تاریخچه بی حجابی

زنان بی
خبر از همه جا در تلاش فراوان برای دست یافتن بحقوق اوّلیه خویش!!گول این تبلیغات
دروغین را خورده و آنان را در اینجهت یاری دادند!! دامنه این اقدامات کم کم کشورهای
اسلامی را نیز فرا گرفت و بصورت سلاحی کار آمد برای تضعیف معنویت و اخلاق و سقوط
اسلامی بکار گرفته شد و استعمارگران در جهت ترویج آن از هیچ اقدامی فروگذار نکردند
در این راستا واژه های بسیاری تغییر کرد مذاهب جدیدی توسط استعمار ساخته شد حرفهائی
در قالب علمی مطرح گردید و... نخستین کشور اسلامی که اقدام بکشف حجاب از بانوان کرد
افغانستان بود.

امان
اللّه خان پادشاه افغانستان مسافرتی به اروپا کرده و در مراجعت از اروپا در سال
1306 شمسی به ایران آمد و از طریق خراسان بکشورش باز گشت به محض ورود به پایتخت
اعلام نمود که زنان بایستی بدون حجاب باشند و نخست خود با همسرش بدون حجاب در مجامع
و محافل ظاهر شد.

این بی
پروائی آنهم در کشوری چون افغانستان موجب قیام عمومی در آن کشور گردید و امان اللّه
خان ناچار به استعفا و ترک کشور شد.

دومین
کشور را میتوان ترکیه دانست: بعد از سقوط دولت عثمانی در ترکیه آتاتورک در سال 1313
فرمان منع حجاب را صادر کرد.

در
ایران آغازگر بی حجابی را زنی بنام قرة العین دانسته اند وی که در سال 1223 در یک
خانواده مذهبی در قزوین بدنیا آمد با ظهور باب به این مسلک استعماری پیوست. وی با
کشف حجاب و آرایش کامل ظاهر میگشت و به ترویج بهائیت میپرداخت تا آنکه فشار افکار
عمومی بر دولت ناصرالدین شاه بالا گرفت و قرة العین معدوم گردید.

ولی
زمینه سازی برای کشف حجاب بطور رسمی همزمان با اقدامات آتاتورک آغاز گردید در سال
1313 وزیر معارف وقت مسافرتی به شیراز میکند و بمناسبتی مجلس جشنی که از پیش تدارک
دیده شده بود برپا میکند که عدّه زیادی از طبقات مردم در آن شرکت نموده بودند پس از
ایراد سخنرانیها و نمایش در خاتمه آن عده ای از دوشیزگان بروی صحنه سِن نمایان
میشوند و ناگهان نقاب از چهره بر میگیرند و ارکستر رقص مینوازند و دختران به پای
کوبی میپردازند.

اعتراض
و فشار افکار عمومی در همان مجلس و در شهر بالا میگیرد و رضا خان بخاطر هراس از
قیام عمومی انجام این اقدام شوم را بتاءخیر میاندازد. ولی پس از مسافرت به ترکیه و
اطمینان از آنکه کشف حجاب در کشورهای اسلامی قیام عمومی را بدنبال نخواهد داشت
بصورت جدی وارد عمل میگردد.

کتاب
تاریخ بیست ساله ایران در اینباره مینویسد: مجالس جشن و سخنرانی ابتدا در تهران و
شهرهای شمال ایران و سپس بتدریج در سایر شهرها برقرار میگردد. ولی پیشرفت زیادی
نداشت و اکثریت مردم نه تنها استقبال نمی کردند بلکه با نظر تنفّر مینگریستند تا
روز 17 دیماه 1314 که شاه باتفاق ملکه و شاهدخت ها در جشن دانشسرای مقدماتی حضور
یافتند.

محمود
جم نخست وزیر وقت میگوید: جالب تر از همه این بود که میهمانان حتی وزاء که یک عمر
بود با هم دوست و رفیق بودند آنروز برای اولین بار صورت زنهای یکدیگر را میدیدند.
چونکه تا آنروز هیچ دوستی مجاز نبود صورت زن دوست خود را ببیند.

البته
این اقدامات بعد از به خاک و خون کشیدن اجتماع مردم مشهد صورت میگیرد در این اجتماع
که در تاریخ 21 تیر ماه 1314 برای انصراف شاه از عمل تغییر لباس و کشف حجاب در مسجد
گوهرشاد قبل از اعلام رسمی آن تشکیل گردیده بود قزاقان دژخیم با کشتن بیش از دو تا
پنج هزار تن و اسیر کردن 1500 نفر، مردم را سرکوب و مرعوب نمودند، این موج خشونت
بنظر رضاخان اعلام رسمی کشف حجاب را با یک قیام عمومی مواجه نمی ساخت.

