدند و معمولًا در خانه از آن استفاده مى‏کردند و روسرى‏هاى بزرگ که مخصوص بیرون خانه به شمار مى‏آمد. زنان با این روسرى بزرگ- که جلباب خوانده مى‏شد و از «مقنعه» بزرگ‏تر و از «ردا» کوچک‏تر است و به چادر امروزین شباهت داشت- مو و تمام بدن خود را مى‏پوشاندند.(5)

    نزدیک ساختن جلباب «یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ» کنایه از پوشیدن سر و روى خود با آن است(6) یعنى، چنان نباشد که چادر یا رو پوش‏هاى بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشریفاتى و رسمى داشته باشد و همه پیکرشان را نپوشاند و از مصادیق «کاسیات عاریات»(7) شمرده شوند قرآن فرمان مى‏دهد: بانوان با مراقبت، جامه را بر خود گیرند و آن را رها نکنند، تا نشان دهند اهل عفاف و وقار به شمار مى‏آیند. از پایان آیه بر مى‏آید که پوشش مطلوب آن است که خود به خود دورباش ایجاد مى‏کند و هوس‏بازان را ناامید مى‏سازد.

    بنابراین، وظیفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و زندانى کردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتیجه عدم مشارکت این گروه، در فعالیت‏هاى اجتماعى نیست. این وظیفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان، بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمایى نپردازد و مشارکتش در فعالیت‏ها، بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد.

    پى‏نوشت‏

     (1) احزاب (33)، آیه 59.

     (2) ر. ک: مصطفوى، انسانیت از دیدگاه اسلامى، ص 129.

     (3) بحار، ج 101، ص 38.

     (4) قصص (28)، آیه 25.

     (5) درباره جلباب گفته‏اند: آن روسرى خاصى که بانوان هنگامى که براى کارى به خارج از منزل مى‏روند، سر و روى خود را با آن مى‏پوشند» الجلباب خمارالمرأة الذى یغطّى رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة «) التبیان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 361 مجمع البیان، ج 7- 8، ص 578).

     (6) مجمع البیان، ص 580 المیزان، ج 16، ص 361.

     (7) زنانى که ظاهراً پوشیده هستند، ولى در واقع برهنه‏اند، از رسول خداصلى الله علیه وآله روایت شده است:» صنفان من اهل النار لم أرهما قوم معهم سیاط کأذناب البقر یضربون بها الناس و نساء کاسیات عاریات، ممیلات مائلات، رؤسهنّ کأسنمة البخت المائلة. «: میزان الحکمة، ج 2، ص 259.

     

     

    درباره تقویت اراده و افزایش انگیزه برای حجاب چه باید کرد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    درباره تقویت اراده و افزایش انگیزه، از مطالعه‏ى روایت‏هایى که درباره‏ى خوبى‏هاى حجاب و عاقبت افراد با حجاب و بدحجاب بیان شده است، غفلت نکنید. این روایت‏ها را مى‏توانید در کتب روایى بیابید مانند: 1- گناهان کبیره، شهید دستغیب 2- مکارم‏الاخلاق 3- اصول کافى، ترجمه جنتى اگر بخواهیم به اراده و خواست دیگران زندگى کنیم، از مقام و ارزش انسانى خود فرو مى‏افتیم. ارزش و کرامت آدمى در آن است که خود با اراده و شناخت، تصمیم بگیرد و عمل بکند. در هر کارى افراد مخالفى وجود دارند رفتار شما را نمى‏پسندند و عملکرد شما را زیرسؤال مى‏برند تازه این اول کار است، اگر بخواهید با اندک نیروى مخالفى صحنه را ترک کنید و رفتار خود را تغییر دهید، دیگر شخصیت و استقلالى براى شما باقى نمى‏ماند. وقتى خوبى رفتارى براى شما اثبات شد، نباید به حرف دیگران توجه کنید. لازم نیست در برابر مخالفان جبهه‏گیرى کنید. اگر آنها از حرف شما متأثر مى‏شوند، شما نیز به آنها پند و اندرز دهید ولى اگر حرف شما بى‏اثر است، یا حتى اگر احتمال مى‏دهید رفتار آنها بر عملکرد شما تأثیر بگذارد، هرگز به سخنان آنها گوش ندهید و حتى اجازه ندهید نگاه تمسخرآمیز آنها در نگاه شما بیفتد. البته به آنها بى‏احترامى نکنید و حرف زشت و سخن ناروا بر زبان نیاورید. خواهر عزیز، بى‏تردید بدانید که حجاب شما براى آنها سنگین‏تر است تا براى شما و آنها دچار خودسرزنشى شده بودند و لذا براى فرار از عذاب وجدان دیگران را همرنگ خود ساخته‏اند ازاین‏رو گمان مبرید که به شما سخت گذشته است و شخصیت شما خورد شده است نه بلکه کاملًا برعکس است. بعد از مطالعه‏ى کتب معرفى شده، مجدداً به صورت حساب شده و به دور از افراط و تفریط، حجاب را رعایت کنید و در صورتى که مناسب ببینید، با خواندن کتاب و یا در اختیار قرار دادن آن کتاب‏ها، آنها را نیز به حجاب دعوت کنید. مجدداً تکرار مى‏کنیم که نباید حجاب، باعث جبهه‏گیرى، تعارض و بگومگو شود. در حالى که حجاب خود را رعایت مى‏کنید، با آنها معاشرت نیکو داشته باشید و به آنها احترام بگذارید، حتى با آنها صمیمى‏تر از گذشته رفتار کنید و در کارهاى شخصى نیز به آنها کمک برسانید. سعى کنید خوبى‏هاى حجاب و اخلاق اسلامى را براى خود تکرار کنید تا تأثیر القائات دیگران خنثى شود

    زن باید چگونه در جامعه باشد تا بتواند به کمال مطلوب انسانیت خود برسدحجاب او چگونه و تا چه حد باید باشد؟

    براى روشن شدن مطلب مقدمه‏اى لازم است و آن این که، دین اسلام براى ترقى و پیشرفت و آزادى زن گام‏هاى بلندى برداشته است و به منظور تأمین حقوق او قوانین و احکام دستورى تشریع نموده است. لیکن این مطلب قابل بحث است که آیا صلاح و مصلحت زن در مورد معاشرت و رفت و آمدهاى اجتماعى چیست. آیا صلاح زنان در این است که یعناً مانند مردها در مجامع و محافل عملى شرکت کنند و با بیگانگان خلطه و آمیزش داشته باشند، آیا به صلاح زنان است که خودشان در معرض چشم‏چرانى بیگانگان قرار دهند و براى آنان امکان تمتع و لذت بصرى فراهم آورند. آیا حریم و مرزى براى زنان در مقابل مردان بیگانه نیست مى‏توانید امتزاج و اختلاط کامل داشته باشند. یا این که صلاح جامعه و کمال زنان در این است که پوشیده و ساده از خانه خارج شوند و زینت‏هایشان را براى مردان اجنبى ظاهر نسازند نه خودشان به بیگانگان نظر کنند (یعنى خیره شوند) و نه اجازه دهند بیگانگان به آنان نگاه کنند و این نمى‏شود مگر این که زن حجاب داشته باشد، در این صورت است که مى‏تواند موقعیت و ارزش خودش را در دل مرد نگهدارد و منافع عمومى جامعه زنان را حفظ کند و به نفع اجتماع قدم بردارد و چون اسلام زن را یکى از اعضا مهم اجتماع مى‏داند و چگونگى سلوک و رفتار او را در جامعه مؤثر مى‏داند، لذا این وظیفه بزرگ (حفظ حریم) را از او خواستار شده که به وسیله پوشش خودش از عوامل انحراف و فساد جلوگیرى کند و براى ترقى و پیشرفت جامعه و کمک به بهداشت روانى فداکارى نماید. پس بر زن لازم است براى رسیدن به کمال مطلوب انسانى، ضمن رعایت حدود تعیین شده از طرف شرع مقدم اسلام [حجاب و پوشش ظاهرى اندام و بدن غیر از وجه و کفین‏] به حجاب و فاصله معنوى هم دقت نمایید، مثلًا در حرف‏زدن‏ها و خنده‏ها، در آمد و شدهاى اجتماعى، حتى در تن صداها هم رعایت اخلاق نماید. حجاب دو فلسفه اساسى دارد که با یکدیگر ارتباط تام دارند: 1 (مصونیت زن در برابر طمع‏ورزى‏هاى هوس‏بازان. 2 (پیشگیرى از تحریکات شهوانى خارج از ضوابط و هنجارهاى الهى و تأمین سلامت و بهداشت معنوى جامعه. حجاب با چنین نقش و کارکرد مهم و اساسى پیامى قاطع و کوبنده با خود دارد، و آن این است که در برابر همه مردان اجنبى نوعى هشدار و اعلام «دور باش» مى‏دهد، اکنون باید دید چه عواملى در رساندن این پیام و اثرگذارى آن مؤثر است:

     1) حدود و میزان پوشش: بدون شک هر اندازه بدن زن پوشیده‏تر باشد نقش نیرومندترى در دورسازى دیگران نظاره‏گر این مى‏کند. اگر نگاه‏هاى آلوده را همچنان که در روایات آمده است تیرهاى زهرآلود شیطان بدانیم، پوشش زن همانند قوسى است که تیر از آن کمانه مى‏کند و منحرف مى‏شود و از اصابت و نفوذ در هدف باز مى‏ماند. بر عکس هر اندازه بدن زن برهنه‏تر باشد تیرهاى شیطانى را بیشتر متوجه خود ساخته و از آن آسیب خواهد دید. و از همین روست که چادر را حجاب برتر شناخته‏اند، زیرا با وجود شرایط دیگر بیشترین پوشش و مطمئن‏ترین مصونیت را فراچنگ مى‏آورد. بنابراین حجاب منحصر به چادر نیست و مانتوى کامل نیز مى‏تواند حجاب زن را تأمین کند، لیکن چادر حجاب برتر است.

     2) کیفیت پوشش: میزان ضخامت و حتى کیفیت دوخت لباس خود بخش مهمى از حجاب را تشکیل مى‏دهد بدون شک لباس‏هاى نازک و تنگ و بدن‏نما فرودگاه پیکان مسموم شیطان و موجب خیره شدن چشم‏هاى هرزه و آلوده و به فساد کشاننده جامعه است. در مقابل لباس‏هاى غیربدن‏نما، دیده‏ها را از خود دور مى‏سازد، و سلامت معنوى نفوس را تأمین مى‏کند.

     3) رنگ‏ها: تردیدى نیست که برخى از رنگ‏ها دیده‏ها را خیره مى‏سازد، و پاره‏اى دیگر نگاه‏ها را از خود مى‏راند و دور مى‏سازد. در عین حال علماى دین نسبت به خصوص رنگ‏ها تأکید چندانى نکرده ولى بر این مسأله پاى مى‏فشارند که لباس نباید موجب جلب توجه و عواقب سوء ناشى از آن باشد. ازاین‏رو است که در طول تاریخ زنان مسلمان به میل خود لباس مشکى را براى حجاب برگزیدند و این سنت حسنه مورد تقریر و پذیرش پیامبر (صلى الله علیه و آله) و امامان (علیهم السلام) قرار گرفت، زیرا آنان به این وسیله احساس امنیت و مصونیت بیشترى مى‏کردند،(1).

     

     

    رابطه دختر و پسر، تا چه حدی می‏تواند نزدیک شود؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    براى پاسخ به این سؤال، بیان نکات در قالب سؤال لازم است:

    1. منظور از روابط بین زن و مرد چیست؟

    2. منظور از روابط اجتماعى چیست؟

    3. آیا روابط اجتماعى، مستلزم رابطه زن با مرد است و اگر چنین است، این روابط چگونه باید باشد؟

    روابط بین زن و مرد، به صورت‏هاى زیر، متصور است:

    1. رابطه زن و شوهرى.

    2. رابطه علمى.

    3. رابطه حرفه‏اى و شغلى.

    4. رابطه دوستانه.

     

    رابطه زن و شوهرى‏

     

    اگر رابطه زن و شوهر بر اساس موازین شرعى و عقد رسمى، تحقق پیدا کند، مورد تأیید و تأکید اسلام مى‏باشد که ده‏ها آیه و صدها روایت از معصومین در مورد اهمیت ازدواج و روابط زناشویى، شاهد بر این مدعاست. خانواده، مهم‏ترین کانون و نهاد اجتماعى است که با ازدواج و رابطه زن و مرد، شکل مى‏گیرد. بنابراین، از نظر اسلام، این نوع رابطه اجتماعى، مشروع و مورد تأکید است و زن و مرد، هر دو، در شکل‏گیرى آن سهیمند.

     

    رابطه علمى بین زن و مرد

     

    این نوع رابطه، با حفظ موازین شرعى و رعایت حدود الهى از ناحیه زن و مرد، مجاز است و بهترین مصداق بارز آن، رابطه بین استاد و شاگرد است؛ اعم از این که استاد، زن باشد و شاگرد، مرد یا شاگرد، زن باشد و استاد، مرد. آن چه مهم است، رعایت موازین شرعى است. اگر احکام الهى مراعات شود، این نوع رابطه، نه تنها مجاز است، بلکه مورد تأکید اسلام است و اگر حدود الهى مراعات نشود و حریم‏هاى بین محرم و نامحرم شکسته شود، اسلام از این رابطه، ناخشنود است و از آن، نهى مى‏کند؛ زیرا به ضرر زن، مرد و جامعه است.

     

    رابطه شغلى و حرفه‏اى‏

     

    فعالیت‏هاى شغلى موجود در جامعه، به سه دسته تقسیم مى‏شوند:

    1. شغل‏هایى که الزاماً بر عهده زنان است و با وجود زنان، جایز نیست که مردان، آن شغل‏ها را انتخاب کنند؛ مثل شغل مامایى و کارهایى که جنبه زنانه محض دارد. در این گونه موارد، اسلام تأکید مى‏کند که شغل‏هاى حساس و مهمى را که مربوط به بانوان است، خودشان بر عهده گیرند طبعاً نوع رابطه شغلى، در این جا، بین زنان است و مردان، حق ورود به این مشاغل را ندارند؛ مگر در شرایط ضرورى.

    2. شغل‏هایى که مخصوص مردان است؛ مثل کارهاى شاق و سختى که با فیزیک بدن زن و روحیات او سازگار نیست و طبیعى است که پذیرفتن این گونه کارها که براى زن یا جنین او ضرر داشته باشد، جایز نیست.

    3. شغل‏هایى که مشترک بین زنان و مردان است که اکثر موارد و بیشتر کارها، تقریباً بین زن و مرد مشترک است. در این گونه کارها، اگر زن و مرد، ضوابط شرعى را رعایت کنند و مرتکب عمل حرامى نشوند، مى‏توانند با هم مشارکت فعال داشته باشند؛ مانند نمایندگى مجلس، معلمى و صدها کار دیگر.

     

    رابطه دوستى بین دختر و پسر

     

    این نوع رابطه، از نظر اسلام حرام است و قرآن از دوستى بین دختر و پسر و این گونه روابط، نهى کرده است؛ زیرا عفت عمومى جامعه، با این گونه روابط، آسیب جدى مى‏بیند؛ پایه‏هاى ازدواج و خانواده سست مى‏شود و صدها مفسده اخلاقى براى دختر، پسر و جامعه دارد. بدون تردید، اگر ائمه علیهم‏السلام از حضور زنان در جامعه نهى کرده‏اند، این نهى، کلى و مطلق نیست؛ بلکه سیره عملى آنها به این امر مطلق، تخصیص مى‏زند و نشان مى‏دهد که منظور آنان، این نیست که زنان، مطلقاً نباید در امور اجتماعى مشارکت داشته باشند؛ بلکه منظور آنها این است که زنان، بدون دلیل موجه، نباید در میان مردان و مقابل چشم آنها قرار گیرند و در صورت لزوم، باید حضورشان در حد نیاز و ضرورت باشد و زائد بر آن، به صلاح زنان و جامعه نیست؛ زیرا مى‏تواند مفسده‏هاى زیادى داشته باشد.

    نکته دیگرى که باید به آن توجه کرد، این است که اجتماعى بودن زنان و داشتن جایگاه اجتماعى، مستلزم حضور بى‏رویه و بدون دلیل در میان مردان نیست؛ بلکه خود زنان مى‏توانند تشکل‏هاى اجتماعى - فرهنگى داشته باشند و در این تشکل‏ها، در زمینه‏هاى گوناگون، حضور فعال داشته باشند. بنابراین، اسلام از حضور و مشارکت زنان در مسائل اجتماعى، نهى نمى‏کند؛ ضوابط، قوانین و حدود این حضور را مشخص مى‏کند و این، به خاطر مصونیت زنان از آسیب‏هاى اجتماعى است و از سوى دیگر، به خاطر مصون ماندن جامعه از آسیب‏هایى است که از ناحیه زنان و مردان فرصت‏طلب، به وجود مى‏آید. بنابراین، هیچ تناقضى بین آموزه‏هاى دینى وجود ندارد و همه آنها، هماهنگ با یکدیگر و متناسب با نیاز جامعه انسانى است.

    با توجه به شرایط خاص دوران جوانى و طولانى بودن دوران تجرد اغلب دانشجویان و خطرات جدى تمایلات آشکار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است برادران و خواهران دانشجو، روابط خود را از نظر کمى و کیفى تحت کنترل قرار دهند و در سطح ضرورت، حفظ کنند. بنابراین، توصیه ما این است که به نکات زیر توجه کرده، حتماً به آنها عمل کنید:

    1. اگر ضرورتى ایجاب نمى‏کند، از ایجاد رابطه با نامحرم، پرهیز شود و خواهران دانشجو، در مقابل افراد نامحرم، رفتارى متکبرانه داشته باشند؛ نه رفتارى صمیمانه. در احکام شرعى آمده است که در غیر ضرورت، مکروه است که مرد با زن، هم‏صحبت شود؛ مخصوصاً مرد و زن جوان که علت آن این است که چه بسا همین هم‏صحبت شدن‏ها، غرایز جنسى افراد را تحریک کند و یک الفت و محبت شهوانى بین مرد و زن ایجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطه‏ور شدن در انحراف و فساد شود. در هر حال، انسان باید دقیقاً درون خود را بکاود و باطنش را عمیقاً مطالعه کند تا بفهمد که صحبت کردن با افراد نامحرم، چه ضرورتى براى او دارد.

    2. در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم، تا آن جا که به شکستن حریم احکام الهى منجر نشود، اشکالى ندارد. بنابراین، گفت‏وگو و نگاه‏هاى متعارف و بدون قصد لذت و ریبه، اشکالى ندارد؛ اما با این حال، لازم است که ارتباط در کلاس‏ها، به گونه‏اى باشد که کمترین اختلاط پدید آید و در معاشرت و گفت‏وگو، هنجارهاى شرعى زیر رعایت شود:

    - از گفت‏وگوهاى تحریک کننده پرهیز شود.

    - از نگاه‏هاى آلوده و شهوانى خوددارى شود.

    - حجاب شرعى رعایت شود.

    - قصد تلذذ و ریبه در کار نباشد.

    - دو نفر نامحرم، در محیط بسته، تنها نمانند. بنابراین، سعى کنید خود را عادت دهید تا هنگام صحبت با نامحرم، به او نگاه نکنید و به هیچ قسمتى از بدن او خیره نشوید و قسمت‏هاى باز و پوشیده، برایتان کاملاً مساوى فرض شوند و این مسأله را با تکرار و تلقین، ادامه دهید و نیز در همه حال، خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانید و عفت و حیا را فراموش نکنید.

     

     

    درحجاب زنان چه مقدار واجب است پوشیده شود

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    بر زنان واجب است که به جز قرص صورت و دست‏ها تا مچ، سایر اعضای بدن خود را از دید نامحرم بپوشانند و استفاده از چادر نیز لزومی ندارد (هر چند برای حفظ کامل حجاب مناسب‏تر است) و استفاده از مانتو و روسری و مقنعه کافی است، ولی پوشیدن لباس‏های تحریک کننده و مفسده‏آور حرام است.

     

     

    راهکارهای بیان فلسفه حجاب در دانشگاهها در وضعیت فعلی چیست؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    مقدمتاً قبل از ارائه راه کارهای فلسفه حجاب باید گفته شود پدیده بدحجابی در جامعه اسلامی از جمله منکرات اجتماعی محسوب می‌گردد و در مذاق شرع اسلام باید از منکرات نهی گردد.

