شگفتی های قرآن از زبان مسیحی تازه مسلمان

منطبق بر سیرة قرآن عزیز، که خود به طرح انواع اتهامات علیه خود، پیامبر، واسطه
انتقال پیام و... میپردازد و با نهایت متانت و قویترین استدلال پاسخگو میشود، ما
خود را مجاز به محاجه، گفتمان قرآنی و پاسخ به اتهاماتی نظیر دروغگویی نسبت به
پیامبر گرانقدر اسلام میبینیم.

زیبایی مقاله ذیل فقط محدود به این نمیشود که هر دو بعد بهروز بودن اعجاز قرآن، و
نیز دفاع از پیامبر اکرم (ص) و قرآن کریم را مشتمل میشود، بلکه حلاوت کشف ابعاد
شگرفی از اعجاز قرآن که فقط در زمان حال خود را عیان ساخته و نیز دفاع بسیار منطقی
و مجابکننده یک تازه مسلمان نواندیش غربی را نیز در پی دارد.

مضافاً، از آنجا که این مقاله محصول کاوش بخش اینترنت هفتهنامه گلستان قرآن در آن
شبکه جهانی است، خدمتگزاران قرآنی را به شناخت و تأمل افزونتر به ماهیت پدیده
سرنوشتساز اینترنتی و نقش بیبدیلی که میتواند در تبلیغ و ترویج معارف قرآن با زبان
و جلوههای بهروز آن ایفا کند، رهنمون میشود.

به دلیل حساسیت موضوع مربوط به قرآن، در ترجمه این مقاله از روش ترجمه مطلق
اجتناب، و سعی شده تأکیدهای نویسنده (که در ترجمه از زبان انگلیسی به فارسی
معمولاً برای روانی مطلب تغییر مییابد) حتی المقدور حفظ شود؛ اگرچه دقت و زحمت
بیشتر خواننده را برمیانگیزد. بدیهی است انتشار این مقاله به معنای عاری بودن آن
از برخی خطاهای جزئی احتمالی نیست.بخش هایی از این تحقیق در شماره های گذشته به
نظرتان رسید و ادامه اش را در این شماره میخوانید .

سه نمونه زیر از بین موضوعاتی که قرآن
در رابطه با آنان جملات درستی ارائه داده است، مجموعاً تبیین مینماید که قرآن
چگونه به غلبه کردن بر احتمال ادامه میدهد. در سوره شانزدهم قرآن اشاره مینماید که
زنبور عسل ماده، خانه را برای به دست آوردن غذا ترک میکند (سوره نحل، آیه 9-68).
حال، یک نفر شاید در مورد آن حدسی بزند و بگوید: «این زنبوری که شما در حال پرواز
در اینطرف و آنطرف میبینید میتواند نر باشد یا میتواند ماده باشد، من فکر میکنم
حدس خواهم زد که ماده باشد.» البته این برای درست بودن دارای شانس یک از دو
میباشد. همچنان که واقع شد سخن قرآن درست از آب درآمد. اما همچنین این نیز واقع شد
که این، آنچه اغلب مردم در زمان نزول قرآن باور داشتند نبود. آیا شما میتوانید فرق
بین یک زنبور ماده و یک زنبور نر را بگویید؟ خوب، تشخیص آن مستلزم وجود یک متخصص
است، اما اینکه زنبور نر هرگز خانه را برای گردآوری غذا ترک نمیکند، کشف نشده بود.
حتی در نمایشنامه «هنری چهارم» شکسپیر برخی از شخصیتها درباره زنبورها بحث و اشاره
میکنند که زنبورها سرباز هستند و دارای یک پادشاه میباشند. این آن چیزی است که
مردم در زمان شکسپیر میدانستند که زنبورهایی که در حال پرواز در اطراف دیده
میشوند، نر هستند و به خانه باز میگردند و پاسخگوی یک پادشاه هستند. معذلک، این همواره
اشتباه بوده است. واقعیت این است که آنها ماده هستند و پاسخگوی یک ملکهاند. اینک
تحقیقات 300 سال اخیر صرف شد تا کشف گردد که ماجرا از این قرار است.

بدین ترتیب، بازگشت به فهرست حدسهای درست قرآن درباره موضوع زنبورها دارای بخت 50،
50 از صحت بوده است و این احتمال یک در دو میباشد.

اضافه بر موضوع زنبورها، قرآن همچنین در خصوص خورشید و طرز مسافرت آن در فضا، بحث
میکند. مجدداً یک فرد میتواند در مورد این موضوع حدس بزند. وقتی خورشید در فضا
حرکت میکند، در آنجا دو گزینه وجود دارد: میتواند درست مانند سنگی که شخصی پرتاب
میکند در فضا سفر کند، یا میتواند مطابق با محور خودش حرکت کند. قرآن، این دومی را
بیان میکند که به عنوان نتیجه حرکت، خودش حرکت میکند. بدین منظور، قرآن شکلی از
لغت «صباحا» را برای توصیف حرکت خورشید در فضا، به کار میبرد. مثال زیر برای اینکه
یک درک جامع از معانی ضمنی این کلمه عربی بهطور شایسته در اختیار خواننده قرار
گیرد، ارائه شده است.