زیرا که
با این عمل دژخیمانه بهمگان ثابت کرده بود که از هیچ اقدامی جهت این نقشه استعماری
اِباء ندارد.

رضاخان
از این اقدامات طرفی نبست تبلیغات مطبوعات وابسته هم تاءثیر چندانی نداشت بالا خره
با زور سر نیزه به عملی کردن کشف حجاب پرداخت.

امام
خمینی در بیان خاطرات تلخ خود از این روز میفرمایند: امروز هفده دی است من یادم هست
که هفده دی چه شرارتی کرد این آدم رضاخان ، چقدر به این ملت فشار آورد چه اختناقی
ایجاد کرد، چه محترماتی را هتک کرد، چقدر سقط جنین شد.

در هفده
دی و اطراف هفده دی چقدر ماءموران و دژخیمان او به زن ها تندی کردند و زن ها را از
توی خانه ها بیرون کشیدند، کارهائی که او کرده است نمی شود شرحش داد.

مهدیقلی
هدایت در این مورد مینویسد: پلیس دستور یافت روسری را از سرزنها بکشد، روسری ها
پاره شد و اگر ارزش داشت تصاحب، مدتی زد و خورد بین پلیس و زنها دوام داشت بسیار
زنها را شنیدم که از خانه بیرون نیامدند ولی این سلاح نیز مؤثّر واقع
نشد.

این
اقدامات توسط محمدرضا شاه نیز بطور جدی با برنامه ریزی گسترده و البته با ملایمت
بیشتری دنبال شد تنها در یکی از جلسات برنامه ریزی کشف حجاب 31 برنامه اجرائی برای
برداشتن چادر نظیر استفاده از صدا و سیما، انتشار مقاله، آموزش غیر مستقیم کودکان
در مدارس، ممنوع بودن چادر برای دانشجویان و کارمندان به تصویب رسید.

و
بتدریج بمرحله اجرا گذاشته شد، زنان شریف و نجیب ایرانی اگر چه تحت فشار همه جانبه
تبلیغات و عملکرد این پدر و پسر بودند. لکن جز اندکی ناآگاه اصالت خویش را حفظ
کردند و برگی دیگر بر افتخارات خویش افزودند و با پیروزی انقلاب اسلامی جهان را
متوجه ارزش آن قانون الهی نمودند. بنابر این میتوان گفت ؛ توطئه کشف حجاب توسط
استعمار انگلیس طراحی گردید، بهائیت در ایران ماءمور زمینه سازی آن گردید و مزدوران
انگلیس امان اللّه خان در افعانستان، آتاتورک در ترکیه و رضاخان در ایران عامل
اجرای این توطئه شوم بودند.

 

علل پیدایش حجاب

علت و فلسفه پیدا شدن حجاب چیست ؟ چطور
شد که در میان همه یا بعضی‏ ملل باستانی پدید آمد ؟ اسلام که دینی است که در همه
دستورهای خویش‏ فلسفه و منظوری دارد چرا و روی چه مصلحتی حجاب را تأیید و یا تأسیس
کرد ؟ . مخالفان حجاب سعی کرده‏اند جریانات ظالمانه‏ای را به عنوان علت پیدا شدن
حجاب ذکر کنند ، و در این جهت میان حجاب اسلامی و غیر اسلامی فرق‏ نمی‏گذارند ،
چنین وانمود می‏کنند که حجاب اسلامی نیز از همین جریانات‏ ظالمانه سرچشمه
می‏گیرد

در باب علت پیدا شدن حجاب نظریات
گوناگونی ابراز شده است و غالبا این علتها برای ظالمانه یا جاهلانه جلوه دادن حجاب
ذکر شده است . ما مجموع آنها را ذکر می‏کنیم . نظریاتی که به دست آورده‏ایم بعضی
فلسفی و بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی و بعضی روانی است که ذیلا ذکر
می‏شود :

1 - میل به ریاضت و رهبانیت ( ریشه
فلسفی )

2 - عدم امنیت و عدالت اجتماعی ( ریشه
اجتماعی )

3 - پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار
نیروی وی در جهت منافع‏ اقتصادی مرد ( ریشه اقتصادی )

4 - حسادت و خودخواهی مرد ( ریشه اخلاقی
)

5 - عادت زنانگی زن و احساس او به اینکه
در خلقت از مرد چیزی کم‏ دارد ، به علاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک
معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است ( ریشه روانی )

علل نامبرده یا به هیچ وجه تأثیری در
پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه از جهان نداشته است و بی جهت آنها را به نام علت حجاب
ذکر کرده‏اند و یا فرضا در پدید آمدن بعضی از سیستمهای غیر اسلامی تأثیر داشته است
در حجاب‏ اسلامی تأثیر نداشته است یعنی حکمت و فلسفه‏ای که در اسلام سبب تشریع‏
حجاب شده نبوده است