    و نهی از معنای خود با نفی تفاوتی این چنین دارد که نفی انکار صحت و بیان ناروا بودن عمل منکر است ولیکن نهی از منکر مانع شدن و باز داشتن از منکر است از این رو چاره اساسی و درمان اولی برای از بین بردن منکرات احیاء امر به معروف و نهی از منکر در میان مردم و به ویژه اجرای قاطع آن توسط دولت و نیروهای اجرایی آن است. و به موازات چنین اقدامی است که فعالیتهای فرهنگی نیز جهت حمایت و پشتیبانی فکری ومعنوی این امر مقدس می‌توان ثمر بخش باشد. اشکال عمده در مبارزه با منکرات از جمله بدحجابی اکتفا نمودن به کار فرهنگی آن هم به صورت کم رنگ بوده است و تا زمانی که اندیشه کار فرهنگی جایگزین عمل به احکام شروع می‌گردد فساد و تباهی سرعت روز افزون خواهد داشت ناگفته نماند که دهها علت دیگر نیز در اشاعه فساد دخالت دارد که باید در محل خود به آنها توجه شود.

    اما از آنجایی که سؤال حضرت عالی ارائه راهکارهای فلسفه حجاب بود پس از این مقدمه شما به نکات زیر توجه می‌دهیم.

    1ـ بیان علمی و استدلالی و برهانی با تاکید بر تفکر و اندیشه محوری و پرهیز از هرگونه مطالب بی پایه و اساس و توهمات.

    2ـ ایجاد پرسشهای که افراد را وادار به اندیشه و تفکر نماید.

    3ـ بیان غیر مستقیم به ویژه در مباحث جامعه شناسی و روانشناسی.

    4ـ استفاده ابزاری از هنر به ویژه شعر، فیلم، نمایشنامه، عکس اسلاید و ...

    5ـ گسترش الگوهای عملی به ویژه با موفقیت در دانش و پژوهش.

    6ـ مقابله علمی با شبهات و پرهیز از هرگونه افراط و تفریط.

    7ـ بهره‌گیری از هرگونه شیوه‌های آماری.

    8ـ بهره‌گیری از عوامل روانشناختی به ویژه تلقین و تکرار پر جاذبه و متنوع.

    9ـ استفاده از پیامهای کوتاه، جذاب، هیجان برانگیز در تابلوها و امثال آن برای اطلاع از نمونه‌های عملی به کتابهای فلسفه حجاب و حقوق زن در اسلام نوشته استاد شهید مطهری مراجعه فرمایید.

     

     

    روابط زن با مرد چگونه است؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    ج2ـ ارتباطات با حفظ جهات شرعیه و حجاب اسلامی جایز است.

    با فرض عدم مفسده و مراعات حجاب کامل اسلامی و سایر وظائف مانع ندارد.

    استفتاآتج3، ص355/353، مسئله 19ـ25

     

     

    سلام بر صداقت آیینه؛ متولد سال 61 و دانشجوی سال سوم هستم، دو سه سالی می‏شود که به دختر عمه‏ام دل بسته‏ام. او رشته ریاضی فیزیک و پیش دانشگاهی را آخر خردادماه امسال تمام می‏کند. این را هم بگویم که یک سال از من کوچک‏تر است. هر دو یکدیگر را دوست داریم. من بیش‏تر دوستش دارم؛ ولی به او پیشنهادی نداده‏ام. غیر مستقیم می‏داند که دوستش دارم. خودش هم چیزی نمی‏گوید و خیلی جدی و عادی برخورد می‏کند. پاک گیج شده‏ام. از طرف دیگر، برادر بزرگ‏ترم نیز با خواهر بزرگ‏تر او نامزد است. برادر و خانواده‏ام ازدواج دو برادر با دو خواهر را نمی‏پسندند.

    حال مشکل من این است که نمی‏دانم چه کنم. خواهر کوچک‏تر نامزد برادرم را دوست دارم؛ ولی شرم نمی‏گذارد آن را فاش کنم یا با برادرم در میان بگذارم. راستش دلم نمی‏آید برادرم را ناراحت کنم. بگویید چه کنم. دختر خوب زیاد است؛ ولی من او را دوست دارم و به او عادت کرده‏ام و محال می‏دانم از او دل ببُرم. آیینه کمکم کن، دروغ نگو؛ چون می‏گویند امروزه آینه‏ها هم دروغ می‏گویند.

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    دانشجوى محترم، قبل از پاسخ به سؤال شما، بیان مقدمه‏اى کوتاه ضرورت دارد.

    جوانى یکى از دوره‏هاى بسیار حساس و مهم زندگى است. جوان از یک سو به دلیل تغییرات جسمانى، مانند ترشح غدد جنسى، تمایل فراوان به جنس مخالف پیدا مى‏کند و از سوى دیگر، با سپرى شدن دوران وابستگى و عبور از دوره گذار نوجوانى، به مرحله جدیدى از زندگى که مشخصه اصلى آن استقلال‏طلبى است گام مى‏نهد. این استقلال‏طلبى پدیده‏اى بهنجار و طبیعى است، ولى جوان را در تنهایى قرار مى‏دهد؛ چون همه وابستگى‏هاى دوران کودکى و نوجوانى قطع شده است. در این موقعیت، جوان از طرفى اندیشه تامین نیاز جنسى در سر مى‏پروراند و از طرف دیگر، مى‏کوشد با حفظ روحیه استقلال‏طلبى خود را از تنهایى خارج کند. تقریباً در تمام جوامع بشرى بهترین پاسخ مناسب و پذیرفته شده براى جوانى که در چنین شرایط جسمانى و روانى قرار گرفته «ازدواج» است. بنابراین، ازدواج صحیح با رعایت همه معیارها بهترین راه حل بحران‏هاى دوران جوانى است.

    مشکل از کجا ناشى مى‏شود؟

    ازدواج از کارهاى مهمى است که اگر بخواهد ثمربخش باشد و نیاز جنسى و آرامش روانى جوان را تأمین کند، باید همه مراحل آن به صورت منطقى انجام گیرد. متاسفانه بسیارى از جوانان به خاطر بى توجهى یا کم توجهى به این موضوع مهم و سرنوشت ساز دچار مشکل مى‏شوند. فرآیند ازدواج باید در قالب مراحلى تحقق یابد. اگر این مراحل جابه جا شود، مشکل ساز خواهد بود؛ براى مثال دلبستگى به همسر از مراحلى است که باید در فرآیند ازدواج تحقق پیدا کند؛ اما جایگاه آن پس از مراحل خواستگارى، نامزدى و عقد است. بعد از این مراحل زوجین باید دل بستگى خود به دیگر افراد را قطع کنند یا کاهش دهند و براى استحکام زندگى مشترک به یکدیگر علاقه و دلبستگى جدى پیدا کنند. اگر این دلبستگى قبل از انتخاب و خواستگارى به وجود بیاید، مشکل ساز خواهد بود؛ زیرا انتخاب همسر نخستین مرحله فرآیند ازدواج است و اگر انسان به کسى وابسته شود، قدرت انتخاب را از دست مى‏دهد. وقتى انسان به چیزى علاقه فراوان داشته باشد، به طرف آن جذب مى‏شود. اگر این جذب و انجذاب بر تحریکات جنسى و شهوات مبتنى باشد، قطعاً خطرناک است؛ زیرا وقتى انسان بر اساس غرایز جنسى به کسى دل مى‏بندد، نمى‏تواند همه معیارهایى که براى تحقق انتخاب درست ضرورت دارد، رعایت کند. گاه دلبستگى آن قدر قوى است که چشم و گوش و عقل انسان را از دیدن و درک واقعیت ناتوان مى‏کند. به همین دلیل، بزرگان دین فرمودند: «دوست داشتن چیزى یا کسى سبب کورى و کرى انسان مى‏شود. (و نمى‏گذارد واقعیت را خوب درک کند.)» این دلبستگى شدید قدرت انتخاب را از انسان مى‏گیرد و بدین ترتیب یکى از مهم‏ترین مراحل ازدواج آسیب جدى مى‏بیند. معلوم نیست ازدواجى که بدون انتخاب صحیح و با فشار روانى - جنسى تحقق پیدا کرده بعد از فروکش کردن شعله‏هاى شهوت استمرار یابد. البته براى انتخاب همسر علاقه طرفین به یکدیگر در بدو امر ضرورت دارد؛ اما این علاقه با دلبستگى افراطى که دست و پاى عقل و فهم انسان را مى‏بندد، بسیار متفاوت است. تفاوت علاقه اولیه و دلبستگى افراطى در آن است که در علاقه اولیه، اگر فرد مورد علاقه بعد از تحقیقات لازم از شرایط مورد نظر بى بهره بود، انسان به راحتى مى‏تواند از او بگذرد و در پى گزینه بهتر باشد؛ اما در دلبستگى افراطى، انسان به هیچ وجه نمى‏تواند از فرد مورد علاقه بگذرد؛ و این امرى خطرناک است. ریشه مشکل شما نیز همین جا است؛ یعنى علاقه به یک وابستگى و عادت تبدیل شده است. بدین سبب دل کندن از او را محال مى‏شمارید.

    راهکارهاى عملى براى حل مشکل

    1. کنترل نگاه: قرآن صریحاً مى‏فرماید. «مردان مؤمن باید نگاه‏شان را از زنان نامحرم فروبندند و زنان مؤمن نیز باید نگاهشان را از مردان نامحرم فروبندند».1 نگاه به نامحرم در هر شرایطى مى‏تواند خطر آفرین باشد؛ ولى در دوره جوانى و قبل از ازدواج، علاوه بر خطر آلوده شدن به گناه، موجب وابستگى افراطى و از دست دادن حق انتخاب نیز مى‏گردد. از این رو، امامان معصوم(ع) فرموده‏اند: «نگاه به نامحرم همچون تیرى است که شیطان از کمان رها مى‏سازد و حتماً به هدف اصابت مى‏کند.»2 یعنى نگاه به نامحرم آتش شهوت را شعله‏ور مى‏سازد و به دنبال آن دلبستگى افراطى به وجود مى‏آید و قدرت انتخاب صحیح را از انسان سلب‏مى‏کند.

    زدست و دیده و دل هر دو فریاد

    که هر چه دیده بیند دل کند یاد

    بسازم خنجرى نیشش زفولاد

    زنم بردیده تا دل گردد آزاد

    2. فکر نکردن به او و پرداختن به کارهاى دیگر مانند مطالعه و...

    هرگاه فکر او به ذهن خطور کرد، به کار دیگر بپردازید.

    3. خوددارى از هر گونه ارتباط کلامى، تلفنى و کتبى با او.

    4. یادآورى پیوسته خطر نگاه به نامحرم.

    5. تلقین پیوسته این عبارت: «باید صبر کنم تا برادرم زندگى مشترک خود را با خواهر بزرگ‏تر او شروع کند و بعد تصمیم بگیرم.»

    6. توجه به فرایند زندگى برادرتان با خواهر بزرگ‏تر او و یادداشت کردن همه جنبه‏هاى مثبت و منفى زندگى آن ها

    7. شکیبایى:

    اگر حداقل یک سال صبر کنید تا برادرتان زندگى‏اش را شروع کند، بهتر مى‏توانید در مورد ازدواج با خواهر کوچک‏تر تصمیم بگیرید. بنابراین، اکنون وقت طرح کردن این مسأله در خانواده نیست. بهتر است صبر کنید تا ازدواج اولى به طور کامل شکل بگیرد.

    8. مطالعه کتاب‏هایى در مورد انتخاب همسر: در این زمینه کتاب‏هاى متعددى تألیف شده است؛ مانند: انتخاب همسر اثر ابراهیم امینى و جوانان و انتخاب همسر اثر على اکبر مظاهرى‏

    مطمئن باشید، اگر آینه دل را پاک کنید، آینه به شما دروغ نمى‏گوید و واقعیت را به شما نشان مى‏دهد.

     

     

    ضرورت حجاب بانوان در نماز با آن که خدا نامحرم نیست، به چه دلیل است؟ به عبارت دیگر فلسفه حجاب کامل در نماز چیست؟ خدا که با همه محرم است، پس حتی اگر تاریکی و در تنهایی که هیچ نامحرمی هم وجود ندارد باید بانوان با پوشش کامل نماز بخوانند؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    با توجه به اینکه خداوند متعال علیم و حکیم است، پس یکایک احکام حکمت خاصى دارد ولکن پى بردن به آن اسرار براى ما هم میسر نیست و هم چندان مفید نیست چه اینکه با علم محدود ما از نیازها، استعدادها و نیز راه رفع نیازهاى واقعى و شکوفا کردن استعدادها به نحو صحیح و بدون مخاطرات جسمى و روحى، مادى و معنوى، چگونه مى‏توان چنین ادعایى نمود.

    علاوه بر اینکه اساس در این احکام فراخوان بشر به تعبد و اظهار بندگى در مقابل حضرت پروردگار است. البته چه بسا ممکن است آگاهى به این اسرار و حکمت‏ها حداقل در بعضى افراد موجب تقویت انگیزه آنها در پیروى از آن دستورات شود به همین جهت در صدد کنکاش از اسرار و حکمت‏هاى احکام مى‏کنند.

    به هر صورت حجاب و پوشش بانوان در نماز، علل و فلسفه‏هاى متعددى دارد از جمله:

    الف. این خود نوعى تمرین مستمر و روزانه براى حفظ حجاب مى‏باشد و یکى از عواملى است که در پاس‏داشت دائمى پوشش اسلامى زن و جلوگیرى از آسیب‏پذیرى آن، نقش مهمى ایفا مى‏کند.

    ب. وجود پوششى یک‏پارچه براى تمام بدن و داشتن پوششى مخصوص براى نماز، توجه و حضور قلب انسان را بیشتر مى‏کند و از التفات ذهن به تجملات و چیزهاى رنگارنگ مى‏کاهد و ارزش نماز را صد چندان مى‏کند.

    ج. داشتن پوشش کامل در پیشگاه خداوند، نوعى ادب و احترام به ساحت قدس ربوبى است. ازاین‏رو براى مرد نیز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همین ادب حضور در پیشگاه الهى زمینه ساز حضور معنوى و بار یافتن به محضر حق مى شود.

    افزون بر آن، حکم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم تفاوت‏هایى دارد و با آن قابل مقایسه نیست مثلًا پوشاندن روى پا در برابر نامحرم واجب است ولى در نماز- بدون حضور نامحرم- واجب نیست

     

     

    لطفا بفرمایید آیا حجاب برای زنان فقط پوشاندن موها است؟ در حالیکه با پوشاندن موها هم می توان ظاهری تحریک آمیز درست کرد؟ با این وصف من فکر می کنم حجاب پوشاندن موها نیست بلکه پوشاندن زیبایی ها از نامحرمان برای جلوگیری از تحریک آنها است و اگر کسی بتواند بدون پوشاندن موهایش این کار را انجام دهد حجابش را رعایت کرده و لازم نیست فقط موهایش را بپوشاند. لطفا نظرتان را در این مورد بنویسید

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    چند نکته شایان توجه است:

    1. بر اساس آیات 31 سوره نور و 59 سوره احزاب و روایات مقدار پوشش حجاب براى زنان از سر تا پا به استثناى گردى صورت و دستان تا مچ است. براى نمونه در آیه 59 سوره احزاب آمده است: «اى پیامبر (صلى الله علیه و آله) به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: در پوشش هاى خود را بر خود فروتر گیرند. این براى آن که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیک تر است و خدا آمرزنده مهربان است»

    در این آیه از واژه هاى خمار و «جلابیب» استفاده شده است. خمار به معناى پوشش است و به طور معمول به چیزى مانند روسرى گفته مى شود که زنان با آن، سر خود را مى پوشانند «جلابیب» به معناى «جلباب» است و معناى متعددى دارد و قدر مسلم چیزى است که زنان با آن مانند چادر خود را مى پوشانند.

    2. حفظ پاکدامنى زنان منحصر به این مقدار پوشش نیست بلکه از هر نوع رفتارى که موجب تحریک و تطمیع افراد هوس ران شود باید اجتناب نمود. مثلا در قرآن کریم، از نرمش در سخن گفتن که موجب تحریک و تطمیع است نهى گردیده است: «زنهار نازک و نرم با مردان سخن مگویید مبادا آن که دلش بیمار (هوى و هوس است) در طمع افتد بلکه متین سخن گویید»(1)

             آهنگ خوش از کام و دهان و لب شیرین            ار نغمه کند ور نکند دل بفریبد

    بنابراین خانمى که ملتزم به ارزش هاى اسلامى است، هیچ گاه زیر چادر با لباس هاى رنگارنگ و تنگ که برآمدگى هاى بدن رانشان دهد و با آرایش ها مهیج در دست و صورت و مو از خانه بیرون نمى آید. قرآن کریم از تبرج (خودآرایى به منظور خودنمایى) نهى کرده، آن را متعلق به جامعه جاهلى دانسته است.(2)

    حاصل آن که پوشش با چادر و روسرى و مانتو جزیى از حجاب است حجاب کامل آن چیزى است که گفته شد.

    3. یکى از زیبایى ها و زینت هاى طبیعى براى آدمى به ویژه زنان، مو است. به همین جهت، زنان از ریزیش مو، کچلى و واهمه دارند و مردان نیز، به زنانى که از این زیبایى بى بهره اند رغبتى نشان نمى دهند. یکى از نشانه هاى اهمیت مو براى زنان این است که شرکت هاى تبلیغى از این زیبایى نهایت بهره را برده، و کالاى خود را در کنار زنان سر برهنه نه سرپوشیده تبلیغ مى کنند.

    البته، شاید مو یا برخى از اعضاى زن مانند دست ها و صورت براى زنان دیگر زیبایى و جلوه نداشته، محرک نباشد. اما همه اعضاى زن براى مرد جذاب و دیدنى است، حتى دست ها و صورت زن که معمولا پوشیده نیست و آرایشى ندارد براى مردها جذاب و محرک است. به همین جهت افرادى که از نظر ایمانى ضعیف هستند، چشم چرانى آنان به صورت و دست هاى آرایش نکرده زنان سیرى ناپذیر است.

     

     

    بنده دانشجوی رشته شیمی هستم. بعضی از اساتید به خاطر احتمال خطر، مرا از پوشیدن چادر منع می کنند، اما به نظر بنده با برداشتن چادر نیز احتمال خطر هست با توجه به این که آقایان رفت و آمد دارند و از طرفی اسفتاده از چادر منع قانونی ندارد، آیا پافشاری بنده بر پوشیدن چادر تعصب است؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    خواهر گرامی!‌در فرض مذکور باید گفت در حالی که استفاده از چادر منع قانونی ندارد و از طرفی قطعاً پوشیدن چادر به عنوان حجاب برتر مطلوب است، دلیلی بر نپوشیدن چادر نیست و پافشاری شما بر پوشیدن چادر، تعصب و لجاجت محسوب نمی شود، زیرا سرچشمة تعصب و لجاجت غالباً جهل و کوته فکری و تکبر و خودخواهی است. این حالت مانع بزرگ معرفت به شمار می رود،‌ولی اصرار و پافشاری بر حق، تعصب نیست و اگر آن را تعصب نام گذاریم، تعصب ممدوح و پسندیده است، یعنی تعصبی است که بر پایة تعقل می باشد.

    قرآن مجید یکی از صفات مؤمنان را "ولا یخافون لومة لائم" می داند، یعنی آن ها از سرزنش سرزنش کنندگان ترسی ندارند.[1] در این صورت مؤمن وقتی روش یا سخنی را حق تشخیص داد، بر انجام آن پافشاری دارد و حرف دیگران در او اثری ندارد. امیرمؤمنان (ع) یکی از صفات متقیان (پارسایان) را نیرومندی و پایداری در دین می‌داند و می فرماید: "یکی از نشانه های پرهیزگاران آن است که او را در دیانت، نیرومند می‌دانی".[2] مؤمنان نسبت به قوانین و مقررات دینی، حساس اند و در مورد اصول و ارزش های متعالی پایدار ایستاده اند و در هر حال از آن ها پاس داری می کنند و لحظه ای کوتاه نمی آیند.

    این تعصب را غیرت دینی می گویند که در روایات بر آن توصیه شده است؛ امام علی(ع) می فرماید: "اگر قرار است تعصبی در کار باشد، باید به خاطر اخلاق پسندیده، افعال نیک و کارهای خوب باشد".[3]

    سیرة اهل بیت(ع) و پیامبران الهی بر انعطاف ناپذیری در راه هدف مقدس و پایداری در راه حق است.

    در این موارد، تساهل و تسامح معنی ندارد. انسان با مداهنه و سازش در حق و خرج کردن دین نمی تواند به اصلاح امور بپردازد. امام علی(ع) می فرماید: "مردم چیزی از کار دین را برای بهبود دنیای خود وانگذارند مگر آن که خدا چیزی را که زیانش از آن بیشتر است، پیشاپیش آنان قرار می دهد".[4]

    همان طور که شما حجاب برتر را برگزیدید، در برخورد و رفتارها و حسن معاشرت حالت برتر را انتخاب کنید تا در ضمن تأییدی بر انتخاب صحیح شما در مسئله حجاب باشد.