اگر انسانی در آب است و کلمه سباحا در اشاره به حرکتش به کار رفته است،میتوان
فهمید که او در حال شناکردن است، حرکتی مبتنی بر اراده خودش و نه بهعنوان نتیجه یک
نیروی مستقیماً وارده بر او، لذا وقتی این کلمه در اشاره به حرکت خورشید در فضا
بهکار رفته است، مبین آن نیست که خورشید در میان فضا بدون کنترل در نتیجه پرتاب یا
نظایر آن درحال حرکت است. این بسادگی چنین معنا میدهد که خورشید طی سفرهایش درحال
پیچیدن و چرخیدن است. اکنون، این آن چیزی است که قرآن تصریح میکند. اما آیا این
مسأله سادهای برای کشف بود؟ آیا هر انسان عادی میتواند بگوید خورشید درحال پیچیدن
است؟ فقط در زمانهای اخیر بود که تجهیزات برای نشان دادن تصویر خورشید بر روی یک
میز- به نحوی که فرد میتوانست بدون بستن چشمهایش بدان بنگرد- آماده شد و در خلال
این فرایند، کشف شد که نه تنها بر روی خورشید سه لکه وجود دارد بلکه اینکه این
لکهها هر 25 روز جابجا میشوند. این جابهجایی بر چرخش خورشید به دور محور خودش
دلالت کرده است و در نتیجه ثابت میکند که همچنان که قرآن در 1400 سال قبل بیان
کرد، خورشید طی سفرش در فضا براستی میچرخد.

در بازگشتی دوباره به موضوع حدسهای درست، احتمال درست حدس زدن در مورد هر دو
موضوع- جنسیت زنبورها و حرکت خورشید- یک در چهار است!

با بازگشت به چهارده قرن پیش تصور کنیم که مردم احتمالاً چیز زیادی درباره مناطق
زمانی نمیدانستند. عبارات قرآنی درباره این موضوع به طور قابل ملاحظهای شگفتانگیز
هستند. این مفهوم که یک خانواده درحالیکه خورشید طلوع میکند مشغول صرف صبحانهاند،
درحالیکه خانواده دیگری دارند از هوای فرحبخش شبانگاه لذت میبرند، حقیقتاً حتی در
دوران جدید موضوع متحیرکنندهای است. براستی 14 قرن قبل، یک انسان نمیتوانست بیش از
30 کیلومتر
در روز طی کند، لذا مثلاً سفر از هند به مراکش، بیاغراق ماهها وقت از او صرف میکرد
و احتمالاً هنگامی که او در حال صرف شام در مراکش بود، با خود میاندیشید «اکنون در
خانهام در هند، دقیقاً در حال صرف شام هستند.» این بدان خاطر است که او نمیفهمید
که در فرایند سفر، از میان منطقه زمان گذشته است. تاکنون به این علت که این کلمه
از الله، دانای مطلق میباشد، قرآن چنین پدیدهای را به رسمیت شناخته و تصدیق میکند.
در یک آیه جالب بیان میکند هنگامی که پایان تاریخ فرا رسد و روز قیامت برپا شود،
همه چیز در یک لحظه به وقوع میپیوندد و لاجرم برخی مردم در هنگام روز و برخی مردم
را در هنگام شب فرا میگیرد.

به همان ترتیب که فکر چنین کشفی به چهارده قرن پیش باز نمیگردد، این مسأله به وضوح
مبین خرد متعالی الله و دانش قبلی او نسبت به وجود مناطق زمانی میباشد. مشخصاً،
این پدیده چیزی نیست که برای چشمان شخصی معلوم باشد، یا نتیجه تجربه انسانی باشد.
این حقیقت به خودی خود به مثابه یک مدرک، گواه اصالت قرآن است. با بازگشت به موضوع
حدسهای درست منطبق با هدف مثال موجود، این احتمال که شخصی درباره هر سه موضوع فوق-
جنسیت زنبورها، چرخیدن خورشید و وجود مناطق زمانی- حدس صحیحی بزند، یک در هشت
میباشد.

بدیهی است که شخص میتواند بدین ترتیب ادامه دهد و جلوتر و جلوتر برود، فهرست
حدسهای درست را طولانیتر و طولانیتر کند؛ و البته این احتمالات با هر افزایش در
موضوعاتی که فرد بتواند حدس بزند، بلندتر و بلندتر خواهد شد.