همانطور که ملاحظه می‏شود مخالفان حجاب
گاهی آن را زائیده یک طرز تفکر فلسفی خاص درباره جهان و لذات جهان معرفی می‏کنند و
گاهی ریشه سیاسی و اجتماعی برای آن ذکر می‏کنند و گاهی آنرا معلول علل اقتصادی
می‏دانند و گاهی جنبه‏های خاص اخلاقی یا روانی را در پدید آمدن آن دخالت
می‏دهند

 

ما هر یک از این علل را ذکر و سپس
انتقاد می‏کنیم و ثابت می‏کنیم که‏ اسلام در فلسفه اجتماعی خود به هیچیک از این
جهات نظر نداشته است و هیچیک از آنها با مبانی مسلم و شناخته شده اسلام وفق نمی‏دهد
و در خاتمه به یک علت اساسی اشاره می‏کنیم که از نظر ما موجه‏ترین آنها به شمار
می‏رود

 

ریاضت و
رهبانیت

ارتباط مسأله پوشش با فلسفه ریاضت و
رهبانیت از این جهت است که‏ چون زن بزرگترین موضوع خوشی و کامرانی بشر است ، اگر زن
و مرد معاشر و محشور با یکدیگر باشند ، خواه ناخواه دنبال لذتجوئی و کامیابی
می‏روند

پیروان فلسفه رهبانیت و ترک لذت برای
اینکه محیط را کاملا با زهد و ریاضت سازگار کنند بین زن و مرد حریم قائل شده پوشش
را وضع کرده‏اند ، کما اینکه با چیزهای دیگری هم که نظیر زن محرک لذت و بهجت بوده
است‏ مبارزه کرده‏اند . پدید آمدن پوشش طبق این نظریه ، دنباله و نتیجه پلید دانستن
ازدواج و مقدس شمردن عزوبت است

ایده ریاضت و ترک دنیا همانطوری که در
موضوع مال ، فلسفه فقر طلبی و پشت پا زدن به همه وسائل مادی را به وجود آورده است ،
در مورد زن فلسفه‏ تجرد طلبی و مخالفت با جمال را ایجاد کرده است . بلند نگهداشتن
مو که‏ در میان سیکها ، هندوها و بعضی‏ها در اویش معمول است نیز از مظاهر مخالفت با
جمال و مبارزه با شهوت و از ثمرات فلسفه طرف لذت و میل به‏ ریاضت است . می‏گویند
کوتاه کردن و ستردن مو ، سبب فزونی رغبت جنسی‏ می‏گردد و بلند کردن آن موجب تقلیل و
کاهش آن است

 

در اینجا بد نیست قسمتی از گفته برتراند
راسل را در این موضوع بیاوریم‏ . وی در کتاب " زناشوئی و اخلاق " صفحه 30 می‏گوید
:

" بخصوص در قرون اول مسیحیت این طرز فکر
سن پول ( بولس مقدس ) از طرف کلیسا اشاعه تمام یافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت
و عده‏ بیشماری راه بیابان پیش گرفتند تا شیطان را منکوب سازند ، شیطانی که هر آن
ذهن آنان را از تخیلات شهوانی مملو می‏ساخت . کلیسا ضمنا با استحمام‏ به مبارزه
پرداخت زیرا خطوط بدن ، انسان را به طرف گناه می‏راند . کلیسا چرک بدن را تحسین
کرده رایحه بدن صورت بوی تقدس را به خود گرفت زیرا باز به نظر سن پول نظافت بدن و
آرایش آن با نظافت روح منافات دارد

شپش مروارید خدا شناخته شد . . .
"

اینجا این پرسش پیش می‏آید که اساسا علت
تمایل بشر به ریاضت و رهبانیت چیست ؟ بشر طبعا باید کامجو و لذت طلب باشد . پرهیز
از لذت‏ و محروم کردن خود باید دلیلی داشته باشد

چنانکه می‏دانیم رهبانیت و دشمنی با لذت
جریانی بوده که در بسیاری از نقاط جهان وجود داشته است . از جمله مراکز آن در مشرق
زمین ، هندوستان ، و در مغرب زمین یونان بوده است . نخله " کلبی " که یکی از
نخله‏های‏ فلسفی است و در یونان رواج داشته است ، طرفدار " فقر " و مخالف لذت‏ مادی
بوده است ( 1 )

 