     

     

     

     

    عوامل بدحجابی در جامعه چیست؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    عوامل بد حجابى در جامعه به دو دسته تقسیم مى شود:

     الف) عوامل درونى:

    منظور از عوامل درونى، مجموعه مولفه هایى است که به وجود آوردن این پدیده دخالت داشته و ناشى از عملکرد افراد یک جامعه وسیستم سیاسى، اجتماعى و فرهنگى حاکم بر آن است. مهم ترین آنها عبارت است از:

    1. از نظر انسان شناختى و روان شناختى انسان موجودى است که داراى قدرت اختیار مى باشد، یعنى، هم توانایى انتخاب راه درست و طى کردن مراتب کمال انسانى را دارد و هم توانایى پیروى از امیال و هواهاى نفسانى و طى کردن مدارج انحطاط و سقوط را. قرآن مى فرماید: ((انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا))،(1).

    بر این اساس در جامعه اى مانند جامعه اسلامى ما- که بسیارى از احکام، ارزش ها و معارف اسلامى براى اداره جامعه تبیین شده و جاى هیچ گونه عذر و بهانه اى نیست- بعضى از احکام الهى (مانند حجاب) از سوى برخى افراد نادیده گرفته مى شود، به این اصل و عنصر روان شناختى باز مى گردد. به عبارت دیگر یکى از مهم ترین عوامل بدحجابى در جامعه، پیروى از هواهاى نفسانى است که خود ناشى از ضعف ایمان و تقوا، تزلزل شخصیت است و مى باشد و در مظاهرى ازقبیل تجمل گرایى، خودنمایى در مقابل بیگانگان و نمود پیدا مى کند. یکى از راه هاى اصلاح جامعه از این معضل، مقابله با عوامل روان شناختى آن وتقویت ایمان و تقواى افراد جامعه و تقویت انگیزه، عزم و اراده آنان دراجراى احکام الهى و موازین و مقررات اسلامى در سطح جامعه مى باشد. قرآن کریم مى فرماید: ((ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم خداوند سرنوشت هیچ قومى را تغییر نمى دهد، مگر آن که آنان آنچه را درخودشان است تغییر دهند))،(2).

    2. ریشه هاى تاریخى این مساله که به اقدامات رژیم پهلوى براى گسترش فرهنگ غربى به ویژه در بعدبرهنگى، بى بند و بارى و کشف حجاب بر مى گردد، که توانست بخشى ازجامعه ما را دچار این انحراف کند و بى حجابى را در خانواده ها به صورت یک هنجار و ارزش درآورد. روند گسترش این معضل، هر چند با وقوعانقلاب اسلامى و فضاى ناشى از دوران دفاع مقدس، تا حد زیادى کنترل شد ولى به دلایل متعددى، رگه ها و ریشه هاى خود را همچنان حفظ نمود وبعد از تغییر محیط ارزشى جامعه و فاصله گرفتن از فضاى معنوى حاصل ازانقلاب و دفاع مقدس، دوباره مجال ظهور و بروز پیدا کرد.

    3. کوتاهى وبى توجهى برخى از مسوولان فرهنگى کشور در تثبیت ارزش ها و احکام اسلامى و تعمیق بخشیدن به آن، از وسایل دیگر گسترش بدحجابى است. گفتنى است که به علت وجود مشکلات ناشى از تثبیت انقلاب اسلامى، جنگ تحمیلى، فشارهاى خارجى محاصره هاى گوناگون اقتصادى، سیاسى و باعث شد که بیشترین وقت و انرژى مسوولان و دستگاه هاى دولتى به این امور صرف شود و توجه چندانى به مسایل فرهنگى جامعه و اجراى راه کارها و برنامه هایى در جهت تثبیت و تعمیق ارزش ها و احکام اسلامى مبذول نگردد.

    4. بعضى از اقدامات انجام گرفته بعد از سال 1368 (از قبیل سیاست هاى پولى و ارزى و) که به منظور تسریع در روند توسعه و رشد اقتصادى، صنعت و انجام گرفت، ناخواسته موجب تغییر ارزش هاى جامعه، به سوى هنجارهاى مادى، مدرک گرایى، تجمل پرستى و گردید.

    5. عملکرد منفى و نامطلوب برخى از دستگاه هاى فرهنگى (از جمله وزارت ارشاد و مطبوعات وابسته در سال هاى اخیر) و میدان دادن به افراد وعناصرى که هیچ اعتقادى به نظام اسلامى ندارند و با استفاد از تسهیلات مادى و معنوى وزارت ارشاد و فضاى باز و بدون نظارت جامعه، موجبات نشر و ترویج فرهنگ فاسد منحط دوران پهلوى و ارزشهاى حاکم بر جوامع غرب را فراهم و اوضاع فرهنگى کشور را به شدت مسموم و آلوده نمودند به گونه اى که مقام معظم رهبرى هشدارهاى شدید به مسیولین فرهنگى داده، نارضایتى خود را از عملکرد وزارت ارشاد اعلام نمودند که در نهایت منجربه استعفاى وزیر ارشاد گردید.

    6. برخى از افراط و تفریط هایى که در سالهاى اولیه انقلاب و بعد از آن در مبارزه با بى حجابى و بد حجابى شد از قبیل استفاده روشهاى خشونت آمیز و فیزیکى و باعث بوجود آمدن تنفر وانزجار و بدبینى به این حکم الهى گردید.

    7. اجرا نشدن فریضه مهم امر به معروف و نهى از منکر یا نظارت

    ملى به صورت فراگیر و گسترده و نظام مند ازطرف احاد جامعه، که در روایات متعدد ضامن حفظ و سلامت جامعه ازفساد، نا امنى و شمرده شده است.

     ب) عوامل بیرونى:

    مهمترین عامل بیرونى تهاجم فرهنگى گسترده و همه جانبه غرب به ارزش هاى اسلامى وملى ما، براى بى هویت نمودن نسل جوان، تضعیف باورهاى عقیدتى درمردم و در نهایت شکست نظام اسلامى در ایران با استفاده از پیشرفته ترین وسایل تکنولوژى- اعم از نرم افزارى و سخت افزارى، عناصر وابسته داخل در عرصه هاى فرهنگى و اقتصادى و در جهت حاکم نمودن فرهنگ وارزش ها و مظاهر تمدن غرب. مجموعه عوامل فوق سبب گردیده که متاسفانه علیرغم گذشت بیش از دو دهه از انقلاب اسلامى، معضل بدحجابى در جامعه اسلامى ما وجود داشته باشد. اما در مورد راه هاى برخوردو مقابله با این پدیده زشت دو راهکار قابل پیش بینى مى باشد:

    1. راهکارهاى فیزیکى و برخورد از موضع قدرت با متخلفین البته این برخوردباید حساب شده و هنجارمند باشد.

    2. کار بنیادى فرهنگى. مسلما برخوردبا این پدیده به صورت فیزیکى و از طریق دستگاههاى دولتى، بسیار دشوارو تا حدى ناممکن است. زیرا اگر ما در مسیله لباس و پوشش اسلامى صرفا بخواهیم از طریق زور وارد شویم، استدلال و منطق نداشته باشیم و نتوانیم حقانیت و لزوم پوشش اسلامى، آثار مثبت و فواید و برکات اجراى این فریضه الهى در ابعاد مختلف زندگى شخصى و اجتماعى افراد و فلسفه حجاب و را با کار فرهنگى مستمر عمیق و ریشه اى با استفاده ازدستگاههاى فرهنگى و رسانه هاى جمعى و مطبوعات و به زیباترین وبهترین صورت، ارایه دلیل و برهان، ثابت کنیم، متاسفانه باید منتظر رواج و گسترش بدحجابى و رواج ارزشهاى غربى به صورت گسترده در جامعه اسلامیمان باشیم. عامل مهم دیگرى که مى تواند ما را در مقابله با این معضل اجتماعى یارى نماید اهتمام جدى جامعه به انجام فریضه امر به معروف ونهى از منکر است. بدیهى است اگر جامعه در این زمینه به صورت جدى وارد عمل شود و این فریضه الهى را منطبق با شرایط و مراتبى که در شرعمقدس معین گردیده، عملى سازد دستگاههاى فرهنگى نیز بهتر مى توانند درحل این معضل اجتماعى اقدام نمایند.

    براى آگاهى بیشتر :

    1- حدادعادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى.

    2- فرامرز رفیع پور، توسعه و تضاد

    3- على ذوعلم، انقلاب و ارزشها.

    4- شهید مطهرى، مساله حجاب.

     

    فلسفة حجاب برای خانم‌ها چیست‌؟ این که می‌گویند: زن موجود جذابی است و باید با پوشش‌، دیگران و خود را به گناه نیاندازد، آیا توهینی به این قشر نیست که به آنان با دید موجود جنسی برخورد شود؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    عفت و پاکدامنی‌، با آفرینش و فطرت زن به هم آمیخته است‌، و در آفرینش او، جایگاه عظیم و بلندی دارد که هم خود زنان خواهان عفت و پاکدامنی هستند و هم دیگران زن را با این ویژگی می‌خواهند. اسلام نیز آفرینش زن و صلاح و خیر جامعه را در نظر گرفته‌، و حجاب را لازم شمرده تا عفت برونی زن‌، با عفت درونی او هماهنگ و بنیان خانواده مستحکم گردد و زن همچون کالای ناچیزی در معرض همگان قرار نگیرد.

    قرآن مسأله حجاب را در چند آیه‌، یادآوری و در بعضی از آنها به حکمت و فلسفه آن هم اشاره کرده است که برخی از آنها عبارتند از:

    1. پاکی دلهای مردان و زنان و آلوده نشدن آنها: در مکتب قرآن‌، علاوه بر بهداشت جسمی (که در دنیا مطرح است‌) یک نوع بهداشت روحی و روانی هم وجود دارد که چنانچه مراعات نشود، روح مسموم می‌شود، و آثار خطرناکی را در پی دارد که از مسمومیت جسمی به مراتب خطرناک‌تر است‌. در برخی آیات‌، به رعایت این نوع از بهداشت توصیه شده است‌.

    قرآن‌، در آیة 53 سوره احزاب در مورد روبرو شدن و صحبت کردن با زنان پیامبر می‌فرماید:

    "...وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُن‌َّ مَتَـَعًا فَسْ ?‹َلُوهُن‌َّ مِن وَرَآءِ حِجَاب‌ٍ ذَ َلِکُم‌ْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُم‌ْ وَ قُلُوبِهِن‌َّ...; و هنگامی‌که چیزی ]از وسایل زندگی را به عنوان عاریت‌[ از آنان ]=همسران پیامبر[ می‌خواهید، از پشت پرده بخواهید. این کار، برای پاکی دلهای شما و آنها بهتر است‌."

    2. در امان ماندن از اذیت افراد سبکسر: خداوند در آیة 59 سوره احزاب می‌فرماید: "یَـََّأَیُّهَا النَّبِی‌ُّ قُل لاِ ّ ?َزْوَ َجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَآءِ الْمُؤْمِنِین‌َ یُدْنِین‌َ عَلَیْهِن‌َّ مِن جَلَـَبِیبِهِن‌َّ ذَ َلِکَ أَدْنَی‌ََّ أَن یُعْرَفْن‌َ فَلاَ یُؤْذَیْن‌َ وَ کَان‌َ اللَّه‌ُ غَفُورًا رَّحِیمًا; یعنی‌: ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسری‌های بلند خود را بر خویش فرو افکنند ]طوری که زیر گلو و سینه‌هایشان پیدا نباشد[ این کار برای این‌که شناخته شوند و مورد اذیت ]اهل فسق و فجور[ قرار نگیرند، بهتر است‌، (و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده و رحیم است‌."

    3. به طمع نیفتادن افراد سبکسر و بیماردل‌: در آیه 32 سوره احزاب خطاب به زنان پیامبر ـ که در واقع خطاب به همه زنهاست ـ آمده است‌: "...به شکل هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید" و در آیه 30 و 31 سوره نور خطاب به پیامبراکرم‌می‌فرماید: "قُل لِّلْمُؤْمِنِین‌َ یَغُضُّواْ مِن‌ْ أَبْصَـَرِهِم‌ْ وَ یَحْفَظُواْ فُرُوجَهُم‌ْ ذَ َلِکَ أَزْکَی‌َ لَهُم‌...; به مؤمنان بگو چشمهای خود را ]از نگاه به نامحرمان‌[ فرو گیرند، عفت خود را حفظ کنند. این‌، برای آنان پاکیزه‌تر است‌... و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را ]از نگاه هوس‌آلود[ فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را ـ جز آن مقدار که نمایان است ـ آشکار نکنند، و ]اطراف‌[ روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند ]تا گردن و سینه با آن پوشانده شود[، و زینت خود را آشکار نسازند; مگر برای شوهرانشان‌، یا پدرانشان‌، یا پدر شوهرانشان‌، یا پسرانشان‌، یا پسران همسرانشان‌، یا برادرانشان‌، یا پسران برادرانشان‌، یا پسران خواهرانشان‌، یا زنان هم‌کیششان‌، یا برده‌گانشان ]کنیزانشان‌[، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند، و هنگام راه رفتن‌، پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود ]و صدای خلخال که بر پادارند به گوش رسد[. ای مؤمنان همگی به سوی خدا باز گردید تا رستگار شوید!"

    علاوه بر آنچه بیان شد، استواری اجتماع و استحکام پیوند خانوادگی‌، جلوگیری از چشم چرانیها، حفظ ارزشها، احترام‌ِ زن ـ که هر اندازه متین‌تر و باوقارتر و عفیف‌تر حرکت کند و خود را در معرض نمایش مرد نامحرم نگذارد به احترامش افزوده می‌شود ـ از دیگر علتها و فلسفه‌های حجاب است که از آیات و روایات استفاده می‌شود.(جهت آگاهی بیشتر ر.ک‌: مسأله حجاب‌، مرتضی مطهری‌، انتشارات صدرا / فلسفة حجاب‌، علی محمدی‌، انتشارات ارم‌.)

    بدون شک‌، زن‌، زیباتر از مرد است‌; و سیستم وجودی او به گونه‌ای است که مطلوب است‌. اما آیا لازمة زیبائی و جذاب بودن گناه است‌؟! و آیا لازمة زیبائی آن است که صرفاً با دید جنسی به او نگاه شود؟ اگر چنین باشد، پس نباید خدائی که خود جمیل است جمال آفرین باشد. اصولاً، تمام عالم خلقت زیبا است‌; آیا شایسته است بگوییم پس سبب گناه است‌؟!

    بدیهی است‌، از هر زیبائی در مسیر مشروع خود باید استفاده کرد. زن‌، نیز زیباست‌، اما از همة خوبی‌های او و از طریق مشروع‌، با حفظ همة حریم‌ها، شایسته است در مسیر کمال خواهی استفاده کرد; همان گونه که زن‌ها نسبت به همسران خود این چنین اند، و هر دو در مسیر کمال مکمل یک دیگرند. "هُن‌َّ لِبَاس‌ٌ لَّکُم‌ْ وَأَنتُم‌ْ لِبَاس‌ٌ لَّهُن‌َّ;(بقره‌،187)، آن‌ها لباس شما هستند; و شما لباس آن‌ها هر دو زینت هم و سبب حفظ یک دیگرید."

    دعوت به پوشش‌، نه تنها توهین نیست‌، بلکه احترام است‌. اتفاقاً، از دیدگاه قرآن ]همان طور که قبلاً اشاره شد[ حجاب‌، عبارت است از یک نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی و جنسی ننگرند.

    در اسلام‌، عصمت و عفت زن "حق الله‌" است‌. یعنی حتی اگر خود زن یا شوهر رضایت به بی‌عفتی و بی‌حجابی زن بدهند، کار تمام نیست‌; زیرا زن‌، ناموس خدا است‌، و با رضایت مشروع نمی‌شود. فرق کشورهای غربی با اسلام این است که در غرب اگر زنی بی‌عفتی کرد، خود او یا پدر و مادر و شوهر او رضایت دادند مشکل حل است‌، امّا در اسلام‌، با رضایت کار تمام نمی‌شود; بلکه‌، حکم خدا باید جاری شود. این نشان‌گر آن است که عفت زن از آن‌ِ خدا است و باید محفوظ بماند.

    همة این حرف‌ها، حاکی از عظمت زن است که خداوند می‌خواهد حرمت او حفظ شود; و مردان صرف زیبا بودن و جذاب بودن زن‌، فقط با دید جنسی و شهوانی نگاه نکنند.(ر.ک‌: زن در آئینة جلال و جمال‌، آیت الله جوادی آملی‌، ص 426ـ427، مرکز نشر فرهنگی رجأ.)

     

     

    فلسفه پوشش (حجاب) بانوان چیست؟ اگر خوب است چرا بر مردان لازم نیست؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

                  

     

    فلسفه پوشش (حجاب) بانوان چیست؟ اگر خوب است چرا بر مردان لازم نیست؟

    شیوا علیزاده . متالوژی

     

     

    در فرهنگ و اخلاق اسلامى، پوشش و حجاب - براى عموم و به ویژه زنان - از جایگاه مهمى برخوردار است. اما به نظر مى‏رسد در سال‏هاى اخیر، به اندازه اهمیت و جایگاه پوشش در اسلام، روشنگرى نشده است و گرچه کتاب‏ها و مقالات فراوانى پیرامون آن نگاشته شده است، اما این اصل از اصول دینى، همچنان نیازمند روشنگرى و پاسخ‏هاى تازه و متنوع است. ما طرح چنین پرسشى را به فال نیک گرفته، از آن استقبال مى‏کنیم.

    فلسفه حجاب (پوشش) مى‏تواند ناشى از امور زیر باشد:

     

    1. حفظ تعادل جامعه از نظر امنیت و آرامش روانى.

    یکى از غرایز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غریزه جنسى است که نیرومندترین و ریشه‏دارترین غریزه آدمى است و در صورت کنترل آن، مى‏تواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنیت روانى انسان‏ها را فراهم کند.

    در قوانین اسلام، براى استفاده درست از این غریزه حیاتى، مکانیسم‏هاى گوناگونى مطرح شده است که «حجاب» و وجود حریم بین زن و مرد، یکى از راهکارهاى مهم آن است.

    بدون شک، نبودن حریم بین زن و مرد و آزادى معاشرت‏هاى تعریف نشده و بى‏بندوبار (با آرایش‏هاى گوناگون)، هیجان‏ها و التهاب‏هاى جنسى را فزونى مى‏بخشد و تقاضاى برهنگى و سکس را به صورت یک عطش روحى و یک خواست سیرى‏ناپذیر درمى‏آورد.

    اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل داشته و تدابیر زیادى براى تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم براى زنان و هم براى مردان، تکالیف خاصى معین کرده است. وظیفه مشترک زن و مرد این است که چشم خویش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوت‏آمیز بپرهیزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبه‏هاى بیش‏تر - وظیفه خاصى دارند و آن این که بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع با آرایش‏هاى تحریک‏آمیز، ظاهر نشوند و به جلوه‏گرى و دلربایى نپردازند تا زمینه انحراف مردان و به ویژه جوانان فراهم نشود.

    لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان نمى‏تواند به هر شکل و اندازه‏اى باشد و باید حد و ضابطه‏اى داشته باشد. بى‏بندبارى در پوشش و لباس ، موجب بى‏بندبارى در تحریک غریزه جنسى است. تحقیقات علمى در فیزیولوژى و روانشناسى در باب تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد ثابت کرده است که مردان نسبت به محرک‏هاى چشمى شهوت‏انگیز، حساس‏تر از زنانند و برعکس زنان در مقابل محرک هاى لمسى حساسیت بیش‏ترى دارند.

    آستانه حس لمس و درد در زنان از همان زمان تولد پایین‏تر از مردان است...؛ در عوض مردان بینایى بهترى دارند. این مزیت‏هاى جنسى در استعداد حسى، آموخته یا اکتسابى نیست؛ بلکه از زمان کودکى آشکار است... .مردان بالغ به محرک‏هاى بینایى شهوانى حساسیت بیش‏تر مى‏داند. اصطلاح «چشم چرانى» که براى این ویژگى مردان به کار مى‏رود، زاییده حساسیت مردان نسبت به محرک‏هاى بینایى شهوانى است؛ چون دامنه و برد حس بینایى زیاد است؛ یعنى چشم مى‏تواند از فاصله نسبتا دور، تحت تأثیر محرکها قرار گیرد و از این گذشته وسعت زیادى از محیط در آن واحد دیده مى‏شود. از سوى دیگر، چون حس لامسه دامنه و برد زیاد ندارد و فعالیتش محدود به تماس از نزدیک است و هورمون‏هاى جنسى زن به صورتى دوره‏اى ترشح مى‏شوند و به طور متناوب عمل مى‏کند، تأثیر محرک‏هاى شهوانى بر زن، صورتى بسیار محدود دارد و از این نظر فعالیت زنان بسیار کم است؛ به خلاف مردان که ترشح اندروژن‏ها در آن‏ها صورتى یکنواخت دارد و هیچ عامل طبیعى آن را قطع نمى‏کند. مردان به صورتى گسترده‏تر تحت تأثیر محرکهاى شهوانى قرار مى‏گیرند و از این نظر فعال‏ترند.1

     

    2. حفظ و تحکیم بنیان خانواده‏

    بى‏تردید نهاد خانواده، یکى از مقدس‏ترین نهادهاى اجتماعى است که بشر تا به حال خود دیده است. نقش خانواده در پروسه ایجاد جامعه سالم، یک نقش بى‏بدیل است و در این میان نقش حجاب و پوشش اسلامى در سلامت و استمرار پیوند خانوادگى، غیر قابل انکار است. در مقابل، برهنگى، سمّ کشنده نظم و پیوند موجود در نهاد خانواده است.