اما هیچکس نمیتواند مطلب زیر را انکار کند:

این احتمال که محمد(ص)- یک بیسواد- بدرستی درباره هزاران و هزاران موضوع حدس زده
باشد و حتی یک بار اشتباه ننموده باشد، آنقدر بزرگ است که نظریه نویسندگی قرآن
توسط وی، بایستی کاملاً از سر بیرون رود، حتی از سوی سرسختترین دشمنان اسلام!

براستی، قرآن منتظر این نوع از هماوردطلبی میباشد. بیتردید، اگر شخصی به فردی در
هنگام ورود به یک سرزمین خارجی بگوید: «من پدرت را میشناسم، او را ملاقات کردهام.»
احتمالاً این مرد که از آن سرزمین است، نسبت به عبارت فرد تازهوارد شک میکند و
میگوید: «شما هماکنون به اینجا آمدهاید. چگونه توانستید پدر من را بشناسید؟» در
نتیجه از وی خواهد پرسید: «بگو آیا پدر من بلند، کوتاه، تیره و یا سفید است؟ شبیه
کیست؟» بدیهی است اگر این مسافر به پاسخ دادن درست به سؤالات ادامه دهد، شککننده
چارهای نخواهد داشت جز اینکه بگوید: «من گمان میکنم شما پدر مرا میشناسید. نمیدانم
چگونه او را میشناسید، اما گمان میکنم که چنین است!»

این وضعیت منطبق با قرآن است که اظهار میکند ناشی از فردوی است که همه چیز را
آفریده است. پس هر فرد حق دارد بگوید: «مرا متقاعد نما! اگر خالق این کتاب واقعاً
منشأ زندگی و همهچیز در آسمانها و زمین است، پس او باید درباره این و درباره آن و
غیره، بداند.» و الزاماً، هر فرد پس از تفحص در قرآن این حقایق را کشف خواهد کرد.
مضاب بر این، ما همگی چیزهایی را به یقین میدانیم، اما همه ما تخصصهای لازم را
برای تحقیق کردن در مورد اینکه قرآن چه چیزهایی را تأیید میکند نداریم. ایمان فرد
به موازات اینکه به بررسی و اثبات حقایق موجود در قرآن بپردازد، افزون میگردد و
فرد به این فکر خواهد افتاد که همه زندگیش را آنچنان بنا کند. خدای من (الله)
همگان را به این حقیقت رهنمون گردد.

متمم

یک مهندس در دانشگاه تورنتو که
علاقهمند به روانشناسی بود و مطالعاتی بر روی آن داشت، تحقیقش را به پیش برد تا
پایاننامهای در تأثیر بحثهای گروهی نگاشت. مقصود تحقیق وی یافتن این بود که چگونه
اغلب مردم هنگامی که در گروههای دو، سه، ده و غیره برای گفتوگو جمع میشوند، بهتر
به نتیجه میرسند. بر اساس نمودار یافتههای وی، مردم بیشترین نتیجه را هنگامی اخذ
میکنند که در گروههای بیش از دو نفر گفتوگو کنند. البته، این کشف مطلقاً ورای
انتظارات وی بود، اما این توصیه بسیار قدیمی داده شده در قرآن است: «بگو، من از
شما یک چیز میخواهم، که برای خدا قیام کنید ] این حقیقت را بیازمایید [ ، دونفره و
یکنفره و پس بیندیشید...» (سوره سبا، 34، آیه 45)

علاوه بر این، هشتاد و نهمین سوره قرآن به شهری به نام «ارم» (شهری از ستونها)
اشاره میکند، که در تاریخ باستان ناشناخته بوده است و تا آنجایی که مورخان به آن
پرداختهاند، ناشناخته بوده است. به هر حال، دسامبر 1978 نشریه جغرافیایی ملی،
اطلاعات جالبی را ارائه کرد که خاطرنشان میساخت در سال 1973 شهر البا ( Elba ) در
سوریه از زیر خاک بیرون آورده شد.

شهر کشفشده 43 قرن قدمت داشت، اما این شگفتانگیزترین بخش موضوع نبود. محققان در
کتابخانه البا سندی مشتمل بر مشخصات همه شهرهایی که البا با آنها تجارت داشت
یافتند. باور کنید یا باور نکنید، در این فهرست شهری وجود داشت به نام «ارم». مردم
البا با مردم ارم تجارت داشتهاند.

در خاتمه از شما میخواهم در عبارت زیر با دقت تأمل فرمایید:

«و آنها میگویند، چرا از سوی خدایشان نشانههایی (آیاتی) بر او نازل نشده است؟ بگو
آیات نزد الله است، و من تنها هشداردهنده آشکارم. اما آیا این برای ایشان کافی
نیست که ما این کتاب (یعنی قرآن) را بر تو نازل کردیم تا بر آنها تلاوت شود؟ در
حقیقت، در آن رحمت و اندرز است به مردمی که ایمان آورند.» (سوره عنکبوت، 29، آیه
51-50)

 

/ 0 نظر / 24 بازدید