پاورقی : 1 - سرسلسله کلبیون یکی از
شاگردان سقراط است به نام " انتیس طینس‏ " . او مانند استاد خود غایت وجود را در
کسب فضیلت دانست ولی فضیلت‏ را در ترک همه تمتعات جسمانی و روحانی می‏دانست .
گفته‏اند : " از این‏ جهت او و پیروانش را کلبیون می‏گفتند که گفتگوهای " انتیس
طینس " در محلی از شهر آتن‏ واقع می‏شد که به مناسباتی آنجا را " سگ سفید "
می‏خواندند . و نیز به‏ سبب اینکه پیروان او در شیوه انصراف از دنیا و اعراض از
علائق دنیوی‏ چنانکه مبالغه کردند که از آداب و رسوم معاشرت و لوازم زندگانی متمدن‏
نیز دست برداشته حالت دام و دد اختیار نمودند ، با لباس کهنه و پاره و سر و پای
برهنه و موی ژولیده ( مانند هیپی‏های عصر ما ) میان مردم می‏رفتند و در گفتگو هر چه
بر زبان می‏گذشت بی ملاحظه می‏گفتند ، بلکه در زخم زبان‏ اصرار داشتند و به فقر و
تحمل رنج و درد ، سرفرازی می‏کردند و همه قیود و حدودی که مردم در زندگانی اجتماعی
بدان مقید شده‏اند ترک کرده حالت‏ طبیعی را پیشه خود ساخته بودند " . ( سیر حکمت در
اروپا ، جلد اول صفحه‏ 70 )

یکی از علل پدید آمدن اینگونه افکار و
عقاید ، تمایل بشر برای وصول به‏ حقیقت است . این تمایل در بعضی افراد فوق العاده
شدید است ، و اگر با این عقیده ضمیمه گردد که کشف حقیقت از برای روح آنگاه حاصل
می‏شود که‏ بدن و تمایلات بدنی و جسمانی مقهور گردد ، قهرا منجر به ریاضت و رهبانیت
می‏گردد . به عبارت دیگر ، این اندیشه که وصول به حق جزا از راه‏ فنا و نیستی و
مخالفت با هوای نفس میسر نیست ، علت اصلی پدید آمدن‏ ریاضت و رهبانیت
است

علت دیگر پدیده ریاضت آمیخته بودن لذات
مادی به پاره‏ای از رنجهای‏ معنوی است . بشر دیده است که همواره در کنار لذتهای
مادی یک عده‏ رنجهای روحی وجود دارد . مثلا دیده است که هر چند داشتن ثروت موجب یک‏
سلسله خوشیها و کامرانیها است اما هزاران ناراحتیها و اضطرابها و تحمل‏ ذلتها در
تحصیل و در نگهداری آن وجود دارد .

 

بشر دیده است که آزادی و استغناء و علو
طبع خود را به واسطه این لذات مادی از دست می‏دهد . از اینرو از همه آن لذات چشم
پوشیده تجرد و استغناء را پیشه خود ساخته است

شاید در ریاضت هندی ، عامل اول ، و در
فقر طلبی کلبی یونانی عامل دوم‏ بیشتر مؤثر بوده است

علل دیگری نیز برای پدید آمدن ریاضت و
گریز از لذت ذکر کرده‏اند . از آنجمله اینکه محرومیت و شکست در موفقیتهای مادی
مخصوصا شکست در عشق ، سبب توجه به ریاضت می‏گردد . روح بشر پس از این نوع شکستها
انتقام خود را از لذتهای مادی بدین صورت می‏گیرد که آنها را پلید می‏شناسد و
فلسفه‏ای‏ برای پلیدی آنها می‏سازد

افراط در خوشگذرانی و کامجوئی عامل دیگر
توجه به ریاضت است . ظرفیت‏ جسمانی انسان برای لذت محدود است . افراط در کامجوئی و
لذات جسمانی و تحمیل بیش از اندازه ظرفیت بر بدن موجب عکس العمل شدید روحی مخصوصا
در سنین پیری می‏گردد . خستگی ، سرخوردگی به وجود می‏آورد

تأثیر این دو علت را نباید انکار کرد
ولی مسلما اینها علت منحصر نمی‏باشند . تأثیر این دو علت بدین نحو است که پس از
شکستها و عدم‏ موفقیتها ، و یا خستگیها و فرسودگیها ، اندیشه وصول به حقیقت در روح‏
بیدار می‏گردد . توجه به مادیات و غرق شدن در اندیشه‏های مادی خود مانعی‏ است برای
اینکه انسان درباره ازلیت و ابدیت و حقیقت جاودانی بیاندیشد و در این جهت فکر و
تلاش کند که از کجا آمده‏ام و در کجا هستم و به کجا می‏روم ؟ اما همینکه به واسطه
شکست و یا خستگی ، حالت گریز و بی رغبتی‏ نسبت به مادیات در روح پدید آمد ، اندیشه
در مطلقات بلامزاحم مانده جان‏ می‏گیرد . این دو عامل همیشه به کمک عامل اول سبب
توجه به ریاضت می‏شود . و البته بعضی از افرادی که به سوی ریاضت کشیده می‏شوند تحت
تأثیر این‏ دو عامل می‏باشند نه همه آنها