    آمارهاى مستند نشان مى‏دهد که با افزایش برهنگى در جهان، طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشویى در دنیا همواره بالا رفته است؛ زیرا «هر چه دیده بیند، دل کند یاد» و هر چه دل در مقوله هوس‏هاى سرکش بخواهد، به هر قیمتى باشد، به دنبال آن مى‏رود و به این ترتیب، هر روز دل به دلبرى جدید مى‏بندد و با قبلى وداع مى‏کند؛ اما در محیطى که «حجاب» حاکم است و شرایط دیگر اسلامى رعایت مى‏شود، دو همسر تعلق به یکدیگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان، مخصوص یکدیگر است. در بازار آزاد برهنگى، قداست پیمان زناشویى مفهومى ندارد. خانواده‏ها به سادگى متلاشى مى‏شوند و کودکان بى‏سرپرست مى‏مانند.

     

    3. پیش‏گیرى از فحشا و فروپاشى نظم جامعه.

    گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناک‏ترین پیامدهاى بى‏حجابى و آزادى‏هاى بى‏حد و حصر جنسى است که در جوامع غربى و سایر جوامع مشابه، کاملا مشهود است. عامل اصلى فحشا و ازدیاد فرزندان نامشروع، منحصر به فرهنگ برهنگى و بى‏حجابى نیست؛ بلکه یکى از عوامل اصلى و مؤثر در گسترش دامنه فحشا و جریان روبه‏رشد تولد فرزندان نامشروع ، مسأله برهنگى و بى‏حجابى است. امروزه یکى از مشکلات جوامع غربى، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است. فرزندانى که داراى پدر و مادر نامشخصى هستند و از نظر حقوقى، مشکلات فراوانى را به همراه آورده، نظم اجتماعى جوامع غربى را تهدید مى‏کنند.

     

    4. جلوگیرى از نگاه ابزارى به زن و ابتذال وى‏

    یکى از مسائل مطرح پیرامون حقوق زنان و بى‏توجهى به آنان، نگاه ابزارى به زنان است. هنگامى که جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعى است روزبه‏روز تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمایى افزونتر از او دارد و هنگامى که زن را از طریق جاذبه جنسى‏اش وسیله تبلیغ کالاها و عاملى براى جلب جهان‏گردان و مانند این‏ها قرار دهد، در چنین جامعه‏اى شخصیت زن تا حد یک عروسک یا یک کالاى بى‏ارزش سقوط مى‏کند و ارزش‏هاى والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مى‏شود و به این ترتیب، زن، وسیله‏اى براى اشباع هوس‏هاى سرکش برخى مردان آلوده و فریبکار مى‏شود.

    عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعالیت‏هاى اجتماعى دور نمى‏کند، بلکه زمینه‏هاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع -به همراه حقوق اجتماعى برابر- تضمین مى‏کند و شخصیت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى دیگران، مصونیت مى‏بخشد.

     

    پوشش کامل براى زن، چه پوششى است؟

    به نظر مى‏رسد پوشش کامل، آن نوع پوششى است که هیچ چشم بیگانه‏اى را متوجه خود نکند؛یعنى لباسى که برجستگى‏هاى اندام زن را اصلاً نشان ندهد و اسباب تحریک شهوت مردان را فراهم نکند و خود زن هم با آرایش در جامعه ظاهر نشود و به تعبیر رهبر معظم انقلاب، چادر باوجود شرایط دیگر، کامل‏ترین پوشش است.

    باید اعتراف کرد که تاکنون بیش‏تر نوشته‏هاى مربوط به پوشش، نقطه نظر را بر حجاب زن معطوف کرده و کم‏تر به پوشش مرد توجه نموده‏اند و این یک امر عادى و طبیعى است؛ زیرا زن، مظهر جمال و زیبایى و مرد مظهر شیفتگى است؛ ولى پوشش مردان نیز در ابعاد مختلف فرهنگى - اجتماعى، حائز اهمیت است. از این رو اسلام براى ثبات و پایدارى جامعه، به پوشش زن و مرد توجه بسیار نموده است؛ خداوند متعال مى‏فرماید: «یا بنى آدم قد انزلنا علیکم لباسا یوارى سوءاتکم و ریشا؛ اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرستادیم که اندام (عورت) شما را مى‏پوشاند و مایه زینت شماست».2

    خداوند متعال در حق مردان مى‏فرماید: «قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم؛ به مؤمنان بگو چشم‏هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف (عورت) خود را حفظ کنند»3و در حق زنان نیز مى‏فرماید: «و قل للمؤمنات یعضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن؛ و به زنان با ایمان بگو چشم‏هاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان (عورت) خویش را حفظ کنند».4

     

    در این راستا، ذکر نکات زیر ضرورى است:

    1. فقها فرموده‏اند که زن نباید به بدن مرد نامحرم (به جز سر و صورت و گردن) نگاه کند و این حکم دلیل قطعى دارد که در جاى خود بیان شده است.

    2. ممکن است نگاه زن به بدن مرد نامحرم حرام باشد، ولى پوشش آن از سوى مرد واجب نباشد؛ همان گونه که نگاه مرد به صورت و دست‏هاى زن از روى شهوت، حرام است؛ ولى پوشش آن از سوى زن واجب نیست.

    3. مردان مى‏توانند با لباس آستین کوتاه، در مکان‏هاى عمومى نمایان گردند.

    اکنون این پرسش پیش مى‏آید که اگر مردى با این وضعیت بیرون آید و بداند که زنان از روى تعمد و لذت به بدنش نگاه مى‏کنند، آیا از نظر شرعى مرتکب گناه شده است؟

    دو نظر در این‏جا مطرح است؛ برخى فتوا به حرمت داده و عده‏اى از جواز سخن گفته‏اند. اصلى‏ترین مستند و مبناى این حکم، قاعده فقهى «اعانت بر اثم» است که در فقه کاربرد فراوانى دارد. معناى جمله مذکور، این است که هر کس زمینه تحقق و پیاده شدن گناه را براى دیگرى فراهم سازد، خود نیز مانند انجام دهنده آن گناهکار است.

    در مقابل برخى مراجع اظهار مى‏دارند که آن چه حرام است، «تعاون بر اثم» است؛ نه «اعانت بر اثم» و این دو با یکدیگر متفاوت است. «تعاون بر اثم» یعنى همکارى و شرکت چند نفر در انجام گناه؛ به گونه‏اى که همگى به طور مستقیم آن را انجام دهند. به همین جهت برخى مراجع گفته‏اند که اگر مردى با لباس آستین کوتاه، به قصد این که زنان به او نگاه کنند، بیرون بیاید، شریک گناه گردیده، قاعده فقهى در حقش پیاده مى‏شود؛ اما اگر به این انگیزه نباشد، اشکالى ندارد و از آن جا که تشخیص انگیزه افراد مشکل است، به جوانانى که در خیابان و پارک‏ها به بازى فوتبال یا در جاده‏ها به دوچرخه سوارى مشغول هستند، وجوب نهى از منکر محرز نمى‏شود.

    براساس آن چه گفته شد، فتواى مراجع درباره لباس آستین کوتاه مردان، متفاوت است و هر کس باید به نظر مرجع تقلید خود عمل کند، ولى مسؤولان دانشگاه‏ها و مدیران مدارس و... حق دارند که مقرراتى را طبق مصالحى که در نظر دارند، براى محدوده خود وضع نمایند و شرایطى براى نوع لباس دانشجویان مقرر نمایند و این کار به آن معنى نیست که حلالى را حرام کرده یا بر خلاف نظر شرع عمل نموده‏اند؛ بلکه این حق براى مدیریت هر مجموعه محفوظ است و در این صورت، باید از افراط و تفریط و اعمال سلیقه‏هاى شخصى اجتناب شود. مصالح کل مجموعه در نظر گرفته شود و تنها به منظور ایجاد فضاى سالم و آرامش روانى مجموعه، حدود و مقرراتى تعیین گردد.

     

     

    فلسفه حجاب کامل در نماز چیست؟ خدا که با همه محرم است، پس حتی اگر تاریکی و در تنهایی که هیچ نامحرمی هم وجود ندارد باید بانوان با پوشش کامل نماز بخوانند؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    با توجه به اینکه خداوند متعال علیم و حکیم است، پس یکایک احکام حکمت خاصى دارد ولکن پى بردن به آن اسرار براى ما هم میسر نیست و هم چندان مفید نیست چه اینکه با علم محدود ما از نیازها، استعدادها و نیز راه رفع نیازهاى واقعى و شکوفا کردن استعدادها به نحو صحیح و بدون مخاطرات جسمى و روحى، مادى و معنوى، چگونه مى‏توان چنین ادعایى نمود.

    علاوه بر اینکه اساس در این احکام فراخوان بشر به تعبد و اظهار بندگى در مقابل حضرت پروردگار است. البته چه بسا ممکن است آگاهى به این اسرار و حکمت‏ها حداقل در بعضى افراد موجب تقویت انگیزه آنها در پیروى از آن دستورات شود به همین جهت در صدد کنکاش از اسرار و حکمت‏هاى احکام مى‏کنند.

    به هر صورت حجاب و پوشش بانوان در نماز، علل و فلسفه‏هاى متعددى دارد از جمله:

    الف. این خود نوعى تمرین مستمر و روزانه براى حفظ حجاب مى‏باشد و یکى از عواملى است که در پاس‏داشت دائمى پوشش اسلامى زن و جلوگیرى از آسیب‏پذیرى آن، نقش مهمى ایفا مى‏کند.

    ب. وجود پوششى یک‏پارچه براى تمام بدن و داشتن پوششى مخصوص براى نماز، توجه و حضور قلب انسان را بیشتر مى‏کند و از التفات ذهن به تجملات و چیزهاى رنگارنگ مى‏کاهد و ارزش نماز را صد چندان مى‏کند.

    ج. داشتن پوشش کامل در پیشگاه خداوند، نوعى ادب و احترام به ساحت قدس ربوبى است. ازاین‏رو براى مرد نیز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همین ادب حضور در پیشگاه الهى زمینه ساز حضور معنوى و بار یافتن به محضر حق مى شود.

    افزون بر آن، حکم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم تفاوت‏هایى دارد و با آن قابل مقایسه نیست مثلًا پوشاندن روى پا در برابر نامحرم واجب است ولى در نماز- بدون حضور نامحرم- واجب نیست.

     

     

    کدام سوره است که سفارش شده زنان آن را بیشتر بخوانند؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    البته از آن جا که قرآن کریم کتاب هدایت بشر به سوی خوبیها و رسیدن به کمال است، خواندن تمام سورهها و آیات آن برای انسان اعم زن و مرد سفارش شده است; ولی برخی از سورهها تأکید شده که زنان آن را بیشتر بخوانند چنان که برای مردان نیز به خواندن بیشتر برخی از سورهها سفارش شده است.

    در برخی از روایات خواندن سوره نور برای زنان سفارش شده است و این هم ممکن است به خاطر موضوعاتی مانند عفت، پاکدامنی، حجاب و پوشش اسلامی و... باشد که در سورة نور مورد سفارش و تأکید فراوان قرار گرفته است و میتواند برای زنان اثرات تربیتی و اخلاقی فراوانی داشته باشد; حضرت امام صادقمیفرماید: "به وسیله تلاوت سوره نور اموال خود را از تلف و دامان خود را از ننگ بیعفتی حفظ کنید و زنانتان را در پرتو دستوراتش از انحرافات مصون دارید که هر کس قرائت این سوره را در شبانه روز ادامه دهد، احدی از خانوادة او هرگز تا پایان عمر گرفتار عمل منافی عفت نخواهد شد،(ر. ک: تفسیر نور الثقلین، الجمعة العروسی الحویزی، ج 3، ص 586، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم)

     

     

    1) کارکردهای پوشش لباس چیست؟

    2) مفهوم حجاب و رابطه آن با پوشش اسلامی (مقرر برای بانوان) را توضیح دهید.

    3) حجاب یا پوشش اسلامی بانوان ریشه ایرانی دارد یا اسلامی؟

    4) آیا در قرآن کریم، دستور خاصی درباره پوشش بانوان وجود دارد یا فقط بر اساس یکی دو روایت چنین حکمی به اسلام نسبت داده می‏شود؟

    5) به چه دلیل پوشش اسلامی بانوان از احکام ضروری اسلام است؟

    6) آیا حجاب به بانوان صدر اسلام اختصاص دارد یا حکمی عام و غیر قابل تغییر است؟ آیا با از میان رفتن مسأله برده‏داری این حکم نیز منتفی است؟

    7) آیا برای مردان نیز حکم پوشش وجود دارد؟ در این صورت، آیا پوشش مردان و زنان متفاوت است؟

    8) فلسفه پوشش اسلامی، تابو (محرومیت بی منطق) است یا طهارت روح و ایجاد متانت و قار؟

    9) به چه دلیل، پوشش اسلامی مو را نیز شامل می‏شود؟

    10) آیا اسلام با خود آرایی که بر اساس تمایل به زیبایی خواهی امری فطری است، مخالفت دارد؟ پس چرا با آشکار کردن زینت‏ها مخالفت کرده است؟

    11) فلسفه مخالفت اسلام با آرایش غلیظ و استفاده بانوان از عطرهای تند چیست؟

    12) آیا اسلام فُرم خاصی از چادر یا روسری یا مانتو و... را در پوشش بانوان مد نظر قرار داده است؟ مقصود از جلباب چیست؟ فرق روسری و مقنعه با جلباب چیست؟

    13) آیا هر کس چادر بپوشد، پوشش اسلامی را رعایت کرده است؟ نحوه صحیح پوشش اسلامی چیست؟

    14) پوشش اسلامی بانوان با چشم چرانی مردان چه ارتباطی دارد؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    لباس پوشیدن سابقه‏اى به اندازه حیات انسان دارد و جز پیروان یکى از مکاتب فکرى که بر لزوم برهنه زیستى پاى مى‏فشارند،(1) همه افراد به نوعى آن را تجربه مى‏کنند. این پدیده، به رغم ارتباطش با خصوصیات مختلف فردى و اجتماعى انسان، دست کم به سه نیاز وى پاسخ مى‏دهد:

    1. حفاظت در سرما و گرما و برف و باران(2)

    2. حفظ عفت و شرم(3)

    3. آراستگى، زیبایى و وقار(4)

    این نوشتار به بررسى معناى حجاب اسلامى و دلیل‏هاى ضرورت آن مى‏پردازد. «حدود پوشش در اسلام» و نیز نوع پوشش‏هایى که پیشوایان دین سفارش یا نکوهش کرده‏اند، در شماره‏هاى آینده بررسى خواهد شد.

     

     

    رابطه حجاب و پوشش اسلامى‏

     

    «حجاب» به معناى پرده، حاجب، پوشیدن و پنهان کردن و منع از وصول است.(5) این واژه تنها به معناى پوشش ظاهرى یا پوشاندن زن نیست و در اصل به مفهوم پنهان کردن زن از دید مرد بیگانه است. بدین سبب، هر پوششى حجاب نیست. حجاب پوششى است که از طریق پشت پرده واقع شدن تحقق یابد؛ ولى بر خلاف تصور عموم و نیز آنچه مشهور است، آیه حجاب(6) در قرآن «وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ...؛(7) چون از زنان پیغمبر(ص) متاعى خواستید، از پس پرده بخواهید». درباره زنان آن حضرت و بیش‏تر به منظور مسائل سیاسى و اجتماعى فرود آمده است(8) نه پوشش زن در مقابل نامحرم. به کارگیرى کلمه «حجاب»(9) در خصوص پوشش زن اصطلاحى نسبتاً جدید است و همین سبب گردیده بسیارى گمان کنند اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود؛(10) یا مثل «ویل دورانت» بگویند: «این امر خود مبناى پرده پوشى در میان مسلمانان به شمار مى‏رود»؛(11) و یا مدّعى شوند حجاب به وسیله ایرانیان به مسلمانان و اعراب سرایت کرده است؛ در حالى که آیات مربوط به حجاب (پوشش اسلامى زنان در مقابل نامحرمان) قبل از مسلمان شدن ایرانیان نازل شده است. در عهد جاهلیت نیز - همان طور که ویل دورانت مى‏گوید(12) و کتب تفسیر شیعه و سنى(13) تأیید مى‏کند - اعراب چنین پوششى نداشتند و عادتشان تبرّج و خودنمایى بود که اسلام آن را ممنوع ساخت: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى‏.»(14)

    آنچه از قدیم به ویژه نزد فقها در بحث نماز (کتاب الصلوة) و ازدواج (کتاب النکاح) رواج داشته، واژه «ستر» و «ساتر» به معناى پوشش و وسیله پوشش زن در مقابل نامحرمان بوده است. بنابراین، وظیفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و زندانى کردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتیجه عدم مشارکت این گروه عظیم در فعالیت‏هاى اجتماعى نیست. این وظیفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمایى نپردازد و مشارکتش در فعالیت‏ها بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد.(15)

     

     

    ضرورت پوشش اسلامى در قرآن‏

     

    پوشش اسلامى از احکام ضرورى اسلام(16) است و هیچ مسلمانى نمى‏تواند در آن تردید کند؛ زیرا هم قرآن مجید به آن تصریح کرده است و هم روایات بسیار بر وجوب آن گواهى مى‏دهند. به همین جهت، فقیهان شیعه و سنى به اتّفاق به آن فتوا داده‏اند. همان طور که نماز و روزه به دورانى خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش نیز چنین است و ادعاى عصرى بودن آن بى‏دلیل و غیر کارشناسانه مى‏نماید.

    خداوند متعال در آیه 30 سوره نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آیه بعد به زنان مسلمان فرمان مى‏دهد از چشم چرانى اجتناب کنند و در رعایت پوشش بدن از نامحرمان کوشا باشند: قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ.

    [اى پیامبر] به مردان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. این کار براى پاکى و پاکیزگى‏شان بهتر است و خداوند بدانچه مى‏کنند، آگاه است».

    «غضّ» در لغت عرب - چنان که مرحوم طبرسى در مجمع البیان(17) و راغب اصفهانى در مفردات(18) گفته‏اند - به معناى «کاستن» است و «غضّ بصر» یعنى کاهش دادن نگاه نه بستن چشم. البتّه متعلق این فعل و این‏که از چه چیز چشمان خود را فرو بندند، ذکر نشده است؛ امّا با توجّه به سیاق آیات، به ویژه آیه بعد، روشن مى‏گردد مقصود آن است که خیره خیره زنان نامحرم را تماشا نکنند و از چشم چرانى(19) بپرهیزند. از سوى دیگر، ممکن است مقصود از «حفظ فرج» در این آیه پاکدامنى و حفظ آن از آلودگى به زنا و فحشا باشد؛ ولى عقیده مفسران اولیه اسلام و نیز مفاد روایات از جمله سخن امام صادق(ع)(20) این است که مراد از «حفظ فرج» در همه آیات قرآن کریم پاکدامنى و حفظ آن از آلودگى به فحشا است؛ جز در این دو آیه که به معناى حفظ از نظر و وجوب پوشش در مقابل نامحرم است. آنگاه خداوند متعال فلسفه این آموزه را نظافت و پاکى روح مى‏داند و بر خلاف اهل جاهلیت قدیم و جدید - مانند «برتراند راسل» که این ممنوعیت را یک نوع محرومیت و اخلاق بى‏منطق و به اصطلاح «تابو» (تحریم‏هاى ترس آور رایج در میان ملل وحشى) مى‏داند - مى‏گوید: این پوشش به منظور طهارت روح بشر از این‏که پیوسته درباره مسائل مربوط به اسافل اعضا بیندیشد،(21) واجب شده است. سپس در آیه بعد مى‏فرماید:

    «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛

    [اى پیامبر] به زنان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز براى شوهران و سایر محارم آشکار نکنند، مگر آنچه پیدا است؛ و روسرى‏هاى خویش را به گریبان‏ها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوش‏ها پوشیده باشد و پاهاشان را به زمین نکوبند تا آنچه از زینت پنهان مى‏کنند، معلوم شود. اى بندگان مؤمن، همه به سوى خدا توبه کنید تا رستگار شوید».

    در این آیه خداوند تعالى، در خصوص پوشش بانوان، آنچه را بر مردان مؤمن لازم است، به دو شکل گسترش مى‏دهد:

    1. پوشیدگى سر و گردن؛ 2. پوشاندن زینت‏ها.

    «خُمُر» جمع «خِمار» و به معناى روسرى و سرپوش(22) است. «جیوب» از واژه «جیب» به معناى قلب و سینه و گریبان است.(23) در تفسیر مجمع البیان چنین مى‏خوانیم: زنان مدینه اطراف روسرى‏هاى خود را به پشت سر مى‏انداختند و سینه و گردن و گوش‏هاى آنان آشکار مى‏شد. بر اساس این آیه، موظف شدند اطراف روسرى خود را به گریبان‏ها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد.(24) فخر رازى یاد آور مى‏شود: خداوند متعال با به کارگرفتن واژه‏هاى «ضَرب» و «عَلى‏» که مبالغه در القا را مى‏رساند، در پى بیان لزوم پوشش کامل این نواحى است.(25) ابن عبّاس در تفسیر این جمله مى‏گوید: «یعنى زن مو و سینه و دور گردن و زیر گلوى خود را بپوشاند».(26)

    برخى ادّعا مى‏کنند، حجاب به معناى مقابله با برهنگى را قبول داریم؛ ولى در هیج جاى قرآن از پوشش مو سخن به میان نیامده است؛ نا درستى این سخن آشکار مى‏نماید؛ زیرا، با چشم پوشى از گفتار ابن عبّاس و نیز شأن نزول آیه، این واقعیت که زنان مسلمان حتّى قبل از نزول این آیه موهاى خود را مى‏پوشاندند و آشکار بودن گردن و گوش و زیر گلو و گردنشان تنها مشکل به شمار مى‏آمد، تردیدناپذیر است. در آیه از رو سرى سخن به میان آمده است، باید پرسید: آیا روسرى جز آنچه بر سر مى‏افکنند و موها را مى‏پوشانند، معنایى دارد. افزون بر این، حکم میزان پوشش در روایات متعدد وارد شده است.(27) اگر قرار باشد مانند برخى از صحابه یا گروهى روشنفکر مآبان جدید فقط به قرآن اکتفا کنیم، در کشف جزئیات ضرورى‏ترین احکام مانند رکعات نماز نیز ناکام مى‏مانیم.

    در خصوص «زینت» پرسشى مهم مطرح است. آیا مفهوم آن واژه «زیور» فارسى (زینت‏هاى جدا از بدن مانند جواهرات) را نیز در بر مى‏گیرد یا تنها آرایش‏هاى متصل به بدن، مانند سرمه و خضاب، را شامل مى‏شود.؟(28) در پاسخ باید گفت: حکم کلى آن است که خودآرایى جایز و خودنمایى در مقابل نامحرم ممنوع است.

    آرایش امرى فطرى و طبیعى است(29) و حسّ زیبایى دوستى سرچشمه پیدایش انواع هنرها در زندگى بشر شمرده مى‏شود. این گرایش طبیعى، افزون بر آن که آثار مثبت روانى در دیگران پدید مى‏آورد، به تحقق آثار گرانبهاى روانى در شخص آراسته نیز مى‏انجامد. آراستن خود و پرهیز از آشفتگى و پریشانى در نظام فکرى و ذوق سلیم انسان ریشه دارد. پرهیز از خودآرایى نه دلیل وارستگى از قید نفس است و نه علامت بى‏اعتنایى به دنیا. وضع ژولیده و آشفته و عدم مراعات تمیزى و نظافت ظاهرى، خود به خود شخصت افراد را در نگاه دیگران خوار مى‏سازد و زبان طعن و توهین دشمن را مى‏گشاید.(30) بر این اساس، پوشیدن جامه زیبا، بهره‏گیرى از مسواک و شانه، روغن زدن به مو و گیسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست کردن و سرانجام آراستن خویش هنگام عبادت و معاشرت با مردم از مستحبات مؤکد و برنامه‏هاى روزانه مسلمانان است.(31) حضرت امام حسن مجتبى(ع) بهترین جامه‏هاى خود را در نماز مى‏پوشید و در پاسخ کسانى که سبب این کار را مى‏پرسیدند، مى‏فرمود: «اِنَّ اللَّهَ جَمیلٌ وَ یُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّى‏؛ خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد. پس خود را براى پروردگارم زیبا مى‏سازم».(32)

    بنابراین، خداوند زینت و خودآرایى را نهى نمى‏کند؛ آنچه در شرع مقدس ممنوع شده است، تبرّج و خودنمایى و تحریک و تهییج به وسیله آشکار ساختن زینت در محافل اجتماعى است؛ چنان که مى‏فرماید: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى‏.»(33)

    و نیز مى‏فرماید: «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ.»(34)

    این آیه زنان عرب را که معمولاً خلخال به پا مى‏کردند و براى این‏که بفهمانند خلخال گرانبها دارند، پاى خود را محکم به زمین مى‏کوفتند، از این کار نهى مى‏کند. فقیه بزرگوار علامه مطهرى مى‏گوید: «از این دستور مى‏توان فهمید هر چیزى که موجب جلب توجّه مردان مى‏گردد، مانند استعمال عطرهاى تند و همچنین آرایش‏هاى جالب نظر در چهره، ممنوع است. به طور کلى زن در معاشرت، نباید کارى بکند که موجب تحریک و تهیج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد.»(35)

    در آیه 31 سوره نور مى‏فرماید: «وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها». زینت‏هاى زن دو گونه است: یک نوع زینتى که مانند لباس و سرمه و انگشتر و دست بند آشکار است و پوشانیدن آن واجب نیست؛ و نوع دیگر زینتى که پنهان است مگر آن که عمداً بخواهد آن را آشکار سازد؛ مانند گوشوار و گردن بند. پوشانیدن این نوع زینت واجب است. البتّه استثناهایى دارد که بعداً بیان خواهد شد.(36) قرآن کریم، با همین معیار، در خصوص پوشش بانوان سالمند و از کار افتاده که امید زناشویى ندارند، سهل‏گیرى کرده، به آن‏ها اجازه داده است روى سرها را برگیرند؛(37) ولى در عین حال آن‏ها نیز اجازه خودنمایى و تهییج ندارند: «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ».(38)

    آیات دیگرى که با صراحت کامل دستور پوشش اسلامى و فلسفه آن را بیان مى‏کنند، چنین است:

    «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً.

    اى پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوشش‏هاى (روسرى و چادر) خود را برخود فروتر گیرند. این براى آن که شناخته گردند و اذیت نشوند، [به احتیاط] نزدیک‏تر است؛ و خدا آمرزنده و مهربان است.(39)

    با این حال، ممکن است گروهى از ارازل و اوباش به هتک حیثیت زنان مؤمن ادامه دهند. در این صورت، حاکم اسلامى وظیفه دارد با شدت تمام با این افراد بیمار دل برخورد کند. بنابراین، مسأله حفظ پوشش و عدم مزاحمت براى بانوان تنها یک توصیه اخلاقى نیست و حکمى اسلامى و حکومتى به شمار مى‏آید: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیها إِلاَّ قَلِیلاً * مَلْعُونِینَ أَیْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً؛ اگر منافقان و بیماردلان و کسانى که در شهر نگرانى به وجود مى‏آورند، از کارهاى خود دست برندارند، ما تو را علیه آن‏ها بر خواهیم انگیخت و تو را سخت بر آنان مسلط مى‏کنیم تا جز مدتى اندک در همسایگى تو زندگى نکنند؛ از رحمت خدا دور گردیدند و هر کجا یافت شوند دستگیر و به سختى گشته خواهند شد».(40)

    در این آیات، سه مطلب مهم قابل توجّه مى‏نماید:

    1 - «جلباب» چیست و نزدیک کردن آن یعنى چه؟

    2 - فلسفه پوشش اسلامى‏

    3 - مجازات افراد مزاحم(41)

     

     

    چه نوع پوششى توصیه شده است؟

     

    در مفهوم جلباب اختلاف نظر وجود دارد. آنچه، با توجّه به کتب لغت(42) و گفتار مفسران شیعه مانند علامه طباطبایى(43) و فیض کاشانى(44) و اهل سنّت مانند قرطبى(45) صحیح‏تر به نظر مى‏رسد، آن است که «جلباب» ملحفه و پوششى چادر مانند است نه روسرى و خمار. از ابن عبّاس و ابن مسعود روایت شده که منظور عبا است. پس جلباب لباس گشاد و پارچه‏اى است که همه بدن را مى‏پوشاند. ضمناً همان طور که مفسران بزرگ مانند شیخ طوسى و طبرسى فرموده‏اند، در گذشته دو نوع روسرى براى زنان معمول بود: روسرى‏هاى کوچک که آن‏ها را «خِمار» یا «مقنعه» مى‏نامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مى‏کردند؛ و روسرى‏هاى بزرگ که مخصوص بیرون خانه به شمار مى‏آمد. زنان با این روسرى بزرگ که جلباب خوانده مى‏شد و از «مقنعه» بزرگ‏تر و از «رداء» کوچک‏تر است و به چادر امروزین شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را مى‏پوشاندند.(46)

    نزدیک ساختن جلباب - «یدنین علیهنّ من جلابیبهنّ» - کنایه از پوشیدن چهره و سر و گردن با آن است.(47) یعنى چنان نباشد که چادر یا رو پوش‏هاى بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشریفاتى و رسمى داشته باشدو همه پیکرشان را نپوشاند. زنان حق ندارند چنان چادر بپوشند که نشان دهد اهل پرهیز از معاشرت با مردان بیگانه نیستند؛ از نگاه چشم‏هاى نامحرم نمى‏پرهیزند و از مصادیق «کاسیات عاریات»(48) شمرده مى‏شوند. قرآن فرمان مى‏دهد: بانوان با مراقبت جامه‏شان را بر خود گیرند و آن را رها نکنند تا نشان دهد اهل عفاف و حفظ به شمار مى‏آیند. تعلیل پایانى آیه نیز بیانگر همین امر است؛ یعنى آن پوششى مطلوب است که خود به خود دورباش ایجاد مى‏کند و ناپاکدلان را نومید مى‏سازد.(49)

     

     

    2. چرا پوشش ضرورت دارد؟

     

    خداوند متعال درباره علت ضرورت پوشش اسلامى مى‏فرماید: «ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ.» برخى این آیه را چنین معنا کرده‏اند: «بدین وسیله شناخته مى‏شوند آزادند نه کنیز؛ پس با آزار و تعقیب جوانان رو به رو نمى‏شوند. بنابراین، در عصر حاضر که مسأله بردگى از میان گرفته، این حکم نیز منتفى مى‏شود؛ ولى باید گفت:(50) ایجاد مزاحمت و آزار کنیزان نیز روا نیست. حقیقت آن است که وقتى زن پوشیده و با وقار از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاک دامنى را رعایت کند، فاسدان و مزاحمان جرأت هتک حیثیت او را در خود نمى‏یابند. بیمار دلانى که در پى شکار مى‏گردند، فرد داراى حریم را شکارى مناسب نمى‏بینند. در روایات آمده است: «المرأة ریحانه؛(51) زن همچون ریحانه یا شاخه گلى ظریف است.» بى‏تردید اگر باغبان او را پاس ندارد، از دید و دست گلچین مصون نمى‏ماند. قرآن کریم، زنان ایده آل را که در بهشت جاى دارند، به مروارید محجوب و پوشیده در صدف تشبیه مى‏کند: «کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ.»(52) افزون بر این، گاه آن‏ها را به جواهرات اصیلى چون یاقوت و مرجان که جواهر فروشان در پوششى ویژه قرار مى‏دهند تا همچون جواهرات بَدَلى به آسانى در دسترس این و آن قرار نگیرند و ارزش و قدرشان کاستى نپذیرد، تشبیه مى‏کند.(53) بر این اساس، مرحوم علامه طباطبایى(54) همین تفسیر را بر مى‏گزیند. استاد شهید مطهرى در این باره مى‏فرماید: «حرکات و سکنات انسان گاهى زبان‏دار است. گاهى وضع لباس، راه رفتن، سخن گفتن زن معنا دار است و به زبانِ بى‏زبانى مى‏گوید: دلت را به من بده، در آرزوى من باش، مرا تعقیب کن؛ گاهى بر عکس، با زبان بى‏زبانى مى‏گوید: دست تعرّض از این حریم کوتاه است.»(55)

     

     

    پى نوشت‏ها:

     

    1. انسانیت از دیدگاه اسلامى، مصطفوى، ص 129.

    2. نحل (16): 80.

    3. سوره نور (24): 31 و 30 و 59؛ احزاب (33): 59 و 60.

    4. سوره اعراف (7): 26.

    5. ر. ک: المفردات فى غرائب القرآن، راغب اصفهانى و قاموس قرآن، سید على اکبر قرشى.

    6. در اصطلاح تاریخ و حدیث اسلامى، هر جا نام «آیه حجاب آمده است مقصود این است نه آیات سوره نور که در خصوص پوشش اسلامى است.

    7. احزاب (33): 53.

    8. مسأله حجاب، مرتضى مطهرى، ص 74.

    9. واژه حجاب هفت بار در قرآن کریم به کار رفته است؛ ولى هرگز به معناى حجابِ اسلامى مصطلح نیست.

    10. مسأله حجاب، ص 73.

    11. تاریخ تمدن؛ ویل دورانت، مترجمان احمد آرام (و دیگران)، ج 1، ص 433 و 434.

    12. مسأله حجاب، ص 22.

    13. ر. ک: تفاسیر مجمع البیان (طبرسى) و کشّاف (ز مخشرى) ذیل آیات 33 احزاب و 60 نور.

    14. سوره احزاب (33): 33.

    15. مسأله حجاب، ص 73. نیز ر. ک: تفسیر نمونه، ج 17، ص 401 - 403.

    16. اصل قانون حجاب اسلامى، صرفاً از ضروریات فقه نیست؛ بلکه از ضروریات دین مبین است؛ چه این‏که نصّ صریح قرآن بر آن گواهى مى‏دهد و تنها ظهور آیات قرآن دلیل بر آن نیست تا جاى اختلاف برداشت و محل تردید باشد.

    17. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، طبرسى، ج 7 - 8، ص 216.

    18. المفردات فى غریب القرآن؛ راغب اصفهانى، ص 361.

    19. مسأله حجاب، ص 125 - 128.

    20. تفسیر مجمع البیان، ص 216 و 217.

    21. مسأله حجاب، ص 129.

    22. المفردات فى غرائب القرآن، ص 159؛ مجمع البیان، ص 217.

    23. مجمع البیان، ص 217.

    24. همان.

    25. التفسیر الکبیر، ج 23، ص 179.

    26. مجمع البیان، ص 217. (قال ابن عبّاس: تفطّى شعرها و صدرها و ترائبها و سوالفها).

    27. ر. ک: تفسیر الصافى، فیض کاشانى، ج 3، ص 430 و 431.

    28. مسأله حجاب، ص 131.

    29. علامه طباطبائى(ره) در تفسیر آیه 32 سوره اعراف مى‏فرماید: خداى متعال در این آیه زینت‏هایى را معرفى مى‏کند که براى بندگان ایجاد و آنان را فطرتاً به وجود آن زینت‏ها و استعمال و استفاده از آن‏ها ملهم کرده است؛ و روشن است که فطرت جز به چیزهایى که وجود و بقاى انسان نیازمند آن است، الهام نمى‏کند. (ر. ک: المیزان، ج 8، ص 79)

    30. آیین بهزیستى در اسلام، احمد صبور اردوبادى، ج 1 (جنس پوشاک)، ص 57.

    31. حلیة المتقین، محمدباقر مجلسى، ص 3 - 5 و 10 - 12 و 91 - 107.

    32. مجمع البیان، ج 4 - 3، ص 673.

    33. سوره احزاب(33): 33.

    34. سوره نور(24): 31.

    35. مسأله حجاب، ص 146 - 147.

    36. ر. ک: تفسیر الصافى، ج 3، ص 430 و 431.

    37. وسایل الشیعه، حر عاملى، ج 14، ص 140.

    38. سوره نور (24): 60.

    39. سوره احزاب(33): 59.

    40. سوره احزاب (33): 60 و 61.

    41. مجازات این گونه افراد از نظر اسلام بسیار شدید است و بعد از ارشاد و امر به معروف و نهى از منکر، چنانچه این بیماردلان از عمل زشت خویش دست برندارند، باید از جامعه اسلامى تبعید شوند؛(مسأله حجاب، ص 164) و در صورت استمرار، در ردیف محاربان با حکومت اسلامى جاى مى‏گیرند و به حکم قرآن اعدام مى‏گردند. (المیزان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 361 و 362)

    42. ر. ک: مسأله حجاب، ص 158 و 159؛ قاموس قرآن، قرشى، ج 2، ص 41 و 42. (این کتاب‏ها کلمات اهل لغت را ذکر کرده‏اند؛ مانند تعبیر به «الجلباب: القمیص أوالثواب الواسع» یا «الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الردّاء تُغطّى به المرأة رأسها و صدرها)

    43. المیزان فى تفسیر القرآن، ج 16، ص 361. (هو ثوب تشتمل به المرأة فیغطّى جمیع بدنها)

    44. تفسیر الصافى، فیض کاشانى، ج 4، ص 203.

    45. الجامع لأحکام القرآن، قرطبى، ج 14؛ ص 156.

    46. درباره جلباب گفته‏اند: آن روسرى خاصى که بانوان هنگامى که براى کارى به خارج از منزل مى‏روند، سر و روى خود را با آن مى‏پوشند؛ «الجلباب خمارالمرأة الذى یفطّى رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة» (التبیان فى تفسیر القرآن، طوسى ج 8، ص 361؛ مجمع البیان، ج 8 - 7، ص 578)

    47. مجمع البیان، ص 580؛ المیزان، ج 16، ص 361.

    48. زنانى که ظاهراً پوشیده هستند ولى در واقع برهنه‏اند، روى عن رسول اللّه(ص): صنفان من اهل النار لم أرهما قوم معهم سیاط کأذناب البقر یضربون بها الناس و نساء کاسیات عاریات، ممیلات مائلات، رؤسهنّ کأسنمة البُخت المائلة....» (میزان الحکمة، رى شهرى، ج 2، ص 259)

    49. مسأله حجاب، ص 160 و 161.

    50. آسیب‏شناسى حجاب، ص 19

    51. وسائل الشیعة، ج 14، ص 120.

    52. سوره واقعه(56): 23.

    53. گستره عفاف به گستردگى زندگى، حمیده عامرى، کتاب زنان، شوراى فرهنگى اجتماعى زنان، ش 12، ص 117.

    54. المیزان، ج 8، ص 361.

    55. مسأله حجاب، ص 163.

     

     

    کتب مناسبی در مورد فلسفه ی حجاب می خواستم ترجیحا مختصر و جذاب برای جوانان ؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    براى آگاهى بیشتر در این زمینه ر. ک:

    1- فلسفه حجاب، شهید مرتضى مطهرى

    2- فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، غلامعلى حداد عادل

    3- مجله پرسمان، دى ماه 1380 (مقاله اى درخصوص چرائى پوشش)

    4- کتاب هاى تفسیر قرآن در ذیل آیات 59، 32، 31 و 60 سوره نور و 32 و 33 سوره احزاب

    در اینجا نکاتى را در باره فلسفه حجاب به عرضتان مى رسانیم:

    اولا: چون ما درعقاید خویش براى وحى جایگاهى ویژه قائل هستیم آنچه را که از این طریق به ما برسد با منت مى پذیریم؛ زیرا مى دانیم که خداوند جز به مصلحت بندگان خویش فرمان نمى راند. ثانیا: بسیارى از حکمت ها و فلسفه هاى حجاب امروزه روشن شده است:

    الف) پوشش، امرى غریزى و فطرى براى بشر است؛ کاوش هاى باستان شناسى نشان مى دهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مساله پوشش اهتمام ورزیده است و همه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار داده اند.

    ب) مستور بودن زیباییها و جذبه هاى جنسى زن و مرد آنها را از معرض دید و طمع ورزى شهوت پرستان هرزه محافظت مى کند و امنیت و بهداشت روانى جسمى آنان را تامین مى نماید.

    ج) برهنگى، راهبر به سوى بى بند و بارى و لجام گسیختگى جنسى است که عواقب شوم و زیانبارى دارد؛ از جمله:

    1- گسترش فساد و ناهنجارى هاى اجتماعى،

    2- شیوع بیمارى هایى چون سفلیس، سوزاک، ایدز و،

    3- سست شدن پیمان مقدس خانواده، گسترش آمار طلاق و بالا گرفتن عقده هاى روحى در کودکان،

    4- زیاد شدن فرزندان نامشروع.

    اینها و ده ها مشکل اجتماعى دیگر عواقب شومى است که جهان غرب را سخت برآشفته و ستاره تمدنش را به افول مى کشاند تا آن جا که حتى فریاد متفکرین ماتریالیستى چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ کرده است. ولى مکتب گرانقدر اسلام در پرتو هدایت هاى نورانى اش همچون حجاب از اساس با این جریان ویرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژى استوار براى صیانت فرد وجامعه از آسیب هاى بى شمار قرار داده است. از همین روست که استعمارگران براى تخدیر جوانان، در بند کشیدن آنان و گسترش اهداف ظالمانه خویش از بى حجابى و برهنگى به عنوان ابزارى قوى سود مى جویند.