 

بررسی

اکنون ببینیم از نظر اسلام و طرز تفکری
که اسلام به جهان عرضه داشته است‏ آیا چنین تعلیل و توجیهی برای پوشش صحیح است
؟

اسلام خوشبختانه یک طرز تفکر و جهانبینی
روشن دارد ، نظرش درباره‏ انسان و جهان و لذت روشن است و به خوبی می‏توان فهمید که
آیا چنین‏ اندیشه‏ای در جهانبینی اسلام وجود دارد یا نه ؟

ما منکر نیستیم که رهبانیت و ترک لذت در
نقاطی از جهان وجود داشته‏ است و شاید بتوان پوشش زن را در جاهائی که چنین فکری
حکومت می‏کرده‏ است از ثمرات آن دانست ، ولی اسلام که پوشش را تعیین کرد نه در هیچ
جا به چنین علتی استناد جسته است و نه چنین فلسفه‏ای با روح اسلام و با سایر
دستورهای آن قابل تطبیق است

اصولا اسلام با فکر ریاضت و رهبانیت سخت
مبارزه کرده است و این مطلب‏ را مستشرقین اروپائی هم قبول دارند . اسلام به نظافت
تشویق کرده ، به جای‏ اینکه شپش را مروارید خدا بشناسد گفته است : " « النظافة من
اعیمان » " . پیغمبر اکرم شخصی‏ را دید در حالی که موهایش ژولیده و جامه‏هایش چرکین
بود و بد حال می‏نمود . فرمود : " « من الدین المتعة » " ( 1 ) یعنی تمتع و بهره
بردن از نعمتهای خدا جزو دین است . و هم آنحضرت فرمود : " « بئس العبد القاذوره » "
( 2 ) یعنی بدترین بنده شخص چرکین و کثیف است

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود : " «
ان الله جمیل یحب الجمال » " ( 3 ) خداوند زیبا است و زیبائی را دوست می‏دارد .
امام صادق فرمود : " خداو ند زیبا است و دوست می‏دارد که بنده‏ای خود را بیاراید و
زیبا نماید و بر عکس ، فقر را و تظاهر به فقر را دشمن می‏دارد . اگر خداوند نعمتی
به‏ شما عنایت کرد باید اثر آن نعمت در زندگی شما نمایان گردد . به آنحضرت‏ گفتند
چگونه اثر نعمت خدا نمایان گردد ؟ فرمود به اینکه جامه شخص نظیف‏ باشد ، بوی خوش
استعمال کند ، خانه خود را با گچ سفید کند ، بیرون خانه‏ را جاروب کند ، حتی پیش از
غروب چراغها را روشن کند که بر وسعت رزق‏ می‏افزاید " ( 4 )

در قدیمی‏ترین کتابهائی که در دست داریم
مانند " کافی " که یادگار هزار سال پیش است ، بحثی تحت عنوان " باب الزی و التجمل "
وجود دارد . اسلام به کوتاه کردن و شانه کردن مو و به کار بردن بوی خوش و روغن‏ زدن
به سر سفارشهای اکید کرده است

 

پاورقی : 1 - وسائل جلد اول صفحه . 277
2 و 3 - وسائل جلد اول صفحه . 277 4 - وسائل جلد اول صفحه . 278

عده‏ای از اصحاب رسول اکرم به خاطر
اینکه بهتر و بیشتر عبادت کنند و از لذات روحانی بهره‏مند شوند ترک زن و فرزند
کردند ، روزها روزه‏ می‏گرفتند و شبها عبادت می‏کردند . همینکه رسول خدا آگاه شد
آنها را منع‏ کرد و گفت من که پیشوای شما هستم چنین نیستم ، بعضی روزها روزه
می‏گیرم ، بعضی روزها افطار می‏کنم ، بعضی روزها افطار می‏کنم ، قسمتی از شب را
عبادت می‏کنم و قسمتی دیگر نزد زنهای خود هستم . همین عده از رسول خدا اجازه
خواستند که برای اینکه ریشه تحریکات جنسی را از وجود خود بکنند ، خود را اخته کنند
. رسول اکرم اجازه نداد ، فرمود در اسلام این کارها حرام‏ است

روزی سه زن به حضور رسول اکرم آمده از
شوهران خود شکایت کردند . یکی‏ گفت شوهر من گوشت نمی‏خورد . دیگری گفت شوهر من از
بوی خوش اجتناب‏ می‏کند . سومی گفت شوهر من از زنان دوری می‏کند . رسول خدا بیدرنگ
در حالی که به علامت خشم ردایش را به زمین می‏کشید ، از خانه به مسجد رفت و بر منبر
آمد و فریاد کرد : چه می‏شود گروهی از یاران مرا که ترک گوشت و بوی خوش و زن
کرده‏اند ؟ ! همانا من خودم هم گوشت می‏خورم و هم بوی خوش‏ استعمال می‏کنم و هم از
زنان بهره می‏گیرم . از روش من اعراض کند از من‏ نیست ( 1 )

 

پاورقی : 1 - " کافی " تألیف محمد بن
یعقوب کلینی جلد 5 صفحه 496 ، و وسائل‏ جلد 3 ص . 14 برای روایات نهی از تبتل و
اختصا ( رهبانیت و خود را اخته کردن ) رجوع شود به " صحیح بخاری " جلد 7 صفحات 4 و
5 و 40 و " صحیح مسلم " جلد 4 صفحه 129 و " جامع ترمذی " چاپ هند صفحه
173

 

 

دستور کوتاه کردن لباس - برخلاف معمول
اعراب که لباسهایشان به قدری‏ بلند بود که زمین را جاروب می‏کرد - به خاطر نظافت
است که در اولین‏ آیات نازله بر رسول اکرم بیان شده است : « و ثیابک فطهر »( 1
)

همچنین استحباب پوشیدن جامه سفید یکی به
خاطر زیبائی است و دیگر به‏ خاطر پاکیزگی است ، زیرا لباس سفید چرک را بهتر نمایان
می‏سازد و به‏ همین موضوع در روایات اشاره شده است : « البسوا البیاض فانه اطیب و
اطهر » . ( 2 ) رسول اکرم هنگامی که می‏خواست نزد اصحابش برود به آئینه‏ نگاه
می‏کرد ، موهای خود را شانه و مرتب می‏ساخت و می‏گفت خداوند دوست‏ می‏دارد بنده‏اش
را که وقتی که به حضور دوستان خود می‏رود خود را آماده و زیبا سازد ( 3 ) . ، یعنی
لباس سفید بپوشد که زیباتر و پاکیزه‏تر است

قرآن کریم آفرینش وسائل تجمل را از
لطفهای خدا نسبت به بندگانش‏ قلمداد کرده است و تحریم زینتهای دنیا بر خود ، سخت
مورد انتقاد قرآن‏ قرار گرفته است : " « قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده و
الطیبات‏ من الرزق »" ( 4 ) .

 

پاورقی : 1 - جامه‏های خویش را پاکیزه
گردان . سوره المدثر ، آیه . 4 2 - وسائل ، جلد اول صفحه . 280 3 - وسائل ، جلد اول
صفحه . 278 4 - بگو چه کسی زینتهائی که خدا برای بندگان خود آفریده و روزیهای‏
پاکیزه را حرام کرده است ؟ سوره الاعراف ، آیه . 32

در احادیث اسلامی آمده است که ائمه
اطهار با متصوفه کرارا مباحثه کرده و مرام آنان را با استناد به همین آیه باطل نشان
داده‏اند

اسلام التذاذ و کامجوئی زن و شوهر از
یکدیگر را نه تنها تقبیح نکرده‏ است ، ثوابهائی هم برای آن قائل شده است . شاید
برای یک نفر فرنگی‏ شگفت انگیز باشد اگر بشنود اسلام مزاح و ملاعبه زن و شوهر ،
آرایش کردن‏ زن برای شوهر ، پاکیزه کردن شوهر خود را برای زن مستحب می‏داند . در
قدیم‏ که به پیروی از کلیسا همه گونه التذاذات شهوانی را تقبیح می‏کردند ، این‏
حرفها را تخطئه کرده حتی مسخره می‏دانستند

اسلام التذاذات جنسی در غیر محدوده
ازدواج قانونی را به شدت منع‏ فرموده است و آن خود فلسفه خاصی دارد که بعد توضیح
خواهیم داد ، ولی‏ لذت جنسی در حدود قانون را تحسین کرده است تا جائی که فرموده
دوست‏ داشتن زن از صفات پیغمبران است : « من اخلاق الانبیاء حب النساء »
(2)

در اسلام زنی که در آرایش و زینت خود
برای شوهر کوتاهی کند ، نکوهش‏ شده است کما اینکه مردانی که در ارضاء زن خود کوتاهی
می‏کنند نیز نکوهش‏ شده‏اند

 

پاورقی : 1 - رجوع شود به وسائل جلد 1
صفحه . 279 2 - وسائل الشیعه جلد 3 صفحه . 3

 