    آنچه که اهداف فوق را تأمین مى کند حجاب برتر یعنى چادر است چه این که چادر حجم بدن و برجستگى هاى آن را پوشانده، تحریک و انگیزش جنسى را در طرف مقابل ایجاد نمى کند. آرایش گرچه فى نفسه خوب است اما نباید به نحوى باشد که نامحرم را به سوى او بکشاند. این است که گفته اند زن باید تمام بدن را از نامحرم بپوشاند و فقط صورت و دست ها تا مچ را در صورتى که فاقد زینت باشند مى تواند نپوشاند

     

     

    کتاب هایی را در مورد مسائل زنان از جمله حجاب ،شخصیت و حقوق زن معرفی کنید؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    زن درآیینه جمال و جلال، آیت‏الله جوادى آملى، اسراء.

    - مسائل ازدواج و حقوق خانواده، على اکبر بابازاده، بدر.

    - درآمدى بر نظام شخصیت زن در اسلام، محمد رضا زیبایى‏نژاد، محمد تقى سبحانى، دارالقدر.

    - نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهرى، صدرا.

    - زن از دیدگاه ادیان و مکاتب، حوزه علمیه خواهران، نصایح.

    - روانشناسى زن در نهج‏البلاغه،

    - فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، حداد عادل.

    - حجاب در ادیان، محمدى آشنانى.

    - فلسفه حجاب، شهید مطهرى.

    - آسیب‏شناسى دینى فمینیسم، سید حسین تقوى دهاقان، منهاج.

    - جریان‏شناسى دفاع از حقوق زن، ابراهیم شفیعى سروستانى، طه.

    - دفاع از حقوق زن، محمد حکیمى، آستان قدس رضوى

     

     

    مسأله حجاب چرا بیشتر روی زنان تکیه شده است؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    برای روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است:

    1- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینی

    بر اساس فرهنگ اسلامی، انسان موجودی است که برای رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسی و توجه به هر یک از آن‏ها در حدّ نیاز طبیعی، سبب شکوفایی همه استعدادهای انسان شده و او را به سوی کمال سوق داده است.

    پوشش مناسب برای زن و مرد عامل مهمی در تعدیل و تنظیم این غریزه است.

    2- توجه به ساختار فیزیولوژی انسان‏

    نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه‏ای مستقیم با تفاوت‏های جسمی و روحی زن و مرد دارد.

    در تحقیقات علمی در مورد فیزیولوژی و نیز روان‏شناسی زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک‏های چشمیِ شهوت‏انگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایی زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعی قادر به دیدن است، از سوی دیگر ترشّح هورمون‏ها در مرد صورتی یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتی گسترده تحت تأثیر محرّک‏های شهوانی قرار میگیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّک‏های حسی پاسخ میدهند. حس لامسه بروز زیادی ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است.

    از این گذشته چون هورمون‏های جنسی زن به صورت دوره‏ای ترشخ میشوند و به طور متفاوت عمل میکنند، تأثیر محرّک‏های شهوانی بر زن صورتی بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است.

    با توجه به مطالب فوق میتوان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّی و اساسی ریشه گرفته است. اسلام میخواهدد انواع التذاذهای جنسی (چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها برای کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربی که حضور در جامعه را با لذت جویی جنسی به هم میآمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسی را به هم میریزد.

    اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و برای تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بی بند و باری در پوشش به معنای عدم ظابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسی است که آثار شوم آن بر کسی پوشیده نیست.

    ج) آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینی

    1- بهداشت روانی اجتماع و کاهش هیجان‏ها و التهاب جنسی که سبب کاهش عطش سیری ناپذیری شهوت است.

    2- تحکیم روابط خانوادگی و برقراری صمیمیت کامل زوجین.

    با رواج بی حجابی و جلوه گری زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعی محدودیت و پایان آزادیهای جنسی خود تلقّی میکنند وافراد متأهل هر روز در مقایسه‏ای خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار میگیرند. این مقایسه‏ها، هوس را دامن زده و ریشه زندگی را میسوزاند.

    3- استواری اجتماعی و استیفای نیروی کار و فعالیّت‏

    دختر و پسری که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانی شوند، از تمرکز و کارآیی آن‏ها کاسته میشود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروی فکری و کاری است.

    4- بالارفتن ارزش واقعیت زن و جبران ضعف جسمانی او

    حیا، عفاف و حجاب زن میتواند در نقش عاطفی او و تأثیرگذاری بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکی از وسائل مرموز برای حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.

    اسلام حجاب را برای محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه برای مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضی به حبس، رکود و سرکوبی استعدادهای زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را یر اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانی و تجاری منع کرده است.

    در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه میباشد که در صدد کام جوییهای آزاد و بی حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است.

    علاوه بر مطالب فوق استاد مطهری در بیان این که چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچی، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خود آرایی از حس شکارچیگری او ناشی میشود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏های بدن نما و آرایش‏های تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود میخواهد دلبری کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگی، از انحراف‏های مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است".(1) به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسی و زیبایی خاص زنانه و تحریک پذیری جنس مردانه، یکی از علت‏های این حکم است. توصیه و دستور الهی به پوشش و حجاب برای زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایی از این قبیل که تنها فریب شیطانیاند نمیباشد، بلکه در واقع برای آگاهی دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت و شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزی ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشتری را میطلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار برای مطامع سودپرستان در نیاید.

    به یاد داشته باشیم که غریزه جنسی، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‏تر میگردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر میشود، و شهوت خود را به صورت یک عطش روحی و خواست اشباع نشدنی در میآورد.(2) و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن عده‏ای به همجنس بازی نشانه آشکاری از این حالت است.

    بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامی توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسی آنان نیز میگردد و پس از مدتی باعث دلزدگی و بی معنایی آن خواهد شد.

    در مورد مردان نیز این گونه نیست که بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به هر صورتی باشد بلکه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و کارهای سخت و به جهاتی که در بالا ذکر شد با زنان متفاوت است.

     

     

     

    به هر کس که این نامه و در واقع این درد دل را می‏خواند، سلام می‏کنم. من دختری هستم فوق العاده حساس و عاطفی. اخیراً دچار یک مشکل شده‏ام؛ از شما خواهش می‏کنم، راهنمایی‏ام کنید و شرعاً به من بگویید که کارم درست است یا نه؟ من دانشجوی سال دوم هستم. تابستان امسال یک ایمیل از یک پسر برایم ارسال شده بود که به من ابراز علاقه کرده بود. نمی‏دانم چه طور شد که با این که تا کنون به هیچ پسری محل نگذاشته‏ام و همواره سعی کرده‏ام حفظ آبرو کنم، به رابطه‏ام با آن پسر ادامه دادم. در طی این شناخت که تا کنون نیز ادامه دارد، فهمیدم که پسر فهیم و تحصیل کرده و خوش اخلاق و مؤمنی است. من در طی ایمیل‏هایم به او گفتم که نمی‏خوام به عنوان دوست باهاش ادامه ارتباط بدم و ایشان نیز چند هفته قبل، از من، از طریق ایمیل خواستگاری کرد و البته از من خواست تا به صورت تلفنی به رابطه‏مان ادامه بدهیم؛ چون من اجازه نداشتم شماره موبایلم را - که مال بابام بود - به ایشان بدهم، ایشان قبول کردند و شماره شون رو به من دادند و من هم قول دادم که هر وقت توانستم، به ایشان زنگ بزنم. اولین بار که زنگ زدم، آن قدر متحول شدم که شب تا نصف شب فقط راه رفتم. ایشان پسر بسیار مؤدبی هستند و حتی در هنگام صحبت هم ادب و نزاکت را به جا می‏آورد و خودش را سبک نشان نمی‏دهد. حال، آن قدر در عشق او غرق شده‏ام که حاضر نیستم به هیچ عنوان به کس دیگری فکر کنم. به خدا! اصلاً اهل این کارها نبودم؛ یعنی حتی الان هم بعضی وقت‏ها فکر می‏کنم که گناه می‏کنم که بهش زنگ می‏زنم. برای همین، موقع نماز گریه می‏کنم. از یک طرف، عشقمان مرا در خود غرق کرده، از طرف دیگر، نمی‏خواهم گناه کنم؛ البته این را بگویم که من به ایشان گفتم که برای خواستگاری رسمی تا اسفند ماه که ایشان کنکور ارشدشان را بدهند، صبر می‏کنم تا هم شناختمان از هم بیشتر شود و هم من روی این موضوع خوب فکر کنم؛ البته بگویم که من پارسال در حرم امام رضا از آقا خواستم که مرد آینده‏ام آدم پاک و صادقی باشد و فکر می‏کنم این همان پسر است؛ چون همیشه دعا کرده‏ام که اگر این پسر مناسبی نیست، رابطه‏مان قطع شود. با این وجود، هنوز عشقمان روز به روز بیشتر می‏شود. ایشان قبول کردند تا آن موقع صبر کنند و ما از طریق ایمیل و تلفن بیشتر با هم آشنا شویم. من هنوز ایشان را ندیده‏ام؛ اما به صداقتش ایمان دارم. شما را به خدا کمکم کنید. آیا روزه‏ام باطل می‏شود؟ آیا نمازم باطل می‏شود؟ شنیده‏ام که صحبت با نامحرم گناه است؛ البته ما به قصد لذت با هم صحبت نمی‏کنیم؛ برای آشنایی بیشتر است. کمکم کنید؛ کمکم کنید!

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    دانشجوى گرامى! ما نیز متقابلاً به شما سلام عرض مى‏کنیم و از حسن اعتماد شما سپاس‏گزاریم و از این که مشکل خود را با ما در میان گذاشتید و با طرح مسئله‏اى که امروزه از فراوانى بالایى برخوردار است و شاید سؤال بسیارى از جوانان باشد، زمینه خدمت‏رسانى ما را براى سایر جوانان نیز فراهم نمودید، خرسندیم. خدا را شاکریم که دانشجویانى صادق و پاک‏سیرت امثال شما داریم. این صداقت در گفتار، حاکى از پاکى فطرت و زلالى ایمان شماست و نشان مى‏دهد که از مبتلا شدن به آلودگى و ارتکاب گناه سخت نگرانید و این دغدغه شما، علامت ایمان و اعتقاد قوى به ارزش‏هاى الهى و انسانى است و امیدواریم که در این برهه حساس و سرنوشت‏ساز زندگى، بتوانید ایمان خود را حفظ کنید و با درایت و بینش، همراه با مشورت با افرادى مجرب، همسر خوب و شایسته‏اى را انتخاب کنید. در این جا لازم مى‏دانیم به عنوان مشاورانى امین و دل‏سوز که خدمت به شما دانشجویان را مایه افتخار خود مى‏دانیم، نکاتى را خدمت شما دانشجوى گرامى عرض کنیم:

    1. بدون تردید، ازدواج و انتخاب همسر، به دلیل تأثیرگذارى آن در همه ابعاد زندگى، مسئله‏اى بسیار مهم و سرنوشت‏ساز است؛ از این رو، باید در یک فضاى دور از احساسات، بلکه بر اساس بینش و آگاهى و با معیارهاى صحیح انجام گیرد و از هر گونه شتاب‏زدگى و بى‏احتیاطى باید اجتناب کرد.

    2. یکى از عوامل و به عبارت دیگر، یکى از آفت‏هاى انتخاب صحیح، دوستى‏ها و روابط عاشقانه قبل از ازدواج است. این روابط، از هر طریقى که باشد - اعم از ارتباط حضورى، تلفنى، نامه‏نگارى یا از طریق سیستم رایانه‏اى (ایمیل) - موجب تحریک و شعله‏ور شدن شهوات جنسى مى‏شود. وضعیت جسمانى و روانى جوان به گونه‏اى است که در شرایط طبیعى، هم به دلیل تغییرات هورمونى و هم به خاطر شدت یافتن عواطف و هیجان‏ها، تمایل شدیدى به جنس مخالف پیدا مى‏کند. ارتباطات غیررسمى، به طور مسلم، احساسات و عواطف را آن چنان شعله‏ور مى‏کند که کنترل آن براى جوان بسیار دشوار مى‏شود و از نظر روانى در شرایطى قرار مى‏گیرد که نمى‏تواند از قدرت تفکر، عقل، منطق و راهکارهایى که شرع براى انتخاب همسر ارائه نموده، استفاده کند.

    3. اگر این فردى که با شما ارتباط برقرار کرده، واقعاً تصمیم جدى دارد که شما را به عنوان همسر خود برگزیند، راه صحیح و متعارف آن این است که با والدین شما تماس بگیرد و به صورت رسمى از شما خواستگارى کند. ممکن است بگویید او هنوز مرا به خوبى نمى‏شناسد؛ در این صورت، چگونه از من به صورت رسمى خواستگارى کند؟ پاسخ آن این است که اگر شناخت کافى ندارد، چگونه از طریق ایمیل از شما خواستگارى کرده است؟ بنابراین، به این گونه پیشنهادها دل خوش نکنید؛ زیرا اگر برخورد او را با خوشبینى هم ارزیابى کنیم، حداقل روشى را که براى انتخاب همسر انتخاب کرده، یک روش متعارف نیست.

    4. گر چه سوءظن به دیگران خوب نیست و انسان باید در روابط اجتماعى خود با دیگران اصل را بر حسن ظن بگذارد، اما حسن ظن را نمى‏توان در همه جا و نسبت به همه تعمیم داد. هر چه اهمیت کار بیشتر باشد، انسان باید احتیاط بیشترى بکند. در یکى از جاها که نباید حسن ظن را تعمیم داد، بلکه باید آگاهانه عمل کرد، ازدواج و انتخاب همسر است. چه بسا افراد شیادى که مترصد به دام انداختن جوانان کم‏تجربه هستند و با زبانى چرب و نرم، بسیار مؤدبانه وارد عمل مى‏شوند و از خوش باورى، صداقت و کم‏تجربگى افراد سوءاستفاده مى‏کنند و آنها را طعمه هوس‏بازى‏هاى خود قرار مى‏دهند و کم نیستند جوانان دختر و پسرى که بر اثر خوش باورى، به دام افتاده‏اند و همه چیز خود را از دست داده‏اند. شما حداقل باید این احتمال را بدهید که ممکن است این چرب زبانى‏ها و برخوردهاى کلامى مؤدبانه، براى فریب شما باشد. ممکن است بگویید این احتمال ضعیف است؛ ولى گر چه این احتمال ضعیف باشد، اما محتمل قوى است؛ مثل این که شما یک هزارم درصد احتمال بدهید لیوان آبى که مى‏خواهید بنوشید، توسط فردى با سم کشنده آلوده شده است؛ آیا با وجود احتمال ضعیفى که مى‏دهید، حاضرید آن لیوان آب را بنوشید؟ قطعاً چنین کارى را نمى‏کنید؛ زیرا مسئله، مسئله مرگ و زندگى است. بنابراین، سعى کنید به راحتى به کسى دل نبندید و هیچ گونه قول و قرارى بدون اطلاع خانواده با این گونه خواستگارهاى ایمیلى نگذارید.

    5. با توجه به آن چه بیان شد، ادامه ارتباط شما با وى، به مصلحت شما نیست.

    6. بنابراین، سعى کنید ارتباط تلفنى و ایمیلى خودتان را با او کم کنید و به او بگویید که اگر واقعاً قصد ازدواج دارد، به صورت رسمى - آن هم از طریق خانواده - اقدام به خواستگارى کند و اگر فعلاً به هر دلیلى نمى‏تواند از شما خواستگارى کند، شما نیز تا فراهم شدن شرایط، ارتباط خود با او را قطع کنید؛ زیرا ادامه ارتباط با او، همان آسیب‏هایى را به دنبال دارد که به آن اشاره شد.

    7. در صورتى که به صورت رسمى از شما خواستگارى کرد، تازه اولین گام براى انتخاب صحیح آغاز مى‏شود و شما باید همه آن حرف‏هایى که از طریق ایمیل و تلفن بینتان رد و بدل شده، کنار بگذارید و به صورت واقعى و از طریق اعضاى خانواده، تحقیقات لازم را درباره او و خانواده‏اش شروع کنید. لازم نیست شخصاً در این تحقیقات حضور مستقیم داشته باشید؛ بلکه سایر اعضاى خانواده و افراد مجرب و مورد اطمینان، باید این تحقیقات را انجام دهند.

    8. ممکن است سؤال کنید که چرا ارتباط تلفنى را قطع کنم؟ به دلیل این که این ارتباط، باعث مى‏شود که شما بیش از پیش، اسیر یک عشق خیالى شوید؛ به گونه‏اى که خود را نمى‏توانید کنترل کنید و ممکن است حوادث بدى رخ دهد و از همان چیزهایى که دوست ندارید در ابتداى زندگى رخ دهد، اتفاق بیفتد و پشیمانى هم هیچ سودى نداشته باشد؛ پس علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد. علاوه بر این که این ارتباط، اگر ادامه پیدا کند، زمینه علاقمند شدن را فراهم مى‏کند و علاقه زیاد، منجر به محبت و نهایتاً عاشق شدن مى‏شود و همان طور که بزرگان گفته‏اند: «حب الشى‏ء یعمى ویصم»؛ دوستى شدید نسبت به چیزى یا کسى، موجب ندیدن عیوب و نواقص آن مى‏شود؛ یعنى چشم عقل و فهم انسان را از کار مى‏اندازد و فقط عواطف و احساسات بر انسان حاکم مى‏شود و هنگامى که در کنار این احساسات کور، نیازهاى طبیعى مانند نیاز جسمى قرار گرفت، باعث مى‏شود که انسان اصلاً نتواند واقعیت‏ها را ببیند و در چنین مواقعى، اشتباه بسیار افزایش پیدا مى‏کند و به جاى این که انتخاب کنید، اسیر احساسات کاذب خود مى‏شوید.

    9. با توجه به آنچه گفته شد، از نظر روان‏شناختى نیز این ارتباط مجاز نیست؛ زیرا هنوز معلوم نیست که او همسر واقعى شما باشد و ممکن است والدین شما با دیدن آن پسر و خانواده‏اش موافقت نکنند که با او ازدواج کنى یا برعکس، خانواده او با دیدن شما از این خواستگارى منصرف شوند. بنابراین، دلیلى ندارد که شما انرژى‏هاى عاطفى و روانى خود را بیهوده نثار فردى کنید که معلوم نیست همسر آینده شما باشد.

    10. بار دیگر تأکید مى‏کنیم که خواستگارى از طریق تلفن یا ایمیل، به هیچ وجه قابل اطمینان نیست و به مصلحت شما نیز نیست.

    11. اما این که فرمودید از امام هشتم على بن موسى الرضا علیه‏السلام خواسته‏اید که همسر مناسبى را خداوند نصیب شما کند، گر چه این درخواست از امام هشتم، فى نفسه امرى مطلوب است، اما در عین حال، مستلزم این است که شما نیز معیار و ملاک‏هایى را که ائمه علیهم‏السلام براى انتخاب همسر توصیه کرده‏اند، مورد توجه قرار دهید. یکى از مهم‏ترین شاخصه‏هاى انتخاب همسر مناسب، این است که از ابعاد گوناگون، همسر شما، کفو شما باشد و احراز کفویت، نیاز به تحقیق و مطالعه دارد. براى کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه، به کتاب «جوانان و انتخاب همسر»، تألیف على اکبر مظاهرى مراجعه کنید.

    12. این که فرمودید آیا ارتباط من با او موجب بطلان نماز و روزه‏ام مى‏شود یا نه، پاسخ آن این است که این گونه ارتباطهاى تلفنى یا ایمیلى، موجب بطلان نماز و روزه شما نمى‏شود؛ اما از آن جایى که امکان مفسده و لغزش وجود دارد، توصیه مى‏شود که از استمرار آن جداً خوددارى کنید. در پایان، از خداوند متعال، خوشبختى و سعادت شما را مسئلت مى‏نماییم؛ موفق باشید.

     

     

    منشاء این که می گویند چادر حجاب برتر است چیست ؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    حجاب منحصر در چادر و حتی مانتو نیست، بلکه هر لباسی که غیر از وجه و کفین (دست‏ها تا مچ) را بپوشاند وموجب تحریک و جلب توجه نامحرم نگردد کافی است ولی باید توجه داشت که همان طور که بقیه واجبات دارایمراتب مختلفی میباشند حجاب نیز دارای مراتب خوب، متوسط و خوب‏تر است و چادر حجاب برتر بانوانمحسوب میگردد.

    در این جا چند نکته وجود دارد که برای روشن شدن آنها باید دید اساسا فلسفه حجاب چیست؟ حجاب دو فلسفهاساسی دارد که با یکدیگر ارتباط تام دارند:

    1) مصونیت زن در برابر طمع‏ورزیهای هوس‏بازان.

    2) پیشگیری از تحریکات شهوانی خارج از ضوابط و هنجارهای الهی و تأمین سلامت و بهداشت معنوی جامعه.

    حجاب با چنین نقش و کارکرد مهم و اساسی پیامی قاطع و کوبنده با خود دارد، و آن این است که در برابر همهمردان اجنبی نوعی هشدار و اعلام «دور باش!» میدهد، اکنون باید دید چه عواملی در رساندن این پیام و اثرگذاری آنمؤثر است:

    1) حدود و میزان پوشش: بدون شک هر اندازه بدن زن پوشیده‏تر باشد نقش نیرومندتری در دورسازی دیدگاننظاره‏گر ایفا میکند. اگر نگاه‏های آلوده را همچنان که در روایات آمده است «تیرهای زهرآلود شیطان» بدانیم، پوششزن همانند قوسی است که تیر از آن کمانه میکند و منحرف میشود و از اصابت و نفوذ در هدف باز میماند. بر عکسهر اندازه بدن زن برهنه‏تر باشد تیرهای شیطانی را بیشتر متوجه خود ساخته و از آن آسیب خواهد دید. از همینروست که چادر را حجاب برتر شناخته‏اند، زیرا با وجود شرایط دیگر، بیشترین پوشش و مطمئن‏ترین مصونیت رافراچنگ میآورد.

    2) کیفیت پوشش: میزان ضخامت و حتی کیفیت دوخت لباس خود بخش مهمی از حجاب را تشکیل میدهدبدون شک لباس‏های نازک و تنگ و بدن‏نما فرودگاه پیکان مسموم شیطان و موجب خیره شدن چشم‏های هرزه و آلودهو به فساد کشاننده جامعه است. در مقابل لباس‏های غیربدن‏نما، دیده‏ها را از خود دور میسازد، و سلامت معنوینفوس را تأمین میکند.

    3) رنگ‏ها: تردیدی نیست که برخی از رنگ‏ها دیده‏ها را خیره میسازد، و پاره‏ای دیگر نگاه‏ها را از خودمیراند و دور میسازد. اکنون سؤال میشود کدامیک از این دو برای تأمین حجاب واقعی و مصونیت معنوی جامعه وخیره نکردن چشم‏ها و بر نیفروختن آتش شهوت مفیدتر است؟ مگر ما در جامعه‏ای زندگی نمیکنیم که میلیونها جواندر اوج غریزه جنسی به سر میبرند و در سخت‏ترین شرایط جوانی از امکان ازدواج محرومند و کافی است با اندکجرقه‏ای شعله‏های غریزه در وجودشان برافروخته شود و به انواع گناهان و ناراحتیها مبتلا گردند؟ پس چرا به هروسیله ممکن ـ حتی با گزینش رنگ مناسب لباس در جامعه ـ به سلامت دینی و روحی و روانی آنان کمک نکنیم وموجب جلب توجه آنان و قرارگرفتن‏شان در دام مفاسد نشویم؟ در عین حال علمای دین نسبت به خصوص رنگ‏هاتأکید چندانی نکرده، ولی بر این مسأله پای میفشارند که لباس نباید موجب جلب توجه و عواقب سوء ناشی از آنباشد. ازاین‏رو است که در طول تاریخ زنان مسلمان به میل خود لباس مشکی را برای حجاب برگزیدند و این سنتحسنه مورد تقریر و پذیرش پیامبر(ص) و امامان(ع) قرار گرفت، زیرا آنان به این وسیله احساس امنیت و مصونیتبیشتری میکردند، (ر.ک: حجاب در ادیان الهی، محمدی آشنانی).

    4) شیوه‏های رفتاری: طرز صحبت و چگونگی راه رفتن و ... نیز بخشی از حجاب به معنای وسیع کلمه است.حفظ وقار و متانت هم همان نقشی را دارد که پوشش زن دارد و عدم رعایت آن نیز برآیندی چون برهنگی در پی دارد.ازاین‏رو قرآن مجید یکی از صفات خوب زنان مؤمن را که در رفتار دختران شعیب بیان میکند همان «حیا» و وقاراست

     

     

    نظر ادیان الاهی درباره پوشش زن چیست؟ آیا آنان نیز حجاب را بر زن لازم می‏دانند؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    پوشش و عفاف از آن جهت که یک امر فطرى است و براى حیات اجتماعى انسان ضرورت دارد، در ادیان و مذاهب الاهى داراى جایگاه خاصى است. تمام ادیان آسمانى، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمرده‏اند و جامعه بشرى را به سوى آن فراخوانده‏اند؛ زیرا حیا و لزوم پوشش به طور طبیعى در نهاد زنان به ودیعت نهاده شده و احکام و دستورهاى ادیان الاهى هماهنگ و همسو با فطرت انسانى تشریع شده است.

    بر اساس اصل لزوم هماهنگى و تناسب آفرینش و قانونگذارى،1 خداوند لباس و پوشاک را در لابلاى نعمت‏هاى بیکرانش به بشر ارزانى داشت2 و اشتیاق درونى زنان به »حجاب« را با تشریع قانون پوشش مستحکم ساخت تا گوهرِ هستى »زن« در صدفِ پوشش صیانت گردد و جامعه از فرو افتادن در گرداب فساد و تباهى نجات یابد. بدون تردید جهان بینى و انسان شناسى هر فرهنگ و مکتب، نقش اساسى و مهمّى در انتخاب نوع و کیفیت پوشش دارد.3 بر اساس جهان‏بینى ادیان الاهى که انسان خلیفه خداوند و مرکز و محور جهان هستى است و رسالت کسب معرفت و تهذیب نفس و اصلاح جامعه را بر دوش دارد و حیاتش در جهان آخرت نیز ادامه دارد، باید جسم زن و چشم مرد پوشیده گردد تا غرایز شهوانى مهار و کنترل شود و استعدادهاى معنوى و عقلانى بشر در پرتو رهیافت‏هاى فطرى و هدایت‏هاى وحیانى شکوفا گردد. گرچه انتخاب لباس و پوشاک برآیند اندیشه و اراده آدمى است، ولى بر بینش و اراده انسانى نیز تأثیر مى‏گذارد و مى‏تواند به عنوان زمینه‏ساز تعالى یا انحطاط فردى و اجتماعى نقش آفرینى نماید.

    در آیین زرتشت، یهود، مسیحیت و اسلام - که این مقاله به بررسى آنها مى‏پردازد - حجاب بر زنان امرى لازم بوده است. کتاب‏هاى مقدس مذهبى، دستورات و احکام دینى، آداب و مراسم و سیره عملى پیروان این ادیان چهارگانه، بهترین شاهد و عالى‏ترین گواه بر اثبات این مدعاست.

     

    حجاب در آیین زرتشت

    نخستین مردمى که به سرزمین ایران آمدند، آریایى‏ها بودند. آنان به دو گروه عمده »مادها« و »پارس‏ها« تقسیم مى‏شدند. با اتّحاد مادها، دولت »ماد« تشکیل شد. پس از مدّتى پارس‏ها توانستند دولت ماد را از بین ببرند و سلسله‏هاى هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان را بنیانگذارى کنند. پژوهش‏ها نشان مى‏دهد که زنان ایران زمین از زمان مادها که نخستین ساکنان این دیار بودند، داراى حجاب کاملى، شامل پیراهن بلند چین‏دار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلى بلند بر روى لباس‏ها بوده‏اند.4 این حجاب در دوران سلسله‏هاى مختلف پارس‏ها نیز معمول بوده است.5 بنابر این، در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانى از حجابى کامل برخوردار بوده‏اند. برابر متون تاریخى، در همه آن زمان‏ها پوشاندن موى سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است و زنان هر چند با آزادى در محیط بیرون خانه رفت و آمد مى‏کردند و همپاى مردان به کار مى‏پرداختند، ولى این امور با حجاب کامل و پرهیز شدید از اختلاطهاى فسادانگیز همراه بوده است.

    جایگاه فرهنگى پوشش در میان زنان نجیب ایران‏زمین به گونه‏اى است که در دوران سلطه کامل شاهان، هنگامى که خشایارشاه به ملکه »وشى« دستور داد که بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران، زیبایى اندام او را بنگرند، وى امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر این سرپیچى، به حکم دادوَران، عنوان »ملکه ایران« را از دست داد.6

    در زمان ساسانیان - که پس از نبوت زرتشت است - افزون بر چادر، پوشش صورت نیز در میان زنان اشراف معمول شد. به گفته ویل دورانت پس از داریوش، زنان طبقات بالاى اجتماع، جرأت نداشتند که جز در تختِ روانِ روپوش دار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمى‏شد که آشکارا با مردان آمد و رفت کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردى حتى پدر و برادرشان را ببینند. در نقش‏هایى که از ایران باستان بر جاى مانده است، هیچ صورت زنى دیده نمى‏شود و نامى از ایشان نیامده است.7

    تجلیّات پوشش در میان زنان ایران چنان چشم‏گیر است که برخى از اندیشمندان و تمدن‏نگاران، ایران را منبع اصلى ترویج حجاب در جهان معرفى کرده‏اند.8

    از آن‏جا که مرکز بعثت »اشو زرتشت« ایران بوده است و آن حضرت در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خویش کمبودى نمى‏دیده است، با تأیید حدود و کیفیت حجاب رایج آن دوران، کوشید تا با پندهاى، خود ریشه‏هاى درونى حجاب را تعمیق و مستحکم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استوارى حجاب معمول قرار دهد.

    به پند و اندرزهاى »اشوزرتشت« بنگرید تا تلاش وى براى تعالى و آموزش مبانى حجاب و بیان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهرى با عفّت باطنى، روشن‏تر شود؛ او مى‏فرماید:

    اى نوعروسان و دامادان!... با غیرت، در پى زندگانىِ پاک‏منشى بر آیید... .اى مردان و زنان! راه راست را دریابید و پیروى کنید. هیچ گاه گردِ دروغ و خوشى‏هاى زودگذرى که تباه کننده زندگى است، نگردید؛ زیرا لذّتى که با بدنامى و گناه همراه باشد، همچون زهر کشنده‏اى است که با شیرینى درآمیخته و همانند خودش دوزخى است. با این گونه کارها، زندگانى گیتى خود را تباه مسازید. پاداش رهروان نیکى، به کسى مى‏رسد که هوا، هوس، خودخواهى و آرزوهاى باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خویش چیره گردد و کوتاهى و غفلت در این راه، پایانش جز ناله و افسوس نخواهد بود.

    فریب خوردگانى که دست به کردار زشت زنند، گرفتار بدبختى و نیستى خواهند شد و سرانجامشان خروش و فریاد و ناله است.9

    گفتنى است که در دین زرتشت، لباس یا کیفیت خاصى براى حجاب زنان واجب نشده است؛ بلکه لباس رایج آن زمان که شامل لباس بلند، شلوار و سرپوش - یعنى چادر یا شنلى بر روى آن - بوده است، مورد تقریر و تنفیذ قرار گرفته است. هر چند که استفاده از سِدرِه و کُشتى - لباس مذهبى ویژه زرتشتیان - توصیه شده است.10 البته بر هر مرد و زن واجب است که هنگام انجام مراسم عبادى و نیایش، سر خود را بپوشاند. بنا به گفته مؤبد »رستم شهرزادى« پوشش زنان باید به گونه‏اى باشد که هیچ یک از موهاى سرِ زن از سرپوش بیرون نباشد. در خرده اوستا، به طور صریح چنین آمده است: »نامى زت واجیم، همگى سر واپوشیم و همگى نماز و کریم بدادار هورمزد؛11 یعنى همگان نامى ز تو بر گوییم و همگان سر خود را مى‏پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز مى‏کنیم«.

    بر اساس آموزه‏هاى دینى، یک زرتشتى مؤمن، باید از نگاه ناپاک به زنان دورى جوید و حتى از به کارگیرى چنین مردانى خوددارى کند. در اندرز »آذربادماراسپند« مؤبد موبدان آمده است: »مرد بدچشم را به معاونت خود قبول مکن12«.

    پوشش موى سر و داشتن نقاب بر چهره، پس از سقوط ساسانیان نیز ادامه یافته است. به این نمونه بنگرید: پس از فتح ایران، هنگامى که سه تن از دختران کسرى، شاهنشاه ساسانى را براى عمر آوردند، شاهزادگان ایرانى همچنان با نقاب، چهره خود را پوشانده بودند. عمر دستور داد تا پوشش از چهره بر گیرند تا خریداران پس از نگاه، پول بیشترى مبذول دارند. دوشیزگان ایرانى خوددارى کردند و به سینه مأمور اجراى حکم عمر مشت زده، آنان را از خود دور ساختند. عمر بسیار خشمناک شد؛ ولى امام على(ع) او را به مدارا و تکریم آنان توصیه فرمود.13

     

    حجاب در آیین یهود

    همه مؤرخان، از حجاب سخت زنان یهودى سخن گفته‏اند14. ویل دورانت مى‏گوید: گفت‏وگوى علنى میان ذکور و اِناث، حتّى بین زن و شوهر از طرف فقهاى دین ممنوع گردیده بود.... .دختران را به مدرسه نمى‏فرستادند و در مورد آنها کسب اندکى علم را به ویژه چیز خطرناکى مى‏شمردند. با این همه، تدریس خصوصى براى اِناث مجاز بود.15 نپوشاندن موى سر خلافى بود که مرتکب آن را مستوجب طلاق مى‏ساخت.16 زندگى جنسى آنان، علىرغمِ تعدد زوجات، به طرز شایان توجّه ، منزّه از خطایا بود. زنان آنان، دوشیزگانى محجوب، همسرانى کوشا، مادرانى پُرزا و امین بودند و از آن‏جا که زود وصلت مى‏کردند، فحشا به حدّاقل تخفیف پیدا مى‏کرد.17

    بدون تردید مبناى حجاب در شریعت یهود، آیات تورات بود که بر حجاب تأکید مى‏نمود. کاربرد واژه »چادُر« و »برقع« که به معناى روپوش صورت است، در آن آیات، کیفیت پوشش زنان یهودى را نشان مى‏دهد. تورات تشبه مرد و زن به یکدیگر را نهى نموده، مى‏گوید:متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد؛ زیرا هر که این را کند، مکروه »یَهْوَه« خداى تو ست.18 بى‏حجابى سبب نزول عذاب معرفى شده است؛

    خداوند مى‏گوید: از این جهت که دختران صهیون متکبرند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه مى‏روند و به ناز مى‏خرامند و به پاى‏هاى خویش خلخال‏ها را به صدا مى‏آورند× بنابراین خداوند فَرْق سر دختران صهیون را کَلْ خواهد ساخت و خداوند عورت ایشان را برهنه خواهد نمود× و در آن روز، خداوند زینت خلخال‏ها و پیشانى‏بندها و هلال‏ها را دور خواهد کرد× و گوشوارها و دستبندها و روبندها را × و دستارها و زنجیرها و کمربندها و عطردان‏ها و تعویذها را × و انگشترها و حلقه‏هاى بینى را × و زخوت نفیسه و رداها و شال‏ها و کیسه‏ها را × و آینه‏ها و کتان نازک و عمامه‏ها و برقع‏ها را × و واقع مى‏شود که به عوض عطریّات، عفونت خواهد شد و به عوض کمربند، ریسمان و به عوض موى‏هاى بافته، کَلى و به عوض سینه‏بند، زنّار پلاس و به عوض زیبایى، سوختگى خواهد بود × مردانت به شمشیر و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد × و دروازه‏هاى وى، ناله و ماتم خواهند کرد و او خراب شده، بر زمین خواهد نشست.19

    افزون بر موارد فوق، در کتاب مقدس، وجوب پوشاندن موى سر20 لزوم پرهیز از زنان فریبکار و بیگانه21، نهى از لمس و تماس22 و واژه چادر23، نقاب24 و برقع25 آمده است؛ به عنوان نمونه در مورد عروس یهودا مى‏خوانیم: پس رخت بیوکى را از خویشتن بیرون کرده، برقعى به رو کشیده و خود را در چادرى پوشید و به دروازه عینایم که در راه تمنه است، بنشست.26

    در »تلمود« اصلى‏ترین کتاب فقهى که به گفته ویل‏دورانت، اساس تعلیم و تربیت یهود27 است، نیز بر لزوم پوشاندن سر از نامحرمان، لزوم سکوت زن و پرهیز از هرگونه آرایش براى سایر مردها28، پرهیز از نگاه زن به مردان بیگانه، 29 اجتناب از نگاه مرد به زنان نامحرم30 و لزوم پرهیز از هر امر تحریک‏آمیز،31 تأکید شده است.

    برابر حکم سخت‏گیرانه تلمود، اگر رفتار زن فضیحت‏آمیز باشد، شوهر حق دارد او را بدون پرداخت مبلغ کتوبا(مهریه) طلاق دهد و زنانى که در موارد زیر به رفتار و کردار آنها اشاره مى‏شود، ازدواجشان باطل است و مبلغ کتوبا (مهریه) به ایشان تعلّق نمى‏گیرد؛ زنى که از اجراى قوانین دینى یهود سرپیچى مى‏کند و فى‏المثل بدون پوشاندن سرِ خود، به میان مردان مى‏رود، در کوچه و بازار پشم مى‏ریسد و با هر مردى از روى سبک سرى به گفت‏وگو مى‏پردازد. زنى که در حضور شوهر خود، به والدین او دشنام مى‏دهد و زن بلند صدا که در خانه با شوهر خود به صداى بلند درباره امور زناشویى صحبت مى‏کند و همسایگانِ او مى‏شنوند که چه مى‏گوید.32

    برخورد حضرت موسى(ع) با دختران شعیب که به آنان فرمود تا پشت سر او حرکت کرده، از پشت سر، او را به منزل پدرشان هدایت کنند، و نیز سیره عملى یهودیان مبنى بر استفاده از چادر و برقع و روبند، تفکیک و جدا بودن محل عبادت زنان از مردان در کنیسه، ناشایسته شمردن اشعارى که در تمجید زیبایى زنان سروده شده است و ایراد خطابه توسط زنان از پشت پرده، بیانگر کیفیت شدید و سخت‏گیرانه حجاب نزد یهودیان است.

     

    حجاب در آیین مسیحیت

    مسیحیت نه تنها احکام شریعت یهود در مورد حجاب را تغییر نداد، بلکه قوانین شدید آن را استمرار بخشید و در برخى موارد، قدم را فراتر نهاد و با سخت‏گیرى بیشترى وجوب حجاب را مطرح ساخت؛ زیرا در شریعت یهود، تشکیل خانواده و ازدواج امرى مقدس محسوب مى‏شد و طبق نوشته ویل دورانت، در سن بیست سالگى اجبارى بود؛33 اما از دیدگاه مسیحیت قرون اوّلیه، تجرّد، مقدس شمرده مى‏شد.34 بنابر این مسیحیت، براى از بین بردن زمینه هرگونه تحریک و تهییج، زنان را به صورت شدیدترى به رعایت کامل پوشش و دورى از هر گونه آرایش و تزیین فراخواند. برابر متون تاریخى، چادر و روبند، براى همگان - حتّى براى خاتون‏هاى اشراف - ضرورى بود و در اعیاد نیز کسى آن را کنار نمى‏گذاشت؛ بلکه با طلا و نقره و پارچه‏هاى زربفت آن را تزیین مى‏نمودند و حتّى براى تفریح نیز با حجب و حیاى کامل در مجالس انس و یا گردش‏هایى دور از چشم نامحرمان، شرکت مى‏جستند.