حسن بن جهم می‏گوید : بر حضرت موسی بن
جعفر علیه السلام وارد شدم ، دیدم‏ خضاب فرموده است . گفتم رنگ مشکی به کار
برده‏اید ؟ فرمود : بلی ، خضاب و آرایش در مرد موجب افزایش پاکدامنی در همسر او است
. برخی از زنان به این جهت که شوهرانشان خود را نمی‏آرایند ، عفاف را از دست
می‏دهند ( 1 )

حدیث دیگری از پیغمبر اکرم صلی الله
علیه و آله نقل شده که : « تنظفوا و لا تشبهوا بالیهود »

یعنی نظیف باشید و خودتان را شبیه به
یهود نکنید . بعد فرمود زنان‏ یهودی که زناکار شدند بدان جهت بود که شوهرانشان کثیف
بودند و مورد رغبت واقع نمی‏شدند . خودتان را پاکیزه کنید تا زنانتان به شما راغب‏
گردند عثمان بن مظعون یکی از اکابر صحابه رسول اکرم است ، خواست به تقلید از راهبان
، به اصطلاح تارک دنیا شود ، ترک زن و زندگی کرد و لذتها را بر خویش تحریم
ساخت

همسرش نزد رسول خدا آمده عرض کرد یا
رسول الله ! عثمان روزها را روزه‏ می‏گیرد و شبها به نماز بر می‏خیزد . پیغمبر اکرم
صلی الله علیه و آله‏ خشمگین شده برخاست به نزد وی آمد . عثمان مشغول نماز بود .
صبر کرد تا نمازش تمام شد ، فرمود : ای عثمان خدا مرا به رهبانیت دستور نفرموده‏
است . دین من روشی منطبق بر واقعیت و در عین حال ساده و آسان است . " « لم یرسلنی
الله تعالی بالرهبانیة و لکن بعثنی بالحنیفیة السهلة السمحة» " ( 3 ) یعنی خداوند
مرا برای رهبانیت و ریاضت نفرستاده است ، مرا برای شریعتی فطری و آسان و با گذشت
فرستاده است .

 

پاورقی : 1 - کافی جلد 5 صفحه . 567 2 -
نهج الفصاحه

3 - کافی جلد 5 صفحه . 494

 

من نماز می‏خوانم و روزه می‏گیرم و با
همسرانم نیز مباشرت دارم . هر کس که دین مطابق با فطرت‏ مرا دوست می‏دارد باید از
من پیروی کند . ازدواج یکی از سنتهای من است

 

عدم امنیت

ریشه دیگری که برای به وجود آمدن پوشش
ذکر کرده‏اند ناامنی است . در زمانهای قدیم بیعدالتی و ناامنی بسیار بوده است . دست
تجاوز زورمندان و قلدران به مال و ناموس مردم بیباکانه دراز بوده است . مردم اگر
پول و ثروتی داشتند ناچار بودند به صورت دفینه در زیر خاک پنهان کنند . علت‏ مخفی
ماندن گنجها اینست که صاحبان طلا و ثروت جرأت نمی‏کردند که حتی‏ بچه‏های خود را از
پنهانگاه ثروت خود آگاه سازند . می‏ترسیدند که راز آنها به وسیله بچه‏ها فاش شود و
مورد تجاوز و گزند قلدران واقع شوند . بدین‏ ترتیب گاهی اتفاق می‏افتاد که پدر با
مرگ ناگهانی از دنیا می‏رفت و فرصت نمی‏کرد اسرار خود را به فرزندش بسپارد . قهرا
دارائی او در زیر خاکها مدفون می‏ماند . جمله معروف استر ذهبک و ذهابک و مذهبک :
پول و مسافرت و عقیده خود را آشکار نکن ، یادگار آن زمانها است

 

همانطور که در مورد ثروت امنیت نبود ،
راجع به زن هم امنیت وجود نداشت . هر کس زن زیبائی داشت ناچار بود او را از نظر
زورمندان مخفی نگهدارد . زیرا اگر آنها اطلاع پیدا می‏کردند . او دیگر مالک زن خود
نبود

ایران دوره ساسانی ناظر جنایتها و فجایع
عجیبی در این زمینه بوده است‏ . شاهزادگان و موبدان و حتی کدخداها و اربابها هرگاه
از وجود زن زیبائی‏ در یک خانه مطلع می‏شدند به آن خانه می‏ریختند و زن را از خانه
شوهرش‏ بیرون می‏کشیدند . در آن موقع سخن از پوشش و حجاب نبود . سخن از به‏ اصطلاح
قایم کردن و مخفی داشتن زن بود که احدی نفهمد . ویل دورانت در کتاب " تاریخ تمدن "
قضایای شرم‏آوری در این باره از ایران قدیم نقل‏ می‏کند . کنت گوبینو در کتاب " سه
سال در ایران " می‏گوید : حجابی که‏ هم اکنون در ایران است بیش از آن اندازه که
مستند به اسلام باشد مستند به ایران قبل از اسلام است . و می‏نویسد که در ایران
قدیم مردم هیچ امنیتی‏ در مورد زنها نداشتند