    انجیل در موارد فراوان، بر وجوب حجاب و پوشش تأکید و پیروانش را به تنزّه از اِعمال شهوت و عفاف فراخوانده است؛ در انجیل مى‏خوانیم: همچنین زنان پیر در سیرت متقى باشند و نه غیبت‏گو و نه بنده شراب زیاده، بلکه معلمات تعلیم نیکو× تا زنان جوان را خِرَد بیاموزند که شوهر دوست و فرزند دوست باشند× و خرداندیش و عفیفه و خانه‏نشین و نیکو و مطیع شوهران خود که مبادا کلام خدا متهم شود×35

    در »کتاب مقدس« در مورد لزوم آراستگى به حیا و کنار نهادن آرایش ظاهرى چنین آمده است: همچنین زنان، خویشتن را بیارایند به لباسِ مزّین به حیا و پرهیز؛ نه به زلف‏ها و طلا و مروارید و رختِ گران‏بها× ...زن با سکوت به کمال اطاعت تعلیم گیرد× و زن را اجازت نمى‏دهم که تعلیم دهد یا بر شوهر مسلّط شود؛ بلکه در سکوت بماند×36

    همچنین اى زنان، ...× و شما را زینت ظاهرى نباشد از بافتن موى و متحلّى شدن به طلا و پوشیدن لباس × بلکه انسانیت باطنى قلبى در لباس غیر فاسد، روح حلیم و آرام که نزد خدا گرانبهاست × زیرا بدین گونه زنان مقدسه در سابق نیز که متوکل به خدا بودند، خویشتن را زینت مى‏نمودند.37

    افزون بر موارد پیشین، »عهد جدید« نیز لزوم پوشاندن موى سر، به ویژه در مراسم عبادى،38 لزوم سکوت به ویژه در کلیسا،39 با وقار و امین بودن زن 40و نهى از نگاه ناپاک به بیگانگان را خاطرنشان ساخته، مى‏گوید: کسى که به زنى نظر شهوت اندازد، همان دم، در دل خود با او زنا کرده است × پس اگر چشم راستت، تو را بلغزاند، قلعش کن و از خود دور انداز؛ زیرا تو را بهتر آن است که عضوى از اعضایت تباه گردد، از آن که تمام بدنت در جهنم افکنده شود×41

    دستورات دینى پاپ‏ها و کاردینال‏هاى مسیحى که بر اساس آن پوشاندن صورت الزامى و تزیین موى سر و آرایش آن و تنظیم آنها در آیینه و سوراخ نمودن گوش‏ها و آویختن گلوبند، خلخال، طلا و دستبند قیمتى، رنگ نمودن مو و تغییر صورت ظاهرى ممنوع بود، شدت بیشترى رانشان مى‏دهد.42

    در مورد سیره عملى زنان مسیحى، دائرة المعارف لاروس مى‏گوید: دین مسیحى، براى زن، خِمار را باقى نهاد؛ وقتى وارد اروپا شد، آن را نیکو شمرد. زن‏ها در کوچه و وقت نماز، خمار داشتند. در قرون وسطى، خصوصاً قرن نهم، خمار رواج داشت. آستین خمار، شانه زن را پوشیده، تقریباً به زمین مى‏رسید. این عادت تا قرن سیزدهم باقى بود.43

    ویل دورانت نیز در مورد سیره عملى زنان مسیحى چنین مى‏نویسد: ساق پاى زنان چیزى نبود که در ملأ عام و یا رایگان به چشم خورد.... البسه بانوان در مجالس تورنه، موضوع مهمّى براى روحانیون بود که کاردینال‏ها، درازى جامه‏هاى خواتین را معیّن مى‏کردند. هنگامى که کشیشان چادر و روبند را یکى از ارکان اخلاقیات عیسوى دانستند، به دستور زن‏ها، چادرها را از مشمش ظریف و حریر زربفت ساختند... .44

    تصویرهایى که از پوشاک مسیحیان و زنان اروپا به جا مانده، به وضوح حجاب کامل زنان را نشان مى‏دهد.45

     

    حجاب در آیین اسلام

    بدون شک، پوشش زن در برابر مردان بیگانه، یکى از ضروریات دین اسلام است. قرآن کریم مى‏فرماید: »و به بانوان باایمان بگو چشم‏هاى خود را فروپوشند و عورت‏هاى خود را از نگاه دیگران پوشیده نگاه دارند و زینت‏هاى خود را، جز آن مقدارى که ظاهر است، آشکار نسازند و روسرى‏هاى خودرا بر سینه خود افکنند و زینت‏هاى خود را آشکار نسازند؛ مگر براى شوهرانشان، پدرانشان، پدر شوهرانشان، پسرانشان، پسران همسرانشان، برادرانشان، پسر برادرانشان، پسر خواهرانشان، زنان هم‏کیششان، کنیزانشان و مردان سفیهى که تمایلى به زنان ندارند و کودکانى که از امور جنسى بى‏اطلاعند و پاهاى خود را بر زمین نکوبند تا زینت‏هاى پنهانشان آشکار شود و همگى به سوى خداوند توبه کنید اى مؤمنان؛ باشد که رستگار شوید«.46 افزون بر آن، در آیات دیگر، پوشیدگى کامل اندام،47 نیک و شایسته، با وقار و بدور از تحریک سخن گفتن و دورى از آرایش‏هاى جاهلیت نخستین،48 توصیه شده است.

    در روایات نیز پوشیدن جامه بدن‏نما و نازک نزد نامحرم49، آرایش و استعمال عطر در خارج از خانه50، اختلاط فساد برانگیز زن و مرد51، دست دادن و مصافحه با نامحرم52و تشبه به جنس مخالف 53 منع شده است و مردان با غیرت،54 به هدایت و کنترل همسر و دختران، عفّت نسبت به زنان مردم55 و دورى از چشم‏چرانى توصیه شده‏اند.

    پس معلوم شد که تفاوت اساسى حجاب اسلامى با حجاب ادیان گذشته، در این است که اسلام وجوب پوشش زنان را متناسب با شئونات انسان، با تعدیل و نظم مناسب و به دور از افراط و تفریط، سهل‏انگارى مضرّ یا سخت‏گیرى بى‏مورد به جامعه بشرى ارزانى داشته است. حجاب اسلامى همچون حجاب مورد توصیه پاپ‏ها، به معناى حبس زن در خانه یا پرده‏نشینى و دورى از شرکت در مسایل اجتماعى نیست؛ بلکه بدین معناست که زن در معاشرت خود با مردان بیگانه، موى سر و اندام خویش را بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمایى نپردازد تا در جامعه، غریزه آتشین جنسى تحریک نگردد؛ بلکه در محیط خانواده، این غریزه به صورت صحیح ارضا گردد.

     

     

    هم اتاقی ایی دارم که بی حجاب است چندین بار با او صحبت کرده ام ولی همیشه با دعوای او روبرو می شوم می گوید که می خواهد از دخترهای کلاسشان کم نیاورد برای همین آرایش می کند بعضی وقتها هم می گوید: موسی به دین خود عیسی به دین خود. حدود دو سال است که با هم هم اتاق هستیم ولی نتوانسته ام هیچ تأثیری بر او بگذارم به طوری که آرایش کردن او تأثیری هم روی هم اتاقیهای دیگرم گذاشته است می خواهم بدانم چه باید بکنم؟ من او را دوست دارم. از نظر اخلاق و رفتار هم، دختر خیلی خیلی خوبی است. از من خواسته که دیگر در مورد حجاب با او حرف نزنم ولی دلم نمی خواهد که او جهنمی بشود. چون خیلی مهربان و دلسوز است و اعمال پسندیده بسیاری دارد.

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    دل سوزى شما نسبت به دوستتان یک امر پسندیده و خوب است.

    - با او قطع رابطه نکنید.

    - سعى کنید کتاب هاى مفیدى همچون کتاب حجاب شهید مطهرى را به او معرفى یا هدیه نمایید.

    - غالبا تذکرهایتان به صورت غیر مستقیم باشد.

    - هرگاه راجع به حجاب و آرایش با او سخن گفتید از نکات مثبت و خوب او نیز سخن به میان آورید.

    - براى او دعا کنید

     

     

    همسرم به حجابش زیاد توجهی ندارد. چگونه می توانم او را اصلاح کنم؟

     

    -------------------------------------------------------------------------------

     

    هر انسانى قابل اصلاح است و از راه مناسب مى‏توان او را تربیت کرد. همسر شما چون مدتى طولانى در محیطى بوده که نسبت به این مسائل تقید ندارند رفتارش همانند آنان است. براى تغییر در رفتار ایشان:

    اولًا بایستى بسیار با مدارا و نرمى برخورد کنید.

    ثانیاً انتظار تغییر سریع نداشته باشید.

    ثالثاً با بیان فلسفه حجاب و نتایج دنیوى و اخروى ایشان را نسبت به این موضوع متقاعد کنید. ضمناً اگر این تذکرات به صورت غیر مستقیم و یا توسط شخص دیگرى باشد احتمال تأثیر بیشتر است. در مورد حجاب همان گونه که مى‏دانید زمانى مى‏توان با آرامش و اعتماد به نفس کافى احکام الهى را مراعات نمود که زیربناى عقیده فرد استوار باشد و با ادله کافى به این نتیجه رسیده باشد که تسلیم شدن در برابر احکام خداوند صراط مستقیم هدایت و شاهراه رسیدن به کمال است. این مقوله جز با اتقان بخشیدن به مبانى فکرى آن گاه صفاى دل و باطن میسور نخواهد شد. اما فلسفه حجاب: اولا: چون ما درعقاید خویش براى وحى جایگاهى ویژه قائل هستیم آنچه را که از این طریق به ما برسد با منت مى‏پذیریم زیرا مى‏دانیم که خداوند جز به مصلحت بندگان خویش فرمان نمى‏راند. ثانیا: بسیارى از حکمت ها و فلسفه‏هاى حجاب امروزه روشن شده است:

    الف) پوشش امرى غریزى و فطرى براى بشر است. کاوش‏هاى باستان شناسى نشان مى‏دهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مساله پوشش اهتمام ورزیده است وهمه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار داده‏اند.

    ب) مستور بودن زیباییها و جذبه‏هاى جنسى زن و مرد آنها را از معرض دید و طمع ورزى شهوت پرستان هرزه محافظت مى‏کند و امنیت و بهداشت روانى جسمى آنان را تامین مى‏نماید.

    ج) برهنگى راهبر به سوى بى‏بند و بارى و لجام گسیختگى جنسى است که عواقب شوم و زیانبارى دارد از جمله: 1

    - گسترش فساد و ناهنجارى‏هاى اجتماعى.

    2- شیوع بیمارى‏هایى چون سفلیس، سوزاک، ایدز و.

    3- سست شدن پیمان مقدس خانواده گسترش آمار طلاق و بالا گرفتن عقده‏هاى روحى در کودکان.

    4- زیاد شدن فرزندان نامشروع. اینها و ده ها مشکل اجتماعى دیگر عواقب شومى است که جهان غرب را سخت برآشفته و ستاره تمدنش را به افول مى‏کشاند تا آن جا که حتى فریاد متفکرین ماتریالیستى چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ کرده است. ولى مکتب گرانقدر اسلام در پرتو هدایت‏هاى نورانى‏اش همچون حجاب از اساس با این جریان ویرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژى استوار براى صیانت فرد وجامعه از آسیب هاى بیشمار قرار داده است. از همین‏رو است که استعمارگران براى تخدیر جوانان، در بند کشیدن آنان وگسترش اهداف ظالمانه خویش از بى حجابى و برهنگى به عنوان ابزارى قوى سود مى‏جویند.

    براى آگاهى بیشتر ر. ک: «فلسفه حجاب» شهید مرتضى‏مطهرى

     

     ------------------------------------------------------------------------------------------------

    منابع:

    1. روم، ه 30.

    2. اعراف، آیه 27.

    3. شهید مطهرى، جهان‏بینى توحیدى، ص 75.

    4. جلیل ضیاءپور، پوشاک باستانى ایرانیان از کهن‏ترین زمان، ص 17 - 26 و ص51، 54، 56..

    5. جلیل ضیاءپور، پوشاک زنان ایران، ص 64 - 194.

    6. فرهت قائم‏مقامى، آزادى یا اسارت، ص106؛ تورات، باب استر، آیه 1.

    7. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج1، ص552.

    8. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج2، ص78 و برتراند راسل، زناشوئى و اخلاق، ص135.

    9. یسنا، ص53، پندهاى 5 - 8؛ به نقل از: آموزشهاى زرتشت پیامبر ایران؛ رستم شهرزادى، آموزش گات‏ها، انجمن زرتشتیان، آبان 67.

    10. »سدره« از نه پاره پارچه سفید و نازک دوخته شده و در زیر پیراهن، چسبیده به بدن پوشیده شود. سدره که در اوستا (ستره) نامیده شده، به معناى آن نیز هست. علماى اسلام نیز براى بیان حکم حجاب از واژه ستر استفاده کرده‏اند. »کُشتى«، کمربند باریکى است که از پشم گوسفند بافته شده و باید پیوسته آن را بر روى سدره به کمر بندند؛ مؤبد موبدان، رستم شهرزادى، دین و دانش، انجمن زرتشتیان تهران، سال 1357.

    11. خرده اوستا، فصل آفرینگان دهمان.

    12. سالنماى 1372، چاپ انجمن زرتشتیان تهران، ص10.

    13. وشنوه‏اى، حجاب در اسلام، ص59، به نقل از السیرة الحلبیه، ج2، ص49.

    14. عبدالرسول عبدالحسن الغفّار، المرأه المعاصره، چاپ سوم، ص40.

    15. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج12، ص66 .

    16. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج12، ص62 .

    17. همان، ص63.

    18. تورات، سفر تثنیه، باب 22، فقره 5.

    19. تورات، کتاب اشعیاء نبى، باب سوم، فقره 16 - 26.

    20. تورات، سفر اعداد، باب 5، فقره 18.

    21. تورات، کتاب روت، باب دوم، فقره 8 - 10.

    22. تورات، کتاب امثال سلیمان نبى، باب ششم، فقره 1 - 10 و 20 - 26.

    23. همان مدرک، باب سوم، فقره 15.

    24. تورات، کتاب اشعیاء نبى، باب 47، فقره 1 و 2.

    25. تورات، کتاب غزل‏هاى سلیمان، باب 4، فقره 1.

    26. تورات، سفر پیدایش، باب 38، فقره 14 و 15.

    27. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج12، ص34.

    28. همان، ص31.

    29. همان، ج1، ص492.

    30. همان، ص30.

    31. همان، ج12، ص28.

    32. راب اماکهن، گنجینه‏اى از تلمود، ص186، میشناکتوبوت 6 :7.

    33. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 1، ص 439.

    34. شایان ذکر است که اکنون مسیحیت، ازدواج را براى تمام مسیحیان مقدس مى‏شمرد و تنها آن را براى پاپ و اسقف‏هاى کلیسا ممنوع مى‏داند.

    35. انجیل، رساله پولس بتیطس، باب دوم، فقره 1 - 6 .

    36. انجیل، رساله پولیس به تیموناؤس، باب دوم، فقره 9 - 15.

    37. انجیل، رساله پطرس رسول، باب سوم، فقره 1 - 6 .

    38. انجیل، رساله اول پولس رسول به قرنتیان، باب یازدهم، فقره 1 - 17.

    39. همان، باب چهاردهم، فقره 34 - 36.

    40. انجیل، رساله پولس رسول به تیموناؤس، باب سوم، فقره 11.

    41. انجیل متى، باب اول، فقره 28 - 30.و باب هجدهم، فقره 8 - 10.

    42. دکتر حکیم الاهى، زن و آزادى، ص 53.

    43. مهذب، زن و آزادى، ص 65.

    44. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 13، ص 498 - 500، با اندکى تصرف و تلخیص.

    45. براون و اشنایدر، پوشاک اقوام مختلف، ص 116.

    46. سوره نور (24)، آیه 31.

    47. احزاب، 59.

    48. احزاب، آیه 32.

    49. سنن ابى‏داوود، ج2، ص383.

    50. مجلسى، بحارالانوار، ج103، ص243.

    51. ناسخ التواریخ، ج2.

    52. همان، ص163.

    53. مجلسى، همان، ج103، ص258.

    54. نهج‏الفصاحه، ص143.

    55. شیخ حر عاملى، وسایل الشیعه، ج14، ص141و138.

     ------------------------------------------------------------------------------------------------

    1 . بحارالانوار، ج1، ص 136.

    ------------------------------------------------------------------------------------------------

     

    1. احزاب (33) آیه 59.

    2. ر.ک: علامه طباطبایی، المیزان؛ شیخ طوسی، تفسیر تبیان.

    3. المصباح المنیر، ریشه جلب.

    4. راغب اصفهانی، مفردات، ریشه جلب.

    5. طبرسی، الاحتجاج، ج 1، ص 98.

    -------------------------------------------------------------------------------------------------

    1- المیزان، ج 16، ص 339

    2- تفسیر نمونه، ج 14، ص 454- 434

    3- مسأله حجاب، شهید مطهرى

    -------------------------------------------------------------------------------------------------

     (1)) جواهر الکلام ج 21 کتاب جهاد صفحه 271 و 270 و 269 و 268 شیخ محمد حسن نجفى) ره (انتشارات دارالکتاب الاسلامیه

    -------------------------------------------------------------------------------------------------

     (1)) فصلت 31).

     (2)) الرحمن، آیه 72

    ------------------------------------------------------------------------------------------------

     (1) فلسفة حقوق، مؤسسة آموزشى و پژوهشى امام خمینى، 1378، ص 092

     (2) دکتر سید محمد هاشمى، حقوق اساسى جمهورى ایران، نشر دادگستر 1378، ص 361

     (3) روزنامه جمهورى اسلامى، خرداد 7731

     (4) روزنامه کیهان، 75 /3 /22

     (5) ماهنامة غرب در آیینه فرهنگ، بهمن 80، ش 61

     (6) مسئلة حجاب در اروپاى غربى، همان، ص 81

     (7) مؤسّسة آموزشى و پژوهشى امام خمینى، فلسفه حقوق، 1378، ص 691

    -------------------------------------------------------------------------------------------------

    1- رساله حجابیه ، رسول جعفریان

    2- مسأله حجاب ، شهید مرتضی مطهری

    3- حجاب از دیدگاه قرآن وسنت ، فتحیه فتاحی زاده

    4- فرهنگ برهنگی وبرهنگی فرهنگی ،‌غلامعلی حدادعادل

    5- زن از نظر اسلام ، فرید مصطفوی الخمینی

    -------------------------------------------------------------------------------------------------

    1 ستار هدایت خواه‌، زیور عفاف‌، پاسخ به اشکالات و شبهات بر حجاب اسلامی‌، چاپ دوم‌، انتشارات ضریح آفتاب‌، ص 255 و 256.

    2 همان‌، ص 195.

    3 همان‌، ص 197.

     ------------------------------------------------------------------------------------------------

    1. تفسیر نمونه، ج 17، ص 411 و ج 14، ص 435

    2. تفسیر راهنما، ج 12، ص 052

    -------------------------------------------------------------------------------------------------

    1ـ تفسیر نمونه زیر نظر استاد محقق ناصر مکارم شیرازی، ج6، ص150ـ151.

    2ـ تاریخ تمدن ویل دورانت1، ص130.

    3ـ انسان ناشناخته، ص127 و جوان از نظر عقل و احساسات، آقای فلسفی،ج1، ص31.

    4ـ جوان از نظر عقل و احساسات، آقای فلسفی،ج1، ص38.

    5ـ مکارم اخلاق،ص51 و جوان از نظر عقل و احساسات، ج1،ص39.

    6ـ غرر الحکم،ص54.

    -------------------------------------------------------------------------------------------------

    . المیزان، محمدحسین طباطبائی، ج 3.

    2. فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل.

    3. مجموعه مقالات کنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادی.

    4. روان‏شناسی شخصیت، یوسف کریمی،

    5. روان‏شناسی کمال، دوان شولتس، گیتی خوشدل.

    6. مکتب‏ها و نظریه‏های روان‏شناسی، سعید شاملو.

    7. روان‏شناسی کمال.

    8. فلسفه حجاب، علی محمدی.

    9. روان‏شناسی حرمت خود، ناتانیل براندل، هاشمی جمال.

    freeman sunfran cisco.196 .Esteem - The Antecedents of self .10

    11. بررسی حرمت خود در نوجوانان...، سید حسن سلیمی، مجله روان‏شناسی، شماره 2.

    12. مسأله حجاب، مرتضی مطهری، صدرا.

    13. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، صدرا.

    14. مسأله حجاب، مرتضی مطهری، صدرا.

    15. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، صدرا.

    16. المیزان، محمدحسین طباطبائی، ج 3.

    17. فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل.

    18. مجموعه مقالات کنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادی.

     ------------------------------------------------------------------------------------------------

    . مرتضی مطهری، مجموعة آثار، ج 19، ص 436، با تلخیص.

    2. همان، ص 434.

    -------------------------------------------------------------------------------------------------

    [1]. سوره نور، آیه 1(س)

    -------------------------------------------------------------------------------------------------

    1. مجله پیام زن، ش 19، ص 69 - 71؛ ش 20، ص 80 - 83.

    2. ویل دورانت، تاریخ و تمدن، ج 4، عصر ایمان، ص 461؛ ابراهام کهن، گنجینه‏ای از تلمود، ص 186.

    3. کتاب مقدّس، عهد قدیم، سفر نشید الاناشید، باب 5.

    4. همان، سفر تکوین، باب 24.

    5. عهد جدید، انجیل متی، باب 20.

    6. تاریخ تمدن، ج 9، ص 242، به نقل از مجله پیام زن، ش 20، ص 80 - 83.

    7. جلال الدین آشتیانی، تحقیق در دین مسیح، ص 286.

    -------------------------------------------------------------------------------------------------

     (1)) تحریرالوسیله، امام خمینى، ج 2، ص 513).

     (2)) استفتاآت آیت الله خامنه اى، ترجمه ى فارسى، ج 1، ص

     ------------------------------------------------------------------------------------------------



    برچسب‌ها:
    برمحمّد و آل محمّد صلوات