درباره انوشیروان - که به غلط او را
عادل خوانده‏اند - نقل شده که وقتی‏ یکی از سرهنگان ارتش او زنی زیبا داشت .
انوشیروان به قصد تجاوز به زن‏ او در غیاب او به خانه‏اش رفت . زن جریان را برای
شوهر خود نقل کرد

بیچاره شوهر ، دید زنش را که از دست
داده سهل است جانش نیز در خطر است . فورا زن خویش را طلاق گفت . وقتی انوشیروان
مطلع شد که وی زنش‏ را طلاق داده است به او گفت شنیدم یک بوستان بسیار زیبائی
داشته‏ای و اخیرا آن را رها کرده‏ای ، چرا ؟ گفت جای پای شیر در آن بوستان دیدم‏
ترسیدم مرا بدرد . انوشیروان خندید و گفت دیگر آن شیر به آن بوستان‏ نخواهد
آمد

 

این نا امنی‏ها اختصاص به ایران و به
زمانهای قدیم نداشته است

داستان اذان نیمه شب که در " داستان
راستان " آورده‏ایم نشان می‏دهد که‏ چگونه مشابه این جریانها در دوران تسلط مردم
ماوراء النهر بر دستگاه‏ خلافت بغداد ، در بغداد هم رواج داشته است . در همین
زمانها نزدیک‏ خودمان یکی از شاهزادگان در اصفهان از اینگونه تجاوزها زیاد داشته
است و مردم اصفهان قصه‏های زیادی از زمان حکومت او نقل می‏کنند

 

بررسی

ما وجود نا امنی‏ها و بیعدالتی‏های زمان
گذشته و تأثیر آنها را در مخفی‏ کردن زن منکر نیستیم

 

مسلما حجابهای افراطی و عقائد افراطی
درباره پوشیدن زن معلول همین نوع‏ جریانهای تاریخی است . ولی باید ببینیم آیا فلسفه
پوشش زن در اسلام همین‏ " قر " می‏زنند و او را از شوهر و فرزند آواره می‏کنند .
اینگونه حوادث‏ و یا حوادثی از قبیل ربودن زنان و دختران به وسیله تا کسی یا وسیله
دیگر زیاد اتفاق می‏افتد و در روزنامه‏ها می‏خوانیم . در روزنامه اطلاعات مورخ 6 أ
47 / 9 تحت عنوان " زنان امریکا در معرض خطر حملات جنسی " می‏نویسد : . " واشنگتن
آسوشیتدپرس - سه پزشک محقق امریکائی در گزارشی که برای‏ دولت امریکا تهیه کرده‏اند
اعلام نموده‏اند که در میان ایالات امریکا لوس‏آنجلس از لحاظ میزان " زنای به عنف "
مقام اول را دارد و واشنگتن‏ مقام سیزدهم را حائز است . البته این بدان معنی نیست
که زنان و دختران‏ در واشنگتن از حملات جنسی در امانند ، اما امنیت آنها از بسیاری
از شهرهای بزرگ امریکا بیشتر است . در هر صد هزار جمعیت لوس‏آنجلس 52 مورد زنای به
عنف وجود دارد . در حالی که در واشنگتن این رقم 17 / 7 می‏باشد . در نیویورک در مدت
شش ماه 3000 شکایت از هتک ناموس به زور به اداره پلیس رسیده است . سن این عده
شاکیان بین شش سال تا هشتاد و هشت سال بوده و قسمت اعظم شاکیان چهارده ساله
بوده‏اند "

پس این ادعا که در عصر ما امنیت ناموسی
کامل برقرار است و صاحبان‏ نوامیس باید از این نظر خاطرشان جمع باشد یاوه‏ای بیش
نیست

ثانیا فرض کنیم امنیت ناموسی کامل در
جهان برقرار شده و تجاوز به‏ عنف دیگر وجود ندارد و هر تجاوزی که به نوامیس مردم
می‏شود از روی رضای‏ طرفین است ، ریشه نظر اسلام درباره پوشش چیست ؟ آیا نظر اسلام
به عدم‏ امنیت بوده تا گفته شود اکنون که امنیت کامل برقرار شده دلیلی برای‏ پوشش
نیست ؟

 

 

مسلما علت دستور پوشش در اسلام عدم
امنیت نبوده است . لااقل علت‏ منحصر و اساسی ، عدم امنیت نبوده است ، زیرا این ام

/ 0 نظر / 18 بازدید